تازگیا یه تحقیق خودرویی بسیار باحال در آمریکا انجام شده که در اون کم هزینه ترین و پر هزینه ترین برنده ها واسه نگهداری در طول یه دوره ۱۰ ساله رتبه بندی شدن.

این تحقیق پا رو بالاتر گذشته و حتی به بررسی مدلای موجود هم پرداخته. از اونجایی که این مقاله حجم زیادی داره، عزممونو جزم کردیم اونو به سه قسمت تبدیل کرده و به شکل سه مطلب جداگونه به کاربران عزیز سایت ما ارائه کنیم.

ارزشمندترین دارایی آمریکاییا بعد از مسکن، اتومبیله. هر آمریکایی به طور میانگین ۵ درصد از درآمد خود رو به خرید اتومبیل اختصاص میده. به همین نسبت ۵ درصد دیگه صرف هزینه نگهداری خودروی خریداری شده می شه که در کل ۱۰ درصد از درآمد کلی فرد رو شامل می شه.

از اونجایی که خودروهای جور واجور هزینه نگهداری متفاوتی دارن، آدمایی که اقتصادی فکر می کنن به دنبال انتخاب اتومبیلی کم استهلاک و بدون دردسر میرن. با در نظر گرفتن این شرایط در بخش اول می خوایم به ۱۰ خودروی کم خرج و کم هزینه بپردازیم.

رتبه ۱۰ کیا اپتیما

کیا اپتیما، خودروی شیک و مدروز کره ای با هزینه نگهداری ۶,۴۰۰ دلار در طول یه دوره ده ساله، جزو کم هزینه ترین خودروهای موجود در بازار آمریکاست.

Optima

این اتومبیل که در ایران هم حضور داره، در کنار هزینه کم از ظاهری قشنگتر، امکانات مناسب، پیشرانه توانا و قیمتی مناسب برخورداره.

رتبه ۹ سایون xB

برند سایون (Scion) که شاید کمتر در ایران شناخته شده باشه، زیرمجموعه تویوتا بود که با هدف تولید خودروهای کامپکت اسپورت و جذب مشتریان جوون پایه گذاری شد.

این برند که  ۱۳ سال پیش تاسیس شده بود، یه چند وقت پیش  با تصمیم تویوتا به کار خود پایان داده و به خاطرها ملحق شد.

Scion

اما یکی از مدلای عجیب سایون در این لیست دیده می شه؛ xB با طراحی عجیب و جعبه ای خود در طول ۱۰ سال فقط ۶,۳۰۰ دلار هزینه روی دوش مالک خود میذاره که واسه یه آمریکایی رقمی پایین حساب می شه.

رتبه ۸ تویوتا یاریس

یاریس یه خودروی دوست داشتنی و کم مصرفه که با نسلای دوم و سوم در ایران هم حضور داشته. این اتومبیل کوچیک در ایران به مصرف کم و کارکرد قابل اطمینان مشهور بوده.

Yaris

طبق تحقیق انجام شده، یاریس در طول دوره ۱۰ ساله  ۶,۱۰۰ دلار هزینه نگهداری به دنبال داره.

رتبه ۷ نیسان ورسا

سدان کوچیک نیسان که با قیمت تقریبی ۱۳ هزار دلار جزو خودروهای ارزون قیمت هستش، در بخش هزینه نگهداری هم ارزون بوده و در طول ۱۰ سال ۵,۹۰۰ دلار به مالک خود تحمیل می کنه.

Versa

رتبه ۶ تویوتا کرولا

الکی نیس که این خودرو عنوان پرفروش ترین خودروی جهان رو به خود اختصاص داده. کرولا از سال ۱۹۶۶ تا الان به رکورد فروش بیشتر از ۴۰ میلیون دستگاه دست یافته که رسیدن به اون کار بسیار سختیه.

crolla

این سدان کوچیک اما مطمئن در طول ۱۰ سال حدود ۵,۸۰۰ دلار هزینه نگهداری داره.

 

رتبه ۵ تویوتا تاکوما

تو روزهایی که شورولت و هوندا وانتای تولیدی خود رو جون سخت ترین و مقاوم ترین عنوان می کنن، حضور تاکوما در لیست کم هزینه ترین خودروهای آمریکا می تونه بهترین تبلیغ واسه اون باشه.

Tacoma

تاکوما که جانشینی واسه هایلوکس هستش، حتی از یاریس هم کم هزینه تر بوده و مثل کرولا هزینه ۵,۸۰۰ دلاری در طول دوره ۱۰ ساله خواهد طلبید.

رتبه ۴ هوندا فیت

هاچ بک کوچیک ژاپنی که واسه ایرانیان کمی نامعلوم باقی مونده، مثل بقیه هموطنان خود کم هزینه ظاهر شده و با ۵,۵۰۰ دلار در طول یه دهه هوای مالک خود رو داره!

fit

رتبه ۳ تویوتا کمری

کمری خودروییه که در همه جای جهان از اون خوب یاد می شه، مخصوصا در ایران که مورد اعتماد خیلی از خونواده های تقریبا مرفه بوده.

این سدان اندازه متوسط که همیشه جزو پرفروش ترین خودروها  در آمریکا بوده در طول دوره ۱۰ ساله به ۵,۲۰۰ دلار واسه نگهداری نیاز داره.

camry

رتبه ۲ کیا سول

در حالی که نامی از اجناس هیوندای دیده نمی شه، سول پس از اپتیما دومین نماینده کیا در این لیسته. این اتومبیل کره ای با شکل و شمایل خاص خود در طول یه دهه خدمت رسانی فقط ۴,۷۰۰ دلار می خواد.

soul

رتبه ۱ تویوتا پریوس

معروف ترین خودروی هیبریدی جهان که افتخاری واسه تویوتاست؛ پریوس با مصرف فوق العاده کمی که داره، بسیار راضی بوده و در دوره ۱۰ ساله بیشتر از ۴,۳۰۰ هزینه به مالک خود تحمیل نمیکنه.

هر چند ظاهر و کابین نامتعارف اون شاید نتونه همه رو به خرید خود راضی کنه، اما کسائی که دوستدار محیط زیست بوده و از طرفی اقتصادی فکر می کنن با جون و دل از پریوس استقبال می کنن.

prius

اگه دوباره نگاهی به این لیست داشته باشیم، مطمئنا احترام خاصی به ژاپنیا می ذاریم؛ چون ۸ خودرو از ۱۰ خودروی کم هزینه در خاک آمریکا واسه سرزمین آفتاب تابانه.

از این ۸ خودرو هم ۶ مورد (به همراه سایون) ساخت تویوتاست، پس موفقیتای تویوتا الکی نیس.

نکته باحال دیگه نبود وجود نماینده ای از خودروسازان اروپایی و آمریکایی در بین ۱۰ خودروی کم هزینه س؛ پس این تحقیق دوباره بر این باور عمومی که اتومبیلای ژاپنی کم استهلاک ترین و کم خرج ترین خودروها هستن، صحه میذاره.

بازار خودرو در آمریکا به دلیل حضور همه برنده های مطرح جهان، رقابت بسیار شدیدی رو تجربه می کنه و هر شرکتی که در اونجا موفق شه گویی در بهترین دانشگاه جهان شاگرد اول شده.

حضور دو نماینده با نشون کیا هم لایق توجهه. این خودروساز کره ای که روزگاری پراید رو پس از دست به دست شدن بین فورد و مزدا به فرزندخواندگی قبول کرد، حالا به جایگاهی رسیده که با خودروسازان درجه یه جهان رقابت می کنه.

در ادامه می تونین به شکل لیستی ۲۰ خودروی کم هزینه در آمریکا رو ببینین.

حال شما تخمین بزنین واسه خودرویی که سوار میشین در طول ۱۰ سال چقدر هزینه نگهداری پرداخت می کنین؟

این روزا جام جهانی ۲۰۱۸ به فکر و ذکر مردم دنیا تبدیل شده و خواب و خوراک رو از اونا گرفته. این مسابقات که در واقع پرطرفدارترین مسابقات ورزشی جهان هستش، هر ۴ سال یه بار، میلیاردا نفر رو به تماشای خود می نشاند.

این وسط با گذشت زمان و پیشرفت تکنولوژی، این مسابقات جهانی به رویدادی تبدیل شده که تکنولوژی و گجتای زیادی براش طراحی و عرضه می شه.

نگاهی به گجتای پر استفاده در جام جهانی ۲۰۱۸ نشون میده که تا حالا، پیشرفت تکنولوژی به جه مقدار در ورزش فوتبال تاثیر گذاشته و در آینده ای نزدیک می ذاره؛

ساعت داور بیگ بنگ برند Hublot

این ساعت خاص به تکنولوژی خط دروازه وصل شده و یه سیستم دستیار ویدیویی الکترونیکی واسه داور هستش. این دستیار با بررسی محل حرکت توپ مسابقه، تشخیص میده که از خط دروازه رد شده یا خیر.

