نوارهای موسیقی و صورتی درج علامت بین المللیp برای حمایت آن ها الزامی است.» در پیش نویس لایحه جدید و در بیان مقررات راجع به ثبت اثر آمده « ثبت آثار مندرج در این قانون اختیاری است و پدیدآورندگان می توانند اثر و نام و عنوان و نشانه ویژه اثر خود را در دفاتری که توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعیین می شود به ثبت برسانند.» در نتیجه صراحتاً به ثبت اختیاری اثر و اینکه چنین ثبتی اماره قانونی شناسایی نخستین دارنده حقوق مادی و معنوی اشاره شده است. در مواد بعدی به این نکته اشاره شده که ثبت اثر منوط به فقدان سابقه ثبت و صحت اطلاعات در مورد آثار ادبی و هنری قابل ثبت صورت خواهد گرفت. اگر چه معاهدات بین المللی به ویژه کنوانسیون برن و اغلب قوانین ملی کشورها حمایت از حق مولف را منوط به ثبت اثر و اعلان مشخصات ندانسته و اثر را به محض ایجاد قابل حمایت می دانند ، اما از لحاظ شکلی ثبت اثر و اعلان مشخصات در بر دارنده امتیازاتی است ؛ اول آنکه در مقام اثبات مالکیت ادعای مستند به ثبت بر سایر ادعاها مقدم خواهد بود و به نوعی اطلاع رسانی عمومی محسوب می شود. دوم آنکه اعلان مشخصات نیز دارای تبعات مثبتی می باشد از جمله در عرصه بین المللی و در شرایطی که اعلان مشخصات ضروری است.
آئین نامه چگونگی و ترتیب انجام یافتن تشریفات ثبت آثار براساس قسمت انتهایی ماده 21 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان… دو سال بعد یعنی در سال 1350 در سه فصل شامل هفت ماده و دو تبصره به تصویب هیات وزیران رسید که در سال 1379 نیز با اصلاحاتی مواجه گردید. مطابق فصل اول و در مقام بیان مقررات عمومی تنظیم درخواست نامه ثبت اولین گام برای ثبت اثر محسوب خواهد شد ، در اغلب موارد پدیدآورنده اعم از شخص حقیقی یا حقوقی یا وکیل نامبردگان اقدام به تکمیل درخواست نامه می نمایند.گاهی اوقات انتقال گیرنده حقوق مادی ، در حدود قرارداد تنظیم شده با پدیدآورنده و یا سفارش دهنده به دلیل آنکه قائم مقام پدیدآورنده محسوب می شوند ، اقدام به ارائه درخواست نامه می کنند ، البته در این موارد نیز ذکر مشخصات پدیدآورنده الزامی می باشد. همچنین به موجب آئین نامه اجرایی مذکور ، در صورتی که اثر مشترک باشد ، مشخصات پدیدآورندگان و کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی صاحب حقوق مادی و معنوی می بایست در درخواست نامه قید شده و توسط دو یا چند پدیدآورنده یا قائم مقام قانونی آن ها امضاء شود. مطابق فصل دوم و در مقام بیان مقررات اختصاصی تقاضای ثبت اثر علاوه بر تکمیل فرم درخواست نامه براساس آنچه در بالا آمده ، بسته به نوع اثر باید اطلاعات و مدارک اثر نیز ضمیمه درخواست نامه شود. برای نمونه در مورد اثر سمعی و بصری به منظور اجراء در صحنه های نمایش یا پرده سینما یا پخش از رادیو و تلویزیون موضوع بند 3 ماده دوم قانون ، دو نسخه از اثر به هر ترتیبی که برای اجراء نوشته یا ضبط یا نشر شده باشد. یا در مورد اثر موسیقی موضوع بند 4 ماده دوم قانون دو نسخه اصل یا فتوکپی یا خطی از نت اثر در صورتی که نت داشته باشد ، به انضمام گفتار آن اگر باشد ، به علاوه دو نسخه اثر روی صفحه یا نوار باید ضمیمه درخواست شود. ضمناً به موجب تبصره ماده 2 آئین نامه اگر متقاضی توضیحات خاصی را برای معرفی اثر و چگونگی پیدایش آن لازم بداند ، می تواند در برگ جداگانه ای قید و همراه اظهارنامه تسلیم نماید. مطابق فصل سوم و در مقام بیان مرجع ثبت و اقدامات ثبتی ، درخواست نامه ثبت اثر در تهران باید به دفتر حقوقی و امور مالکیت معنوی و در شهرستان ها باید به ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تسلیم شود. مرجع مذکور به درخواست رسیدگی و اگر درخواست مطابق مقررات فصل اول و دوم تنظیم شده و قبلاً هم به ثبت نرسیده باشد ، آن را در دفتر مخصوص ثبت اثر ثبت می نماید. بنابراین اگر اثر تلویزیونی اثری باشد که توسط شخص حقیقی یا حقوقی تهیه شده باشد ، پدید آورنده علاوه بر تکمیل فرم درخواست نامه ثبت به طور کامل می بایست دو نسخه ضبط شده از اثر را نیز به مرجع ثبت اعلامی تسلیم نماید. اما اگر اثر تلویزیونی اثری مشترک باشد، مشخصات کلیه پدیدآورندگان حقیقی و حقوقی می بایست در در خواست نامه ذکر شده و به امضای دو چند پدیدآورنده برسد. نکته بسیار مهم آن است که برخلاف ثبت اثر که اختیاری بوده و از حیث اثبات آفرینش اثر می تواند دلیلی قوی به حساب بیایید ، گرفتن مجوز جهت تکثیر و انتشار اثر جنبه الزامی دارد. از نقطه نظر منطقی ارتباط بین ثبت اثر و مجوز عموم و خصوص من وجه می باشد. چه بسا اثری ثبت شود ، اما با دلایلی مانند مغایرت با نظم عمومی ، اخلاق حسنه و امنیت اجتماعی مجوز پخش و انتشار را کسب نکند. یا اینکه اثری مجوز بگیرد اما به دلیل آن که اصالت ندارد ، قابلیت ثبت نداشته باشد. بنابراین آنچه موجبات حمایت از یک اثر خاصه اثر سمعی و بصری را فراهم می کند ، حصول مجموعه ای از شرایط شکلی و ماهوی در اثر است ، به این شرط که بتواند خود را با مقتضیات فرهنگی ، اجتماعی و حقوقی کشوری که در آن تولید می شود ، هماهنگ سازد.

مبحث دوم : قلمرو و شرایط حمایت از آثار تلویزیونی به موجب حقوق مرتبط
با گذر زمان و به دنبال پیشرفت فناوری و تکنولوژی در اواخر قرن نوزدهم میلادی و در نتیجه کشف اختراعاتی در زمینه تهیه و تکثیر آثار ادبی و هنری ، نیاز به شکل جدیدی از حمایت برای آثار تولید شده براساس این پیشرفت ها بیش از پیش احساس شد که این آثار خود در سه گروه مهم اجراها ، آثار صوتی و آثار رادیویی و تلویزیونی قابل بررسی می باشند. مجموع این شرایط منجر به تصویب «کنوانسیون رم راجع به حمایت از هنرمندان مجری اثر یا مجریان ، تولید کنندگان آثار صوتی و سازمان های پخش » مورخ 1961 میلادی گردید. البته در این کنوانسیون و حتی در مقررات داخلی کشورها تعریفی از حقوق مرتبط ارائه نگردیده و این خود منجر به برخوردهای چندگانه کشورها در این زمینه شده ، به گونه ای که برخی کشورها قائل به تفکیک حقوق مولف از حقوق مرتبط شده اند.( برای مثال فرانسه) برخی دیگر از کشورها حقوق مولف و مرتبط را با هم در یک قانون مورد بررسی قرار داده اند. (برای مثال انگلستان) اما در نهایت و با توجه به تعاریف حقوق دانان از حقوق مذکور می توان گفت : در حالی که حق مولف بیانگر حقوق قانونی و دارای ضمانت اجرای پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری می باشد ، حقوق مرتبط بیانگر ابزار و شیوه های پخش و عرضه این آثار به عموم و نهایتاً حمایت از دارندگان حقوق مادی و معنوی نسبت به آثارشان است. در ادامه انواع آثار مورد حمایت حقوق مرتبط و شرایط ماهوی و شکلی مورد نیاز این حمایت بیان خواهد شد.

