خرید پایان نامه حقوق : زیبایی شناختی

دانلود پایان نامه

تقریباً با روش سینمایی آن مشابه است ، اما چون اجرای نقش برخلاف سینما مداوم و بدون وقفه است ، خصوصیات اجرای تلویزیونی مانع تغییرات و اصلاحات نما به نمای گریم می شود که در سینما رایج است. برای دست یافتن به اهداف مشخص نمایش تلویزیونی ، برنامه ریزی و اجرای دقیق فعالیت های مربوط به گریم ضروری است.
بازیگران – در تقسیم بندی بازیگران یک فیلم می توان گفت : بازیگرانی که نقش های مهم فیلم را بر عهده دارند ؛ به ویژه نقش های اول و دوم ، بازیگران اصلی و به بازیگرانی که نقش کوچکی در فیلم داشته و بازی آن ها معمولاً با ذکر یک یا دو جمله همراه است ؛ بازیگران نقش جزئی می گویند. اما به بازیگری که در جمع یا تصادفی در صحنه حضور می یابد ، بدون آنکه حرفی به زبان آورد یا برخلاف بازیگر نقش جزئی نامش در عنوان بندی ذکر شود ، سیاهی لشگر می گویند. بدل‌کار کسی است که پیشه اش انجام کارهای نمایشی خطرناک در فیلمها به جای هنرپیشه اصلی است. بازی گردان نیز کسی است که مسئولیت انتخاب بازیگران را بر عهده دارد ، نقششان را به آنها تفهیم می کند و با آنها تمرین می کند و سر انجام آنها را برای بازی نهایی جلوی دوربین آماده می کند. از طرف دیگر قالب بیشتر برنامه‌های تلویزیونی بر محور یک مجری تنها می‌چرخد. این شخص در نقش معرفی کننده برنامه‌ها ،‌ میزبان ، مجری ، گزارشگر ، مفسر ، گرداننده مراسم بزرگ ، گوینده اخبار ، مربی ،‌ کارشناس ،‌ معلم یا استاد ظاهر می‌گردد.

