إِلىَ‏ صِرَاطِ الْعَزِیزِالحَْمِیدِ ﴾ (ابراهیم/ 1؛ الف لام راء کتابى است که آن را به سوى تو فرود آوردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون آورى به سوى راه آن شکست ناپذیر ستوده) و ﴿الر تِلْکَ ءَایَاتُ الْکِتَابِ وَ قُرْءَانٍ مُّبِینٍ﴾ (حجر/1؛ الف لام راء این است آیات کتاب [آسمانى] و قرآن روشنگر ).
هرچند پس از برخی دیگر از حروف مقطعه نیز سخن از قرآن است، ولی هماهنگی این شش سوره در کنار هم، نشانه ی مکی بودن همه ی آنها است.
3-2-6-2- تعبیر ﴿ تِلْکَ ءَایَاتُ الْکِتَابِ﴾: این تعبیر که در سوره ی رعد، بلافاصله پس از «المر» قرار دارد، تنها در سوره های مکی به کار رفته است (رک: یونس/ 1؛ یوسف/ 1؛ رعد/ 1؛ شعراء/2؛ نمل/ 1؛ قصص/ 2 و لقمان /2 ).
از نظر مضمون، این آیه شریفه در جهت اثبات الهی بودن قرآن و حقّانیّت پیامبر اسلام (ص) و تثبیت اصل اعتقادی نبوّت است که از خصوصیات شایع سوره های مکی است.
3-2-6-3-آیات 2- 4 سوره: این سه آیه در مورد نشانه های خود خداوند: آفرینش آسمان ها، خورشید، ماه، زمین و موجودات و نعمت های آن است.
گویا خداوند پس از تأکید بر الهی بودن آیات قرآن و نشانه های تثبیت نبوت نبی اسلام (ص)، به وسیله ی همان آیات قرآن، به آیات و نشانه های وجود خود می پردازد و به اصل اعتقادی دیگر، اثبات وجود و توحید خود منتقل می شود.
جالب آن که این انتقال در سوره های یونس، 2-6 و ابراهیم، 2 و با کمی فاصله در سوره ی حجر، 16-29 نیز به چشم می آید.
گذشته از این ها، آیات آفرینش آسمان ها و زمین [که خود نشانه های وجود و توحید خداوند است] بیشتر در سوره های مکی، طرح و تفصیل یافته است (رک: عبد الباقی، 306-311، ذیل «خلق»).
3-2-6-4-آیه ی 5 سوره: در این آیه، اصل اعتقادی معاد، طرح می شود و از گفتار افرادی که معاد جسمانی را انکار می کنند، اظهار شگفتی می شود. این اصل اعتقادی نیز از ویژگی های فراگیر و پررنگ سوره های مکی است.
3-2-6-5-ادامه ی آیات سوره: در آیات بعدی، به نوعی این اصول سه گانه تفصیل می یابد. در بخشی از آیات، گفتار کافران مکه، که معجزاتی از پیامبر(ص) درخواست کردند و با این خواسته، نبوّت را انکار می کردند، گزارش شده است؛ مانند درخواست معجزه ای از ناحیه ی خداوند در آیه ی 27 یا درخواست قرآنی [و معجزه ای ] که کوه ها را جا به جا کند، مسافت ها در نوردد و مردگان را زنده کند، در آیه ی 31 و انکار رسالت و نبوت توسط آنان (کافران) و بسنده بودن شهادت و گواهی خداوند و کسی که علم کتاب را می داند، بر راستی و درستی رسالت حضرت محمد(ص)در آیه ی پایانی سوره (43).
بدین سان، هم تناسبی میان آیه ی نخست و آیه ی پایانی [اثبات الهی بودن آیات قرآن و نبوت و رسالت حضرت محمد (ص) ]؛ هم همپیوندی تحسین برانگیز بخش های سوره [تأکید بر اصول اعتقادی سه گانه ی توحید، نبوّت و معاد] و هم همانندی بی تردید با سوره های مکی در [در ساختار و محتوای ] روشن می شود.

3-2-7- نتیجه
علاوه بر تحلیل های داخل متن، دو نتیجه ی دیگر نیز طرح می شود:
3-2-7-1- سوره ی رعد در مکه نازل شده است؛ زیرا بیشتر روایات و اقوال، بیانگر این امراست و موارد کمتری که بر مدنی بودن دلالت دارد، توان برابری و برتری بر روایات و اقوال دسته ی نخست را ندارد و چه بسا ریشه در برخی بغض ها داشته باشد. گذشته از این، هماهنگی اسلوب و مضمون سوره با دیگر سوره های مکی، جای هیچ تردید و احتمالی باقی نمی گذارد.
3-2-7-2-شأن نزول و فضیلت پایان سوره، تنها به حضرت علی بن ابی طالب (ع) اختصاص دارد؛ زیرا دیگر افراد یادشده، در این سوره ی مکی، از هیچ جایگاهی برخوردار نیستند و از سوی دیگر، هیچ کسی [مگرحضرت محمد (ص)] یارای آن را ندارد که در هیچ فضیلتی همانند: ایمان، معرفت، علم، شجاعت، عدالت و … به پای حضرت امیرالمومنین (ع) رسد.

3-3-سوره ی مطففین
سوره مطففین در ترتیب کنونی قرآن در ردیف هشتاد و دومین سوره قرار دارد؛ اما در مورد مکان و زمان نزول آن در بین علماء و دانشمندان قرآن اختلافاتی دیده می شود که باید به وسیله منابعی که از زمان صحابه و تابعین به دست رسیده، این اختلاف را برطرف کرد.
3-3-1- گزارش اختلافی بودن سوره
افرادی این سوره را در شمار سور اختلافی آورده اند: زرکشی و سیوطی و ابن حصّار در سروده خود و آیت الله معرفت که گفته اند: این سوره یک سوره اختلافی از نظر مکان و زمان نزول است ( رک: زرکشی ، 1/282؛ سیوطی، الاتقان، 1/68؛ ، التحبیر، 33-34؛ معرفت، تاریخ قرآن، 61) با بررسی های صورت گرفته بر روی روایات ترتیب نزول و سبب نزول این نتیجه به دست می آید که علت بروز اختلاف در مورد مکی و مدنی بودن سوره هم روایات ترتیب نزول و هم روایات سبب نزول است.
3-3-2-روایات ترتیب نزول سوره
در این سوره روایات متعددی وارد شده که مکی بودن را نشان می دهد؛ برخی از آنها عبارتند از :

3-3-2-1-گزارش روایات مکی بودن
روایت علی بن ابی طالب (ع) از طریق سعید بن مسیّب (رک: جفری،14-15)؛ روایت ابن عباس از طریق عطاء (رک: ابوعبید،21)؛ روایت ابن جریج از طریق عطاء خراسانی از ابن عباس(رک: ماوردی، 6/309)؛ روایت عطاء از طریق ابو شیبه (رک: حسکانی، 2/412؛ ماوردی، 4/438)؛ روایت جابر بن زید (رک: سیوطی، الاتقان، 1/110-111)؛ روایت مجاهد (رک: ابن ندیم، 28)؛ روایت قتاده (رک: سیوطی، الاتقان، 1/60)؛ روایت علی بن ابی طلحه (رک: سیوطی، الاتقان،1/60)؛ روایت محمد بن نعمان (رک: ابن ندیم، 28)؛ روایت ابن واقد (رک: شهرستانی، 1/128-131)؛ روایت مقاتل (رک: شهرستانی،1/128-131)؛ روایت زهری (رک: زهری، 1/37)؛ گفتار ابن جوزی (ر
ک: فنون الافنان، 160)؛ نحّاس (رک:131-261)؛ ترتیب زرکشی (رک:1/281)؛ سیوطی(رک: الاتقان، 1/56-57).
بیشتر این روایات ، مطففین را آخرین یا یک سوره مانده به آخرین سوره نازل شده در مکه تلقی کرده اند (رک: همانجاها).
3-3-2-2-بررسی و تحلیل روایات ترتیب نزول
با بررسی این قبیل روایات که خود در شناخت مکی یا مدنی بودن سوره ها نقش به سزایی دارند، مکی بودن سوره به دست آمد ؛ هرچند در برخی از روایات نامی از این سوره به میان نیست.
3-3-2-3-روایات مدنی بودن سوره
این روایات بر مدنی بودن دلالت دارد: روایت علی بن ابی طالب (ع) از طریق مقاتل (رک: شهرستانی، 1/128-133)؛ روایت ابن عباس از طریق ابوصالح (رک:یعقوبی، 2/33-34)؛ روایت عکرمه (رک: بیهقی، 7/142-143)؛ روایت حسن بصری (رک: واحدی، اسباب النزول، 13-14)؛ روایت حضرت علی بن حسین (ع) (رک: همان، 16).
3-3-2-3-1-بررسی و تحلیل روایات مدنی
روایت علی بن ابی طالب (ع) از طریق مقاتل: این روایت با روایت ایشان (ع) از طریق سعید بن مسیب [ در روایات ترتیب نزول ذکر شده ] که سوره را مکی بیان داشت، در تعارض است، از این رو روایت دوم ، با نقد همراه می شود.
روایت ابن عباس از طریق ابوصالح: این روایت با روایات رسیده از ابن عباس که مکی بودن سوره را گزارش می کند مخالفت دارد. [ روایت عطاء از ابن عباس؛ و روایت ابن جریج از عطاء خراسانی از ابن عباس که در روایات ترتیب نزول این سوره بیان شد ] در ضمن روایت به این طریق را حسکانی و یعقوبی نقل کرده اند و لازم به ذکر است که در طریق روایت ابوصالح از ابن عباس شماری افراد مجهول و متهم به کذب وجود دارد. بنابراین این طریق که درتعارض با طریق عطاء از ابن عباس – که همه ی افراد آن معروف و موثوقند – از اعتبار ساقط می شود (رک: نکونام، 136).
روایت عکرمه و حسن بصری: با بررسی این دو روایت این نتیجه به دست می آید، که هر دو این روایت یک روایت بیش نیست. این روایت که توسط علی بن حسین بن واقد، از پدرش از یزید نحوی از عکرمه و حسن بصری نقل شده و حاکی از مدنی بودن سوره است، با روایت حسین بن واقد از طریق علی بن حسین بن واقد و همچنین دیگر روایات صحیح در این باب که از صحابی همچون ابن عباس به طریق عطاء که مکی بودن سوره گزارش شده است، در تعارض است و شواهد نشان می دهد که این روایت از امام سجّاد (ع) یا یزید نحوی از عکرمه و حسن بصری نقل شده باشد؛ زیرا محتوا یکی است اما در این روایت سوره مطففین مکی تلقی شده است(رک: شهرستانی، 1/128-131).
گفتار واحدی: روایتی که واحدی از امام سجاد(ع) نقل کرده و حاکی از این است که سوره مطففین اولین سوره مدنی است، مرسل و بدون اسناد است (رک: سیوطی، التحبیر، 50) لذا در برابر دیگر روایات مسند و مقبول در این باب، از اعتبار ساقط می شود.
3-3-3-روایات و اقوال نزول سوره در گفتار مفسران
نظر مفسران می تواند کمک شایانی در شناخت مکان و زمان نزول سوره داشته باشد.
3-3-3-1-گزارش روایات: در این بخش گفتار مفسران گذشته و معاصر در مورد مکان نزول این سوره، خاطر نشان می شود و به بررسی و تحلیل آن پرداخته می شود :
3-3-3-1-1- راویات مکی بودن سوره و تحلیل و بررسی آن:1- ابن مسعود (رک: ابن جوزی، زاد المسیر، 4/413؛ قرطبی، 20/250؛ طنطاوی، 15/315؛ شوکانی، 5/482؛ آلوسی، 15/273)؛ 2-عبد الله بن عباس به نقل از نحاس و ابن مردویه، و ابن ضریس (رک: سیوطی، الدر المنثور، 6/323؛ شوکانی، 5/482؛ آلوسی، 15/273)؛ 3- عبد الله بن زبیر؛ (رک: سیوطی، الدر المنثور، 6/320؛ شوکانی، 5/482). 4-ضحاک؛ (رک: ابن جوزی، زاد المسیر، 4/413؛ قرطبی، 20/250؛ طنطاوی، 15/315؛ آلوسی، 15/273).
بررسی روایات: در این روایت کبار صحابه همچون عبد الله بن مسعود و عبدالله بن عباس وجود دارند و عده ای از تابعان عبد الله بن زبیر و ضحاک مکی بودن سوره را گزارش کرده اند که در این مورد، روایات آن ها موثق است.
3-3-3-1-2-روایات مدنی بودن سوره و بررسی آنها: 1- عبد الله بن عباس (رک:ثعالبی،5/562؛ آلوسی، 15/273)؛ 2- ضحاک (رک: طوسی، 10/295؛ طبرسی،مجمع البیان، 10/685)؛ 3- عکرمه و حسن بصری (رک:طبرسی، مجمع البیان،10/685؛ ابن جوزی، زاد المسیر، 4/413؛ قرطبی، 20/250). 4- مقاتل بن سلیمان (رک: مقاتل بن سلیمان، 4/619؛ طنطاوی، 15/315).
3-3-3-1-3-مفسران قائل به اختلافی بودن سوره بدون سند و ترجیح: 1- مشهدی قمی (رک: 14/175)؛ 2- بغدادی (رک: 4/403)؛ 3- فیض کاشانی (رک: 5/298)؛ 4- حقی بروسوی (رک: 10/363)؛ 5- بیضاوی (رک: 5/294).
بررسی روایت: در مورد مفسرانی که بدون سند اختلافی بودن سوره را نقل کرده اند، باید با در نظر گرفتن جوانب مختلفی که در تعیین مکی و مدنی بودن سوره دخالت دارد، به رفع اختلاف در این زمینه پرداخت.
3-3-3-1-4-مدنی بودن سوره در نظر مفسران بدون سند: 1- مقاتل بن سلیمان (رک: 4/619)؛2- ثعلبی (رک: 10/149)؛ 3- سورآبادی (رک: 4/2779)؛ 4- بغوی (رک: 5/221).
بررسی روایات: مدنی بودن سوره در برابر نظر به مکی بودن آن توان استقامت ندارد تنها تعداد افراد اندکی این سوره را مدنی دانسته اند. کسانی که بدون سند مدنی بودن سوره را بیان کرده اند به احتمال زیاد به خاطر وجود آیه اول آن است که سخن از کم فروشی است؛ زیرا کم فروشی در احکام وارد می شود از همین رو سوره را مدنی دانسته اند.
3-3-3-1-5-مکی بودن سوره بدون ذکر سند: امّا مفسران بیشتری به مکی بودن سوره نظردارند؛ از جمله: 1- زمخشری (آخرین سوره ی مکی پس از عنکبوت) ؛ (رک: 4/718)؛ 2- طبرسی (رک:مجمع البیان، 10/685)؛ 3- فخر رازی (رک: 31/82)؛ 4- ابن کثیر(تفسیر القرآن العظیم) (رک: 8/ 342)؛ 5- ثعالبی (مکی به قول جماعتی)؛ (رک: 5/562)؛ 6- شبر (رک: 6/377)؛ 7- قمی (رک: 2/410)؛ 8-فیض کاشانی (رک: 7/361)؛ 9- سید قطب (رک: 6/3854)؛ 10- مظهری (رک: 10/271)؛11- مراغی (آخرین سوره ی مکی پس
از عنکبوت)؛ (رک: 30/71)؛ 12- زحیلی (رک: 30/109)؛ 13- ملاحویش (رک:4/508).
بررسی روایت: کسانی که بدون سند حکم به مکی بودن سوره داده اند به خاطر ظاهر و اسلوب سوره است.

