مقاله رایگان با موضوع نظام های پارلمانی، نظام پارلمانی، گروه های ذینفع، قانونگذاری

دانلود پایان نامه

لازم را از دست بدهند؛ چرا که نباید منتهی به این نتیجه گردد که وجود احزاب در جامعه بیهوده است. احزاب مثل سایر نهادها برای بازبینی در برنامه ها و شیوه های کار خود نیاز به زمان دارند. در صورت نبود احزاب، شهروند در برابر قدرت، ابزار و سلاحی در اختیار نخواهد داشت.

فصل سوم
جایگاه و عملکرد احزاب
درنظامهای پارلمانی

در این فصل با ورود به موضوع اصلی یعنی نقش احزاب در نظام های پارلمانی، سعی خواهیم نمود تا جایگاه و نقش احزاب را در بطن حکومت و نظام های پارلمانی بررسی نموده و به سؤال اصلی تحقیق پاسخ دهیم. در مبحث نخست و قبل از ورود به بحث اصلی، ابتدا نقش عوامل مؤثر برون حزبی(لابی ها) را در نظام پارلمانی به طور مختصر بیان کرده و در مبحث دوم به نقش و کارکردهای احزاب سیاسی در پارلمان خواهیم پرداخت. سپس در مبحث سوم به نقش و کارکردهای احزاب در رابطه با قوه مجریه اشاره می کنیم.
مبحث نخست-عوامل مؤثر برون حزبی در نظام پارلمانی
در این مبحث، در گفتار نخست به بررسی نقش لابی ها و گروه های ذینفع در پارلمان خواهیم پرداخت و سپس در مبحث دوم به بررسی عملکرد احزاب و نقش آنها در پارلمان می پردازیم.
گفتار نخست ـ نقش لابی ها و گروه های ذینفع در پارلمان
عوامل گوناگونی بر نمایندگان مجلس تأثیرگذارند که عمدتاً بر دو دسته تقسیم می شود که عبارتند از عوامل حزبی و برون حزبی.
حال ابتدا به بررسی نقش گروههای لابی در خارج از پارلمان و تأثیرشان بر جو پارلمان می پردازیم، سپس با ورود به بحث اصلی که همانا جایگاه و کارکرد احزاب سیاسی در پارلمان است، بحثمان را دنبال می کنیم.
الف ـ تأثیر لابی گری گروههای ذینفع بر نمایندگان پارلمان
در مسائل و موضوعات مختلفی که ممکن است در سطح جامعه پیش آید، علاوه بر تأثیر احزاب و عوامل وابسته به احزاب، گروههای مختلفی از قبیل گروههای فشار، گروههای ذینفع و یا نهادهای لابی کننده، ایفای نقش می کنند.
در این مسیر، پشتیبانی و حمایت نمایندگان پارلمان، از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. زیرا نمایندگان پارلمان توانایی این را دارند تا فعالیتها، طرحها و نقشه های این گروهها را از نظر سیاسی اولویت بندی کرده و در مسیری قانونی و عاقلانه به پیش ببرند. در این راستا، افراد حوزه های انتخاباتی در قالب گروههای فشار، ذینفع و … در تالار نشیمن مرکزی در پارلمان با نمایندگان ملاقات می کردند و تلاش این افراد در جهت تأثیرگذاری بر نمایندگان پارلمان، لابی کردن74 نام گرفت.
شیوه نوین امروزین لابی کردن بطور کلی متوجه دولت و ناظر به فعالیتهای دولت است و کمتر ناظر بر فعالیتهای پارلمانی و نمایندگان پارلمان می باشد. با وجود این، گروههای فشار تصورشان بر این است که اگر نماینده و یا نمایندگانی که مدافع آنانند و از درخواستهای آنان پشتیبانی می کنند، وجود داشته باشند، برای آنان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و بنابراین حداکثر استفاده را از ابزارهای پارلمانی می نمایند.