بند اول ) صاحبان حقوق در آثار تلویزیونی
در قانون فعلی مالکیت فکری ایران علی رغم حمایت از اثر سمعی و بصری به هر نحو اعم از پخش از وسایل ارتباط جمعی نظیر سینما به صورت اثر سینمایی ، رادیو و تلویزیون به عنوان اثر رادیویی و تلویزیونی از صاحبان حقوق و دست اندر کاران این قسم آثار سخنی به میان نیامده است. هر چند با تعریفی که در همان قانون از اثر مشترک به عمل آمده ؛ باید تمامی عوامل را صاحب حقوق دانست که این رویه در عمل ایجاد مشکل خواهد کرد. کنوانسیون برن نیز در این زمینه تعیین مولفان اثر مشترک و جمعی را به قوانین داخلی کشورها واگذار نموده است. اما در قوانین خارجی می توان دسته بندی های را مشاهده کرد که به موجب آن تنها برخی از دست اندر کاران صاحبان حق شناخته شده اند :
الف) کارگردان : در اینکه کارگردان در اغلب موارد مولف اثر سمعی و بصری باشد و صاحب حق شناخته شود ، تردید کمتری وجود دارد ، هر چند این بدان معنا نیست که کارگردان همیشه مولف اثر سمعی و بصری باشد ، زیرا در برخی آثار کارگردان نقش اساسی و مبتکرانه ای از خود بروز نمی دهد. برای مثال در سریال های سطحی و کم ارزش که تنها به موضوعات احساسی می پردازد یا برخی تبلیغات بازرگانی کارگردان را نمی توان صاحب حق دانست.
ب) تهیه کننده : در صنعت سینما ، به دلیل آنکه فراهم نمودن سرمایه و امکانات لازم برای ساخت فیلم و انتخاب سایر شرکاء با تهیه کننده است ، وی یکی از شرکای صاحب حق شناخته خواهد شد. در تلویزیون باید قائل به تفکیک شد : اگر تهیه کننده اقدام به بازنویسی نمایشنامه و هدایت ویرایش اثر (تدوین) نماید ، برای مثال در تهیه سریال های تلویزیونی ، می تواند به عنوان یکی از شرکای صاحب حق شناخته شود ، اما اگر تنها کنترل و سرپرستی برنامه را برعهده داشته باشد ، صاحب حق نخواهد بود. در این رابطه قانون کپی رایت آمریکا ، صرف سرپرستی و کنترل برنامه حتی در زمانی که فرد مستخدم سازمان صدا و سیما باشد ، به عنوان یکی از مولفان مشترک محسوب خواهد شد.
ج) آهنگساز: به موجب قانون مالکیت فکری انگلستان آهنگساز در نظر اول نمی تواند به عنوان مولف اثر شناخته شود ، زیرا آهنگ کاملاً جدا از اثر ساخته می شود و خود اثری مرکب می باشد که تلفیقی از ترانه ، ملودی ، ریتم و آهنگ است. به همین دلیل اگر شخص پس از خلق اثر موسیقایی اقدام به ساخت اثر نمایشی موزیکال نماید ، از دو حق مولف برخوردار خواهد شد ؛ یکی به خاطر اثر موسیقایی و دیگری به خاطر اثر نمایشی موزیکال. بر این اساس اگر نتوان کار آهنگساز را از اثر جدا کرد وی مولف مشترک محسوب خواهد شد و بالعکس اگر اثر موسیقایی بعداً به اثر اضافه شود ، نمی توان آهنگساز را مولف صاحب حق دانست.
د) فیلمنامه نویس: در بیان فیلمنامه نویس به عنوان مولف مشترک با دو مساله مواجه می باشیم : اول خصوصیت جداگانه و متمایز نمایشنامه به عنوان اثر می باشد در این صورت آنچه مهم است ، آنکه نمایشنامه به گونه ایی در ساخت فیلم ادغام شود که منجر به تولید یک اثر نهایی غیر قابل تفکیک باشد. به گونه ای که پس از ساخت فیلم ، دیگر نتوان نمایشنامه یا فیلمنامه را یک اثر جداگانه تصور کرد ، این وضعیت نسبت به نویسنده دیالوگ نیز قابل تصور است. دوم خلق نمایشنامه فیلم ، گاهی اوقات نمایشنامه در یک پروسه طولانی و توسط دو نویسنده که هیچ همکاری با هم ندارند ، نوشته می شود یا اثری اقتباسی یا ترجمه شده است که از پیش موجود است که برای ساخت فیلم مورد استفاده قرار می گیرد. بدین ترتیب اگر نویسنده بنا به درخواست تهیه کننده و برای ساخت فیلم اقدام به نگارش فیلمنامه کند ، مولف مشترک و صاحب حق محسوب خواهد شد. اما اگر از فیلمنامه یا کتاب نویسنده ایی بدون آنکه سفارش نگارش به او داده شده باشد ، برای ساخت فیلم به شکل کامل یا اقتباس گونه استفاده شود، از اثری ترکیبی اقتباس شده که باید حقوق مادی و معنوی آن رعایت شود ، اما نویسنده مولف مشترک و صاحب حق شناخته نخواهد شد.
ه) تدوین گر: بحث اندکی وجود دارد که تدوین گر می تواند به دلیل نقش خلاقانه خویش مولف اثر سمعی و بصری باشد و این نقش خلاق در آثار نمایشی به مراتب مشهودتر است. اما به موجب آنچه در ضوابط حق چاپ انگلستان لحاظ شده تدوین گر تابع دستورات کارگردان بوده و در شرایط خاص و استثنایی می تواند ؛ صاحب حق مولف مشترک اثر نمایشی باشد.
و) تصویر بردار: نقش تصویر بردار را به دلیل جنبه های زیبایی شناختی کار تصویری که از جنبه های اساسی اثر نمایشی می باشد ، نمی توان ندیده گرفت. فارغ از ارزش هنری کار با مهارت و کارشناسی تصویر بردار در ضرورت انطباق دوربین با حرکات بازیگر ، نمای باز و بسته تصویر و محل قرار گرفتن دوربین مواجه هستیم. با جمیع این ویژگی ها به سختی می توان تصویر بردار را به عنوان مولف مشترک و صاحب حق در نظر نگرفت. اما در تصویر برداری از زندگی واقعی مانند فیلم مستند یا تهیه یک برنامه تلویزیونی فیلمبردار تنها متصدی دوربین محسوب می شود که تابع دستورات محض کارگردان است و نمی توان او را به عنوان مولف مشترک مورد بررسی قرار داد.
ز) بازیگران : نسبت به بازیگران همواره این عقیده وجود دارد که او تنها اثر از پیش موجودی را اجرا کرده و اثری از خودش خلق نکرده است. این در حالی است که این عقیده اگرچه نسبت به بازیگران تئاتر مجری است ، اما آن را نمی توان نسبت به بازیگران فیلم که کارشان به نوعی مکمل ساخت اثر است ، قابل اعمال دانست. زیرا بازی در فیلم و اثر سینمایی به نوعی کارگردانی بازی است.
بنابراین شاید بتوان بازیگر را به صورت کاملاً ابتکاری و از سه طریق به عنوان مولف فیلم بررسی کرد : اول به واسطه چهره و نگاهش که عنصری ناکافی است ، زیرا چهره بازیگر قبل از بازی نیز وجود دارد و همچنین می تواند نتیجه گریم بازیگر باشد. دوم بواسطه روش بازی او در اجرای نمایشنامه که این عنصر نیز کارآمد نیست ، زیرا کارگردان وظیفه هدایت بازیگران را برعهده دارد و به همین دلیل بازیگر وظیفه اجرای دستورات کارگردان را برعهده دارد ، هر چند اگر کارگردان به بازیگر میدان دهد تا خود به اجرای بازی بپردازد ، وضع متفاوت خواهد بود. سوم بواسطه افزودن به سطر یا تغییرات گسترده به صحنه (بداهه گویی و حاضر جوابی ) در این موارد بازیگر می تواند یک اثر ابتکاری خلق کند که با اثر نهایی مرتبط و ادغام شود. اما در همین مورد نیز خلاقیت بازیگر به میزان قابل توجهی به مدت زمان فیلم و همکاران دیگر بستگی خواهد داشت. بدین ترتیب تعیین بازیگر به عنوان یکی از شرکای صاحب حق نیاز به یک بررسی جامع و کامل خواهد داشت.