3-3-4-روایات سبب نزول سوره
در مورد این سوره چندین روایت سبب نزول در مورد آیات آغازین و پایانی سوره وارد شده که باید مورد بررسی قرار داد آنگاه صحیح ترین سبب نزول را برگزید:
3-3-4-1-سبب نزول اول: آیات آغازین (1-3): ﴿وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ * الَّذینَ إِذَا اکْتالُوا عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُون‏* وَ

:12/ 133).
7-عطاء خراسانی(135ق) :این مفسران به نقل از عطاء، مکی بودن سوره را گزارش کرده اند: ابن جوزی (رک: زاد المسیر،2 /479 )؛ قرطبی(رک: 10،278) و ابن عاشور (رک: 12/ 133).
3-2-3-1-2-روایات و اقوال مدنی بودن و نقد و بررسی آنها
این مفسران به مدنی بودن نظر داده اند :
1-عبدالله بن عباس(68ق): این مفسران به نقل از ابن عباس، سوره ی رعد را مدنی دانسته اند: ثعلبی (رک: 5/ 267 )؛ ابن جوزی(رک:زاد المسیر، 2/ 479)؛ قرطبی (رک: 10/ 278)؛ بغدادی (رک: 3/ 3)؛ آلوسی (رک: 7/ 80 ) و طنطاوی (رک: 7/432).
2- عبدالله بن زبیر(73ق): طنطاوی از طریق مجاهد [از ابن زبیر] مدنی بودن را ذکر کرده است(رک: 7/ 432).
3- قتاده(118ق): این افراد، مدنی بودن را [به جز چند آیه] به او نسبت داده اند: قرطبی (رک: 1/ 278)؛ ابن عطیه(رک: 3/ 290 )؛ سیوطی(رک: الدر المنثور، 4/ 42 ) و طنطاوی( رک: 7/ 432).
4- مقاتل بن سلیمان(150ق): قرطبی به نقل از مقاتل، مدنی بودن سوره ی رعد را گزارش داده است (رک: 10/ 278).
بررسی و تحلیل روایات واقوال: از بررسی و دقت در این روایات و اقوال به دست می آید :
1-استناد مفسران بیشتری در مکی بودن سوره ی رعد، به روایات ابن عباس یا شاگردان بی واسطه و با واسطه ی او صورت گرفت و این خود با روایات دیگر آنان در مکی و مدنی و ترتیب نزول سوره ها [در کنار هم] سازگارتر است.
2-برخی مفسران، از یک صحابی یا یک تابعی، دو گفتار متعارض را یادآور شدند و به ترجیح یا ردّ یکی از آنها نپرداختند؛ مانند: ثعلبی، ابن جوزی، بغدادی و آلوسی.
3-از بررسی موارد یادشده و تفاسیر دیگر [که از آنها نام برده نشد ] به دست می آید که شمار بیشتری از مفسران، به مکی بودن سوره ی رعد نظر داشته اند.
3-2-4-روایات و اقوال سبب نزول در آیات سوره
روایات سبب نزول، آثار منقول دیگری است که به شناخت مکی و مدنی و نیز تعیین زمان نزول سوره ها، کمک مؤثری می رساند. در مورد برخی آیات سوره ی رعد نیز، سبب نزول و شأن نزول هایی گزارش شده است که گزارش و بررسی آنها با شناخت مکی و مدنی مرتبط است.
3-2-4-1- گزارش روایات سبب نزول و بررسی و تحلیل آنها
سبب نزول آیات سوره رعد از این قرار است:
3-2-4-1-1-سبب نزول بخشی از آیه ی 30 ﴿ وَ هُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمَانِ ﴾ (رعد/30؛ در حالى که آنان به [خداى‏] رحمان کفر مى‏ورزند):
در سبب نزول این بخش از آیه دو دسته روایت، گزارش شده است :
1- روایت ابن عباس، از طریق ضحاک: پیامبر(ص) به کافران قریش گفت: برای رحمن سجده کنید ! گفتند: رحمن کیست؟در پاسخ این آیه نازل گردید(رک: ثعلبی ،5/292؛ واحدی، اسباب النزول،1/273؛سمعانی،3/93؛بغوی،3/23؛ابنجوزی،2/495؛بغدادی،3/19؛اندلسی،6/387؛مظهری،5/239؛ حسنی،5/336).
2- روایت قتاده، مقاتل و ابن جریح: نزول آیه در جریان صلح حدیبیه و مخالفت نماینده ی قریش با نگارش ﴿ بسم اله الرحمن الرحیم﴾ در سرآغاز قرارداد و … واقع شده است (رک: مقاتل، 2/377-378 ؛ ثعلبی ،5/291؛ سیوطی، الدر المنثور، 4/62 ؛ ماوردی،3/111 ؛سمعانی،3/93؛طبرسی، مجمع البیان،6/451؛بغوی،3/22؛قرطبی،9/317؛بغدادی،3/18ثعالبی،3/370؛مظهری،5/239؛مراغی،13/104)
2-2-4-1-2-سبب نزول آیه ی 31 ﴿ وَ لَوْ أَنَّ قُرْءَانًا سُیرَِّتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کلُِّمَ بِهِ الْمَوْتىَ‏ …﴾ (رعد/31؛ و اگر قرآنى بود که کوه‏ها بدان روان مى‏شد، یا زمین بدان قطعه قطعه مى‏گردید، یا مردگان بدان به سخن درمى‏آمدند).
در سبب نزول این آیه در منابع و تفاسیر، روایتی از عطیه عوفی [به نقل از ابوسعید خدری، از رسول خدا (ص)] گزارش شده است که مشرکان به رسول خدا (ص) گفتند: چه می شد کوه های مکه را برای ما به راه می انداختی(و عقب می بردی) و سرزمین ما را فراخ می ساختی، تا در آنجا به کشت و زرع می پرداختیم یا مسافت زمین را برایمان در می نوردیدی، آن طور که سلیمان(ع) برای مردمش به وسیله ی باد زمین را می پیمود، و یا مردگان را برای ما زنده می کردی، آن چنان که عیسی(ع) برای مردمش زنده می کرد. خداوند در پاسخشان[این آیه یادشده]را نازل کرد(مقاتل بن سلیمان(رک:2/379)؛واحدی(اسباب النزول)،(رک:1/274)؛ عروسی حویزی(رک:2/506)).
3-2-4-1-3-شأن نزول آیه ی 43: ﴿ وَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ کَفَى‏ بِاللَّهِ شَهِیدَا بَیْنىِ وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَاب﴾ : (رعد/43؛ و کسانى که کافر شدند مى‏گویند: «تو فرستاده نیستى.» بگو: «کافى است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، میان من و شما گواه باشد).
در شأن نزول بخش آخر آیه ، این افراد ذکر شده اند:
1-علی بن ابی طالب (ع): بسیاری از مفسران اهل تسنن و بیشتر مفسران شیعه ﴿ وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَاب﴾ را در شأن امیرالمومنین (ع) دانسته اند؛ از جمله: (رک:ابو حمزه ثمالی (رک: 1/220)؛ علی بن ابراهیم قمی (رک: 1/367)؛ طبری (رک: 16/506)؛ عیاشی (رک:2/220 ؛ عیاشی سمرقندی،(رک:2/233)؛ثعلبی،(رک:5/302)؛ طوسی(رک:6/267-268)؛ بغوی (رک:3/29)؛ ابوالفتوح رازی(رک:11/243)؛ابنجوزی(رک:2/502)؛فخررازی(رک:19/54)؛قرطبی(رک:9/339)؛جرجانی(رک:5/95)؛بغدادی(رک:3/26)؛ابوحیان اندلسی(رک:6/402) ؛ قمی نیشابوری (رک:4/167)؛ ملافتح الله کاشانی(رک:5/120)؛ کاشانی(رک:3/77)؛بحرانی(رک:البرهان؛3/273)؛عروسی حویزی(رک:2/522)؛ طباطبایی(رک:11/383-384)؛ دروزه (رک:5/553)).
2- عبد الله بن سلام: برخی مفسران، این بخش آیه را در مورد عبد الله بن سلام آورده اند؛ مانند: ( مجاهد بن جبر (رک:1/409)؛ مقاتل بن سلیمان (رک:2/384)؛ سفیان ثوری (رک:1/155)؛بیضاوی (رک:3/191)؛ نسفی (رک:2/160)؛ ابن جزی (رک:1/407)؛ بغدادی (رک:3/26)؛ابن جوزی (رک: زادالمسیر؛2/502)؛ ثعالبی (رک:2/372)؛ ابن کثیر(تفسیر القرآن العظیم) (رک:
4/473)؛ مظهری (رک:5/249)؛ شوکانی (رک:3/110-111)؛ مراغی (رک:13/119)).
3-سلمان فارسی و تمیم داری: افراد کمتری، این دو تن را نیز افزوده اند؛ مانند: (عبد الرزاق (رک:2/240)؛ ماوردی (رک:3/119)؛ طوسی (رک:التبیان،6/267-268)؛ واحدی(تفسیر الوسیط)، (رک:3/21)؛ سمعانی (رک:3/101)؛ ابن عطیه اندلسی (رک:3/320)؛ ابن جوزی (رک: زادالمسیر؛2/502)؛ فخر رازی (رک:19/54)؛ قرطبی (رک:9/336)؛ ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم) (رک:4/473)؛ شوکانی (رک:3/110)).
بررسی و تحلیل روایات: 1- در سبب نزول آیه ی 30، روایت اول به دلیل نقل از صحابی و نیز با مکی شمردن سوره توسط خود او(ابن عباس) ترجیح دارد. هم چنین سازگاری با سایر بخش های سوره درخصوص انکار خداوند و رسالت حضرت محمد (ص) توسط کافران، تقویت می شود. گذشته از این ها ، روایت دوم با سیاق سوره هماهنگی ندارد. 2- در سبب نزول آیه ی 31، ارتباط روایت سبب نزول با آیه ی نازل شده و نیز با سایر بخش ها و موضوعات سوره روشن است و این خود دلیلی دیگر بر مکی بودن سوره است.
3-شأن نزول آیه ی پایانی سوره، تنها در مورد حضرت علی (ع) درست است؛ زیرا هم روایات و اقوال به مراتب بیشتر راویان و مفسران، بر آن دلالت دارد و هم مکی بودن سوره، آن را تقویت می کند و دیگر افراد یادشده را [که تنها با فرض مدنی بودن سوره می توانند مطرح باشند] به سویی می نهد و هم انبوه دیگر روایات، در فضائل اسلام،ایمان، معرفت، علم، شجاعت و … حضرت امیرالمومنین (ع) نشانگر آن است.
3-2-5-ضوابط و خصائص سوره های مکی و مدنی
سوره ی رعد به اعتبار ضوابط و خصائص سوره ها مورد بررسی قرار می گیرد. در این بخش، از ضوابط و خصائص سوره های مکی، تنها به مواردی پرداخته می شود که با سوره ی مورد بحث، ارتباط دارد و وضعیت « رعد» در آن خصوص روشن می شود:
3-2-5-1- سوره رعد در ضوابط سوره ها ی مکی
1-هر سوره ای که با حروف مقطعه شروع شده باشد، مکی است به جز دو سوره ی بقره و آل عمران (رک: زرکشی، 1/275؛ سیوطی، الاتقان، 1/ 69؛ زرقانی، 1/197؛ صالح، 182) سوره ی رعد نیز با حروف مقطعه «المر» شروع شده است که خود دلیلی بر مکی بودن است.
2- سوره هایی که داستان انبیاء و امت های گذشته در آن آمده، به جز «بقره و آل عمران» مکی هستند (رک: زرکشی، 1/ 276؛ سیوطی،الاتقان، 1/ 68؛ زرقانی، 1/ 197؛ صالح، 182). هرچند داستان انبیاء و امت های گذشته به صورت گسترده در این سوره نیامده است ولی آیه ی 33، به مسخره شدن انبیاء توسط مشرکان و داستان امت های پیشین اشاره دارد.
3- سوره هایی که در آن آیه ی سجده دار قرار دارد، مکی است (رک: سیوطی ،الاتقان، 1/ 68؛ زرقانی، 1/ 197؛ صالح، 181). سیوطی در علم آداب تلاوت قرآن، چهارده آیه را بر می شمارد که هنگام قرائت، سجده در آنها تشریع شده است و آیه ی پانزدهم «رعد» از جمله ی آنها است (رک:سیوطی، الاتقان، 1/360). هر چند اساس این ضابطه بر مبنای احکام فقهی اهل سنت است اما می تواند تأییدی بر مکی بودن سوره به حساب آید.
3-2-5-2- سوره رعد در خصائص سوره های مکی
خصائص سوره ها در دو بخش اسلوبی و موضوعی تقسیم می شوند:
3-2-5-2-1- سوره رعد درخصائص اسلوبی سوره های مکی
1-کوتاهی آیات و سوره ها (رک: زرقانی، 1/203؛ حسین احمد، 1/ 168؛ صالح، 182).
هرچند بسیاری از سوره های مکی از سوره های مدنی، کوتاه تر هستند، ولی سوره هایی مکی وجود دارند که از سوره های مدنی طولانی ترند؛ مثلاً سوره های مکی اعراف، یونس، هود، یوسف، ابراهیم و حجر، که ازسوره های مدنی پس از خود [در ترتیب کنونی قرآن] مانند ، حشر، ممتحنه، جمعه، منافقون و … طولانی تر هستند . از این رو، طولانی بودن «رعد» (43 آیه در شش صفحه، طبق رسم الخط عثمان طه) به مکی بودن آن آسیبی نمی رساند.
2- کثرت اسلوب تأکید و الفاظ تثبیت معنی همانند سوگند بسیار، تشبیه، ضرب المثل (رک: حسین احمد، 1/ 168). در این سوره هم ادات تأکید مانند «إنّ» و «لَ» کاربرد دارد (رک: آیات 3، 4، 6، 7، 11و…) و هم چند اسلوب تشبیه (رک: آیات 14 و 17) .
3-2-5-2-2- سوره رعد درخصائص موضوعی سوره های مکی
1-تثبیت اصول اعتقادی (رک: شاطبی، 3/ 416؛ زرقانی، 1/ 202؛ حسین احمد، 1/ 169). موضوع اصلی سوره ی، اصول اعتقادی توحید، نبوت و معاد است و تقریباً آیه ای در سوره نیست که با یکی از این اصول سه گانه در ارتباط نباشد.
براساس این ضوابط و خصائص، مکی بودن سوره ی رعد به دست می آید؛ از سوی دیگر، هیچ یک از ضوابط و خصائص سوره های مدنی (رک: همانجاها)، مدنی بودن سوره را به دست نمی دهد.

