تحقیق رایگان با موضوع امر به معروف

دانلود پایان نامه

امر به معروف و نهى از منکر و بیان حقایق را پیدا مى‏کند.
و همین آفتى است. اگر سال‏هاى پایانى هر حکومت ساقط شده را به‏دقت بررسى کنیم، مى‏بینیم على‏رغم داشتن سیستم‏هاى امنیتى نیرومند و متمرکز، حاکمان عملا از آنچه در جامعه در حال رخ دادن بوده است، بى‏خبر بوده‏اند؛ چنان بى‏خبرى‏اى که گاه حیرت‏انگیز است. همه اینها نتیجه آن است که امر به معروف و نهى از منکر نادیده گرفته شده و یا کاریکاتور مسخ شده‏اى از آن ارائه شده بوده است. با توجه به این نکته و با درک این کارکرد امر به معروف و نهى از منکر است که امام على‏علیه السلام مصرانه از فرزندان صلبى و فرزندان معنوى‏اش مى‏خواهد تا امر به معروف و نهى از منکر را ترک نکنند؛ وگرنه شریران بر آنان چیره مى‏شوند و آن‏گاه دعایشان نیز مستجاب نخواهد شد.این که در نتیجه ترک امر به معروف و نهى از منکر، شریران قوم حاکم خواهند شد، کمابیش روشن است. انسان به‏طور طبیعى، در صدد تسخیر قدرت و تسلط بر دیگران است. قدرت نیز آدمى را سرمست و خودشیفته مى‏کند .
قرآن کریم می فرماید:«آدمى طغیان مى‏کند، اگر خود را بى‏نیاز ببیند. ».(سوره علق، آیه‏هاى 6 و 7)
لازم نیست که انسان حتما مقتدر باشد، بلکه پندار قدرت و این احساس او را به بیراهه مى‏کشاند.
از این‏رو لازم است امر به معروف و نهى از منکر، به عنوان یک مکانیزم بازدارنده و ابزار نظارت، مانع چنین پندارى در حاکمان شود. حال اگر کسى این فریضه را به‏جد نگیرد و یا آن را تنها به حوزه‏هاى خاص و کوچک اختصاص دهد، به‏تدریج روند احساس بى‏نیازى در حاکمان، و از سوى دیگر حالت بى‏اعتنایى و سهل انگارى در مردم پدید مى‏آید و نتیجه آن، حاکمیت طالحان و بدکاران خواهد بود؛ کسانى که جام قدرت آنان را مست ساخته و دیگر چیزى را مانع تحقق اهداف خود نمى‏بینند. این روند گاه چنان کند و بطیئ است که خود حاکمان نیز متوجه آن نمى‏شوند و چه بسیار حاکمان پاک‏دل و پاک‏دستى که به‏تدریج آلوده شدند و بر اثر فقدان امر به معروف و نهى از منکر، به مغاک شر و تباهى درغلتیدند. اما چه رابطه‏اى میان ترک امر به معروف و مستجاب نشدن دعا وجود دارد؟ امام على‏علیه السلام خود به این پرسش، پاسخى کلى و فراگیر داده است که مختص به این مورد نیست.
روزى کسى از امام پرسید:
با آن که خداوند وعده استجابت دعا داده و فرموده است؟
«ادعونى استجب لکم».( سوره مومن، آیه‏ 60)
چرا دعاى ما مستجاب نمى‏شود؟
امام پاسخ داد:
«به دلیل وجود هشت خصلت در شما، دعایتان مستجاب نمى‏شود: نخست آن که خداى راشناختید، اما حق او را ادا نکردید و از این شناخت سودى نبردید. دیگر آن که به پیامبرش ایمان آوردید، آن‏گاه با سنت او مخالفت کردید و شریعتش را میراندید. سوم آن‏که کتابى را که بر شما فرود آمده است، خواندید، اما بدان عمل نکردید… . » .( نهج‏السعاده فى مستدرک نهج‏البلاغه، ج‏3، ص 245ـ 247)
کتاب خدا برایمان از سرنوشت اقوامى سخن مى‏گوید که بر اثر ترک امر به معروف، نیکانشان نیز در کنار بدکارانشان هلاک شدند و از ما مى‏خواهد تا از فرجام آنان عبرت بگیریم و همواره پایبند و مجرى این فریضه باشیم. رسول‏خداصلى الله علیه وآله وسلم نیز ما را از ترک این فریضه بیم داده و آن را عامل تباهى و زوال جامعه دانسته‏اند .
گفته امام على‏علیه السلام شنیدم که رسول‏خداصلى الله علیه وآله وسلم مى‏فرمود: «خداوند تنها بدان‏سبب امت‏هاى پیش از شما را هلاک کرد، که امر به معروف و نهى از منکر را واگذاشته بودند» (نهج‏السعاده فى مستدرک نهج‏البلاغه، ج‏3، ص 391)
بدین‏ترتیب تنها راه ممانعت از حاکمیت بدکاران، امر به معروف و نهى از منکر به معناى گسترده آن است. حال با ترک آن چگونه مى‏توان انتظار استجابت دعا را داشت؟ در سنت دینى ما آمده است که دعا در چند مورد مستجاب نمى‏شود که یکى از آنها جایى است که راه‏حل در دست خود انسان باشد. پس اگر کسى از حاکمیت بدکاران هراسان است، باید امر به معروف و نهى از منکر کند. اگر کسى خواهان بقاى دولت صالح است، باید امر به معروف و نهى از منکر کند و اگر کسى نمى‏خواهد حکومت صالح و جامعه سالم نابود شود، باید امر به معروف و نهى از منکر کند؛ زیرا امر به معروف و نهى از منکر، هم ضامن تداوم سلامت جامعه و حاکمان است و هم مانع به قدرت رسیدن اشرار و تباهى امت است.
پس اگر کسى دست از این فریضه کشید و در نتیجه، حاکمیت در اختیار اشرار قرار گرفت، مسئول خود او است و جز خویشتن را نباید نکوهش کند. این نتیجه عملکرد او است و پیش‏تر نیز رسول‏خداصلى الله علیه وآله وسلم در باب آن هشدار کافى داده است. امام على‏علیه السلام مى‏فرماید که رسول‏خداصلى الله علیه وآله وسلم به من فرمود:
«اى على، با دست امر به معروف و نهى از منکر کن؛ پس اگر نتوانستى، با زبان چنین کن. پس اگر نتوانستى با قلبت چنین کن، وگرنه جز خود را نکوهش مکن ».( نهج‏السعاده فى مستدرک نهج‏البلاغه، ج‏8، ص‏315)