مطلب مرتبط :   متن پایان نامه :اجرای عین تعهد

بند دوم ) غیر صاحبان حقوق در آثار تلویزیونی
در این میان گروهی دیگر از عوامل ساخت و تولید برنامه ، اساساً نمی توانند به عنوان مولفین مشترک اثر و به بیان کامل تر صاحب حق محسوب شوند ؛ زیرا هیچ نقش خلاقانه ایی در تهیه اثر نداشته و بنا به دستور سایر عوامل تنها به کارهای فنی و غیر مسقیم با ساخت اثر نهایی یعنی همان تولید اثر سمعی و بصری مشغول می باشند :
الف) کارگردان هنری و دستیاران : کارگردان هنری و در صورت مقتضی دستیاران وی وظیفه ساخت یا طراحی دکور را برعهده دارد. بدیهی است ، این افراد نمی توانند صاحب حق شناخته شوند ؛ زیرا فعالیت های آنها حتی در صورت ابتکاری بودن جدا از اثر نهایی قرار گرفته و به همین دلیل تنها می تواند به عنوان اثر هنری مورد حمایت قرار بگیرد. با این توضیح مولفان دیگری از همین قسم شامل طراحان صحنه ، لباس و چهره نیز نمی توانند به عنوان مولف مشترک اثر و صاحب حق شناخته شوند.
ب) مسئولین فنی : دیگر افرادی که شکی در صاحب حق نبودن آنها تحت عنوان مولفین مشترک اثر نهایی وجود ندارد ، کارشناسان فنی صدا ، دوربین ، نور و سایر کارشناسان ساخت فیلم هستند که نمی توانند به هیچ عنوان مولف مشترک محسوب شوند ، زیرا آنها به طور دقیق از آموزش های کارگردان ، مدیر فیلمبرداری یا دیگر شرکاء فیلم بهره مند می شوند.
بنابراین این افراد تنها کارهای فنی ساخت فیلم را انجام می دهند و صاحب حق شناخته نمی شوند ، اما نامشان در تیتراژ پایانی فیلم یا برنامه تلویزیونی به عنوان افراد سازنده در ساخت اثر نهایی درج می شود.