هم اینکه در این ساعت، سیستمای ردیابی به خصوصی واسه فوتبال طراحی شده. سنسور ضربان قلب تعبیه شده در این گجت به داور امکان میده حد توان خود رو طی مسابقات جام جهانی ۲۰۱۸ بالا نگه داره.

گجت Zepp Play Soccer

این گجت یکی از اولین پوشیدنی هاییه که واسه فوتبال طراحی شده. فقط کافیه که این وسیله رو به پیراهن یا جوراب یه بازیکن وصل کنین تا بتونین اطلاعات زیادی درباره فعالیتای ایشون به دست بیارین. این گجت میتونه که اندازه دویدین، تعداد لمس توپ، جمع راه طی شده، اندازه درگیری در بازی وبیشینه سرعت بازیکن رو ثبت کنه. علاوه بر این به بلوتوث هم مجهز شده تا مربیان بتونن از راه دور این آمار رو مشاهده کرده و اراده کردن کنن.

توپ مخصوص دریبل DribbleUp

این توپ مخصوص به شما اجازه میده که کنترل توپ، دریبلا و توانایی شوت زنی خود رو پیشرفت بخشید. با اینکه توپ مدکور اونقدرا هم هوشمند نیس اما سطح اون پر از بیان کننده های نوریه که موجب می شه اپ مخصوص این توپ، کارکرد کاربر رو سنجیده و هم جهت با تاثیر توانایی هاش به اون پیشنهادایی بده.

ردیاب PlayerTek

سیستم مخصوص این ردیاب هم واسه بازیکنان طراحی شده، هم واسه خود تیم. بدین صورت که در این گجت، یه شتاب سنج مخصوص تعبیه شده که حرکت هر فرد رو دنبال می کنه.

این شتاب سنج میتونه  تصاویر چشمی پر جزئیات و نقشه های گرمایی مخصوصی از فعالیت کاربر جفت و جور کرده و اطلاعاتی کاملی از ایشون بدست آورد.

اگه تموم نفرات تیم به اینجور وسیله ای مجهز شن، اون وقت میشه به جدولای تحلیلی متنوعی از کل تیم رسید که واسه مربیان تیما بسیار به درد بخور میشه.

ردیاب سلامتی Moov Now

در فوتبال مدرن، ایستادگی و قدرت بدنی نقش تعیین کننده ای داره. ردیابای سلامتی هم می تونن به بازیکننان واسه ارتقای سطح ایستادگی و هم اینکه حفظ سلامت بدنی کمکای زیادی برسونه. Moov Now یکی از محبوبترین ردیابای سلامتی هستش که می تونه علاوه بر اطلاعات همیشگی، میتونه به کاربر انگیزه دهد.

راهنمای رادیویی این گجت با بررسی اندازه حرکت و دیتای ضربان قبلتون، به کاربر کمک رسونده و توضیحاتی براش ارائه میده. این مسئله موجب می شه که کاربر دیگه نگرانیای در زمینه های مخلف نداشته باشه و روی فعالیت ورزشی خود تمرکز کنه.

هدفون Jabra Sport Coach

این وسیله ترکیبی از ردیاب سلامتی و هدفون هستش که تونسته بهترین ویژگیای این گجت رو با هم ترکیب کرده و محصولی همه کاره روونه بازار کنه.

این هدفون جبرا از بهترین توانایی حذف نویز و ارتقای کیفیت صدای باس استفاده میکرد. علاوه بر این هدفون یاد شده میتونه که اطلاعاتی مثل اندازه پیشرفت، فاصله طی شده، شمارش قدم و مقدار کالری سوزونده شده رو هم به کاربر ارائه دهد.

هدفون جبرا ویژگی دیگری هم داره که اونو به بهترین گزینه واسه ورزشکاران شرکت کننده در جام جهانی ۲۰۱۸ تبدیل کرده. این وسیله می تونه طی یه سری برنامه های از پیش تعیین شده به کاربر کمک رسونده و پیشنهاداتی به اون ارائه دهد.

 

تماشا کنین: تکنولوژی کمک داور ویدیویی واسه اولین بار در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ استفاده شد

در صورت ترکیب هیوندای با شرکت فیات کرایسلر، این شرکت تبدیل به بزرگترین خودروساز جهان می شه. تازگیا در فضای مجازی شایعات زیادی شنیده می شد که نشون دهنده علاقه سرجیو مارچیونه مدیر عامل شرکت ایتالیایی فیات کرایسلر واسه داشتن یه شریک راهبردی در جهت طراحی و پیشرفت تکنولوژیای جدیده.

این مدیر ارشد عقیده داره که بهترین راه واسه تقسیم هزینه ها و ساخت خودروهایی که دوستار محیط زیست بوده و نسبت به وسایل نقلیه امروزی پیشرفته تر ان شراکت این برند تجاری با بقیه شرکت هاست.

بنا به اخباری که از گروه فیات کرایسلر به گوش می رسه، این شرکن الان به دنبال طرح یه قرارداد واسه ترکیب با فولکس واگنه. اما فعلا هیچ کدوم از کمپانیای FCA و فولکس واگن در این رابطه اعلامیه ای منتشر نکرده ان.

این وسط روزنامه کره ای هرالد نظر متفاوتی داشته و عقیده داره که  هیوندای موتور به دنبال ترکیب با هفتمین شرکت خودروسازی دنیاس.

بد نیس بدونین که اگه هیوندای موفق شه فیات کرایسلر تصرف کنه این شرکت علاوه بر اینکه تبدیل به بزرگترین خودروساز جهان می شه، می تونه نفوذ تقریبا کم خود رو در کشورای غربی زیاد کرده و به بازار فروش و تکنولوژیای پیشرفته اروپاییا و امریکایی دست پیدا کنه.

از طرف دیگه این همکاری میشه واسه FCA هم منافع زیادی به همراه داشته باشه و علاوه بر کاهش هزینه ها، دسترسی این خودروساز به خودروهای پرفروش و اقتصادی رو هم جفت و جور کنه. اما تا الان انجام این معامله از طرف فیات کرایسلر رد شده. البته این رد معنیش این نیس که احتمال اتفاق افتادن این اتفاق وجود نداره.

لی جائه که یه تحلیلگر خودرو در موسسه Eugene Investment & Securitiesه، بر این عقیده س که هیوندای از خطوط تولید فیات کرایسلر و محبوبیت و شناخت روز افزون این نام تجاری در آمریکا و اروپا سود بسیار زیادی دشت می کنه و می تونه از این روش تمرکز خود رو به سمت گسترش تاسیسات در این دو قاره هدایت کنه.

خودروی تولید مشترک هیوندای و FCA  در سال گذشته موفق شد که تعداد ۱۱٫۵ میلیون خریدار رو به سمت خود جذب کنه. اگه این دو شرکت با همدیگه ترکیب شن میتونن که لقب بهترین خودروساز جهان رو از اون خود کنن.

این اولین بار نیس که ما شایعه هایی رو دور و بر فروش و واگذاری شرکت FCA می شنویم. تازگیا شایعه هایی مبنی بر خرید نام تجاری شرکت وابسته جیپ از فیات به وسیله شرکت خودروسازی چینی Great Wall Motors شنیده شده.

بعضی هم معتقد ان که گروه FCA به دنبال ترکیب با فولکس واگن و جنرال موتور بوده اما هردو این شرکتا به دنبال خرید و تسلط کامل روی فیات کرایسلر بودن.

شایعه خریداری این شرکت خودروسازی به وسیله هیوندای از وقتی شروع شد که شرکت خودروسازی چینی Great Wall Motors واسه گرفتن برند جیپ دچار شک و دودلی شد.

البته شنیده ها نشون دهنده اینه که فیات علاقه ای به همکاری با هیچ شرکت چینی نداشته و بهتر می دونه که با روی کار اومدن دولت دونالد ترامپ و اولیت پیدا کردن منع همکاری با چین دست همکاری خود رو به سمت دیگه کشورها دراز کنه.

براساس برآورده ها، خرید گروه FCA هزینه ۱۱٫۲ تریلیون وونی داره که برابر ۹٫۸۳ میلیارد دلاره. این هزینه شامل خرید شرکت زیرمجموعه مازراتی و شرکت بزرگ قطعه ساز مگنتی مارلی هم می شه.

شایعات دور و بر ترکیب این برند ایتالیایی خیلی دور از واقعیت نبوده و انگار احتمال به واقعیت پیوستن اونا هست. پس باید منتظر بود و دید که در آخر کدوم یکی از این شایعات به واقعیت خواهد ملحق شد.

اگه کارآفرین هستین خوب با اون احساسی که هر روز هنگام اراده کردن واسه ترک محل کار خود دارین، آشنا هستین. تو ذهن خود کوه کارای باقیمونده رو در مقابل چیزایی مثل ورزش، خونواده، فرزندانتان، استراحت و چیزای دیگه ای به جز اینا سبک و سنگین میکرد. بر خلاف بیشتر مشاغل، این خود شمائید که باید تصمیم بگیرین چه وقت محل کار خود رو ترک کنین، و این کار هر روز شماس.