3-2-6- برخی از ساختارها و موضوعات سوره
توجه به ساختارها و موضوع های هر سوره و مقایسه ی آنها با دیگر سوره های مکی و مدنی، در تعیین مکی یا مدنی بودن آن سوره نقشی به سزا دارد؛ از همین رو، «رعد» به این اعتبار نیز مورد بررسی قرار می گیرد:
3-2-6-1-حروف مقطعه ی «المر» و آیه ی نخست سوره: «رعد»، تنها سوره ای است که ساختار حروف مقطعه ی «المر» در سرآغاز آن است؛ اما ساختار کوتاه تر آن (الر) در پنج سوره، سه سوره ی پیش از آن (یونس، هود و یوسف) و دو سوره ی پس از آن (ابراهیم و حجر) کاربرد دارد و آن پنج سوره بدون اختلافی، مکی هستند.
آیات پس از حروف مقطعه، در هر شش سوره در مورد قرآن و آیات آن و از ناحیه ی خداوند بودن و اثبات حقّانیّت آن است: ﴿ الر تِلْکَ ءَایَاتُ الْکِتَابِ الحَْکِیمِ﴾ (یونس/1؛ الف لام راء این است آیات کتاب حکمت‏آموز) ﴿الر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ ءَایَاتُهُ ثمُ‏َّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ﴾ (هود /1؛ الف لام راء کتابى است که آیات آن استحکام یافته سپس از جانب حکیمى آگاه به روشنى بیان شده است) ﴿ الر تِلْکَ ءَایَاتُ الْکِتَابِ
الْمُبِینِ﴾ (یوسف /1؛ الف لام راء این است آیات کتاب روشنگر)﴿ المر تِلْکَ ءَایَاتُ الْکِتَابِ وَ الَّذِى أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ الْحَقُّ وَ لَاکِنَّ أَکْثرََ النَّاسِ لَا یُؤْمِنُونَ﴾ (رعد/ 1؛ الف لام میم راء این است آیات کتاب و آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده حق است ولى بیشتر مردم نمى‏گروند)﴿الر کِتَابٌ أَنزَلْنَهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ

وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفیقاً *﴾ (نساء/ 68 – 69؛ و قطعاً آنان را به راهى راست هدایت مى‏کردیم * و کسانى که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانى خواهند بود که خدا ایشان را گرامى داشته [یعنى‏] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند *) و (رک: مریم/58) و آیه ی ﴿مَلِکِ یَوْمِ الدِّینِ*﴾(حمد/4)، به معاد و جهان آخرت، دلالت دارد.
همچنین دو آیه ی آخر، به اصول اخلاق و رفتار با درخواست پیروی از راه هدایت پیامبران، راست گویان، شهیدان، نیکوکاران و معصومان و پرهیز از اخلاق و اعمال گمراهان، ستیزه جویان و مورد خشم خداوند واقع شدگان، اشاره دارد.
آن چه بیش از همه این دیدگاه را استوار می سازد؛ محتوای فراگیر و جامع این سوره است که به عنوان شالوده و چکیده قرآن در گام نخست بر پیامبر عرضه شده است. این سوره در نخستین وحی الهی بر پیامبر دورنمای کلی دین اسلام و نقشه راه پیامبر را نشان می دهد که دیگر سوره های قرآن در پی آن جهت تفسیر و تفصیل دین و آئین اسلام نازل می شوند و گویی این سوره خود بزرگترین نشانه بر اعجاز ادبی و زبانی قرآن باشد که توانسته است همه معارف اسلام را در عباراتی کوتاه و واژگانی اندک بازگو کند. از این رو در قرآن، آن را برابر و هم پایه قرآن نهاده اند ” وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانی‏ وَ الْقُرْآنَ الْعَظیمَ”(حجر/87؛ و به راستى به تو سبع المثانى [سوره فاتحه] و قرآن بزرگ را عطا کردیم) و ائمه علیهم السلام نیز از جامعیت و فراگیری این سوره یاد کرده اند. برای نمونه از امام رضا (ع) رسیده است که فلسفه وجوب سوره حمد در نماز، جامعیت و فراگیری این سوره است که همه خیر و خوبی های دنیا و آخرت را پوشش می دهد (رک: صدوق، من لایحضره الفقیه، 1/310) در این سوره دو مفهوم کلی و اساسی از معارف دین بیان می شود. در محور نخست، صفات جمال خدا و عظمت و جایگاه او در نظام هستی تبیین می گردد تا انسان ها بدانند برای رسیدن به مقام بندگی خدا چگونه باید او را بشناسند و در محور دوم سوره با بیان نیایش هایی از زبان بندگان، وظایفی را که آنان در برابر خدا دارند؛ به ایشان می آموزد (رک: حکیمی،25)؛ نزول قرآن با سوره ای که بتواند کلیات معارف دین را بیان کند؛ روشی است که در دانش ادبیات بدان «براعت استهلال» گفته می شود که به معنای آغاز مناسب کلام است بگونه ای که با هدف و مقصود کلام هماهنگ و همراه باشد (رک: تفتازانی، مختصر المعانی، 316)؛ امروزه نیز دانش تعلیم و تربیت نیز بدین شیوه پی برده است که در تعلیم و تربیت باید نخست چکیده ای از محتوای متن مورد نظر به فراگیران ارائه شود و تفصیل آن در مراحل پسین به تناسب شرایط موجود عرضه شود.
3-1-5-2-3-خصائص اسلوبی و موضوعی سور ه های مدنی
این سوره با خصوصیات اسلوبی و موضوعی سوره های مدنی مانند: طولانی بودن سوره ها و آیه ها؛ اسلوب آرام و استدلالی روشن در رویارویی با اهل کتاب و اسلوب تحقیر در مقابله با منافقان؛ بیان جزئیات تشریع و تفصیل احکام و انواع قوانین مدنی، اجتماعی، جنایی، جنگی،کشوری، حقوق شخصی و تشریع جهاد و فلسفه و احکام آن؛ آشکار ساختن حالت منافقان و روشن کردن رسوایی آنها و پرهیز دادن از آنها؛ دعوت اهل کتاب به اسلام و اقامه دلیل بر علیه آنها (رک:زرقانی، 1/204، حسین احمد، 1/171)، همخوانی ندارد.
3-1-6-نتیجه
از مباحث پیشین چنین به دست می آید: سوره ی «فاتحه الکتاب»، نخستین سوره ی نازل شده ی قرآن و سوره ای مکی است؛ زیرا روایات ترتیب نزول و شأن نزول و نیز خصوصیات اسلوبی ، موضوعی و تعبیرهای آن با سوره های مکی، هماهنگی دارد.

3-2-سوره ی رعد
سوره رعد در ترتیب کنونی قرآن کریم در جایگاه سیزدهمین سوره قرار دارد؛ اما این سوره در زمره سوره های اختلافی از نظر زمان و مکان مطرح گردیده است. ابتدا منابعی که این سوره را در شمار سوره های اختلافی بیان کرده اند و سپس روایات ترتیب نزول سوره و در ادامه به بیان دیدگاه مفسران و سپس روایات سبب نزول و در ادامه تحلیل و نقد روایات مبادرت می شود و در پایان بر اساس خصائص و ضوابط سوره ها، مکی بودن سوره اثبات می شود.
3-2-1- گزارش اختلافی بودن سوره
سیوطی و مرحوم معرفت آن را در زمره سوره های اختلافی بیان کرده اند (رک: سیوطی، الاتقان،1/64؛ معرفت، تاریخ قرآن، 59).
علت بروز اختلاف در مورد این سوره را باید در روایات ترتیب نزول و سبب نزول جستجو کرد.
3-2-2-روایات ترتیب نزول
روایات ترتیب نزول را در مورد این سوره می توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته ای از روایات، مکی بودن و دسته دیگر، مدنی بودن را گزارش می کنند:
3-2-2-1- روایات مکی بودن
روایات مکی بودن بر اساس ترتیب تاریخی چنین است:
3-2-2-1-1-روایت ابن عباس از طریق مجاهد(104ق): این روایت را ابوجعفر نحاس(338ق) از طریق مجاهد، در مورد مکی و مدنی بودن سوره ها به ترتیب کنونی قرآن [ هنگام بررسی آیات ناسخ و منسوخ هر سوره ] ذکر می کند و سوره ی رعد را طبق نظر ابن عباس مکی می شمارد. خود او با اشاره به گفتاری دیگر که این سوره را مدنی می داند، نظر ابن عباس را ترجیح می دهد (رک: 131-261؛ سیوطی، الإتقان، 1/57).
3-2-2-1-2-روایت ابن عباس از طریق ابوصالح: روایت دیگر او را یعقوبی از طریق ابوصالح گزارش می دهد. بر این اساس نیز سوره ی رعد، مکی و در ترتیب نزول میان دو سوره ی مومنون و طور به شمار آمده است(رک:2/33).