ب ـ طرق انتخاب نماینده برای لابی کردن
گروههای لابی کننده بواسطه دیدگاهها و با عنایت به نقطه نظرات و دیدگاههای مختلف نمایندگان پارلمان، طرفداران پارلمانی خود را گزینش نمایند. در مواردی هم که نمایندگان پارلمان جدید ناشناخته هستند، گروههای لابی گر راجع به نقطه نظرات و دیدگاههای آنها از آنها و نیز حزب وطریق سخنرانی های آنها، سابقه رأی75 کمیته های حزبی که آنها در آن عضو می باشند، بررسی ها و مطالعاتی را انجام دهند.
ج ـ نحوه عملکرد و نقش لابی کنندگان در تصویب قوانین
لابی کنندگان پس از آنکه نماینده یا نمایندگان هم رأی و موافق خود را در پارلمان شناسایی کردند، درصدد برمی آیند تا حتی الامکان خواسته های خود را به وی تفهیم نموده و تأثیر خود را از طریق نمایندگان موافق بر کل فضای پارلمان بگذارند و اتفاقاً در این قضیه تا حدود زیادی هم موفق عمل کرده اند. برای مثال، فعالیت گروه لابی انجمن مصرف کنندگان76 منجر به تصویب قانون شرایط ناعادلانه77 در سال 1977 گردید.
نمایندگان پارلمان در پیشبرد اهداف گروههای لابی از اهمیت بالایی برخوردارند و متقابلاً گروههای لابی هم منبع اطلاعاتی و مالی مناسبی برای نمایندگان محسوب می شوند. اکثر نمایندگان پارلمان جهت کسب اطلاعات و اخبار موثق در خصوص موضوعات و مسائل مورد علاقه متکی به گروههای فشار و گروههای ذینفع هستند.
اتحادیه صنایع بریتانیا از این قبیل گروه ها محسوب می شود. این گروهها با بهره گیری از روش ارائه اطلاعات، سعی در هدایت دیدگاهها و تأثیرگذاری بر مباحثات و مذاکرات پارلمانی دارند.
از آنجایی که در مجلس اعیان هم کلیه مراحلی که برای تصویب یک قانون در مجلس عوام طی می شود، در این مجلس هم ضروری است، نفوذ لابی کننده ها(گروههای فشار و ذینفع) به عنوان گروههای مشاور پارلمانی در این مجلس هم محسوس است و افزایش چشمگیر در لابی کردن از اواخر دهه 1970 نشانگر احیاء نفوذ مجلس اعیان در سالهای اخیر است. برخی از لابی کنندگان از طریق ارسال نامه و حتی ایمیل به نمایندگان و ارسال مدارک و اسنادی که در کمیسیون ها از سندیت و اعتبار لازم برخوردار است، تلاش
می کنند تا در پیش نویس طرحها و لوایح تقدیمی به پارلمان اصلاحاتی را انجام دهند.
د ـ موانع موجود در لابی کردن
با توجه به اینکه لابی کردن با نمایندگان پارلمان از جمله ابزارها و عوامل برون حزبی مؤثر بر نمایندگان به شمار می رود، وفاداری حزبی و
به عبارت دیگر، وجود انضباط حزبی در بین نمایندگان پارلمان یکی از موانع عمده و جدی بر سر راه لابی کنندگان (عوامل برون حزبی) می باشد.