فصل دوم

ماهیت و شرایط حمایت از آثار تلویزیونی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مبحث اول : ماهیت و شرایط حمایت از آثار تلویزیونی به موجب حق مولف
براساس برداشت کلی از تعریف حق مولف توسط حقوق دانان سه نکته مهم قابل فهم است : اول آنکه حق مولف رابطه اعتباری بین اثر فکری و صاحب اثر است. دوم آنکه رابطه اعتباری مذکور منجر به ایجاد حقوق مادی و معنوی برای مولف نسبت به اثر می گردد. سوم آنکه اصطلاح حقوق مولف بدین مفهوم در برابر حقوق مرتبط قرار می گیرد. علاوه بر این تحلیل در زمینه حق مولف دو نظام حقوقی در جهان مطرح است که هر یک نسبت به ماهیت آثار مورد حمایت دسته بندی های خاصی دارند.
نظام حق مولف برگرفته از سنت حقوقی سویل لا و بر مبنای نظریات فیلسوفانی مانند کانت ، مبتنی بر اهمیت بیشتر به حق معنوی بوده و کنوانسیون برن متاثر از این نظام تدوین شده است. نظام کپی رایت که برگرفته از سنت حقوقی کامن لا و بر مبنای اهمیت بیشتر بر حقوق مادی استوار می باشد و کنوانسیون ژنو متاثر از این نظام تدوین شده و نکته حائز اهمیت آنکه در این نظام حق مولف و حق مرتبط هر دو تحت عنوان کپی رایت و در یک قالب مورد حمایت قرار می گیرند. بر این اساس آثار سمعی و بصری در کشور انگلستان از کشورهای مطرح نظام کپی رایت ، به موجب حقوق مرتبط مورد حمایت قرار می گیرند. در حالی که همین آثار در کشور فرانسه به عنوان کشور مطرح نظام حق مولف ، به موجب حق مولف مورد حمایت قرار می گیرند. در این مبحث ابتدائاً به بررسی ایجاد و موجودیت حق مولف در آثار تلویزیونی از لحاظ اینکه جزء کدام دسته از آثار قرار می گیرند و سپس با درک درست از ماهیت چنین آثاری به شرایط برخورداری آن ها از حمایت مادی و معنوی خواهیم پرداخت.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه رشته حقوق درباره ...

گفتار اول : ماهیت اثر تلویزیونی
آثاری را که در نهایت برای پخش از رسانه تلویزیون و در قالب یک برنامه تلویزیونی ارائه می شوند ، به موجب حق مولف و از حیث ماهیت می توان به آثار ساده و مرکب تقسیم بندی نمود. مبنای این تقسیم بندی ، از یک سو تعداد اشخاصی هستند که در تهیه آثار همکاری می نمایند و از سوی دیگر بر مبنای استفاده از آثاری است که سابقاً موجود بوده اند. بدین تعبیر آن گاه که شخصی به تنهایی و بدون استفاده از آثار ادبی و هنری سابق اقدام به تهیه یک اثر می نماید ؛ برای مثال با استفاده از یک دوربین فیلمبرداری ؛ مستندی از حیات وحش تهیه نموده و در اختیار تلویزیون برای پخش قرار می دهد ، اثر تلویزیونی ساده تولید نموده است.
در مقابل اثری که با همکاری دو یا چند نفر تولید شده ، برای مثال یک فیلم سینمایی که با مشارکت عوامل بسیاری از جمله کارگردان ، تهیه کننده ، نویسنده ، آهنگساز و…. ساخته شده یا فیلمی که براساس اقتباس از رمان نویسنده ی معروف با همکاری عوامل پیش گفته ساخته شده و برای پخش در اختیار تلویزیون قرار گرفته ، اثری مرکب تلقی خواهد شد. پر واضح است آنچه غالباً اثر تلویزیونی محسوب می شود ، به دلیل تعدد پدیدآورندگان و گاهاً استفاده از آثار ادبی و هنری پیشین ماهیت مرکب داشته و خود آثار مرکب نیز در قالب سه دسته آثار ثانوی ، آثار مشترک ، آثار جمعی مورد بررسی قرار می گیرند. واضح است که این آثار به لحاظ ساختار دارای تفاوت ها و مولفه های خاصی می باشند که در تعاریف جداگانه در گفتار پیش رو به آن ها خواهیم پرداخت.