اگه سالای ابتدایی شروع کار شرکت خود رو می گذرونین، به احتمال زیاد تصمیم به ادامه کار میگیرین. کار سخت و ساعتای متمادی کاری حقیقت هستن و هر کسی که خلاف این میگه خودش کار و کاسبی ای به راه نینداختهه. اما اگه شما سکاندار شرکتی هستین که ثباتی نسبی پیدا کرده، عادت اضافه کاریِ بیشتر از حدی که شایدً طی چند سال در خود پرورانده اید از اون دست مواردی است که باید خیلی زیادً به فکر ترک کردنش باشین. در ادامه میگیم به چه دلیل.

با سایت ما همراه باشین.

اضافه کاریِ همیشگی به بهره وری شما آسیب می زنه

وقتی احساس می کنین می تونین کاری رو «آخر وقت روزانه» انجام بدین به خودتون این تصور غلط رو تحمیل می کنین که وقت بسیار زیادی واسه انجامش دارین اگه اینطور نیس. شما با این تصور غلط، خود رو از فشاری که شما رو مجبور به توقف کار می کنه محروم می کنین. تعهد به ترک محل کار تو یه زمان مشخص و منطقی به صورت روزانه حد و حدودی واسه شما تعیین می کنه و می تونه واسه شناسایی و اولویت دهی دقیق کارا به شما انگیزه بده.

ترک به موقع محل کار به شما نظم میده

ترک به موقع محل کار در عین انجام مهمترین کارای موجود، به این معناست که باید نظم داشته باشین. این یعنی ملاقاتای بی هدف، نوشتن و خوندن ایمیلای سه صفحه ای ممنوع. یعنی بیرون رفتن به هوای کارای غیر لازم ممنوع. کل این داستان به معنی این میشه که باید دست دست کردن بسیار کمتری به خرج بدین. این نظم نه فقط بر توانایی شما در انجام کارای مهم اثر مثبت داره، بلکه واسه کل زندگی کاری و شخصی شما منافع زیادی به ارمغان میاره.

اگه واسه خودتون وقت بذارین کیفیت کار شمام بهتر میشه

دیگه اینکه، اگه به طور مرتب محل کار خود رو به موقع ترک کنین، بدون معناست که به کارایی مثل ورزش، وقت گذروندن با عزیزان، استراحت و پرداختن به دیگر علاقمندی هاتون هم می رسین. تا وقتی که در زمان غیر کاری خود راه خوبی واسه دور نگه داشتن استرسهای کاریتون داشته باشین، تموم اینا منتهی به بهتر شدن کیفیت کاری که انجام می دید می شه.

این کار به شما کمک می کنه آدم بهتری باشین

اگه بدونین وقتی که خارج از محل کار خود هستین رو چیجوری بگذرونین به احتمال زیاد به رشد شخصی خود کمک می کنین. ترجیح شما کدامه؟ اینکه کسی باشین که به خاطر مشغله زیاد، زندگی شخصی نداره یا کسی که از خودش مراقبت می کنه، ذهن خودشو پرورش میده و با وقت گذروندن با عزیزانش روحیه بهتری داره؟ وقت گذاشتن واسه خود به شما کمک می کنه بهتر کار کنین، اما دلیل واقعی واسه انجام این کار اینه که زندگی شما تک بُعدی نباشه.

اینجوری شک نداشته باشینً مدیر بهتری هستین

کارمندانتان اگه شما رو در همه حال مشغول کار ببینن، به طور غیر مستقیم این فشار رو بر دوش خود احساس می کنن که فارغ از چیزی که شما می گین، اونا هم باید همین کار رو بکنن. با ترک به موقع محل کار و تبدیل شدن به الگویی واسه اونا، خودتون و اونا رو از این فشار برهانید. این کار به همه اجازه میده محل کار رو به موقع ترک کنن و از طرف دیگه به شما این امکان رو میده که در صورت اضطرار بتونین از اونا بخواین بیشتر بمونن.

اما «به موقع» در کار و کاسبی شما یعنی کِی؟ با در نظر گرفتن تجربه ای که از کار کردن با کارآفرینان جور واجور در بخش اجرایی به دست اومده، گرفتن این زمان بندی نیاز به آزمون و خطا داره که این آزمون و خطا بیشتر به کمک یه مربی یا مشاور به بهترین راه آسون کردن می شه. پیشنهاد کلی اینه که اول یه تغییر کوچیک رو در نظر بگیرین، اونو عملی کنین و بعد ببینین شرایط چیجوری پیش میره. هدف ما شیرجه رفتن داخل یه تغییر بزرگ به سبک گانگهو نیس، بلکه باید گذاشت این تغییر با گذشت زمان تبدیل به یه عادت شه.

امتحان کنین. محل کار خود رو به موقع ترک کنین و ببینین این کار چه تأثیری بر کار و کاسبی و زندگیتون می ذاره.

بدن آدم رو میشه به یه شهر بزرگ تشبیه کرد که عروق جور واجور، جاده ها و قلب، مرکز شهر رو تشکیل میده. این شهر بزرگ علاوه بر رابطه با بقیه شهرها، به تنهایی یه واحد جداگونه هستش. به خاطر همین در بخش تحقیقات پزشکی، دانشجویان علوم پزشکی پس از مبحث علوم اعصاب و مطالعه درباره چگونگی پردازش اطلاعات به وسیله مغز و رابطه بقیه بخشای عصبی بدن، به سراغ مبحث دستگاه قلبی-عروقی بدن می رن تا با شناخت کافی از این دو دستگاه، آناتومی بدن آدم رو یاد بگیرن.

در این یادداشت قرار نیس از آناتومی کامل قلب آدم صحبت به میان بیاریم چون که قبل از این تو یه یادداشت به صورت مفصل به کالبدشکافی این عضو پرداخته شده. الان فقط می خوایم ۱۰ حقیقت باحال درباره قلب آدم عنوان کنیم که شاید بد نباشه شمام اونو بدونین.

۱۰- قلب تون اندازه یه مشت گره کرده

هر چند این موضوع همیشه دقیق از آب در نمیاد ولی معمولا قلب هر فرد بزرگسال، به اندازه یه مشت گره کرده. این قضیه رو هم باید مورد توجه داشت این نکته فقط واسه افراد بزرگسال و بالغ صدق می کنه. واسه رسیدن به موقعیت احتمالی این عضو مهم، کافیه مشت خود رو گره کرده و در میان سینه خودتون، کمی مایل به سمت چپ فشار بدین.

۹- قلب یه آدم، هفت هزار لیتر خون رو در طول ۲۴ ساعت پمپاژ می کنه

به صورت میانگین قلب یه آدم سالم  هفت هزار لیتر خون رو در طول ۲۴ ساعت به بافتای بدن پمپاژ می کنه. نکته باحال تر اینجاس تنها ۲۰ ثانیه زمان میبره خون به تموم دستگاه عضلانی بدن پمپ شه. این اعداد و ارقام شاید واسه شما بسیار حیرت برانگیز و غیرقابل باور باشه ولی بدن من و شما واسه کارکرد بهینه اش، به جریان ثابتی از خون درون عروق بزرگ نیازمنده. با کم شدن یا حتی افزایش یه باره جریان خون، با عوارضی مثل سکته های قلبی و مغزی مواجه میشیم.

۸- درون قلب، یه سیستم الکتریکی تعبیه شده

این مسئله که قلب شما با چه ضرب آهنگی به تپش میفتد، در اوایل پیدایش علوم پزشکی در هاله ای از ابهام قرار داشت. تا اینکه دکترای جور واجور پس از کالبدشکافی و آزمایشای زیاد به این نتیجه رسیدن یه سیستم الکتریکی درون این عضو تعبیه شده. این سیستم از چند گره الکتریکی و دسته جات خیلی از اعصاب ظریف با عنوان پورکنژ تشکیل می شه. اگه به هر نحوی این سیستم دچار مشکل شه، قلب شما کارایی خودشو ممکنه از دست بده و به دنبال اون احتمال داره به فرد حمله قلبی دست بده. اگه دقت کرده باشین واسه زنده کردن فردی که نبضش قطع شده و حواس جمع نیس، از دستگاه شوک برقی (دفیبریلاتور) استفاده می کنن تا با القای یه جریان الکتریکی به گره پیش آهنگ قلبی، این بخش دوباره به کار بیفته.

