مرداد ۲۱, ۱۳۹۹

پایان نامه ارشد با موضوع افراد سالمند، ادراک خود

خطاها و مشکلات ارزیابی است که در زمان اجرای این مقیاس‌ها آشکار می‌شود (داینر و اسکلن، ۲۰۰۳). بنابراین گرچه خود گزارشی نقش اصلی را در تحقیق‌های بهزیستی ایفا می‌کنند، ولی باید از فنون دیگری، برای کسب درک کامل از این مفهوم استفاده شود (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).
روش مناسب دیگری که به اعتبار بخشیدن یافته‌های ارزیابی‌های خود گزارشی کمک می‌کند، روش نمونه گیری تجربی ۱۳۵می باشد، این روش توسط سیک زنت می‌هالی ابداع شده است و طی آن افراد در زمان‌های تصادفی اقدام به ثبت احساسات و فعالیت‌های خود در یک دوره زمانی می‌کنند (داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).
در این شیوه ارزیابی، شرکت کنندگان کامپیوترهایی را در کف دست خود حمل می‌کنند و صدای یک زنگ را بصورت تصادفی در تمام طول روز دریافت می‌کنند و به محض شنیدن صدای زنگ، یک پرسشنامه زمینه را که روی صفحه کامپیوتر قرار دارد، در رابطه با فعالیت‌ها و حالات هیجانی اخیرشان کامل می‌کنند. نتایج این داده‌ها به محققین اجازه می‌دهد که افت و خیزهای هیجانی را در بیشتر روزها و هفته‌ها ترسیم کنند و این داده‌ها را در ارتباط با محیطی که رویدادها در آن رخ داده است تجزیه و تحلیل کنند (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴).
استفاده از این نوع مقیاس (روش نمونه گیری تجربی ) نیاز شرکت کنندگان را به یادآوری و کوشش در کسب یکسری گزارش‌های عاطفی رفع می‌کند (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).
فن دیگری که محققین برای ارزیابی بهزیستی استفاده می‌کنند، پاسخ افراد به تکلیف حساس هیجانی می‌باشد ؛ برای مثال سدلیتز ۱۳۶و داینر (۱۹۹۳) از افراد خواستند تا تجربیات شاد زندگیشان را که می‌توانند در یک زمان کوتاه به خاطر آورند، یادآوری کنند، زیرا عملکرد در این تکلیف با ارزیابی‌های بهزیستی همبسته است و می‌توان جانشینی برای مقیاس‌هایی باشد که کمتر به سبک‌های پاسخ و ویژگی‌های شخصیتی حساس می‌باشند (نقل از داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).
روش دیگر، تکلیف تکمیل جمله یا تکلیف یادآوری کلمه می‌باشد. در این روش تعدادی جملات ناتمام در اختیار افراد قرار می‌گیرد و از آنها خواسته می‌شود که جملات را کامل کنند، راستینگ۱۳۷ (۱۹۹۸) نشان داده است که افراد شاد نسبت، به افراد ناشاد برای کامل کردن جملات از کلمات مثبت استفاده می‌کنند. در تکلیف یادآوری کلمه نیز تعدادی کلمه مثبت و منفی در اختیار شرکت کنندگان قرار می‌گیرد و از آنان خواسته می‌شود که کلمات را پس از دیدن یادآوری کنند. راستینگ (۱۹۹۸) نشان داده است که افراد شاد نسبت به افراد ناشاد در یادآوری کلمات مثبت سریع تر عمل می‌کنند (نقل از داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳).
روش‌های دیگر ارزیابی بهزیستی، شیوه‌های زیست شناختی است، نظیر اندازه گیری ضربان قلب، پاسخ گالوانیکی پوست، بازتاب یکه خوردن ۱۳۸،سطح هورمونی و فعالیت‌های عصب شناختی (داینر، سبیوس – داینر و تامیر، ۲۰۰۴)، حرارت بدن، دامنه تنفس، حرکات ماهیچه ای مربوط به صورت برای ارزیابی احساسات هیجانی (داینر، اسکلن و لوکاس، ۲۰۰۳) و ارزیابی هورمون‌های استرس زاست (داینر، اسکلن، ۲۰۰۳).