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد با موضوععوامل شخصی، عوامل شخصیتی، سبک دلبستگی، جنس مخالف

3-5-6- مکانیزم نظارت در حکومت اسلامى
براى آن که شریران حاکم نشوند، امر به معروف و نهى از منکر باید به عنوان مهم‏ترین ابزار نظارتى به‏کار گرفته شود. از نظر امام، امر و نهى اختصاص به قشر یا اقشار خاصى ندارد و همگان مشمول این حکم مى‏شوند. هر مسلمانى مکلف است که امر به معروف و نهى از منکر کند و امر و نهى او منحصر و محدود به افراد خاصى نیست، بلکه همه سطوح جامعه و حتى حاکمان را دربرمى‏گیرد. مسئله امر به معروف حاکمان در سنت دینى ما غالب
ا تحت عنوان «نصیحت ائمه مسلمین» آمده است و نویسندگان درباره اهمیت، شیوه و آداب آن بحث‏ها کرده‏اند. گوهر این بحث‏ها آن است که هر مسلمان مجاز و بلکه موظف است که حاکمان را خالصانه امر به معروف و نهى از منکر کند و این فریضه محدود و منحصر به محکومان نیست، بلکه از حقوق پیشین یکایک مسلمانان است. (مجله حوزه ، 1364 ، ص‏135ـ 189)
امام على‏علیه السلام نیز به مالک اشتر توصیه مى‏کند تا از بله‏قربان‏گوها بپرهیزد و آنان که زبان تلخ حق‏گویانه را به‏کار مى‏گیرند، به خود نزدیک سازد:
«و آن کس را بر دیگران بگزین که سخن تلخ حق را به تو بیش‏تر گوید و در آنچه کنى یا گویى و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد کم‏تر یارى‏ات کند. » ( نهج‏البلاغه، نامه 53)
امام‏علیه السلام، نه تنها به فرمانداران خود توصیه مى‏کند که سخن آمران را نقدپذیرانه بشنوند، بلکه خود پیشقدم در این کار مى‏شود و به مردم مى‏گوید: «از گفتن حق یا راى زدن در عدالت باز مایستید که من نه برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمنم؛ مگر که خدا مرا در کار نفس، کفایت کند که او از من بر آن تواناتر است ».( نهج‏البلاغه، خطبه 216)
بدین‏ترتیب امام اصل خطاناپذیرى و معصومیت حاکم را نمى‏پذیرد و همگان را به نقد عملکرد او فرامى‏خواند. امام‏علیه السلام گرچه خود معصوم و مصون از خطا است، در باب جایگاه خود سخن مى‏گوید و معتقد است که هر کس در مقام آمریت قرار گیرد، نیازمند هدایت و امر به معروف دیگران است و نخستین سنگ انحراف زمانى گذاشته مى‏شود که حاکم خود را بى‏نیاز از امر به معروف به‏وسیله دیگران بداند و بدین روى به مالک توصیه مى‏کند:
«و مگو که امارت یافته‏ام. پس فرمان مى‏دهم و از من اطاعت مى‏کنند. که این کار مایه سیاهى دل و تباهى دین و نزدیک شدن زوال نعمت‏ها است. » ( نهج‏البلاغه، خطبه 53)
با همین نگاه است که بیان حق و سخن عادلانه را در برابر حاکم ستمگر برترین کارها مى‏شناساند . به مقدارى که انسان مسئولیت دارد، به همان مقدار نیازمند نظارت دیگران بر خویش است وگرنه طبع اقتدار طلب او، او را به دره ژرف قدرت‏پرستى درمى‏غلتاند و بر اثر بى‏توجهى و تساهل دیگران به سرنوشت حاکمانى دچار مى‏شود.