۷- محققان دلایلی از وجود مریضی قلبی در مردم دوران باستان پیدا کردن

علم به اندازه ای پیشرفت کرده که از لوازم حال حاضر میشه واسه رسیدن به اسرار گذشته استفاده کرد. محققان تازگیا روی مومیاییای مصری دست به تحقیقات گسترده زدن و اونا خبر از پیدا کردن دلایلی مبنی بر وجود مریضی قلبی تو یه جنازه ۳۵۰۰ ساله مصری رو در رسانه ها مطرح ساختن. این خبر باحال نشون دهنده این موضوعه مریضی قلبی در هزاران سال گذشته هم وجود داشته و مطالعه مریضیای قلبی-عروقی مادرزادی باید الان پراهمیت تر از گذشته ادامه پیدا کنه.

۶- صدای دریچه های قلب تون شنیده می شه

قلب آدم از چهار چاله (۲ دهلیز و ۲ بطن) تشکیل شده. بین دهلیز و بطن راست، دریچه سه لتی یا تریکوسپید و بین دهلیز و بطن چپ، دریچه دو لتی (میترال) قرار داره. با هر بار تپش قلب، طی روندی فیزیولوژیکی این دریچه ها یه بار باز و بسته می شن. وقتی دکتر شما رو با گوشی پزشکی اش معاینه می کنه، واقعا به صدای باز و بسته شدن این دو دریچه گوش میده. اندازه قدرت صدا و تاخیر در باز و بسته شدن دریچه ها، هر کدوم می تونه سر نخی مهمی واسه دچار شدن به یه مریضی یا آسیب قلبی تلقی شه.

۵- «شکستن قلب» واقعا از دید پزشکی قابل توجیه س

در عموم بیشتر با این اصطلاحات آشنا شده ایم که «قلب طرف رو شکستن» یا «قلبش شکسته شده». ولی اگه بگیم این حرف عامیانه، ریشه بر باورهای علمی داره تعجب نمی کنین؟ در علم پزشکی از این آسیب با عنوان «سندرم قلب شکسته» یاد می کنن. سندرم قلب شکسته معمولا به واسطه ترشح هورمونای استرس زا و تجربه احساسات غم انگیز ایجاد می شه. این وضعیت می تونه منتهی به حمله قلبی شه.

۴- فرقای فیزیکی بین قلب مرد و زن هست

به صورت میانگین قلب بیشتر آدما دارای وزنی کمتر از نیم کیلوگرمه. قلب مرد به صورت میانگین تقریبا ۰/۰۵ کیلوگرم وزن بیشتری نسبت به قلب یه زن داره. فرق دیگه در اندازه سرعت تپش قلب در دو جنسه که در زنان، قلب با سرعت بیشتری کار می کنه. هم اینکه نشونه های حملات قلبی در زن و مرد فرق داره و شانس دچار شدن به سکته قلبی در زنان و مردان فرق اساسی داره.

۳- قلب شما بر کل اندامای بدن تون اثر میذاره

قلب با هر پمپاژ، فقط خون و مواد غذایی رو به بافتای بدن آدم نمیرسونه. بلکه درون عروق بدن، گازهای تنفسی مثل اکسیژن هم به بافت دستگاه های جور واجور بدن ارسال و گاز دی اکسید کربن از بافت خارج پیدا میکنه. پس کل اندامای بدن تون تحت تاثیر قرار میگیره.

۲- قلب شما خارج از بدن تون هم می تونه به تپش خود ادامه بده

قلب آدم یا هر موجود مهره دار دیگری می تونه در خارج از بدن هم به تپش ادامه بده. چرایی این موضوع رو باید در وجود سیستم الکتریکی دونست که تا یه مدت پس از قطع عضو، این روند فیزیولوژیکی ادامه پیدا می کنه. چون که قلب یه عضو به طور کامل عضلانیه. بخاطر این تا وقتی که انرژی (ATP) و کلسیم در بافت عضلانی قلبی به صورت ذخیره باقی مونده، به انقباض خود ادامه میده.

۱- قلب شما در طول یه شبونه روز هزاران بار به تپش میفتد

همونطور که گفتیم این عضو مهم، یه عضله قدرتمنده که بدون هیچ معطلی ای در بیست و چاری، کار خودشو بدون هیچن نقصی ادامه میده. به صورت میانگین قلب هر آدم ۱۱۵ هزار بار در طول روز به تپش میفتد. شاید این رقم واسه تون غیر قابل باور باشه ولی همین الان که در حال مطالعه این یادداشت هستین، تصور کنین واسه ۳ ثانیه این عضو از کار بیفته. میتونین صفحه مرورگر رو ببندین؟

اشتباه نکنین؛ دلمون نمی خواد با رابطه کارکرد یوبیسافت و فرنچایزهایش در چند سال گذشته، از عرش به فرش رسیدن اونا رو نتیجه گیری کنیم. چون اگه از نمایشگاه E3 عامل بگیریم، فرانسویا نشون دادن دوباره می خوان به یکی از کمپانیای محبوب صنعت گیمینگ تبدیل شن. از این موجای عجیبی هم که هر از چندگاهی دور و بر بازی یا استودیویی به راه میفته دوری کنین.

بعضیا فکر کردن هنوز چند سال پیشه تا نامی از یوبیسافت به میان میاد اونو کنار میزنن. چون جدای از نمایشای دروغین، فرانسویا اثبات کردن فرصت زیادی به استودیوهای داخلی واسه ساخت عناوین جدید میدن، چیزی که این روزا کمتر شاهدش هستیم. با این حرفایی که زدیم، پس منظور از تیتر چیه؟ به چه دلیل یوبیسافت در لبه پرتگاه داره؟

دلیل اصلی این موضوع رو باید به جنگ میان خروسا که در این چند وقت گذشته داغ تر از همیشه شده، جستجو کنیم. از درگیری میان Vivendi و یوبیسافت داریم حرف می زنیم. ویوندی رو که می شناسین؟ شرکت که حکم یه ومپایر یا خون آشام رو در صنعت گیمینگ داشته و امکان داره سندرم نابودی سازی اونا به پر یوبیسافت هم بخوره. بیایید نگاهی به گذشته تاریک این شرکت بندازیم تا بهتر فهمیده باشین به چه دلیل نسبت به ادامه راه ناشر اساسینز کرید نگرانیم.

یوبیسافت تازگیا به سرمایه گذاری در صنعت سینما هم روی آورده و اواخر سال جاری تماشاگر اکران اساسینز کرید هستیم.

ویوندی تقریبا در همه زمینه ها دست داشته. از موزیک، تلویزیون و فیلمای سینمایی بگیرین تا مخابرات که در هر کدوم می تونیم ردپایی از اونا رو پیدا کنیم. بذارین ساده تر بگیم، با یه شرکت مولتی مدیا طرف هستین. سال ۱۹۹۸ لحظه ورود این شرکت فرانسوی به صنعت گیمینگ بود. اونا کار خود رو با خرید Havas شروع کردن؛ شرکت که چند ماه قبل از خریداری شدن به وسیله ویوندی، سهام شرکت CUC Software رو به اختیار درآورده بود.

شاید امروزه خیلیا نام CUC Software رو به یاد نیارن، ولی این شرکت در وقتی که از اون صحبت می کنیم استودیوهای Sierra ،Blizzard و Berkeley Systems رو در زیرمجموعه خود داشت. بلیزارد رو که می شناسین. این شرکت با ساخت فرنچایزهای استارکرفت و وارکرفت تونست نام خود رو به عنوان یکی از تاثیرگذارترین استودیوها در تاریخ صنعت گیمینگ به ثبت برسونه. تازگیا تماشاگر انتشار بازی بسیار موفق اوورواچ از طرف اونا بودیم.

در طرف دیگه سییرا رو داریم. این استودیو هم سازنده یکی از مهمترین آثار صنعت گیمینگ با نام Mystery House هست. از این جهت خونه مرموز رو می ستاییم، چون از بازی با نام «اولین عنوان گرافیکی در سبک ماجراجویی» یاد می شه. جدای از این، ساخته استودیو سییرا تونست فروش خیلی بالایی هم بکنه. البته این جریان مربوط به سال ۱۹۸۰ هست و در تاریخی که بحث اصلی دور و برش می چرخه، اونا بیشتر روی عناوین King's Quest کار می کردن که باز به خودی خود بازیای محبوبی بودن.

برکلی سیستم هم که سال ۲۰۰۰ دار فانی رو وداع گفت، شروع فعالیت خود رو در مورد غیر گیمینگ کلیک زد. شاید بتونیم محبوبیت اونا رو به ساخت یه دسکتاپ مجازی واسه مکینتاش رابطه بدیم که بعدا با ساخت محافظ صفحه نمایشی بالا برد. اما با تموم این حرفا، بالاترین درجه موفقیت برکلی سیستم با بازی ویدیویی You Don't Know Jack رقم خورد؛ عنوانی چند نفره که با ایجاد پرسشایی کمدی مانند مخاطبان رو به رقابت می کشید.

صبر کنین ببینیم، ویوندی با این همه استودیو با تجربه چیجوری الان اسمش در کنار ناشرهای نام دار صنعت گیمینگ دیده نمی شه؟ باحال تر اینجاس زیر مجموعه های معروف فرانسویا فقط به همین استودیوها ختم نمی شه. اونا یه مدت بعد با خرید شرکت Seagram که Universal Studios رو در اختیار داشت، عزمشونو جزم کردن جا پای خود رو در صنعت گیمینگ محکم تر کنن.