3-2-2-1-3-روایت علی بن ابی طلحه: روایت او را ابوعبید قاسم بن سلام(224ق)، [ به نقل از عبدالله بن سالم، از معاویۀ بن صالح] نقل می دهد. بر اساس این روایت، 25 سوره ی مدنی، تصریح می شود و دیگر سوره ها [ بدون برشمرده شدن ] مکی به حساب می آید؛ در میان سوره های مدنی، نامی از «رعد» به میان نیست (رک: 221).
3-2-2-1-4-روایت مقاتل بن سلیمان (150 ق): بر اساس یکی از دو روایتی که از او در تفسیر شهرستانی [ و منابع دیگر ] ذکر شده، سوره ی رعد، مکی و در ترتیب نزول سوره ها، سوره ی شصت و نهم است ( رک: شهرستانی، 21).
3-2-2-1-5- سروده ی ابن حصّار(611ق ): او که سوره های مدنی مورد اتفاق را بیست سوره و سوره های اختلافی را دوازده مورد و دیگر سوره ها را به اتفاق مکی می داند و در ابیاتی دو دسته ی نخست را به نظم می کشد، سوره رعد را در میان سوره های اختلافی قرار می دهد (رک: سیوطی، الاتقان، 1/60؛ التحبیر، 33-34).
3-2-2-1-6-اقوال سیوطی(911ق): او در بین متأخران، شاید بیشترین اقوال را در گزارش سوره های مکی و مدنی، گرد آورده است. در آن میان، طریق مجاهد از ابن عباس و روایت علی بن ابی طلحه [ همان طور که یاد شد ] بر مکی بودن سوره ی رعد دلالت دارد ( رک: الاتقان،1 /55 -61)؛ از سوی دیگر در فصل گزارش سوره های اختلافی، سوره ی «رعد» را جزء آن سوره ها به حساب می آورد؛ ولی خود به مکی بودن آن سوره حکم می دهد. هر چند آیاتی از آن را استثناء می کند (رک:سیوطی، الاتقان، 1/ 64).
همان طور که ملاحظه می شود تنها در بین روایات بیان شده سروده ی ابن حصار این سوره را در شمار سوره های اختلافی بیان کرده که با نقد مواجه است ؛ زیرا وی روایت خود را به صحابه یا تابعان مستند نمی سازد.
3-2-2-2-روایات مدنی بودن و نقد و بررسی آنها
در مقایسه با روایات دسته ی اول، شمار بیشتری از روایات، « رعد » را مدنی بر شمرده اند. برخی از این روایات بدین قرارند:
3-2-2-2-1-روایت علی بن ابی طالب(ع) از طریق سعید بن مسیّب: این روایت، هم در مقدمتان فی علوم القرآن آمده است (رک :13-15) و هم طبرسی، ذیل تفسیر سوره ی انسان به آن اشاره کرده است (رک: طبرسی،مجمع البیان، 10/ 612-613). در هر دو روایت، سوره ی رعد در دسته ی سوره های مدنی ودر میان دو سوره ی محمّد و رحمن، واقع شده است.
3-2-2-2-2-روایت علی بن ابی طالب(ع) از طریق مقاتل بن سلیمان: در روایت دومی که از مقاتل، به نقل از علی (ع) به دست رسیده است، « رعد » وضعیتی مشابه ی مورد پیشین دارد (رک: شهرستانی، همانجا).
3-2-2-2-3-روایت ابن عباس از طریق عطاء خراسانی (135ق): این روایت را ابن ضریس(294ق) به نقل از عثمان بن عطاء[فرزند عطاء خراسانی] (رک: 33- 34) ونیز حسکانی (470ق)، از همان طریق (رک: 2/409-412) آورده اند. در این دو روایت نیز سوره ی رعد، مدنی و در بین دو سوره ی محمد و رحمن قرار دارد (رک: همانجاها).
هم چنین روایات دیگری به نقل از تابعان و افراد بعدی در منابع به چشم می آید (رک: سیوطی، الإتقان، 1/55-61).
بررسی و تحلیل روایات: از بررسی روایات هر دو دسته نتایجی به دست می آید:
3-2-1- دو روایت نخست ابن عباس (2-2-2-1-1و2-2-2-1-2) و روایت سوم (2-2-2-1-3)، [ علی بن ابی طلحه، که به احتمال زیاد از ابن عباس اثر پذیرفته است] مکی بودن سوره ی رعد را به دست داد؛ هرچند بیشتر دیگر روایات مکی و مدنی و ترتیب نزول، از شاگردان بی واسطه ی ابن عباس همچون مجاهد، عکرمه و حسن بصری یا با واسطه ی او به سان عطاء خراسانی و مقاتل است.
3-2-2- ازسویی، روایت دیگر او (ابن عباس، 2-2-2-1-1) مدنی بودن آن سوره (رعد) را رسانید و به تعبیری در تعارض با روایات دسته ی نخست، جلوه گر شد. در این تعارض چون امکان جمع (پذیرفتن هر دو) ممکن نیست، باید یکی از آنها را پذیرفت و با این وجود که روایت حضرت علی (ع) [ استاد و صحابی بزرگ تر ابن عباس ] نیز به مدنی بودن سوره، دلالت داشت، اما نمی توان روایات دسته ی دوم را پذیرفت؛ زیرا احتمال وقوع تحریف در روایت امیرالمومنین (ع) توسط دو راوی نخست (سعید بن مسیب و مقاتل) وجود دارد، آن دو با حضرت (ع) در دوستی نبودند( رک: ابن ابی الحدید،1/356-364 چهار جلدی)، بسیار است تا بدین وسیله فضیلت آیه ی آخر سوره را با روایتی از خود علی (ع) مخدوش سازند.
3-2-3-سوره ی رعد در روایات و اقوال مفسران
مفسران قرآن کریم غالباً هنگام آغاز به تفسیر یک سوره، روایات و اخبار مکی یا مدنی بودن آن را یادآور می شوند یا خود در آن خصوص به اظهار نظر می پردازند. این روایات، گاهی متأثر از همان روایات مکی و مدنی و گاهی ناشی از اقوال اختصاصی صحابه و تابعان در مورد مکان و زمان نزول یک سوره است. به هرحال، این روایات و اقوال در شناخت مکی یا مدنی بودن یک سوره می توانند درخور توجه باشند. از این رو سوره ی رعد به این اعتبار نیز مورد بررسی قرار می گیرد:
3-2-3-1-گزارش روایات و اقوال
روایات و اقوالی که مفسران در خصوص مکی یا مدنی بودن سوره ی رعد آورده اند، به دو دسته قابل تقسیم است:
3-2-3-1-1-روایات و اقوال مکی بودن
این مفسران به نقل از صحابه و تابعان به مکی بودن «رعد» نظر داده اند. [روایات و اقوال، نخست به ترتیب صحابه و تابعان وپس از آن مفسران، سامان می یابد]:
1- عبدالله بن عباس(68ق): این مفسران به نقل از ابن عباس، سوره ی رعد را مکی دانسته اند: ثعلبی (رک: 5/ 267 )؛ ابن جوزی(رک: زاد المسیر،2/ 479)؛ سیوطی(رک: الدر المنثور، 4/ 42 )؛ بغدادی (رک: 3/ 2)؛ ابن عاشور(رک: 12/ 133 ) وآلوسی(رک: 7/ 80).
2-عبدالله بن زبیر(73ق): سیوطی به نقل[ از ابن مردویه] از ابن زبیر مکی بودن را گزارش می کند (رک: الدر المنثور، 4/ 42).
3-جابر بن زید(93 ق): قرطبی قول به مکی بودن را به جابر بن زید نسبت
می دهد ( رک: قرطبی، 10/ 278).
4-سعید بن جبیر(95ق): این مفسران گفتار او را مبنی بر مکی دانستن همه ی سوره ی رعد یادآور شده اند: فخر رازی ( رک :19/ 54)؛ بغوی( رک :3/ 29)؛ ابن جوزی( رک:زاد المسیر، 2/ 479)؛ سیوطی (رک: الدر المنثور، 4/ 42)؛ ابن عاشور (رک :12/ 133 )؛ ابن عطیه(رک: 3/ 290 ) و آلوسی (رک: 7/ 80).
5-عکرمه(105ق): برخی قول به مکی بودن سوره را به عکرمه نسبت داده اند: طوسی (رک : التبیان، 10/ 384 )؛ قرطبی (رک: 10/ 278 ) و ابن جوزی (رک:زاد المسیر، 4/ 469).
6-قتاده(118ق): این افراد، مکی بودن را از او آورده اند: ابن جوزی (رک: زاد المسیر،2 /479 )؛ بغدادی( رک: 3/3) و ابن عاشور (رک

وَالتَّاسِعَهُ یُرِیدُ سُورَهَ یُونُسَ قُلْتُ: وَقَدْ سَقَطَ مِنْ هَذِهِ الرِّوَایَهِ ذِکْرُ فَاتِحَهِ الْکِتَابِ، والأعراف، کهیعص فِیمَا نَزَلَ بِمَکَّهَ (رک: بیهقی، 7/142-143).