از سوی دیگر بسیاری از نمایندگان پارلمان ممکن است از سوی اتحادیه های کارگری و گروه های انتفاعی، گروه های فشار و … در انتخابات و بویژه در تقبل هزینه انتخاباتی آنان نقش بارزی داشته باشند و با وابستگی نمایندگان به این گروهها بیم آن می رود که نماینده بی طرفی خود را از دست داده و به عاملی تبدیل شود که اهداف و نقشه های حامیانش را در پارلمان بجای خواسته های حوزه انتخابیه و اهداف حزبی دنبال نماید. در این راستا قوانین متعددی تصویب شده است تا فشار لابی کنندگان را کاهش دهند. برای مثال قطعنامه ای در سال 1858 مقرر کرد که مطرح نمودن موضوعی از جانب نماینده یا نمایندگان در ازای دریافت پول در پارلمان به هیچ وجه جائز نیست؛ حتی اگر پول دریافتی در ازای یک مسأله با ارزش مانند امور خیریه باشد. قطعنامه دیگری در سال 1965 مقرر داشت که دریافت پول و یا پرداخت آن به یک نماینده برای طرح یک مسأله و یا موضوع در پارلمان “جرم شدید” تلقی می گردد.
با این اوصاف به نظر می رسد گروههای ذینفع و بطور کلی نهادهای مدنی در فرآیند قانونگذاری نقش مستقیمی ندارند و قانونگذار در برخی از نظام های پارلمانی به حدی وسواس داشته که تشکیل فراکسیون ها و گروهها را بر اساس منافع خاص، حرفه ای و … در مجلس ممنوع اعلام کرده است. لکن همان طور که قبلاً هم اشاره کردیم، گروههای لابی در کشف مسائل مبتلا به و اطلاع رسانی مفید و مؤثر به نمایندگان پارلمان دارای نقش اساسی هستند. ایفای نقش مزبور از دو راه میسر است:
حالت اول آن است که پارلمان و نهادهای زیر مجموعه پارلمان، از نهادهای مدنی و گروههای لابی درخواست می کنند که همکاری لازم را با پارلمان از طریق ارائه نقطه نظرات خود را در خصوص طرح یا لایحه ای به طور شفاف و با ارائه اسناد و مدارک لازم بیان نمایند. بطور مثال در قضیه لایحه جنجالی مربوط به سقط جنین اختیاری در فرانسه، نظام صنفی قضات، کانون وکلا، نظام پزشکی و … از جمله نهادهایی بودند که نظرات خود را اعلام نمودند.
در حالت دوم، ممکن است در مواردی گروه های لابی از طریق برقراری ارتباط و به واسطه مذاکره با نمایندگان، نظر آنها را جهت ارائه طرح در موضوعی خاص جلب نمایند. مثال بارز در این مورد، استناد “پیر للوش” به اطلاعات و نظرات شورای نمایندگی نهادهای یهودی در طرح خود راجع به تشدید مجازات جرائم نژادپرستانه و ضد یهودی است. در حالت کلی نقش لابی ها در نظام های پارلمانی به لحاظ انضباط بین احزاب و روند حزب سالاری در این نظام حکومتی خیلی چشمگیر نیست و صرفاً به عنوان منابع اطلاعاتی و تغذیه کننده مالی نمایندگان پارلمان به شمار می روند؛ لکن در ایالات متحده آمریکا با توجه به وابستگی اندک اتحادیه ها و اصناف مختلف جامعه به احزاب سیاسی، شاهد نفوذ چشمگیر لابی گری در جامعه آمریکا و افزایش قابل توجه آن در سالهای اخیر هستیم. در بین لابی های مختلفی که در آمریکا فعالند، لابی های یهودی قدرتمندترین لابی ها هستند و تقریباً تمامی رؤسای جمهوری آمریکا چه در مبارزات انتخاباتی و چه در اتخاذ سیاستهای بعد از انتخابات و حتی کنگره این کشور تلاش مستمر دارند تا نظر این لابی ها را تأمین نمایند.
به این ترتیب، اقدامات گروه های لابی چه بطور فردی و چه با تأثیر گذاری بر جلسات کمیسیون ها نقش اساسی در سیاستگذاری و تدوین و تصویب قوانین در آمریکا دارد، زیرا در آمریکا اصل بر این است که قانون مصوب کنگره ظاهری است و ماهیت حقیقی آن قانون کاربردی است که حاصل عمل به قانون در آینده است؛ یعنی حقیقت یک قانون از منافع گروه های ذینفع در جامعه نشأت گرفته است.