برخی از ابزارهای پرسشنامه ای که برای اندازه گیری بهزیستی بکار می‌روند عبارتند از : پرسشنامه حالات شخصی که توسط برنز و مارتین (۱۹۹۵) تهیه شده، پرسشنامه شخصیتی آیزنگ ۱۳۹و پرسشنامه شخصیتی نئو۱۴۰و پرسشنامه شادکامی آکسفورد۱۴۱که توسط آرجیل و لو (۱۹۸۹) تهیه شده است ( نقل از یزدانی، ۱۳۸۲) و پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ۱۴۲،۱۹۷۸) و پرسشنامه بهزیستی عمومی (دوپی ۱۴۳) (نقل از کنو۱۴۴،لینتونن۱۴۵ و آیتیو۱۴۶،۲۰۰۲).
۲-۷- عوامل و همبسته‌های بهزیستی
تحقیقات وسیعی در رابطه با همبستگی عوامل جمعیت شناختی و عوامل محیطی دیگر با بهزیستی صورت گرفته است. این یافته‌ها با کار کانتریل۱۴۷(۱۹۶۵) در یازده کشور و بر روی ۲۳۸۷۵ نفر ؛ روجرز (۱۹۶۹) و کامبل۱۴۸، روجرز (۱۹۷۲) در امریکا ؛ اینگل‌هارت۱۴۹(۱۹۹۰) و ونهون(۱۹۹۴)آغاز شد.
این تحقیقات نشان داد که عوامل جمعیت شناختی و محیطی بر روی بهزیستی تأثیر دارند (نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵).
این عوامل عبارتند از :
۱٫ سن : (بات و بیزر۱۵۰،۱۹۹۷؛ نقل از داینر و میرز، ۱۹۹۷؛ داینر و سا، ۱۹۶۸؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ ریف۱۵۱،۱۹۹۱؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ اینگل‌هارت، ۱۹۹۰ ؛ نقل ا کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱؛ مروزاک و کولانز، ۱۹۹۸؛ بات ولیسیر، ۱۹۷۸؛ ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۳۸۳ ؛ شهرآرای، ۱۳۸۴).
۲٫ جنس 🙁 رابینسون و رجیتیر۱۵۲،۱۹۹۱؛ نقل از داینر و میرز، ۱۹۹۵ ؛ ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ میچالوس، ۱۹۹۱؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛‌هارینگ۱۵۳ استوک۱۵۴و اکون ۱۵۵،۱۹۸۴؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱؛ فوجیتا، داینر و ساندویک، ۱۹۹۱؛ نقل از داینر، اسکلن، ۲۰۰۳ ؛ وود۱۵۶،رهدز۱۵۷و ولن ۱۵۸، ۱۹۸۹؛نقل از آرجیل ؛ ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۳۸۳).
۳٫ نژاد: (داینر، ساندیک، سایدلیتز۱۵۹ و داینر، ۱۹۹۳ ؛ رابینز و ریگر ۱۶۰، ۱۹۹۱ ؛ استک، سیدلیتز، ‌هارینگ و ویتر، ۱۹۸۵ ؛ نقل از میرز و داینر، ۱۹۹۵ ؛ کروکر۱۶۱، میچر۱۶۲، ۱۹۸۹ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱).
۴٫ منابع و امکانات : (داینر و فوجیتا ۱۹۹۱ ؛، نقل از داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).
۵٫ سلامتی : (کمبل، کانورس ۱۶۳و راجرز، ۱۹۷۶ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ هنرت۱۶۴، کراز ۱۶۵،نادلر ۱۶۶و بید۱۶۷،۱۹۹۰؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵).
۶٫ ازدواج : (گلین ۱۶۸،۱۹۷۵ ؛ گودیشن۱۶۹، ۱۹۸۹ ؛ وایت۱۷۰، ۱۹۹۲ ؛ مستکاستا۱۷۱،۱۹۹۵؛ داینر کهم ۱۷۲،ساوایشی، ۱۹۹۸؛ کوردک۱۷۳،۱۹۹۱ ؛ مستکاستا، ۱۹۹۷ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵ ؛‌هارنینگ -‌هایدر ۱۷۴و استک، کان و ویتر۱۷۵، ۱۹۸۵؛ نقل از داینر و ساوایشی، ۱۹۹۷ ؛ لی، سکمب و شهان، ۱۹۹۱ ؛ کوردک، ۱۹۹۱ ؛ گو، استیل و ۱۹۸۵؛ نقل از داینر و ساوایشی، ۱۹۹۷ ؛ لی ۱۷۶،سکمب۱۷۷ و شهان۱۷۸، ۱۹۹۱ ؛ کوردک، ۱۹۹۱ ؛ گو، استیل۱۷۹ و‌هاگز۱۸۰، ۱۹۹۰؛ کاسلر۱۸۱ و اسکس۱۸۲، ۱۹۸۲ ؛ نقل از ادینگتون و شامان. ۲۰۰۵).