فکر کنیم Universal Studios رو بشناسین. این مشکلاتی که سونی واسه برگردوندن عناوین محبوب قدیمی اش به پلی استیشن داره از همین شرکت سر میگیره. چون در دهه ۹۰ حق ساخت Crash Bandicoot و Spyro the Dragon رو استودیوهای یونیورسال برعهده داشتن. به بیان دیگه سونی تنها اونا رو به انحصار خود درآورد و این یونیورسال بود که با استودیوهای سازنده بازیای یاد شده قرارداد امضا کرد.

جدا از این حرفا، وقتی شرایط باحال تر می شه بدونین یونیورسال حق ساخت بازیا رو بعدا به سونی نفروخت و جای اون اکتیویژن به مالک اصلی کرش و اسپیرو تبدیل شد که در ادامه بیشتر توضیح می دیم. این نکته رو اضافه کنیم فرنچایزهای معروف Half Life و Warcraft هم وقتی به این شرکت تعلق داشتن.

با پیوستن Universal Studios به ویوندی، فرانسویا عزمشونو جزم کردن بخش بزرگی از شرکت خود رو به گیمینگ اختصاص بدن. پس تماشاگر ترکیب تموم استودیوها و تشکیل قسمتی با نام Vivendi Universal Games بودیم. این اتفاقاتی که از اون صحبت می کنیم مربوط به سال ۲۰۰۰ هستن.

شرایط که سخت تر شد. با این همه ستاره که کسی نمی تونه جلوی ویوندی رو بگیره. وضعیت هم خیلی بد نبود تا این که سال ۲۰۰۴ فرا رسید و Vivendi Universal Games ضرر ۲۳٫۳ میلیارد یورویی در دستان ویوندی گذاشت. فرانسویا با این اتفاق تصمیم می گیرن واسه زنده موندن بخشای خود به عنوان تجارت جداگونه به فروش برسانند.

ترکش این فاجعه بزرگ از شرکتای بازیسازی ویوندی هم به دور نمی مونه و همون سال تماشاگر بسته شدن شرکت محبوب سییرا هستیم. البته سییرا در دوران مدیریتی فرانسویا یه بار تا مرز ورشکستی پیش رفت. سال ۱۹۹۹ بود که حدود ۲۵۰ کارمند از این شرکت اخراج شدن و تماشاگر فروش استودیوهای زیرمجموعه بودیم.

سییرا سال ۲۰۰۵ دوباره با نام Sierra Online احیا شد. این بار هم اونا زیرمجموعه ویوندی بودن.

بیایید به چند سال جلوتر بریم. فکر کنیم ۲۰۰۷ واسه ادامه بحث خوب باشه. اون زمان قطبای بازیسازی بین شرکتای زیادی تقسیم نشده بود. شاید بین شخص سوم اینکه بتونیم معروف ترین رو الکترونیک آرتز بنامیم. بخاطر این اکتیویژن می بینه واسه رقابت با هم وطنان خود نیازمند قدرت بیشتریه. فکر کنیم گفته های صحبتای مدیریت اجرایی اکتیویژن دور و بر این مسئله بتونه تصمیمی که اونا در آخر می گیرن رو مشخص کنه:

ما دنبال هر راهی می گشتیم تا ببینیم چیجوری می تونیم با بلیزارد مشارکت داشته باشیم. شاید نمی تونستیم شرکت مثل اونا پیدا کنیم، ولی از تجربه خود اونا که می شه استفاده کرد.

همین اتفاق هم افتاد و تماشاگر ترکیب اکتیویژن با ویوندی، صاحب بلیزاد، بودیم. بخاطر این شرکت جدیدی با نام اکتیویژن بلیزارد شکل گرفت. مصاحبه ها رو که نگاه می کردیم، بعضی استودیوهای زیرمجموعه ویوندی خیلی با این که اکتیویژن تموم فعالیتای گیمینگ ویوندی رو برعهده بگیره راضی نبودن. طبیعی همه، تعداد از شرکتا پروژه هایی در دست ساخت داشتن.

اکتیویژن خیلی راحت می تونست اونا رو کنسل کنه. پیشبینیا هم درست از آب درآمد و سییرا دوباره طعم بسته شدن رو چشید. بالاتر از کرش و اسپیرو گفتیم. یونیورسال سال ۲۰۰۵ که سییرا با نامی جدید تر دوباره به میدون گیمینگ بازگرداند، عناوین محبوب خود مانند کرش و اسپیرو رو به اختیار اونا درآورد. پی تعطیلی دوباره این استودیو، تموم عناوین به اکتیویژن رسیدن.

سال ۲۰۱۴ سییرا دوباره با نام Sierra Entertainment احیا شد. اونا الان زیرمجموعه اکتیویژن بلیزارد هستن.

ممکنه با خودتون بگید مشکل صحبتای بالا چیه. ویوندی شرکتای بازیسازی زیادی رو تعطیل کرد یا از دست داد. شاید تنها شرکت مهمی که تا اون زمان تونست از فرانسویا جون سالم به در ببره، بلیزارد بوده باشه. پس به چه دلیل این اتفاق واسه اکتیویژن نیفته؟ اونم وقتی که ویوندی بازم با مشکلات درگیره. حالا خوبیش اینه اکتیویژن بلیزارد تا مرز ورشکستگی پیش نرفت.

با این وجود اونا تصمیم می گیرن تا سال ۲۰۱۳ خود رو از ویوندی جدا کنن. یکی از باحال ترین اتفاقات صنعت گیمینگ هم به همین مسائله اشاره داره. چیجوری ویوندی که بیشتر از ۵۰ درصد سهام اکتیویژن رو داشت حاضر به از دست دادن شرکت شد که با فرنچایزهای کال آو دیوتی و وارکرفت پول پارو می کرد. یکی از تحلیل گران اقتصادی صنعت گیمینگ این جدایی اکتیویژن از ویوندی رو فرخنده نامید.

به باور اون مشکلات موجود در ویوندی می تونست منتهی به از دست دادن ذخایر نقدی اکتیویژن و اقدامات دیگری بشه که این شرکت کانادایی رو به خطر بندازه. اگه بخوایم از این دو اتفاق یه جمع بندی ساده داشته باشیم، میبینیم ویوندی حکم قمار بازی رو داره که با جذب سرمایه تلاش می کنه دوباره به میدون مسابقه برگرده اما هر بار شکست می خوره. از مدیره هایی که به نظر اطلاعات خیلی از صنعت گیمینگ ندارن بیشتر از این انتظار نمی ره.

یوبیسافت به دادن آزادی عمل به استودیوهای خود و ساخت عناوین جدید معروفه. اگه اونا به زیرمجموعه ویوندی در بیان، تماشاگر همین روش هستیم؟

به زمان الان باز می گردیم، جایی که مقدمه رو با اون شروع کردیم؛ یوبیسافت. با از دست دادن اکتیویژن بلیزارد، سهم ویوندی در بازار بازیای ویدیویی تقریبا به صفر می رسه. جدای از اکتیویژن، فرانسویا در سالای گذشته سهمای بیشتری رو هم به فروش رساندند تا بتونن بدهیای خود رو پرداخت کرده و سرمایه ای واسه خرید کمپانیای دیگه جمع کنن.

از حق نگذریم فعالیت ویوندی در دیگه میدونا مانند تلویزیون و موسیقی موفقیت آمیز بوده. اما اونا می خواستن تا دوباره به صنعت گیمینگ برگردن. پس شروع به سرمایه گذاری روی یوبیسافت و زیرمجموعه اون گیم لافت می کنن. بذارین از همین اول خیال تون رو راحت کنیم؛ یوبیسافت اصلا از این اتفاق راضی نیس. طبیعی همه، جدای از بحثای مالی، حتی فکر این که بیاییم اونا رو زیرمجموعه ویوندی به حساب بیاریم باحال به نظر نمی رسه.