گفتار اول : قلمرو آثار مورد حمایت
علی رغم توسعه روز افزون فناوری ها ، مقصود کنوانسیون رم از دارندگان حقوق مرتبط ، تنها سه گروه مهم و قدیمی در این زمینه یعنی اجراکنندگان ، تولید کنندگان آثار صوتی و سازمان های پخش می باشد. بدین تعبیر که کشورها در قوانین داخلی خود در بیان مصادیق قابل حمایت اتفاق نظر ندارند ، برای مثال قانون مالکیت فکری فرانسه علاوه بر مصادیق ذکر شده در کنوانسیون رم ، تولید کنندگان آثار تصویری را نیز مشمول حمایت می داند و حقوق آلمان تهیه کنندگان پایه های داده یا آثار عکاسی را نیز در حیطه حقوق مرتبط مورد حمایت قرار می دهد. در قوانین مالکیت فکری فعلی ایران بنابر آنچه پیش از این گفتیم نامی از حقوق مرتبط دیده نمی شود ، هرچند جسته و گریخته از مصادیق قابل حمایت این قانون سخن به میان آمده است. علی رغم وجود این تمایزات تنها همان سه دسته آثار مطرح شده در کنوانسیون رم در سطح بین المللی قابل حمایت خواهد بود. پس در حال حاضر آنچه از نگاه معاهدات حقوق مرتبط قابل حمایت می باشد ، شامل اجرای اجراکنندگان ، آثار صوتی تولید کنندگان ، آثار رادیویی و تلویزیونی سازمان های پخش می باشد. از آن جایی که سه گروه مذکور دارای نقش به سزایی در تولید و پخش آثار تلویزیونی می باشند ، از یک طرف اجرا کنندگان از طریق پخش اجراهایشان به عنوان اثر تلویزیونی ، از طرف دیگر تولید کنندگان آثار صوتی از طریق پخش صوتی و تصویری آثارشان به عنوان اثر تلویزیونی و نهایتاً سازمان های پخش به دلیل منشاء پخش آثارتلویزیونی ، بررسی آن ها در قالب قلمرو حقوق مرتبط لازم به نظر می رسد.

بند اول ) اجرا ها

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در مقام بیان قلمرو و ماهیت حقوق مرتبط اولین موضوع قابل بررسی اجرای اجراکنندگان می باشد ، زیرا اجراکنندگان به دلیل ویژگی های ملحوظ در اجرایشان نسبت به دو موضوع دیگر از حمایت بیشتری برخوردار خواهند شد. در کنوانسیون رم و دیگر معاهدات بین المللی در زمینه حقوق مرتبط و همچنین قوانین داخلی کشورها تعریفی از اجرا ارائه نشده و نهایتاً به اجراکنندگان و ذکر مصادیق تمثیلی از آن ها بسنده شده است. برای مثال در ماده 3 کنوانسیون رم اجراکنندگان عبارتند از : « بازیگران ، خوانندگان ، نوازندگان ، رقاصان و دیگر اشخاصی که بازی می کنند ، آواز می خوانند ، نطق می کنند ، استفاده می کنند یا به دیگر اشکال آثار ادبی و هنری را اجرا می کنند.» همچنین در ماده 9 همان کنوانسیون کشورهای عضو در قوانین داخلی خود می توانند ، اجرای آثار غیر ادبی و هنری همانند واریته و سیرک را نیز مورد حمایت قرار دهند. در معاهده سازمان جهانی مالکیت معنوی ( وایپو ) در مورد اجراها و آثار صوتی نیز بدون ارائه تعریفی از اجرا عین تعریف ماده 3 تکرار شده ، البته اجرای نمودهای فولکلور (آثار فرهنگ عامه) علاوه بر آثار ادبی و هنری به تعریف افزوده شده است.