مبحث دوم ـ نقش و کارکردهای احزاب در مجلس
در این مبحث برآنیم تا با طرح بحث اصلی تحقیق یعنی نقش احزاب در نظام پارلمانی و به ویژه در مجلس، به سؤال اصلی تحقیق پاسخ دهیم. برای پاسخ به سؤال اصلی، تقسیم بندی هایی را در خصوص نقش و جایگاه احزاب سیاسی در مجلس و نیز در دولت انجام داده ایم که به ترتیب در ذیل خواهد آمد. بدیهی است که مجلس در نظام های پارلمانی محفل مهمی برای عرض اندام احزاب و مانور سیاسی و کسب منافع حزبی در زمینه های گوناگون به شمار می رود.
گفتار نخست ـ نقش و فعالیت احزاب در راستای قانونگذاری
قانونگذاری و مراحل پیچیده مربوط به آن، این امر را می طلبد که در روند امور مرتبط با این موضوع، احزاب سیاسی که سکاندار اصلی نظام های پارلمانی اند، فعالیتهایی را در این زمینه انجام دهند و با سازماندهی اعضا و بسیج امکانات خود در جهت تصویب قوانین مفید به حال جامعه، گامهای مثبتی بردارند و نقش خود را در این امر مهم در حد انتظار عمومی ایفاء نمایند.
الف- نقش احزاب در تشکیل گروههای پارلمانی
گروه های پارلمانی نماینده احزاب و تشکیلات سیاسی درون مجلس هستند؛ لکن آنها با داشتن شخصیت حقوقی مجزا از احزاب مجزا بوده و معمولاً آیین نامه داخلی مجالس، تشکیلات و سازمانی کاملاً مستقل برای آنها درنظر گرفته اند. وابستگی گروه های سیاسی به احزاب از لحاظ سیاسی قابل درک و توجیه پذیر است ولی از لحاظ حقوقی چنین الزامی وجود نداشته و در عمل هم تقارن دقیقی بین احزاب و گروه های پارلمانی وجود ندارد.78
از آنجا که در آیین نامه داخلی مجلس ملی فرانسه آمده است: «نمایندگان با توجه به گرایش های سیاسی، گروه بندی می کنند» می توان گفت که بیشتر وجهه حزبی به خود م
ی گیرند.
تشکیل گروه های پارلمانی گاهی توسط حزب اکثریت در پارلمان و گاهی توسط تعدادی از نمایندگان وابسته به احزاب مختلف که هیچکدام به تنهایی قادر به تشکیل گروه های پارلمانی نیستند، صورت
می گیرد.
با این وجود، در نظام های پارلمانی، نمایندگان پارلمان با ایجاد گروه های سیاسی و پارلمانی سعی دارند در چارچوب تبعیت از رهنمودهای حزبی به فعالیت بپردازند. دلیل این امر مدیون دانستن خود در مقابل
حزب شان به خاطر حمایت از آنان در انتخابات پارلمانی است که در آن به پیروزی رسیده اند. همچنین در انتخابات آتی پارلمانی به این حمایت و پشتیبانی ها نیاز مجدد و دو چندانی خواهند داشت. لذا ناچار از تبعیت از رهنمودهای حزبی هستند.79
حال باید دید که در این گروه های پارلمانی که ممکن است در نظام های مختلف قابل شناسایی باشند چگونه نقش احزاب سیاسی نمود پیدا کرده و مجلس را در اداره هر چه مطلوبتر و بهتر جلسات یاری
می نمایند. هر یک از احزاب چه حزب اکثریت و چه اقلیت، در پارلمان دارای گروه پارلمانی مخصوص به خود می باشند.
این گروه های پارلمانی

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان با موضوعروابط بین الملل، سیاست خارجی، عربستان سعودی، درآمد نفتی

دیدگاهتان را بنویسید