۷٫ درآمد : (آرجیل، ۱۹۸۶ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱ ؛ داینر و داینر، ۱۹۹۵ ؛ ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵؛ داینر و اسکلن، ۲۰۰۳).
۸٫ معنویت و مذهب 🙁 پارگامنت۱۸۳، ۱۹۹۸ ؛ کونیگ۱۸۴، ۱۹۹۴ ؛ الیسون۱۸۵، ۱۹۹۱ ؛ لوین و ویسینگ، ۱۹۹۴ ؛ نقل از زنجانی طبسی، ۱۳۸۳ ؛ الیسون، ۱۹۹۱؛ استرابرنج۱۸۶، شما۱۸۷، کهن۱۸۸، ربرت و کاملان۱۸۹، ۱۹۹۸ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵ ؛ بالستون۱۹۰، شون‌راد۱۹۱ و ونتیس۱۹۲، ۱۹۳۳ ؛ کولاسانتو۱۹۳ و شرایور۱۹۴، ۱۹۸۹ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱).
۹٫ خلق و خوی و شخصیت : (ویلسون۱۹۵، ۱۹۶۷؛ نقل از داینر، ایشی و لوکاس، ۲۰۰۳؛ داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷؛ داینر و اسکلن، ۲۰۰۳؛ لیکن۱۹۶ و تلیجن۱۹۷، ۱۹۹۶ ؛ نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵ ؛ اسچیمک۱۹۸، ایشی و فاندر۱۹۹، ۲۰۰۴؛ بیسواس – داینر، داینر و تامیر، ۲۰۰۴ ؛ کاستا۲۰۰، مک کارا۲۰۱، ۱۹۹۲ ؛ ایزارد۲۰۲، ۱۹۹۳؛ واستون۲۰۳ و کلارک۲۰۴، ۱۹۹۳؛ نقل از اسچمیک، ایشی و فاندر، ۲۰۰۴).
۱۰٫ فرهنگ : (اینگل‌هارت، ۱۹۹۰؛ داینر، داینر و داینر، ۱۹۹۴ ؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱؛ داینر و اسکلن، ۲۰۰۳؛ بیسواس – داینر و تامیر، ۲۰۰۴ ؛ داینر، ساوایشی، ۱۹۹۷؛ آریندل، ‌هاتزیچریستو، ‌ونزیک، رزنبرگ، تیلرت و استما، ۱۹۹۷؛ داینر، ۱۹۹۵ ؛ داینر و سلیگمن، ۲۰۰۲ ؛ آنونی موس۲۰۵،۱۹۹۳؛ میرز و داینر، ۱۹۹۷).
حال به اختصار به توضیح و تفسیر برخی از این عوامل که با پژوهش حاضر مرتبط است می‌پردازیم.
۱-۲-۷ سن : شاید چنین تصور شود که شادی یا ناشادی به دوره معینی از شرایط سنی (دوره نوجوانی، جوانی و پیری) مربوط باشد، ‌در حالیکه برخی مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهند که دوره سنی معینی را نمی توان به شادی یا ناشادی اختصاص داد ( کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱). مطالعات بات و بیرز (۱۹۹۷) نشان می‌دهد که بهزیستی و رضامندی از زندگی با افزایش سن کاهش نمی یابد (نقل از داینر و میرز، ۱۹۹۷).
در حالیکه مطالعات دیگری از جمله داینر و سا (۱۹۶۸) با مطالعه ۶۰۰۰ بزرگسال از ۴۰ ملت به این نتیجه رسیدند که بهزیستی از بیستمین تا هشتادمین سال زندگی به طور چشمگیری میل به افزایش دارد. بنابر این بهزیستی یک سازه وابسته به سن است. آنها در حالیکه تغییر کمی را در برخورد با عواطف منفی در گروه‌های سنی یافتند و نیز به این نتیجه رسیدند که عاطفه خوشایند با افزایش سن کاهش می‌یابد (نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵).