هنوز خیلیا یه سوال بزرگ از این شرکت دارن؛ به چه دلیل اکتیویژن که این همه سوددهی داشت رو از دست دادین؟ شاید فکر کنین خود آمریکاییا این جور خواستن. حتی اگه اینجور چیز بسیار ساده لوحانه ای رو در نظر بگیریم، بازم راضی کننده نیس. چون ویوندی می تونست با پشتیبانی بهتر، اونا رو از این تصمیم بیخیال بشه. بتسدا رو ببینین، زیرمجموعه زنیمکسه. مشکلی هست؟

درسته، در طول صنعت گیمینگ کمپانیا استودیوهای زیر مجموعه زیادی رو بسته ان. ولی بهترن حالت اینه میدونیم اونا چند سال در مورد گیمینگ فعالیت کردن. ولی شرکتی مانند ویوندی که روش هدف دار هاش خیلی با صنعت گیمینگ سنخیتی نداشته و بیشترین افتخارش تنها داشتن عناوین بزرگ بوده، چی؟

وقتی که از زیرمجموعه شدن یه شرکت صحبت می کنیم، باید احتمال کاهش آزادی عمل رو هم در نظر بگیریم. بزرگترین نگرانی برادرهای گیمو به همین مسئله برمیگرده. یکی از اونا در جشن سی سالگی یوبیسافت گفت: «تار و پود خلاقیت و خطر پذیری به آزادی عمل گره خورده. این موضوع موجب شده تا ما بتونیم سی سال در صنعت گیمینگ ماجراجویی داشته باشیم. در سی سال آینده و بعد از اونم باز همین موضوع اصلی ترین دلیل دووم یوبیسافت میشه.»

حالا سوال اینجاس مگه ویوندی چند درصد از سهام ناشر اساسینز کرید رو داره که این قدر نگرانیم. بالاتر از گیم لافت اسم بردیم. همونجوریکه میدونید این شرکت وقتی زیرمجموعه یوبیسافت بود. از واژه «وقتی» استفاده کردیم، چون الان ویوندی ۹۷ درصد از سهام اونا رو به اختیار خود درآورده س. شاید باحال باشه بدونین سهم از اونا از گیم لافت در فوریه سال جاری تنها ۳۰ درصد بود.

یعنی ویوندی فقط در چند ماه تونست سکان سازنده معروف بازیای موبایل رو به دست بیاره. بدیش اینه مایکل گیمو، مهمترین فرد گیم لافت، هم از سمت مدیریت خود در این شرکت منصرف شده و به زودی تماشاگر حضور فردی در جایگاه اون هستیم که سابقه گیمینگ زیادی نداره. همین مایکل گیمو قبل از تصرف کامل گیم لافت از طرف ویوندی، بیانیه ای تند و کوبنده ای واسه هم وطنان خود نوشت.

از نداشتن علم کافی در صنعت گیمینگ بگیرین تا این که همکاری اونا با گیم لافت سودی واسه شرکت معروف سازنده بازیای موبایل نداره، چیزایی هستن که می تونین لا به لای صحبتش پیدا کنین. البته ویوندی هم بعدا با خرید سهم گیم لافت و انتخاب یه مدیرعامل جدید، جواب جالبی به گیمو داد.

در بهترین حالت می تونیم امیدوار باشیم ویوندی یوبیسافت رو خریده و بازم گیموها در راس کار باشن. ولی بهتره این امید رو از دل خود بیرون کنین، چون به نظر می رسه مشکلات میون این دو شرکت فرانسوی زبون بیشتر از این هاست.

گیم لافت تازه قدم اوله. با اینحال که ویوندی گفته علاقه ای واسه تصرف یوبیسافت نداره اما گزارشات روی دیگه داستان رو نشون میدن. این شرکت الان بیشتر از ۲۰ درصد از سهام ناشر فارکرای به اختیار خود درآورده س. تموم این آمار و ارقامی که می دیم در چند وقت گذشته اتفاق افتادن. فکر نکنین ویوندی چند سال واسه رسیدن به این سهام زحمت کشید.

اگه اشتباه نکنیم، شروع سرمایه گذاری اونا روی گیم لافت و یوبیسافت به اوایل سال گذشته برمیگرده که در چند ماه گذشته دیگه به بالاترین درجه رسید. شاید برهانایی که از خطرات احتمالی پیروزی ویوندی در این جنگ گفتیم رو راضی کننده ندیده و با خودتون بگید یوبیسافت شرکت بزرگیه، حتی این اتفاق هم فرانسویا رو نمی تونه از پا در بیاره.

یادتون نره کمپانیای نامداری به واسطه سیاستای اشتباه تا پرتگاه نابودی جلو رفته و خیلیا نام اونا رو از یاد بردن. برادرهای گیلمو الان به سختی تلاش می کنن تا بتونن سرمایه گذاری پیدا کرده و دست ویوندی رو خالی بذارن. چون تقریبا اندازه اهمیت رای گیموها و ویوندی در یوبیسافت به یه اندازه رسیده. باید ببینیم پایان مقابله خروس جنگیا کی پیروز می شه.

اگه شمام صاحب یه کار و کاسبی کوچیک هستین و کار و کاسبی تون اپلیکیشن موبایل نداره، باید به فکر داشتن اون باشین. حضور آنلاین دیگه به تنهایی کافی نیس، چون که فعالیتای آنلاین بازم به حرکت به سمت دستگاه های موبایل ادامه میدن. به بیان ساده، اپلیکیشنای تلفن هوشمند اونقدر واسه بازاریابی کار و کاسبیای کوچیک به وسایل مهمی تبدیل شدن که دیگه نمیشه اونا رو ندیده گرفت.

براساس تحقیقات انجام شده به وسیله Gallup، تقریباً سه چهارم امریکاییا حد کم ساعتی یه بار موبایل هوشمند خود رو چک می کنن. ارزیابیا نشون میدن ۹۰ درصد از زمان اختصاص داده شده به موبایلای هوشمند به وسیله کاربران، به به کار گیری اپلیکیشنا اختصاص داده می شه. امریکاییا الان بیشتر از وقتی که به تماشای تلویزیون اختصاص میدن، وقت خود رو با اپلیکیشنای موبایلی می گذرونن.

رشد به کار گیری موبایلای هوشمند به این معناست که اپلیکیشنای موبایل واسه تموم شرکتای کوچیک و بزرگ از جمله کار و کاسبیای کوچیک به وسیله مهمی واسه بازاریابی تبدیل شدن. اپلیکیشنای موبایل، مشارکت مشتریان رو بیشتر جلب می کنن، بازدیدای تکراری رو زیاد می کنن و اجازه طیف بزرگی از داد و ستدای آنلاین رو به کار و کاسبی و مشتریانشان میدن. با به کار گیری اپلیکیشن میشه به مشتری بن تخفیف داد و به اونا اطلاع رسانی کرد. اپلیکیشنا سرعت تماس با شرکت شما رو هم بالا می برن؛ این در دنیایی که خریداران اون واسه عکس العمل سریع ارزش قائل می شن باعث تقویت رابطه شما با مشتری هاتون می شه. حتی آیکون اپلیکیشنای موبایلی هم با ارائه یه طرح چشمی قابل تشخیص، به برند سازی شما کمک می کنن.

خیلی از صاحبان کار و کاسبیای کوچیک هنوز فکر می کنن اپلیکیشن داشتن بیشتر از اندازه هزینه بردار و سخته و نگران هزینه ساختن اپلیکیشن واسه پلتفرمای جور واجور مثل iOS، اندروید و ویندوز هستن. اونا از اینکه باید اپلیکیشن خود رو پویا بسازن یا ناپویا اطلاعاتی ندارن و نمی دونن طراحی اون چیجوری باید باشه. هم اینکه، بیشتر صاحبان کار و کاسبیای کوچیک تخصص این رو ندارن که اپلیکیشنشان رو خودشون بسازن.

در دنیا هستن شرکتای نوپایی که تلاش دارن روند ساخت و آزمایش اپلیکیشنای موبایل رو ساده کنن و ابزارای اونو خیلی راحت در وسعت توان مالی کار و کاسبیای کوچیک بذارن. مثلا Bizness Apps یه شرکت نوپا واقع در سان فرانسیسکوه که رشد بسیار سریعی داره. یکی از خدماتی که این شرکت در اختیار صاحبان کار و کاسبیای کوچیک قرار میده قالبیه که به اونا اجازه میده ظرف یه ساعت، چه روی iOS و چه اندروید، یه اپلیکیشن کامل موبایل با طیف بزرگی از ویژگیا واسه خود بسازن؛ با امکاناتی مثل فیدای RSS بلاگ تا کارت تخفیف سیستمای سفارش غذا و رزرو موبایلی.

هم اینکه، سیستم درگ ان دراپ این شرکت به صاحبان کار و کاسبی اجازه میده خیلی راحت اپلیکیشن مورد توجه خودشون رو پیشرفت بدن، میزبانی کنن، و به جمع آوری دادهاشون بپردازند.

البته لازمه اپلیکیشنایی که از این روش ساخته می شن به وسیله صاحبان کار و کاسبی مورد آزمایش قرار بگیرن تا از بی اشکال بودنشون اطمینان انجام بشه. تحقیقات نشون میدن استفاده کنندگان از اپلیکیشنا، در صورت روبرو شدن با یه باگ نرم افزاری، با احتمالی ۴۰ درصدی ممکنه به کار گیری اونو متوقف کنن.