بند اول ) اثر ثانوی (یا اشتقاقی)
این دسته از آثار در قوانین مختلف با یک نام شناسایی نشده ، بلکه با عناوین گوناگونی همچون آثار فرعی ، آثار ترکیبی ، آثار اشتقاقی به کار گرفته شده اند. علی رغم این عدم هماهنگی در نام گذاری ، در بیان مصادیق این آثار تا حدود بسیاری زیادی تشابه وجود دارد. به نظر می رسد اصطلاح آثار ثانوی به دلیل اینکه خود از آثار اولیه مورد حمایت اقتباس شده ، در بیان مقصود جامع تر از سایر عناوین باشد. در ماده 2 کنوانسیون برن در مقام بیان آثار قابل حمایت به آثار فرعی اشاره ای گذرا شده بدون ذکر هیچ تعریفی ؛ اما در پارگراف سوم همان ماده به مصادیق آثار ثانوی شامل ترجمه ، اقتباس ، تنظیم موسیقی ، تغییر و اصلاح سایر آثار ادبی و هنری اشاره شده که همانند آثار اصلی مورد حمایت می باشـند ، بدون اینکه به حقوق آثار اصلی خدشه ای وارد شود. مطابق ماده 2- 113 قانون مالکیت فکری فرانسه ، اثر ثانوی اثر جدیدی است که با استفاده از اثر قبلی اما بدون همکاری پدیدآورنده آن اثر به وجود می آید. البته در قانون مذکور به این نکته توجه شده که در صورتی از اثر جدید حمایت می شود که حقوق مولف اثر قبلی رعایت شده باشد. در بیان مثال نیز به نمونه هایی همانند اقتباس ، ترجمه ، تنظیم موسیقی و غیره اشاره شده است. در بیان دو ویژگی مهم آثار ثانوی می توان گفت : اول آنکه این آثار با استفاده از آثار قبلی ایجاد می شوند. دوم آنکه در تهیه اثر جدید ، پدیدآورنده آثار پیشین از حیث همکاری هیچ نقشی نداشته و بدین دلیل از پدیدآورندگان اثر به حساب نخواهد آمد.
قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان ایران ، در بند 12 ماده 2 در مقام بیان آثار قابل حمایت به آثار ترکیبی اشاره و آن را هر گونه اثر مبتکرانه از ترکیب اثر یا اثرهای مورد اشاره در بندهای قبلی ماده مذکور می داند. اگر چه در قانون ترجمه و تکثیر و نشر کتب و آثار صوتی ، ترجمه به عنوان یکی از مصادیق بارز آثار ترکیبی به صراحت مورد اشاره قرار گرفته و از ذکر سایر مصادیق در هر دو قانون فوق الاشاره سر باز زده شده ، اما با توجه به عمومیت مواد 1 و 2 و 5 و 24 قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان می توان استنباط نمود که مصادیق دیگر آثار ثانوی اعم از اقتباس ، اصلاح سایر آثار ادبی ، تنظیم موسیقی در ایران نیز قابل حمایت هستند. اما در پیش نویس لایحه جدید دو اصطلاح اثر اشتقاقی و اثر ترکیبی با وجود داشتن اشتراکات فراوان در دو بند به صورت جداگانه تعریف شده انــد : « اثر اشتقاقی، اثری برگرفته از یک یا چند اثر موجود است ، از قبیل اثر ترجمه ای ، اثر موسیقایی اقتباسی ،

دیدگاهتان را بنویسید