2-3-1-1-1- حُجّیَّت روایات ترتیب نزول
نزدیک به قریب اتفاق این روایات متن واحدی را گزارش می کنند که به هر دو جهت سند و متن مورد توجه و اعتناء خواهد بود.
الف. حجیت سند این روایات: اگر چه تمام راویان روایات ترتیب نزول، جز امام على (ع) خود شاهد نزول همه‏ى سوره‏هاى قرآن نبوده‏اند و بنابر این به ظاهر نقل آنان مرسل تلقى مى‏شود، لکن از پاره‏اى از قرائن اطمینان حاصل مى‏گردد که سند آنان نیز در اصل به امام على (ع) یا صحابه‏ى دیگرى که خود شاهد نزول همه یا اغلب سوره‏ هاى قرآن بوده‏اند، مى‏رسد (رک: نکونام،در آمدی بر تاریخ گذاری قرآن، 134).
قرائنی که نشان می دهد بیشتر راویان، روایت ترتیب نزول خود را با واسطه یا بی واسطه از امیر مومنان علی(ع) نقل کرده اند از این قرار است:
1. عبد اللّه بن عباس علاوه بر آن که خود حدود سى ماه شاهد نزول بخشى از قرآن بوده است، اعتراف کرده است که بیش‏تر دانش تفسیر خویش را از امام على (ع) فرا گرفته است؛ لذا با عنایت به این که ترتیب نزول سوره‏ها از آن امام(ع) نیز روایت شده است، باید گفت: به احتمال زیاد ابن عباس، ترتیب خود را در اصل از آن بزرگوار نقل کرده است؛ به علاوه ابن عباس گفته است:
من با اصحاب سالخورده‏ى رسول خدا(ص) از مهاجر و انصار همنشین بوده ام و از آنها درباره‏ى جنگ‏هاى رسول خدا (ص) و آنچه از قرآن درباره‏ى آنها نازل شده بود، مى‏پرسیدم و نزد هر یک از آنان مى‏رفتم، به جهت خویشاوندی من با رسول خدا (ص) از آمدنم شادمان مى‏شدند.
روزى از ابى بن کعب- که از راسخان در دانش [قرآن‏] بود- درباره‏ى‏ آنچه در مدینه نازل شده بود، پرسیدم، پاسخ داد: بیست و هفت سوره در آنجا و بقیه در مکه نازل شد (رک: سیوطی، الاتقان، 1/17).
بخشی از این روایت- یعنى عبارت «بیست و هفت سوره در آنجا و بقیه در مکه نازل شد» به وضوح معین می کند که ابى بن کعب یکى از اصحاب سالخورده‏اى بوده است که ابن عباس ترتیب نزول سوره‏ ها را از او آموخته است ابى بن کعب، شاهد نزول همه‏ى سوره‏ هاى مدنى بوده است؛ زیرا او از اولین کسانى بود که در مدینه به اسلام گروید (رک: ذهبی، سیر اعلام النبلاء، 1/398).
پاره‏اى از قرینه ها نشان مى‏دهد که نه راوى از راویان چهارده‏گانه شاگرد بى‏واسطه یا با واسطه‏ى ابن عباس بوده‏اند: شاگردان بى‏واسطه، جابر، مجاهد، ضحّاک، عکرمه و حسن بصرى، و شاگردان با واسطه، زهرى، ابن واقد، عطا و مقاتل هستند؛ به علاوه برخى از آنان خود در طرق روایات ترتیب ابن عباس قرار دارند؛ مثل مجاهد، ضحّاک، عکرمه و عطا. نیز ابن واقد در طریق روایت ترتیب عکرمه و حسن بصرى واقع است (رک: نکونام، بررسی روایات ترتیب نزول(رساله ی دکتری)، 259).
2- امام سجاد (ع) و امام صادق (ع)- از وارثان آثار امام على (ع) هستند و آنان خود تصریح کرده‏اند که روایات خود را از روى آثار آن امام (ع) نقل مى‏کنند(رک:صفّار، 299) شایان ذکر است که ابن واقد در طریق روایت ترتیب نزول امام سجاد(ع)نیز قرار دارد و این خود قرینه ای دیگری است که روایات ترتیب نزول در اصل به امام على (ع) مى‏رسد (رک: همان).
ممکن است برخی چنین تصوّر کنند که روایات ترتیب نزول چندان که برای آن اعتباری قائل شده اند معتبر نیست که بتوان به آن اعتنایی داشت اما پاسخ این است که برای روایات ترتیب نزول سه احتمال وجود دارد: اول: این که آنان این روایات را جعل کرده باشند؛ دوم: این که آنان آنها را از راه نظر و اجتهاد به دست آورده باشند؛ سوم: این که آنان آن روایات را از شاهدان وحى اخذ کرده باشند.
احتمال اول، کاملاً منتفى است؛ چون: اولاً، مجهول بودن بعضى از راویان این روایات هرگز به این معنا نیست که آنان افرادى موهوم یا غیر موثق‏اند؛ چون استادان مشاهیر موثقى چون طبرسى و حسکانى در میان آنان قرار دارند و آنان در کتب رجال معرفى نشده‏اند و کاملاً بعید است که کسانى چون آن دو از افرادى موهوم و ناموثق روایت کرده باشند روایات ترتیب نزول در بیشتر کتب علوم قرآن در سده های نخست گزارش گردیده اگر اعتباری نداشت دیگر چه لزومی داشت که هر یک از نویسندگان این کتب به طور جداگانه ای روایات ترتیب نزول را گزارش کنند.
جهت این که یک سری افراد مجهول و موهوم در اسناد این روایات به چشم می خورد ، این است که رجالیون و محدثان عمده‏ى همت خود را به نقل روایات احکام و معرفى راویان آنها مصروف مى‏کردند و کمتر بر این موضوعات که غیر احکامی بوده به سند آنها توجه می کردند(رک: نکونام، درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، 137).
شهرستانى در خصوص روایات ترتیب نزولى که در مقدمه‏ى تفسیرش آورده است، مى‏نویسد: این روایات‏ از رجالى موثق و از کتبى معتبرى که گرد شبهه بر آنها نمى‏نشیند؛ نقل شده است و شاید آنها در دیگر تفاسیر یافت نشود؛ چرا که اساساً آنها از چنین روایاتى خالى‏اند. این نه از آن روست که مفسران به آنها دست نیافته‏اند یا بر آنها اعتماد نداشته‏اند؛ بلکه از آن روست که در آنها فایده‏ى اندکى بوده و امور مهمى که آنان را از توجه به‏ این روایات باز دارد، فراوان بوده است (رک: شهرستانی، 1/127).
احتمال دوم، نیز غیر قابل اعتناست؛ چون: اولاً، معقول نیست کسانى مانند ابن عباس و شاگردان او در حالى که مى‏توانند، ترتیب نزول سوره ها را از راه آسان و مطمئن- یعنى اخذ از شاه
دان وحى- به دست آورند، به راه دشوار و غیر مطمئن- یعنى استنباط خود از روى قرینه ها- روى آورند (رک: نکونام، در آمدی بر تاریخ گذاری قرآن، 139).
ثانیاً، بعید است این تعداد از راویان از راه اجتهاد این چنین به وحدت نظر برسند که جملگى تقریباً ترتیب واحدى را درباره‏اى ترتیب نزول سوره‏ها عرضه کنند.
گذشته از این، به فرض این که کسانى مثل ابن عباس و شاگردان او ترتیب‏هاى خود را از راه اجتهاد به دست آورده باشند، مگر خردمندانه است که به اجتهاد کسانى چون آنان که نسبت به زمان رسول خدا(ص) قریب العهد بوده‏اند و در خصوص ترتیب نزول سور قطعاً به شواهد فراوانى دسترسى داشته‏اند و خوشبختانه جملگى تقریباً به نظر واحدى نایل آمده‏اند؛ بى‏اعتنا بود؟
بدین ترتیب با ابطال احتمال اول و تضعیف احتمال دوم، قوت احتمال سوم کاملاً آشکار مى‏شود؛ یعنى باید پذیرفت که آن راویان، روایات ترتیب نزول را از شاهدان وحى گرفته‏اند (رک: نکونام، درآمدی بر تاریخ گذاری قرآن، 139).
امکان دارد گفته شود، اگر چنین است که آنان ترتیب نزول سوره ‏ها را از شاهدان وحى اخذ کرده‏اند، چرا روایات را به آنان مستند نساخته اند؟
پاسخ این است که:اولاً، رسم اسناد در میان صحابه و حتى تابعان رواج نداشت و آن از اوایل قرن دوم ترویج شد (رک: همان، 140) و انتظار اسناد دادن از کسانى که آن در میانشان مرسوم نبوده، نابجاست.
ثانیاً، چنان که بیش از این آمد، به احتمال قوى ترتیب نزول سوره‏ ها در اصل از امام على (ع) اخذ شده است؛ و نقل حدیث از آن امام(ع) در زمان بنى امیه ممنوع بوده و جرم به شمار مى‏آمده است؛ لذا راویان پرهیز داشتند که احادیث خود را به آن بزرگوار اسناد دهند.
ب. حجیت متن این روایات: برخى با نظرى سطحى که به متن روایات ترتیب نزول افکنده‏اند، آنها را داراى اشکالات چندى یافته‏اند:اولاً:آن که راویان، ترتیب نزول سوره‏ها را به طور متفاوت گزارش کرده‏اند و میان آنها تعارض وجود دارد؛ ثانیا، آن که مضامین برخى از سوره‏هایى که در این روایات مدنى به شمار آمده‏اند، مانند سوره‏هاى رحمن، انسان، زلزله و رعد با مضامین سوره‏هاى مکى مشابهت دارند؛ثالثاً: آن که برخى از سوره‏ها مانند معوذتین، عادیات و معارج بنا بر پاره‏اى از روایات اسباب نزول مدنى به شمار آمده‏اند؛ اما روایات ترتیب نزول آنها را در میان سوره‏هاى مکى آورده‏اند؛ رابعاً، آن که روایات اسباب نزول، زمان نزول بعضى از سوره‏ها مانند حشر و جمعه را مقدم‏تر از زمانى نشان مى‏دهند که روایات ترتیب نزول بر آن دلالت دارند و بالعکس، روایات اسباب نزول، زمان نزول برخى از سوره‏ها مانند ممتحنه و حدید را مؤخرتر از زمانى معین کرده‏اند که روایات ترتیب نزول بدان اشاره دارد (رک: نکونام، در آمدی بر تاریخ گذاری قرآن، 141).
پاسخ این است که این اشکالات، اعتبار روایات ترتیب نزول را از میان نمى‏برد؛ چون: اولاً، بیش‏تر تعارض‏هایى که در میان این روایات مشاهده مى‏شود، بر اثر پس و پیش شدن یا افتادگى یک یا چند سوره و یا تصحیف لفظى به لفظ دیگر به وجود آمده است و این عیوب در این گونه روایات که طولانى‏اند و کم‏تر مورد توجه علماء اسلامى بوده‏اند، اجتناب‏ناپذیر است و کاملاً روشن است که آنها بر اثر سهل‏انگارى راویان و ناسخان در نقل و استنساخ روایات پدید آمده است. خوشبختانه به لحاظ کثرت این روایات، عیوب مذکور با کنار هم نهادن متون روایات و مقایسه‏ى آنها با یکدیگر قابل رفع است؛ چنان که نویسنده از این طریق، قریب به تمام این عیوب را شناسایى و رفع کرده است(رک: همان).
به علاوه، به فرض آن که این تعارض‏ها بر اثر سهل‏انگارى راویان و ناسخان در نقل و استنساخ روایات پدید نیامده باشند و به عمد پاره‏اى از روایات جعل شده باشد؛ با این وجود پاره‏اى از این روایات بر پاره‏اى دیگر ترجیح دارند و چنان که بیان گردید، دو طریق عطا و ابو کریب از ابن عباس معتبر است؛ لذا مى‏توان با رجحان آن دو و کنار نهادن روایات دیگر به رفع این تعارض پرداخت(رک: همان).
ثانیاً: صرف مشابهت مضامین سوره‏ها دلیل قاطعى بر مکى یا مدنى بودن آنها نیست و تا در خود سوره‏ها تصریح یا اشاره‏ى قوى به رویداد هاى خاص مکى یا مدنى نشده باشد، نمى‏توان به طور قطع به مکى یا مدنى بودن آنها حکم کرد (رک: نکونام، در آمدی بر تاریخ گذاری قرآن، 142).
دلیلى وجود ندارد که اگر در سوره‏اى مضامینى درباره‏ى بهشت و دوزخ یا لطف و احسان الهى ملاحظه شد، به مکى بودن آن سوره حکم داد. چنین مضامین عامى به دوره‏ى خاصى اختصاص ندارد و مى‏تواند هم در مکه و هم در مدینه نازل شده باشد (رک: نکونام، در آمدی بر تاریخ گذاری قرآن،142).
ثالثاً: هنگامی که در سوره‏اى به یکى از رویدادهاى خاص مکى یا مدنى تصریح یا اشاره‏ى قوى نشده باشد، به صرف روایات اسباب نزولى که ذیل آن سوره آمده است، نمى‏توان آن را مکى یا مدنى به شمار آورد؛ زیرا بسیارى از این روایات، علاوه بر ضعف و مجعول بودنشان، قصصى به شمار مى‏روند که به تناسب مضامین سوره‏اى بر آن سوره تطبیق شده‏اند؛ لذا مفسران اهل تحقیق اغلب آنها را بر مصداق حمل کرده‏اند؛ نه بر سبب نزول (رک: طباطبایی، 1/41).