یه شرکت نوپای دیگه به نام MyCrowd QA واقع در سان فرانسیسکو هم می تونه در روند تست این نرم افزارا به صاحبان کار و کاسبی کمک کنه. مای کراود ظرف چند دقیقه و با هزینه ای مناسب، اپلیکیشنای دریافتی خود رو به دنبال باگای نرم افزاری به آزمایش میذاره. اونا ظرف چند ساعت فهرستی از باگای نرم افزاری اپلیکیشنا رو واسه دریافت کننده خدمات خود می فرستند. اما بهترین بخش کار اینه که تنها باگایی که به وسیله دریافت کننده مورد تأیید قرار بگیرن مشمول دریافت هزینه هستن.

مای کراود با به کار گیری ۳۰۰۰۰ کاربر تصادفی خود در سرتاسر جهان که واسه پیدا کردن باگ نرم افزارا با همدیگه رقابت می کنن، راه و روش «سرعت بیشتر و هزینه کمتر» رو واسه خود برگزیده س؛ تا جایی که خدماتش رو با ۷۵ درصد تخفیف نسبت به رقبایش ارائه میده.

کار و کاسبیای کوچیک با وجود شرکتایی مثل بیزینس اپس و مای کراود می تونن خیلی راحت و با قیمتی مناسب واسه خود اپلیکیشن بسازن و اونو تست کنن. اینطوری حتی کوچیک ترین شرکتا هم می تونن از مزایی که یه اپلیکیشن موبایل در جذب مشتری، تسریع فروش، و برندسازی براشون جفت و جور کنه بهره مند شن.

در دنیای پر رقابت امروزی معرفی یه برند جدید و رشد دادن اون در میان خیل بزرگی از رقبا کار بسیار سختیه. به خاطر این بعضی وقتا تماشاگر ظهور و در عین حال حذف سریع بعضی برنده ها از صحنه روزگار هستیم.

در آمریکا با در نظر گرفتن شدیدتر بودن رقابت، پیشرفت و اثبات جایگاه برندی تازه سخت تر از بقیه نقاط دنیاس. در این نقطه از جهان سلیقه خودرویی مردم تا حدودی متفاوت از بقیه کشورها بوده و مشتریان اون به دنبال مدلای خاصی هستن. این موضوع دلیل شده برنده های جا افتاده و مطرحی مثل پژو، رنو و سوزوکی که آوازه ای جهانی دارن، نتونن در آمریکا حضور داشته باشن.

پژو ۴۰۵ در منهتن، این شرکت فرانسوی تا اوایل دهه ۹۰ میلادی در آمریکا حضور داشت، اما به دلیل تنگ تر شدن میدون رقابت تصمیم به خروج از این کشور گرفت

این وسط برنده هایی مثل لکسس و اینفینیتی هم وجود دارن که تونسته ان تو یه وقتی تقریبا کوتاه به موفقیتای زیادی دست یافته و در بازار آمریکا خوش بدرخشن. تردیدی نیس که موفقیت این برنده ها به دلیل حمایتای همه جانبه شرکتای مادر یعنی تویوتا و نیسان بوده. با این حساب میشه گفت سرمایه گذاریای هنگفت و کیفیت محصول پایانی که تحت نظارت این شرکتا بوده، جزو فاکتورهای لازم واسه موفقیت لکسس و اینفینیتی بودن.

اما سوال مهمی که اینجا مطرح می شه اینست که هیوندای و کیا چیجوری تونسته ان به تنهایی راه موفقیت رو بگذرونه؟ ۱۵ سال پیش کسی می تونست جایگاه الان اونا رو پیش بینی کنه؟

در اوایل دهه ۹۰ میلادی هیوندای، کیا و دوو که زیر مجموعه شرکت بزرگی چون جنرال موتورز بود، وضعیتی مشابه با وضعیت فعلی برنده های چینی داشتن. یعنی اونا به تولید مدلای اقتصادی واسه کشورای بیشتر جهان سوم مشغول بودن. بخاطر این اتومبیلای کره ای از دید مهندسی، کیفیت ساخت و وجهه عمومی مدلایی ارزون قیمت و ضعیف حساب می شدن.

با عرضه مدل کوپه یا همون تیبورن (Tiburon) در میانه های دهه ۹۰ شرایط کمی واسه هیوندای بهتر شد. این خودرو در واقع براساس سدان النترا بوجود اومده بود، اما در مقایسه با اون از طراحی چشم نوازتر، پیشرانهای جور واجور تر و هندلینگی بهتر بهره مند بود.

مدل دیگری که بعدا تونست واسه کره ایا امیدوارکننده ظاهر شه، هیوندای توسان بود. این کراس اوور که روی پلتفرم نسل دوم کوپه ساخته می شد، از اجزایی مشترک با کیا اسپرتیج استفاده میکرد.

با تکیه بر طراحی ظاهری قابل قبول و قیمت ارزون، توسان و اسپرتیج تونستن نظر مثبت آدمایی رو که به دنبال خودرویی با تواناییای تقریبا افرود بودن، جلب کنن.

این مدلا هر چند ثابت کردن نسبت به ساختهایی قبلی هیوندای و کیا بسیار بیشتر قابل اعتماد هستن، اما بازم گزینه کاملی نبودن. در اون دوران اینکه هیوندای و کیا تا سال ۲۰۱۰ ورشکست شن، یه اتفاق به طور کامل محتمل پیش بینی می شد.

اما بر خلاف پیش بینیا دوو به طور کامل در شورولت ذوب شد و این هیوندای و کیا بودن که تونستن روز به روز پیشرفت کنن. با هر نسل جدید اونا مدلی با کیفیت بهتر و امکانات بیشتر روونه میدون کرده و به طور همیشگی و پیوسته وجهه خود رو پیشرفت می دادن. البته از دید استانداردهای مهندسی روز این دو خودروساز کره ای عالی نبودن، اما اجناس اونا تقریبا قابل اعتماد بود و تقریبا همپای رقبای اصلی پیش می رفتن.

هیوندای و کیا در بخش تکنولوژی سرمایه گذاریای زیادی انجام دادن. نتیجه اینکه با موفقیتای کسب شده در پیشرفت هیدروژن، هیوندای نسخه پیل سوختی توسان رو در آمریکا نشون داد. این اتفاق در حالی اتفاق افتاد که بقیه خودروسازان هنوز کلا روی موتورهای احتراق داخلی تمرکز کرده بودن.

هیوندای و کیا بین سالای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ گامای بسیار بزرگی رو برداشتند. با سرمایه گذاریای هنگفت کره ایا در بازار آمریکا، اونا در آخر تونستن خودی نشون داده و جایگاه مناسبی واسه خود به دست بیارن.

انگیزه ها و اعتماد بنفسی که بواسطه موفقیتای کوچیک نصیب کره ایا شد، اونا رو واسه پیشرفت بیشتر، مصمم تر کرد. اونا به این نتیجه رسیدن که واسه موفقیتای بزرگ، بجای مقابله با رقبای داخلی مثل فورد، باید اهدافی در مقیاسی وسیع تر رو نشونه گیری کنن.

روشی که اونا در پیش گرفتن تا حدودی مثل روش اروپاییا در گسترده کردن تکنولوژی بود. با ارائه فناوریای بیشتر، هزینه پیشرفت و طراحی اونا کم شد. در مدت زمان کوتاهی اجناس هیوندای و کیا با امکاناتی مثل صندلیای برقی، آینهای مات شونده، کروز کنترل و سیستم گرمایشی واسه صندلیا به دست مشتریان رسیدن. باحال اینکه در اون دوران این نوع امکانات بیشتر در مدلای مزین به نشون مرسدس بنز و ب ام و بیشتر دیده می شدن.

کره ایا واسه تبدیل شدن به خودروسازانی موفق در اندازه جهانی به دنبال بهترینا رفتن. پیتر شرایر معروف یکی از اولین بزرگان صنعت خودرو بود که از آلمان راهی کره شد. این طراح برجسته خلق مدلای پرطرفداری مثل نسل اول آئودی TT و فولکس واگن گلف Mk4 رو در کارنامه خود داشت.

در سال ۲۰۰۶ شرایر با اضافه کردن جلوپنجره موسوم به "پوزه ببر"، ضمن هویت بخشی به اجناس کیا، شروع کننده انقلابی بزرگ در این شرکت شد. نتیجه این انقلاب حالا به روشنی میشه دید. اتومبیلایی که دارای نشون کیا هستن، از طراحی بسیار خوبی بهره مند بوده و برخلاف گذشته مدلایی رده بالا و تقریبا لوکس بنظر می رسن.

همزمان با پیوستن آقای شرایر به کیا، هیوندای هم توماس برکل (Thomas Burkle) رو از ب ام و جذب کرد، مردی که مسئول طراحی سری ۳ با اتاق فوق العاده زیبای E46 بود. آقای برکل زبون طراحی "پیکره روون" رو در هیوندای پیشرفت داد تا مدلای تولیدی این شرکت با ظاهری به مراتب قشنگ تر و باحال تر راهی خیابونا شن. نسل ششم سوناتا یا همون YF یکی از بهترین مثالا در این مورده .