امام على‏علیه السلام وضع آنان و حاکمیتشان را این‏گونه تصویر مى‏کند:
«راه گشاده سنت را رها کنند و کار از روى هوا کنند و احکام فروگذار شود و بیمارى جان‏ها بسیار، و بیمى نکنند که حقى بزرگ فرو نهاده شود و یا باطلى سترگ انجام داده. آن‏گاه نیکان خوار شوند و بدکاران بزرگ‏مقدار و تاوان فراوان بر گردن بندگان از پروردگار (نهج‏البلاغه، ترجمه شهیدى، ص 249).
بارى، آنچه حکومت اسلامى و جامعه اسلامى را از دیگر جوامع و حکومت‏ها متمایز مى‏سازد، حضور گسترده ابزار نظارت و کنترلى است به نام امر به معروف و نهى از منکر و این فریضه، انحصار به اقشار خاصى ندارد و همگان مى‏توانند مسئولانه از آن استفاده کنند و هیچ حاکمى را نرسد که ادعا کند: «انى مؤمر آمر فاطاع»، و این نظارت را هیچ قانونى نمى‏تواند محدود یا ممنوع کند؛ زیرا خود قوانین مبتنى بر این فریضه‏اند و اگر این فریضه رها شود، نخست بدکاران چیره و نیکان خوار مى‏شوند و نهایتا جامعه راه تباهى و هلاک در پیش مى‏گیرد و آن‏گاه دعاى کسى نیز به اجابت نمى‏رسد و گناه این تباهى و هلاک به گردن همگان است نیکان و بدان. با توجه به اهمیت نظارتى این فریضه است که تدوین‏کنندگان قانون اساسى، آن را از اصول کلى یا مادر به‏شمار آورده‏اند. در اصل هشتم قانون اساسى جمهورى اسلامى چنین آمده است: در جمهورى اسلامى ایران، دعوت به خیر، امر به معروف و نهى از منکر وظیفه‏اى است همگانى و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر؛ دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. (همان)

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد با موضوعباورهای فراشناختی، راهبردهای مقابله، بازداری رفتاری، راهبردهای مقابله ای

3-5-7-رویکرد اجرایى به این فریضه
همگانى بودن این فریضه، به معناى یله بودن آن نیست. در جایى که اجراى آن نیازمند امکانات و تشکیلات و مسئولان خاصى نباشد، همگان مکلف به اجراى آنند. اما در جایى که اجراى این فریضه نیازمند امکانات مالى، تجهیزات نظامى و… باشد، طبیعتا سازمانى باید متولى و متکفل این کار شود. تشکیل سازمان‏هایى با نام حسبه، تعیین قضات و مانند آن، نتیجه رویکرد اجرایى به آن است، که گزارش پاره‏اى از آن در بحث امام و حسبه خواهد آمد و در آن‏جا خواهیم گفت که امام‏علیه السلام این فریضه را در سطحى وسیع و با راهکارهاى خاص به‏کار مى‏گیرد. از نظر امام، امر به معروف و نهى از منکر، فقط گفتن و یا بیان معایب نیست، بلکه کوششى است براى حل مشکل. براى مثال روزى کسى را نزد امام‏علیه السلام آور

دیدگاهتان را بنویسید