2-3-1-2- روایات سبب نزول
دومین منبع در شناخت زمان و مکان مکی و مدنی آیات و سوره ها، روایات سبب نزول است که از صحابه و تابعان گزارش شده است.
اسباب نزول، حوادث و یا سؤالاتی است که آیاتی از قرآن در مورد آن و در زمان وقوعش نازل شده است (رک: معرفت، تاریخ قرآن، 66) این اسباب د
ر بیشتر موارد جدای از مکی و مدنی نیست و حتی می توان از اسباب نزول به شناخت مکی و مدنی نیز پی برد و اختلاف در آن (سبب نزول) گاهی به اختلاف در مکی و مدنی نیز منجر می شود.
به عنوان نمونه، در سوره اخلاص دو سبب نزول وارد شده که به اعتبار یک سبب، نزول مکی و به اعتبار سبب دیگر ، مدنی به دست می آید : در این روایات آمده که عده ای از مشرکان قریش از پیامبر(ص) خواستند که از اصل و نسب پروردگارش برای آن ها بگوید که از طلا یا نقره یا چیز دیگر است ؛ در پی آن سوره اخلاص نازل گردید و پروردگار را معرفی کرد و در روایات دیگری آمده که مشرکان عامربن طفیل را نزد پیامبر(ص) فرستادند تا در مورد اصل و نسب پروردگار محمد(ص) از او سوال کند (رک: واحدی، اسباب النزول، 471-472؛ سیوطی، الدر المنثور،8/669) به اعتبار این روایت سبب نزول ، سوره مکی است؛ اما در روایت دیگری ، گروهی از یهود از پیامبر(ص) در مورد اصل و نسب پروردگارش پرسیده بودند که در پی آن، این سوره نازل گردید (رک: واحدی، اسباب النزول، 471؛ ابن عطیه، 5/536) اما بر

……………………………………………………………………………………………………………….74
3-5- سوره ی عادیات ……………………………………………………………………………………………………74
3-5-1- گزارش اختلافی بودن سوره………………………………………………………………………………….74
3-5-2- روایات ترتیب نزول …………………………………………………………………………………………..74
3-5-3- روایات و اقوال مفسران……………………………………………………………………………………….75
3-5-4- روایات سبب نزول ……………………………………………………………………………………………77
3-5-5- سوره ی عادیات در ضوابط و خصائص سوره های مکی …………………………………………..80
3-5-6- نتیجه …………………………………………………………………………………………………………….85
3-6- سوره ی تکاثر …………………………………………………………………………………………………….85
3-6-1- گزارش اختلافی بودن سوره………………………………………………………………………………..85
3-6-2- روایات ترتیب نزول ……………………………………………………………………………………….85
3-6-5- روایات سبب نزول سوره ……………………………………………………………………………………86
3-6-4- دیدگاه مفسران در نزول سوره……………………………………………………………………………..88
3-6-5- سوره ی تکاثر در خصائص و ضوابط سوره های مکی……………………………………………..90
3-6-6- نتیجه ………………………………………………………………………………………………………….92
3-7- سوره ی اخلاص………………………………………………………………………………………………..92
3-7-1- گزارش اختلافی بودن سوره ……………………………………………………………………………….92
3-7-2- روایات ترتیب نزول ……………………………………………………………………………………….92
3-7-3- گفتار مفسران…………………………………………………………………………………………………94
3-7-4- روایات سبب نزول سوره …………………………………………………………………………………96
3-7-5- سوره ی اخلاص در ضوابط و خصائص سوره های مکی………………………………………….98
3-7-6- نتیجه ………………………………………………………………………………………………………….99
3-8- سوره های معوذتین (فلق و ناس) ………………………………………………………………………………99
3-8-1- گزارش اختلافی بودن ……………………………………………………………………………………100
3-8-2- روایات ترتیب نزول ………………………………………………………………………………………100
3-8-3- روایات و اقوال مفسران ………………………………………………………………………………….101
3-8-4- روایت سبب نزول………………………………………………………………………………………….103
3-8-5- سوره های معوذتین در خصائص و ضوابط سوره های مکی …………………………………….106
3-8-6- نتیجه ………………………………………………………………………………………………………..107
فصل چهارم: سوره های مدنی مورد اختلاف …………………………………………………………………..108
4-1- سوره ی حج…………………………………………………………………………………………………..109
4-1-1-گزارش اختلافی بودن سوره ……………………………………………………………………………109
4-1-2- روایات ترتیب نزول سوره ……………………………………………………………………………..109
4-1-3- سوره ی در گفتار مفسران ……………………………………………………………………………110
4-1-4- روایات سبب نزول ……………………………………………………………………………………112
4-1-5- سوره حج در ضوابط و خصائص سوره های مکی و مدنی ……………………………………………120
4-1-6- نتیجه………………………………………………………………………………………………………….125
4-2- سوره ی محمّد (ص) …………………………………………………………………………………………125
4-2-1- گزارش اختلافی بودن سوره……………………………………………………………………………126
4-2-2- روایات ترتیب نزول سوره………………………………………………………………………………126
4-2-3- روایت سبب نزول سوره…………………………………………………………………………………127
4-2-4- سوره محمد (ص) در روایات و اقوال ……………………………………………………………………….128
4-2-5- سوره محمّد (ص) در ضوابط و خصائص سوره های مدنی……………………………………………..131
4-2-6- نتیجه …………………………………………………………………………………………………………………133
4-3- سوره ی الرحمن ………………………………………………………………………………………………………133
4-3-1- گزارش اختلافی بودن سوره ……………………………………………………………………………………133
4-3-2- روایات ترتیب نزول ……………………………………………………………………………………………..133
4-3-3- گفتار مفسران ………………………………………………………………………………………………………135
4-3-4- بررسی روایات سبب نزول ……………………………………………………………………………………….137
4-3-5- خصائص و شوابط سوره های مکی و مدنی در سوره ی الرحمن ……………………………………..138
4-3-6- دیدگاه سید قطب ………………………………………………………………………………………………….139
4-3-7- نتیجه …………………………………………………………………………………………………………………..140
4-4- سوره ی حدید …………………………………………………………………………………………………………..140
4-4-1- گزارش اختلافی بودن سوره ……………………………………………………………………………………..140
4-4-2- روایات ترتیب نزول سوره …………………………………………………………..
……………………………141
4-4-3- روایات و اقوال نزول سوره در گفتار مفسران ………………………………………………………………..141
4-4-4- روایات سبب نزول سوره و نقد و بررسی آنها ……………………………………………………………….143
4-4-5- سوره حدید در ضوابط و خصائص سوره های مدنی ………………………………………………………148
4-4-6- نتیجه ………………………………………………………………………………………………………………….152
4-5- سوره ی انسان ……………………………………………………………………………………………………….152
4-5-1- گزارش اختلافی بودن زمان و مکان نزول سوره………………………………………………………….152
4-5-2- روایات ترتیب نزول …………………………………………………………………………………….152
4-5-3- نقد روایات مکی بودن ………………………………………………………………………………….154
4-5-4- روایات سبب نزول……………………………………………………………………………………….155
4-5-5- روایت سبب نزول مشهور……………………………………………………………………………….156
4-5-6- بیان سبب نزول های معروف بدون سند……………………………………………………………………….158
4-5-7- سبب نزول های جعلی و بدون ذکر سند ……………………………………………………………………159
4-5-8- اقوال مفسران در مکی بودن و نقد آنها …………………………………………………………………….161
4-5-9- قائلان به وجود آیه مستثنی در سوره ……………………………………………………………………….163
4-5-10- نظر مفسران در مدنی بودن سوره …………………………………………………………………………..164
4-5-11- ضوابط و خصائص سوره های مدنی در سوره انسان …………………………………………………..164
4-5-12- نتیجه ………………………………………………………………………………………………………………167
4-6- سوره زلزال ………………………………………………………………………………………………………………167
4-6-1- گزارش اختلافی بودن سوره……………………………………………………………………………………168
4-6-2- روایات ترتیب نزول ………………………………………………………………………………………………168
4-6-3- دیدگاه مفسران در نزول سوره ………………………………………………………………………………….169
4-6-4- روایات سبب نزول ………………………………………………………………………………………………..170
4-6-5- سوره زلزال در خصائص و ضوابط سوره ها

بسم الله الرحمن الرح
علم مکی و مدنی سوره ها و آیه های قرآن کریم یکی از مباحثی است که به شناخت بهتر و درست قرآن کریم و برگزیدن اقوال و رأی های برتر و مردود ساختن اقوال و آراء نادرست، کمک می کند. بر اساس مطالب این علم شمار بسیاری از سوره های قرآن بدون اختلاف نظر، مکی هستند و تعداد کمتری بدون اختلاف مدنی هستند اما در مکی یا مدنی بودن برخی از سوره ها اختلاف وجود دارد. علت بروز این امر، منابع این علم یعنی شامل روایات ترتیب نزول، اسباب نزول، اقوال و اظهار نظرهای برخی از مفسران و تلاش های شخصی برخی از عالمان علوم قرآن است و با گردآوری منابع نقلی (روایات ترتیب نزول، روایات مکی و مدنی، روایات سبب نزول) و بررسی و تحلیل متنی و سندی آنها و نیز به کارگیری روش اجتهادی ( به کارگیری ضوابط و خصائص یا اسلوب ها و موضوع های سوره های مکی و مدنی ) می توان، اختلاف آنها را برطرف کرد و به مکی یا مدنی بودن یک سوره یا چند آیه دست یافت؛ هر چند در خصوص چند سوره، اختلافات ناچیزی به چشم می آید ولی به دلیل وضوح در مکی و مدنی بودن، نیازی به پژوهش در آن موارد، احساس نمی شود. با روشن شدن این جنبه، در سوره های مورد بحث، علاوه بر برطرف شدن اختلاف در یکی از مباحث اصلی و اساسی علوم قرآن، امکان شناخت بهتر و دقیق تر آن فراهم می آید.
کلید واژگان: سوره های مکی و مدنی، سوره های اختلافی ، روایات ترتیب نزول، روایات سبب نزول، ضوابط و خصائص سوره ها.
1- فصل اول: کلیات و مفاهیم………………………………………………………………………………………….. 1
1-1- کلیات ………………………………………………………………………………………………………………….2
1-1-1- تعریف موضوع …………………………………………………………………………………………………2
1-1-2- هدف طرح ……………………………………………………………………………………………………..2
1-1-3- ضرورت اجرای پژوهش …………………………………………………………………………………….2
1-1-4- طرح مسأله …………………………………………………………………………………………………….2
1-1-5- سوالات تحقیق ………………………………………………………………………………………………..3
1-1-6- فرضیه های تحقیق ……………………………………………………………………………………………3
1-1-7- روش تحقیق ……………………………………………………………………………………………………3
1-1-8- پیشینه تحقیق …………………………………………………………………………………………………..3
1-2- مفاهیم ………………………………………………………………………………………………………………..4
1-2-1- تعریف مکی و مدنی ………………………………………………………………………………………….4
1-2-1-1- تعریف لغوی …………………………………………………………………………………………………..4
1-2-1-2- تعریف اصطلاحی …………………………………………………………………………………………….5
2- فصل دوم علم مکی و مدنی …………………………………………………………………………………..9
2-2-2- فوائد شناخت علم مکی و مدنی ……………………………………………………………………………..10
2-3- راه های شناخت مکی و مدنی…………………………………………………………………………………..12
2-3-1- روش نقلی………………………………………………………………………………………………………….13
2-3-1-1-روایات ترتیب نزول…………………………………………………………………………………………..13
2-3-1-1-1- حجّیّت روایات ترتیب نزول……………………………………………………………………………18
2-3-1-2- روایات سبب نزول……………………………………………………………………………………………22
2-3-1-3- گفتار مفسّران…………………………………………………………………………………………………..23
2-3-2- روش قیاسی…………………………………………………………………………………………………..23
2-3-2-1- قواعد شناخت مکی و مدنی………………………………………………………………………………..23
2-3-2-2- ضوابط سوره های مکی و مدنی…………………………………………………………………………..24
2-3-2-2-1- ضوابط سوره های مکی…………………………………………………………………………………24
2-3-2-2-2-ضوابط سوره های مدنی………………………………………………………………………………….26
2-3-3-خصائص سوره های مکی و مدنی ………………………………………………………………………………27
2-3-3-1-خصائص اسلوبی سوره های مکی …………………………………………………………………………….27
2-3-3-2-خصائص اسلوبی سوره های مدنی …………………………………………………………………………27
2-3-3-3-خصائص موضوعی سوره های مکی…………………………………………………………………………28
2-3-3-4-خصائص موضوعی سوره های مدنی……………………………………………………………………….28
2-4-تقسیم بندی سوره های قرآن بر اساس مکی و مدنی…………………………………………………………….29
2-4-1- سوره های مکی بدون اختلاف………………………………………………………………………………….29
2-4-2- سوره های مدنی بدون اختلاف ………………………………………………………………………………….29
2-4-3- سوره های اختلافی ……………………………………………………………………………………………….29
2-5- تکرّر نزول ………………………………………………………………………………………………………………30
فصل سوم: سوره های مکی مورد اختلاف…………………………………………………………………………….31
3-سوره های مکی مورد اختلاف ……………………………………………………………………………………………32
3-1- سوره ی فاتحه ……………………………………………………………………………..
………………………….32
3-1-1-گزارش اختلافی بودن ……………………………………………………………………………………………32
3-1-2- روایات ترتیب نزول ………………………………………………………………………………………………32
3-1-3- سوره در گفتار مفسران …………………………………………………………………………………………..35
3-1-4- روایات و قرائن دیگر در مکی بودن سوره ………………………………………………………………….36
3-1-5- سوره فاتحه در ضوابط و خصائص سوره های مکی و مدنی …………………………………………..38
3-1-6- نتیجه …………………………………………………………………………………………………………………41
3-2-سوره ی رعد ……………………………………………………………………………………………………………41
3-2-1- گزارش اختلافی بودن سوره ……………………………………………………………………………………41
3-2-2- روایات ترتیب نزول ………………………………………………………………………………………………41
3-2-3- سوره رعد در روایات و اقوال مفسران ………………………………………………………………………44
3-2-4- روایات و اقوال سبب نزول در آیات سوره …………………………………………………………………46
3-2-5- ضوابط و خصائص سوره های مکی و مدنی ……………………………………………………………….48
3-2-6- برخی از ساختارها و موضوعات سوره ……………………………………………………………………..50
3-2-7- نتیجه ………………………………………………………………………………………………………………..51
3-3- سوره ی مطففین ……………………………………………………………………………………………………..52
3-3-1- گزارش اختلافی بودن سوره …………………………………………………………………………………..52
3-3-2- روایات ترتیب نزول………………………………………………………………………………………………52
3-3-3- روایات و اقوال نزول سوره در گفتار مفسران……………………………………………………………..54
3-3-4- روایات سبب نزول سوره ………………………………………………………………………………………55
3-3-5- سوره ی مطففین در ضوابط و خصائص سوره های مکی ………………………………………………60
3-3-6- نتیجه ………………………………………………………………………………………………………………..63
3-4- سوره ی قدر ………………………………………………………………………………………………………….64
3-4-1- گزارش اختلافی بودن سوره ………………………………………………………………………………….64
3-4-1-2- روایات ترتیب نزول سوره ……………………………………………………………………………….64
3-4-2- روایات سبب نزول سوره و تحلیل و بررسی آنها ………………………………………………………..65
3-4-3- اقوال زمان و مکان نزول سوره در گفتار مفسران………………………………………………………..70
3-4-4- سوره ی قدر در ضوابط و خصائص سوره های مکی …………………………………………………72
3-4-5- نتیجه