پیشرفت هیوندای و کیا اونقدر خیره کننده بوده که اونا به تولید مدلای لوکس مجهز و با کیفیت هم رو آورده ان. در چند سال گذشته کره ایا بطور خاص روی ارتقای مهندسی تولیدات خود تمرکز کردن. استخدام آقای آلبرت بیرمن در سال ۲۰۱۵ بنیادی ترین قدم در همین زمینه بود، این مهندس کار کشته قبل از عزیمت به کره سابقه ۳۰ سال فعالیت در بخش M ب ام و رو دارا بود.

از اون زمان به بعد هیوندای و کیا دیگه برنده های درجه دو حساب نمی شن، چون که در هر سگمنت ساختهایی این دو شرکت توان رقابت با رقبای ثابت شده رو دارن.

الان بیشتر برنده های معروف به موازات هم حرکت می کنن، اما هیوندای و کیا ضمن رسوندن خود به این برنده ها در آستانه عبور از اونا در بعضی کلاسا هستن. اینکه یه سدان دیفرانسیل عقب مثل کیا استینگر تونسته نظر مثبت بیشتر نشریات رو به خود جلب کنه، یا هیوندای با ولستر N قول به رقابت کشیدن گلف GTI رو داده، نشون از پیشرفت خیره کننده کره ایا داره.

از دید سوختای جانشین، اونا اینک وارد بخش خودروهای هیدروژنی شدن. در بحث اتومبیلای الکتریکی هم نسخه برقی کراس اوور کونا شعاع حرکتی بهتری نسبت به شورولت بولت داره. همه اینا در شرایطیه که وقتی هیوندای و کیا دو برند ارزون قیمت اقتصادی به حساب اومده و اختلاف زیادی با رقبای خود داشتن.

کره ایا اونقدر حساب شده عمل کردن که اونا حالا توانایی به رقابت کشیدن هر خودروسازی رو دارن، این در حالیه که ضرب آهنگ پیشرفت اونا حفظ شده و بنظر نمی رسه که به این زودیا از شدت اون کم بشه.

در عرض تنها ۱۵ سال هیوندای و کیا راهی رو گذروندن که پیمودن اون واسه خیلی از خودروسازان چندین دهه زمان می بره. با تکیه بر تیمای طراحی و مهندسی بسیار قوی و هم اینکه با در نظر گرفتن شتاب بالای پیشرفت این دو خودروساز آسیایی، میشه آینده ای به طور کامل نورانی واسه اونا پیش بینی کرد.

اگه ما پیشرفتای گذشته، جایگاه الان و برنامه های آینده هیوندای و کیا رو کنار هم بذاریم، می بینیم که در عرض ۵ الی ۱۰ سال آینده این شرکتا نه فقط جزو رقیبان اصلی هستن، بلکه اونا به پیشتازان، نوآوران و استانداردهای هر کلاس تبدیل می شن.

با در نظر گرفتن همه موارد دست کم گرفتن هیوندای و کیا از طرف حتی برنده های با سابقه و درجه یکی چون ب ام و، آئودی و مرسدس بنز می تونه یافته های زیان باری واسه اونا به دنبال داشته باشه.

همونطور که بارها قبل از این اشاره شده، هیوندای و کیا الگوهای بسیار خوبی واسه کسب موفقیت در مقیاسی جهانی هستن. این دو خودروساز کره ای با استقبال از رقابت بجای انحصار، برنامه ریزی هدف دار و به کار گیری تجارب بزرگان صنعت خودرو به لیاقت جایگاهی لایق تشویق کسب کرده و اینک جزو موفق ترین گروه های خودروساز در جهان هستن.

مطمئنا چند سال دیگه چینیا هم راه مشابهی رو طی می کنن و می تونیم در بازارهای بزرگ و پر رقابتی مثل اروپا و آمریکا هم جایگاهی واسه خود دست و پا کنن. بعد از چینیا هم شاید نوبت به هندیا می رسه تا اونا هم ضمن تولید مدلای پیشرفته و استاندارد واسه هموطنان خود، طعم حضور در بازارهای طراز اول جهان رو بچشند.

شاسی بلند مفهومی H5X از خودروساز هندی تاتا

حال سوال مهم و بنیادینی که واسه ما پیش میاید اینست که چند دهه بعد وقتی از الگوی پیشرفت هندیا یا دیگه کشورای کوچیک صحبت می کنیم، طرح چراغای پژو ۴۰۵ چه شکلی میشه؟ سمند وارد نسل دوم شده یا به فیس لیفت پنجاهم خود رسیده؟ در اون زمان خیابانامون مدرن دیده می شن یا به دلیل انباشته شدن از آثار باستانی جزو جاذبه های توریستیمان هستن؟!

 

یه مدت می شه که تماشاگر حضور مانیتورهای خمیده در بازار هستیم اما در زمان استفاده و با فاصله ای کم که کاربر با نمایشگر داره، خم شدن اون واقعاً به کار اومده و فرقی با نمونه های تخت و عادی احساس می شه؟ نماینده سامسونگ با فرستادن این بیانیه خبری واسه سایت ما، همین مسئله رو مورد بررسی قرار داده. در ادامه از شما دعوت می کنیم مطلب نوشتن شده و ارسالی از طرف سامسونگ واسه سایت ما رو مطالعه بفرمایید. 

برمبنای آخرین یافته های تحقیق دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، فناوری به کار رفته در نمایشگر Curved مدل SE790C سامسونگ تجربه چشمی بهتر واسه کاربران به همراه می آورد.

یافته های این تحقیق که با عنوان «بررسی تطبیقی مانیتورهای Curved و تخت: خستگی چشم به وجود اومده به وسیله دنبال کردن همیشگی تصویر» اعلام شد به اثر صفحه های نمایشگر بر چشم آدم اشاره می کنه. تیم پژوهشی دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد به سرپرستی دکتر الی پلی و دکتر مبهم لو در این تحقیق یافته های خود رو در مورد مانیتورهای Curved در بخش مربوط به تحقیقات نمایشگرهای ۳ بعدی و Curved ارائه کردن.

هدف محققان انستیتو چشم پزشکی شپنز در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد در این تحقیق شناخت اثرات صفحه نمایش کامپیوتری بر سلامت و تلاش واسه کاهش نشونه های سندروم بینایی کامپیوتر (Computer Vision Syndrome سندرمی که به مشکلات بینایی و چشم کاربران به دلیل استفاده دراز مدت از کامپیوتر اشاره داره) با به کار گیری نمایشگرهای Curved بوده.

در طول این تحقیق، تیم دانشکده پزشکی هاروارد از آدمایی که از بینایی سالم و کامل بهره مند بودن درخواست کرد تا محتوای برابری رو روی صفحه ۳۴ اینچی Curved مدل SE790C سامسونگ و یه نمایشگر مشابه اما تخت ببینن. در این تحقیق از هر کدوم از بینندگان خواسته شد تا پرسشنامه ای رو قبل و بعد از تماشای محتوا پر کنن تا اندازه آسایش اونا در ۲۲ شاخص جور واجور بینایی اندازه گیری شه. در امتحان شاخصا مشخص شد که درصد بیشتری از شرکت کنندگان، هنگام مشاهده محتوا در نمایشگرهای تخت، از شدید شدن نشونه هایی مانند خستگی چشم، ناتوانی در دقیق شدن و فوکوس کردن وتار شدن دید خبر دادن.

سئوگ گی کیم، معاونت ارشد واحد نمایشگرهای شرکت سامسونگ الکترونیکس (Visual display Business)، در این رابطه میگه: «به کمک طراحی نوآورانه و یه سری از ویژگیای دلخواه مخاطبان، مانیتورهای Curved سامسونگ واسه ارائه تجربه دیداری گسترده، زنده و راحت واسه کاربران تولید شده. نتیجه تحقیقات دانشکده پزشکی هاروارد به وعده ما واسه ارائه تصویری با کیفیت بالا که هزینه ای کمتر و لذتی بیشتر به همراه می یارن اعتبار می بخشه و ما بازم به معرفی نوآوریای جدید و بالاتر از انتظار مشتریان مون ادامه میدیم.»

جالبه بدونین با در نظر گرفتن اصطلاح فاصله دید از مرکز تا لبه های نمایشگر که در مانیتورهای استاندارد تخت رایجه، سامسونگ نمایشگر Curved مدل SE790 رو جهت برابری هرچه بهتر صفحه نمایش با حالت کروی چشم آدم طراحی کرده. این منحنی با انحنای R3000 میلی متر، دیدی گسترده و کامل و تصویری گسترده واسه بیننده جفت و جور می کنه. به وسیله این زاویه دید عریض، بالاترین نسبت کنتراست ۳۰۰۰:۱ دیده می شه. هم اینکه توانایی حذف دخالت نور خارجی، در مدل SE790C کیفتی استثنائی در تصویر و عملکردی عالی واسه استفاده دراز مدت مانند نمایش فیلم و بازی به همراه می آورد.