بنابراین به طور ضمنی و از فحوای مقررات تنظیمی می توان گفت : اجرا همان فعالیت اجراکننده است که خود می تواند در اشکال مختلف عینیت یابد. بدین تعبیر اجرا مجموعه ای از صداها یا تصاویر یا تلفیقی از هر دوی آن ها است که با شخصیت خلاق اجراکننده ترکیب شده و مستحق حمایت مادی و معنوی است. « هنگامی که خواننده ای معروف غزلی از حافظ را در دستگاه شور می خواند ، آنچه از ترکیب تن ، صدا ، ذوق ، خلاقیت ، شعر و هارمونی حاصل می شود ؛ اجرایی است که در قالب خوانندگی نمود یافته است. » یا هنگامی که بازیگری نقش اصلی یک فیلم نامه یا نمایش نامه را بازی می کند ، در واقع با توجه به چهره ، صدا ، لحن و اندام خود یک اجرای خلاقانه انجام داده که در قالب بازیگری نمود یافته است. با این توضیحات به روشنی در می یابیم که اجراکننده باید در اجرای خود به گونه ای ابتکار و خلاقیت به خرج دهد که بتوان او را جدا از پدیدآورنده اثر اولیه و به عنوان دارنده حقوق مرتبط شناسایی نماییم. در نتیجه اجرا همان خوانندگی ، بازیگری ، نوازندگی و سایر فعالیت های قابل حمایت به موجب حقوق مرتبط در قالب اجرا است که به طور تمثیلی در قوانین نام برده می شوند. با وجود آنکه در قوانین فعلی ایران اجرای اجرا کنندگان صراحتاً مورد حمایت قرار نگرفته ، لیکن با توجه به تعریف عامی که قانونگذار در ماده 1 قانون حمایت حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان از اثر ارائه داده اســت: « آنچه از راه هنر و ابتکار پدید می آید.» می توان گفت اجراهایی که از راه هنر و ابتکار پدید می آیند ، مورد حمایت قانون قرار دارند. با این تفسیر اجرا در قوانین فعلی مالکیت فکری ایران به صورت پراکنده و آن هم به طور ضمنی در قالب حقوق مولف قابل حمایت می باشد. این در حالی است که در پیش نویس لایحه جدید اجراکنندگان صراحتاً جزء دارندگان حقوق مرتبط شناخته شده و در حالی که اجرا تعریف نشده ، اما اجراکنندگان عبارتند از : « خوانندگان ، نوازندگان ، هم خوانان ، هنرپیشه گان و سایر افرادی که آواز یا سرود می خوانند یا به ترتیب دیگری نمودهای فرهنگ عامه ، عملیات سیرک بازی و خیمه شب بازی و سایر آثار ادبی و هنری را اجرا می نمایند. اعم از اینکه آثار مزبور در حوزه حقوق عمومی قرار گرفته باشند یا نباشند… » در رابطه با آثار تلویزیونی به عنوان آثار سمعی و بصری که نمایش متوالی از تصاویر و صداها همرا آن است ، نمی توان نقش اجرا کنندگان را نادیده گرفت که خود از چند جنبه قابل بررسی می باشد. برای مثال گوینده در برنامه های خبری یا سیاسی و یا مجریان برنامه های فرهنگی و اجتماعی … به خاطر اجرای برنامه از نقش بسیار تعیین کننده ای برخوردار می باشند که غالباً به صورت استخدامی در سازمان صدا و سیما مشغول به کار می باشند. گروه دیگر از اجرا کنندگان یعنی بازیگران همان طوری که قبلاً بیان شد ، براساس نقشی که در فیلم بازی می کنند ، به سه دسته بازیگران اصلی ، فرعی ، سیاهی لشگر تقسیم می شوند. اگر چه در قانون جدید فرانسه بازیگران به صراحت شریک آثار سمعی و بصری تلقی شده اند ، اما در قانون مالکیت فکری فعلی ایران به دلیل عدم توجه به دست اندرکاران چنین آثاری این قضیه مسکوت مانده و در همان آغاز به دلیل جلوگیری از مشکلات آینده تمامی حقوق به تهیه کننده منتقل می شود. البته قوانین تنها برای بازیگران نقش اصلی قائل به حق هستند و این استثناء به صورت تبصره ذیل تعریف اجراکنندگان در پیش نویس لایحه آمده و براساس آن « هنرمندان نقش های فرعی کم اهمیت اثر صوتی و تصویری یا صوتی مشمول تعریف مذکور نمی گردند.» خوانندگان و هم خوانان نیز دسته دیگر از اجرا کنندگان در آثار موسیقایی می باشند ، که به نوعی ممکن است در تولید یک اثر تلویزیونی به آن ها دست یازید که براساس قوانین پیش گفته قابل حمایت می باشند. بنابراین نقش اجرا را به عنوان یک اثر تلویزیونی و از طرف دیگر اجرا کننداگان به عنوان دارندگان حقوق مرتبط بسیار پررنگ می باشد.