2-1-1- اعتقاد به نزول دوگانهی دفعی و تدریجی
«صغیر» فصل دوم را به تاریخ بیست‌وسه‌سالهی نزول اختصاص داده (ص: 35)، می‌گوید:” قرآن به اقتضای شرایط به‌صورت تدریجی و بخش بخش، نازل شد… و قرآن در ماه رمضان فرود آمد… و در شبی مبارک… و این شب مبارک به شب قدر تعبیر شده است.”(ص:37)
پس چون نزول 23 ساله با نزول در شب قدر تنافی پیدا می‌کند، بعد از ذکر اقوالی، می‌گوید: “ظاهر آیات بر این دلالت دارد که قرآن به‌صورت یکپارچه نازل شد و ظهور لفظ انزال15 بر یک‌بارگی، گواه همین مطلب است.”(ص: 38) سپس سخن ابن عباس را بیان کرده که می‌گوید: خداوند قرآن را در ماه رمضان و در شب قدر و در شبی مبارک یکپارچه نازل کرد. سپس به‌صورت بخش بخش در طی ماه‌ها و روزها فرستاد. (همان ص)
پس او با جمع نزول یک‌بارهی قرآن در ماه رمضان و پس‌ازآن تدریجاً در طول ماه‌ها و روزها، (به‌نوعی)16 به نزول دوگانهی دفعی17 و تدریجی از یک‌سو و تقدیم نزول دفعی از سوی دیگر نظر می‌دهد.
2-1-2-«صغیر» و رد دیدگاه‌های مخالفان ارتباط صحیح
ذکر برداشت‌های غیر وحیانی از ارتباط که امروزه بیشتر مشخصه مستشرقان به شمار می‌آید، در آغاز فصل وحی (ص:17-21)، به‌علاوه یادآوری اتهامات صدر دعوت در انتهای همان فصل (ص:30- 32) به‌رغم پراکندگی، مورد اهتمام نویسنده قرارگرفته است. در ادامه به ادعای مخالفان پیرامون عدم حقانیت پیامبر 9 و تحمیل نسبت‌های ناروا بر آن جناب در جهت تحقق مقاصد شیطانی‌شان پرداخته است. انحراف، شاعری، کهانت، جنون، سحر، تعلیم از دیگران و اسطوره پردازی از اتهاماتی است که وی به آن‌ها اشاره‌کرده تا در پایان مبحث نخست، چنین نتیجه‌گیری کند که باوجود تمامی دروغ‌گویی‌های فتنه انگیزان، ماهیت وحی و قرآن برمدار وحی الهی، همچنان محفوظ باقی ماند. (ص:32)
بی‌شک ارتباط خدایتعالی و رسول گرامی‌اش علاوه بر موافقان که قرآن خود، جزء آنان است، از آغاز دعوت تا به امروز، همواره مخالفانی داشته است. “این نسبت‌ها علاوه بر لطمه‌ای که به رسول خدا 9 وارد می‌ساخت، می‌توانست در صورت پذیرش از سوی مردم، ماهیت الهی قرآن را نیز زیر سؤال برده و آن را- نعوذبالله- به‌عنوان مجموعه‌ای از افکار مالیخولیایی یک جن‌زده یا القائات مسحوری بی‌اراده جلوه دهد.” (معارف، ص:75)
این فصل که با تغییری بسیار اندک، همان بخش وحی در کتاب «المستشرقون و الدراسات القرآنیه» بوده،(الصغیر، 1420ق، ص: 35- 59) به اذعان نویسنده در تاریخ قرآن (ص: 175)، باانگیزهی پاسخ به فرضیات مستشرقان مبنی بر عدم پذیرش ماهیت الهی وحی نگاشته شده است. ایجاد تمایز بین وحی، مکاشفه و الهام در خلال نقد آراء مستشرقان، بررسی تعاریف متفاوت قرآن‌پژوهان مسلمان و غیرمسلمان از وحی، با توجه به دیدگاه‌های مختلف دربارهی منشأ وحی، از کشف و شهود و تصوف گرفته تا صرع و کهانت که گاهی این پدیده را برخاسته از درون رسول دانسته و گاه شعور و ادراک و اندیشه پیامبر 9 را در خلال دریافت وحی به چالش کشیده‌اند، مورد دقت قرار داده است. «صغیر» با اثبات استقلال وحی از وجود پیامبر 9 بررسی کیفیت وحی و حالات پیامبر 9 در برابر آن، به‌سلامت اندیشه و یقین کامل ایشان به حقانیت و الهی بودن وحی نظر می‌دهد. (ص: 15-21) بنابراین چنین رویکردی از مزایای عملکرد او محسوب می‌شود.
2-1-3- عرضهی جدولی جامع از ترتیب آیات و سور
در پایان فصل نزول می‌آورد: “در حقیقت شاید سودمند باشد که مطابق ترتیب سوره‌های قرآن در مصحف، جدولی از شماره‌های سوره‌ها در قرآن، نام مشهور سور، تعداد آیات، مکان و زمان نزول بر اساس مصحف امام، ارائه کنیم و در آن به موثق‌ترین و استوارترین منابع تکیه نموده و در پاورقی استثنائات آیات مکی و مدنی را بر اساس روایات مربوطه دنبال نمودیم.” بدین ترتیب جدولی کاربردی حاوی مشخصات مذکور ارائه می‌کند.

2-2- عملکرد ناموفق
1- اعتبار منابع لغوی و عرضهی ناقص تعریف اصطلاحی وحی
2- برداشت نادرست از آیهی تکلیم
3- توهم دفعی بودن نزول در ماه رمضان
4- پذیرش آیات آغاز سورهی علق به‌عنوان اولین آیات نازل‌شده

2-2-1- اعتبار منابع لغوی و عرضهی ناقص تعریف اصطلاحی وحی
الف) اعتبار منابع لغوی: در تعریف لغوی علاوه بر مفردات راغب و لسان العرب ابن منظور، از مجمع البیان طبرسی استفاده کرده است (ص: 24). هرچند دو منبع نخست لغوی بوده و از اعتبار لازم برخوردار است، مرجع سوم در اصل کتابی تفسیری بوده، در مقایسه، منبع مناسبی برای تبیین لغات به شمار نمی‌رود.
ب) عرضهی ناقص تعریف اصطلاحی: «صغیر» پس از بیان تعریف راغب18 و ابن انباری19 به این نتیجه می‌رسد که تعریف شرعی وحی از ریشه لغوی آن گرفته‌شده است، یعنی دریافت سریع و رمزگونهی پیام و اشاره و رمزی که از دیگران پنهان ماند.(همان صفحه)
سپس تعریف محمد عبده را که نزدیک به این معنا بوده ذکر می‌کند: «وحی شناختی است که شخص در خود می‌یابد به‌گونه‌ای که یقین می‌کند، باواسطه یا بی‌واسطه آن را از جانب خداوند دریافت داشته است که در اولی یا صدایی می‌شنود و یا بدون صوت است» و منظور وی را از دریافت پیام بدون صوت، دریافت قلبی و متناسب با این حدیث پیامبر 9 می‌داند: «همانا روح‌القدس در قلبم دمید».(ص: 24)
ازآنجاکه به لحاظ منطقی تعریف صحیح از جنس و فصل مشخصی تشکیل می‌یابد، عد
م درج جنس وحی، تعریف فوق را نارسا ساخته است.
2-2-2- برداشت نادرست از آیهی تکلیم
در خلال فصل وحی نویسنده از اشتمال قرآن بر دودسته وحی قرآنی و غیر قرآنی، راه‌ها، انواع و کیفیت وحی خبر می‌دهد. برآن است موضوع را به کمک خود قرآن، لغت و تبادر عربی موردبررسی قرار دهد. (طباطبایی، 1417، ج18، ص: 73) پس در گام نخست آیهی (وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یکلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یرْسِلَ رَسُولًا فَیوحِی بِإِذْنِهِ، ما یشاءُ إِنَّهُ عَلِی حَکیمٌ)را بیانگر راه‌های وحی الهی دانسته، بدین ترتیب بحث از وحی قرآنی و ارتباط خاص خداوند با انبیا را آغاز می‌کند (ص: 24).
آیهی 51/42 صریح‌ترین دلالت از قرآن مجید است که پژوهندگان برای تبیین کیفیت ارتباط میان خدا و پیامبران همواره بدان توجه داشته‌اند. خداوند حکیم در این آیه از انواع تکلیم بر سه وجه مکالمهی وحی گونه، از ورای پرده و با ارسال فرشته، سخن گفته است.
عدم تمایز وحی و تکلیم یا انقسام وحی بر موارد سه‌گانه فوق نکتهی مورد غفلت «صغیر» است. باید توجه داشت رابطهی میان این دو به لحاظ منطقی، عموم و خصوص مطلق بوده و تکلیم وحی را دربرمی گیرد، چراکه اولاً می‌فرماید: بشری را نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر به یکی از این سه‌راه …، پس این تکلیم الهی است که تقسیم یافته، ثانیاً قرآن حکیم از ارتباط خداوند تعالی با موسی 7 که مصداق (مِنْ وَراءِ حِجابٍ) است به تکلیم (وَ کلَّمَ اللَّهُ مُوسی تَکلِیماً) یاد می‌کند، بنابراین قسم دوم را نمی‌توان آن‌گونه که توهم شده جزء وحی دانست.
2-2-3- تلقی نادرست از نزول دفعی
نویسنده درباره ی ماهیت نزول دفعی مطلبی بیان نکرده درحالیکه یکی از مباحث مبنایی محسوب میشود. با قرار دادن ادله ای که وی برای نزول دفعی ذکر کرده همچنین استفاده از روایتی که به نزول یکباره ی «آیات مورد نیاز در طول یکسال» نظر میدهد، معلوم میشود وی مقصود از نزول دفعی را فروفرستادن یکباره لفظ آیات در شب قدر میداند.(ص: 38) در حالیکه دلایل قابل تأملی برای پذیرش نظراتی وجود دارد که نزول دفعی را نزول یکباره حقیقت قرآن تنها برای شخص پیامبر 9 عنوان می کند، و این با نزول برای مردم متفاوت است.20
2-2-4- توهم دفعی بودن نزول در ماه رمضان
«صغیر» با در کنار هم قرار دادن آیات نزول در ماه مبارک رمضان (بقره/ 185 و دخان/3 و قدر/1) و قول علامه طباطبایی به ظهور لفظ انزال بر یک‌بارگی، به نزول دفعی در ماه رمضان حکم می‌دهد. (همان ص) که قابل بررسی است. 21
با ذکر دلایلی تفاوت دو واژهی«انزال» و «تنزیل» مورد تردید واقع شده است تا آنجا که برخی معتقدند: تنزیل در موارد متعددى در آیات الهى چونان وصفى بر قرآن کریم اطلاق شده و واژه «تنزیل» در کاربرد لغوى و قرآنى آن با واژه «انزال» تفاوتى ندارد. (مهدویراد، ص: 251)
2-2-5- پذیرش آیات آغاز سورهی علق به‌عنوان اولین آیات نازل‌شده
بنا به دلایل تاریخی و عقلی که مؤلف ذکر کرده است، اولین آیات نازل‌شده، آیات نخست سورهی علق است. وی در حل تعارض ناشی از برخورد روایاتی که نظر فوق را تأیید کرده با روایتی که (بسم‌الله الرحمن الرحیم) را اولین آیه نازل‌شده می‌داند، بسمله را به‌عنوان اقتضای طبیعی نزول در هر سوره و اولین آیه به‌طور مطلق پذیرفته که قاعدتاً در نزول از آیات علق هم پیشی می‌گیرد. (ص: 35 و 36)
وی منشأ دلایل تاریخی را اجماع مفسران، راویان و دانش‌پژوهان علوم قرآنی می‌داند، (ص: 36) حال‌آنکه ادلهی قرآنی، روایی و عقلی وجود دارد که بر پذیرش نزول سورهی حمد به‌طور کامل در اولین ارتباط گواهی می‌دهد.22
دلیل عقلی اعتقاد به این موضوع را تأکید محتوای آیات بر علم‌آموزی و مناسبت آن با فضای آن روز حجاز در از بین بردن جمود فکری برای شروع یک انقلاب بیان می‌کند. (همان ص) این دلیل نیز استحکام لازم را ندارد زیرا اولاً امر اقرأ درواقع امر تکوینی است نه تکلیفی و به معنای کن قارئاً می‌باشد. (محمد رشید رضا، 1426 ق، ص: 77) ثانیاً “در پنج آیهی نخست سورهی علق، جز فرمان اقرأ و اوصاف رب مطلب دیگری ملاحظه نمی‌شود و این کلام ناقصی است که هر مخاطبی را به سردرگمی می‌کشاند و هیچ‌کسی از آن، ره به کاری نمی‌برد؛ حال‌آنکه سزاست، در نخستین وحی، امهات تعالیم الهی نظیر آنچه در سورهی حمد است، وجود داشته باشد؛ بنابراین، پنج آیه نخست سورهی علق، صلاحیت نخستین تعلیم الهی بودن را ندارد و نمی‌تواند اولین واحد نزول قرآن کریم باشد.” (نکونام، 1380، ص: 275-279)