فقدان، کاهش و نیز میل به افزایش بهزیستی در چرخه زندگی بدین علت فرض شده است که، افراد برای سازگاری با شرایط، توانایی بیشتری کسب می‌کنند (ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵).
ریف (۱۹۹۱) دریافت که بزرگسالان مسن تر، در مقایسه با افراد جوان تر، سازگاری بیشتری را بین آرمان‌ها و ادراک خود واقعی دارا می‌باشند (نقل از ادینگتون و شامان، ۲۰۰۵).
مطالعات اینگل‌هارت (۱۹۹۰؛ نقل از کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱) در دهه ۱۹۸۰ در ۱۶ کشور گوناگون این موضوع را مورد تأیید قرار می‌دهد، که عوامل پیش بینی کننده شادی ممکن است همراه با سن تغییر کند. بطور مثال، عواملی مانند رضامندی از روابط اجتماعی و سلامت بدنی که در سنین بالاتر مهمتر هستند ؛ خود در میزان شادی دخیل هستند.
– بات۲۰۶ و بیزر۲۰۷ (۱۹۸۷) ۱۳۸۵۸ آزمودنی را در ۱۳ کشور مورد بررسی قرار دادند و بهزیستی را در زمینه‌های مختلف در ارتباط با سن بررسی کردند و به نتایج زیر دست یافتند :
* درآمد با سن افزایش می‌یابد، همانگونه که بهزیستی افزایش می‌یابد.
* وضعیت بهداشت افراد سالمند، خصوصاً افراد خیلی پیر، بهتر می‌شود.
* رضایت مندی از ارتباطات اجتماعی با افزایش سن در اکثر کشور‌ها افزایش می‌یابد، اما رضایت زناشویی برای بسیاری از افراد ۲ نقطه افت دارد – یکی هنگامی که افراد کودکان کوچک دارند و دوم هنگامی که این کودکان، نوجوان می‌شوند.
* رضایت شغلی در این مطالعه، در گروه میانسالان در بالاترین حالت بود، ولی بطور طبیعی باز نشستگی برای اکثر افراد منجر به از دست دادن رضایت شغلی می‌شود.
* تفریح، تمرینات جسمانی و بسیاری دیگر از تفریحات فعال با سن کاهش می‌یابد و افراد سالمند کمتر به مهمانی‌ها و دیگر انواع زندگی اجتماعی لذتبخش می‌روند.
* جذابیت جسمانی اهمیت اندکی در مورد خوشبختی دارد، اگرچه برای زنان اهمیت بیشتری دارد، اما این عامل ناچاراً با افزایش سن، کاهش می‌یابد.
* مذهب یکی دیگر از منابع خوشبختی است که برای سالمندان اهمیت زیادتری دارد و رضایتمندی از آن با بالا رفتن سن، افزایش می‌یابد.
* ترس از افزایش سن، با سن افزایش می‌یابد و این منبع کاهش خوشبختی فردی است. این موضوع تا اندازه ای به خاطر کاهش سلامتی جسمانی، کاهش جذابیت، تنهایی و مرگ است (نقل از آرجیل ؛ ترجمه بهرامی و همکاران، ۱۳۸۳).
رضامندی از منابع عینی مانند درآمد و ازدواج بطور قابل ملاحظه ای با افزایش سن کاهش می‌یابد.
هر چند با در نظر گرفتن منابع عینی، افراد مسن تر، تجربه رضامندی بیشتری از کل زندگیشان دارند، تا جوانان احتمالاً این نتیجه بدین علت است که افراد مسن انتظارات و اهدافشان را بر اساس قید و بندهای موقعیتی شان منطبق می‌کنند (داینر، ۲۰۰۵).
در دوره نوجوانی، بر خلاف بزرگسالی نوسانات بیشتری از حالات شادی و یا ناشادی وجود دارد (کرمی نوری و مکری، ۱۳۸۱)،نوجوانان معمولاً یک زمان در حالات شادی و یک زمان در حالات غم قرار دارند (میرز و داینر، ۱۹۹۷).
در سال‌های اخیر اختلالات و مشکلات بسیاری در بین جوانان شناخته شده است که بهزیستی آنان را به خطر انداخته است. بیش از نیمی از این اختلالات نگران کننده، بین سنین ۱۵ تا ۲۵ سال قرار دارد.
بسیاری از اختلالات ذهنی مانند، سوء استفاده از مواد، افسردگی، خودکشی و اختلالات خوردن در این