بند دوم ) آثار صوتی
آثار صوتی به دلیل تکنولوژی به کار رفته در ضبط آن ها بسیار زودتر از دو گروه دیگر ، توجه تدوین کنندگان قوانین حقوق مرتبط را به خود جلب کرده ، تا آن جایی که در معاهدات بین المللی اثر صوتی نیز تعریف شده در حالی که این رویه در رابطه با اجرای اجراکنندگان یا اثر رادیویی و تلویزیونی سازمان پخش تکرار نشده است. در این همین راستا و در ماده 3 کنوانسیون رم آمده است : « فونوگرام وسیله هر نوع ثبت شنیداری منحصر به صداهای اجرا یا دیگر صداها می باشد.» البته این تعریف کوتاه عیناً در کنوانسیون آثار صوتی ( کنوانسیون ژنو راجع به حمایت از تولید کنندگان آثار صوتی در مقابل تکثیر بدون اجازه آثار صوتی مورخ 1971 ) تکرار شده است. اما در معاهده وایپو تعریف کامل و جامعی از اثر صوتی ارائه شده و براساس آن « فونو گرام وسیله تثبیت صداهای اجرا یا دیگر صداها یا نمادهای اصوات به شکلی متفاوت از ثبت اصوات گنجانده شده در یک اثر سینمایی یا سایر آثار سمعی و بصری می باشد. » در نتیجه تولید کننده حقیقی یا حقوقی به هر شکلی که یک صدا را برای اولین بار ثبت و ضبط نماید ، براساس حقوق مرتبط قابل حمایت می باشد. در تمامی معاهدات بین المللی ، تنها تولیدکنندگان آثار صوتی به عنوان دارندگان حقوق مرتبط معرفی و تشریح شده اند ، در حالی که تولید کنندگان آثار تصویری از حمایت این معاهدات محروم می باشند. اما در قوانین مالکیت فکری فرانسه و آلمان از حقوق تولید کنندگان آثار تصویری به عنوان اولین کسانی که سکانسی تصویری را همراه به صدا یا بدون صدا ثبت می کنند نیز حمایت شده و این حمایت به دستورالعمل اروپایی مربوط به برخی جنبه های حق مولف و حقوق مجاور در سال 2001 نفوذ کرده و به موجب آن تولید کنندگان فیلم ها نیز حمایت شده اند. بنابراین می توان گفت : در حالی که تولید کنندگان آثار صوتی به ثبت صداها به هر شکلی می پردازند ، تولید کنندگان آثار تصویری به ثبت تصاویر همراه با صدا یا بدون صدا می پردازند که اثر خویش را در قالب اثر سمعی و بصری ارائه می دهند.

کشورها در دسته بندی آثار صوتی رویه های متفاوتی اتخاذ نموده اند ، برای نمونه در حالی که کشورهای مانند فرانسه و آلمان آثار صوتی را به پیروی از کنوانسیون رم در قالب حقوق مرتبط جای داده اند ،