3-2-3-2-4-2- نقد و بررسی نحوه عملکرد «صغیر» در عرضه مباحث انتقال قرآن23
1- عملکرد ناموفق نقد و بررسی شکلی
2- نقد و بررسی محتوایی

1- عملکرد ناموفق نقد و بررسی شکلی
1- عدم اختصاص فصلی مجزا
2- پراکندگی مطالب
3- عدم بررسی مستقل موضوعات اصلی

1-1- عدم اختصاص فصلی مجزا
مباحث مربوط به موضوع انتقال در میان شش فصل تاریخ قرآن «صغیر» جایی ندارد. مسلماً عدم اولویت یا به‌طورکلی موضوعیت نیافتن یکی از رئوس کلی، مخاطب را دچار سردرگمی خواهد کرد.
1-2- عرضه پراکنده مطالب
با قدری مسامحه، مسئلهی نگارش – از سوی پیامبر 9 و صحابه – را به‌عنوان لوازم انتقال، در میان مطالب ک
تابت (ص: 75 و 76)، مطالب مربوط به حافظه پیامبر 9 را در فصل جمع (ص: 78)، سواد پیامبر 9 را در فصل شکل القرآن (ص:133-134)، همچنین امی بودن مردم عصر رسول‌الله 9 را در فصل جمع (ص: 74-75) می‌توان یافت. انتقال کامل پیام بدون کم‌وکاست نیز در فصل سلامه القرآن قابل جستجو است، علاوه بر اینکه اشاراتی در خصوص مأموریت رسول خدا به ابلاغ، امانت‌داری و عدم دخل و تصرف در وحی، تلاوت وحی بر اصحاب همان‌گونه که نازل‌شده و…، در فصول اول و دوم به چشم می‌خورد.
همان‌طور که ملاحظه شد باید برای یافتن تک‌تک آراء نویسنده در این زمینه، تمام فصل‌ها را کاوید؛ بنابراین موضوعات به‌صورت منسجم و یکجا نیز موردبررسی قرار نگرفته است.
1-3- عدم بررسی مستقل موضوعات اصلی
همان‌گونه که در ادامه بررسی خواهد شد؛ به مباحثی چون انتقال و ابلاغ وحی و عدم تحریف ناپذیری درزمینهی ابلاغ پیام یکجا و ذیل عنوانی

«تاریخ القرآن» است. تاریخ قرآن رشته نسبتا جدیدى است. به عقیده برخى از محققان، به کارگیرى اصطلاح تاریخ قرآن از ناحیه مستشرقان با حسن نیت همراه نبوده است و آنان با استفاده از این عنوان مى‏خواسته‏اند چنین وانمودکنند که قرآن نیز مانند دیگر کتابهاى آسمانى که فعلا موجودند- از جمله انجیل- سالها پس از وفات پیغمبر اسلام و آورنده قرآن گردآورى و تدوین شده است و از قضا هرچه بیشتر در آثار آنان سیر مى‏کنیم بیشتر پى مى‏بریم به این‏که در تحقیقات گسترده خود در رشته «تاریخ قرآن» چنین دیدگاهى نیز داشته‏اند. در مقابل این اندیشه، پژوهشگران مسلمان ضمن موضع‏گیرى متفاوت در کاربرد این اصطلاح، به تدریج آن را پذیرا شده و به تدریج به تالیف کتابهایى با عنوان‏ «تاریخ‏ قرآن‏» روى آوردند. (معارف، ص: 19- 21)
بررسی کتاب‌های نوشته‌شده6 در این زمینه نشان می‌دهد که این عنوان مطلوب‌ترین عنوان موجود است.
3-2-2- نقد و بررسی فهرست مطالب مؤلف
الف) نویسنده ذیل مقدمه، فهرست تفصیلی مطالب اصلی را به تفکیک هر فصل و در پایان کتاب نیز عناوین کلی را به‌طور اجمالی بیان کرده، که صرف‌نظر از بایسته‌های چنین فهرست‌هایی، لحاظ آن‌ها از امتیازات نوشته محسوب می‌شود.
ب) عناوین کتاب در فهرستی مختصر شامل مقدمه، فصول اول تا ششم، خاتمه بحث و منابع، انتهای کتاب جا گرفته است.
ج) با بررسی‌هایی که انجام شد تمام تیترها و صفحات فهرست با فهرست مطالب همخوانی داشتند.
د) ایرادی که به کتاب وارد است و استفاده از آن را دشوار ساخته، عدم توجه«صغیر» به عناوین فرعی و ریز موضوعات است. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد؛ مقدمه کتاب دربردارنده کلیات و فهرست تفصیلی مطالب است، بهعلاوه در فهرست پایانی تنها فصل‌های اصلی عنوان گذاری شده و هیچ سربرگ و نمایه‌ای وجود ندارد که گویای انشعابات فصول باشد؛ بنابراین مخاطب از ابتدای هر فصل با مطالب فراوان، ذیل یک عنوان واحد روبروست که برای یافتن ارتباط اجزا، درک مقصود نویسنده و تقدم و تأخر زمانی و موضوعی، (اگر بر سردرگمی و ابهام فائق آید) باید تا پایان را واکاوی کند. این وضعیت همچنین، به فرض عدم نظم و سازمان ذهنی نویسنده دامن می‌زند.

3-2-3- نقد و بررسی عملکرد«صغیر» در عرضهی پیکرهی اصلی کتاب
1- نقد و بررسی نحوهی عملکرد مؤلف در تبیین کلیات
2- ارزیابی عملکرد مؤلف در تبیین بحث اصلی تاریخ قرآن

3-2-3-1- نقد و بررسی نحوهی عملکرد مؤلف در تبیین کلیات7
فقدان بیان مسئله
عدم عرضهی پیشینه
اهمیت و ضرورت موضوع از دیدگاه نویسنده
هدف از نگارش کتاب

1- فقدان بیان مسئله
یکی از کاستی هایی که در کتاب مورد بحث وجود دارد، نداشتن بیان مسأله است و این بدین معناست که نویسنده از نقایص آثار پیشین که در رابطه با تاریخ قرآن به رشته تحریر درآمده، سخنی به میان نیاورده و خلأ موجود دراین امر را بیان نکرده است تا هدف کار وی از نگارش این کتاب بیشتر به چشم آید.
2- عدم عرضهی پیشینه
عجیب به نظر می‌رسد که در مقدمهی کتابی با عنوان مشخص «تاریخ قرآن»، بحث از دیرینه و سابقهی تحقیق مورد غفلت واقع‌شده است. هرچند مؤلف ابتدای فصل تاریخ قرآن در دیگر کتاب خود یعنی«المستشرقون و الدراسات القرآنیه» از آغازگران این حوزه، افرادی چون ابوعبدالله زنجانی، نولدکه و… به تفکیک و ترتیب نام‌برده و به معرفی آثار آنان در این حوزه اقدام نموده است، (الصغیر، 1420ق، ص: 21-34) اما اثری از ارجاع به کتاب فوق که به لحاظ زمانی مقدم بر نگاشته حاضر است دیده نمی‌شود.
3- اهمیت و ضرورت موضوع از دیدگاه نویسنده
«صغیر» خود اهمیت موضوع کتاب را چنین بیان می‌کند: “این پژوهش اهمیت خود را از اهمیت ذاتی موضوعش درزمینهی تشریع و تاریخ و میراث کسب می‌کند؛ و موضوع این تحقیق به متن و مفهوم قرآن شامل جنبه‌های وحیانی، تدوین و شیوهی نگارش، ازنظر تأثیر و کارکرد و تاریخ، ارتباط می‌یابد.”
بر این اساس به‌طور مستقیم تنها به اهمیت قرآن که خود متعلق تاریخ قرآن است، بسنده کرده، اما از فحوای آنچه در مقدمه ذکر کرده، به نظر می‌رسد فقدان نگاه نقادانه به موضوعات این علم، ضرورت بررسی مجدد توسط نویسنده را فراهم آورده باشد.
4- هدف از نگارش کتاب
نویسنده می‌گوید: ” این پژوهش پیرامون جزئیات پراکنده می‌چرخد و امور پراکنده را گرد ‌آورده و مسائل متفرق آن را متحد می‌سازد. مطالبی که گاهی از فهم تقلیدی دور است و گاهی از تعصبات سنتی… . در این تحقیق هدف علمی بر سلیقه شخصی غلبه دارد تا در ضمن آن، از طریق نقد و بررسی به شناخت و معرفت دینی دست‌یابم.”(ص: 5) گویا هدف نویسنده یکسان‌سازی موضوعات این علم از میان مطالب پراکنده و استفاده از ابزار منطق و خرد در پالایش آراء و عقاید موجود بوده است. (ص: 5 و 8)

3-2-3-2- ارزیابی عملکرد مؤلف در تبیین بحث اصلی تاریخ قرآن
جامع نبودن تعریف تاریخ قرآن
عرضهی مباحث غیر مرتبط با تاریخ قرآن در کتاب
نقد و بررسی ترتیب و تعداد موضوعات اصلی تاریخ قرآن
ارزیابی عملکرد مؤلف در تبیین موضوعات اصلی تاریخ قرآن

3-2-3-2-1- جامع نبودن تعریف تاریخ قرآن
در مقدمه چنین آمده: “واژگان این تحقیق، تاریخ قرآن را با تمامی جزئیات دقیق و ابعاد همه‌جانبهی آن، ابتدا بررسی پدیده ی وحی و گذر از نزول آن، جمع، قرائات و شیوهی نگارش قرآن، درنهایت سالم ماندن و حفظ آن از تحریف دربرمی گیرد.”(ص: 5)
اگر چه تعریف فوق به موضوعات مطرح در این حوزه اشاره کرده اما از تعریف ایدهآل فاصله دارد.8
3-2-3-2-2- عرضهی مباحث غیر مرتبط با تاریخ قرآن در کتاب
مؤلف در صفحات 38 تا 46 کتاب، معادل 1/3 فصل دوم به‌طور مبسوط به حکمت، ضرورت و فواید نزول تدریجی پرداخته، این در حالی است که صحبت از فواید تنجیم به دلیل خروج از دایرهی مباحث تاریخی- که از مبانی لحاظ موضوعات در این حوزه به شمار می‌رود- و همچنین تعلق موضوع به حوزهی کلام و فلسفه، قابلیت طرح در تاریخ قرآن را نخواهد داشت.
همچنین ذیل فصل دوم بحث مختصری از اسباب نزول به چشم می‌خورد که به قواعد حاکم بر این علم ارتباط می‌یابد. (ص: 52-53) در فصل پایانی کتاب نیز تحریف ناپذیری قرآن بررسی‌شده که حاوی دفاعیات کلامی است. (ص:147-171)

3-2-3-2-3- نقد و بررسی ترتیب و تعداد موضوعات اصلی تاریخ قرآن
1- بررسی عملکرد «صغیر» در رعایت ترتیب موضوعات
2- بررسی عملکرد «صغیر» در ارائهی بی کم‌وکاست موضوعات

1- بررسی عملکرد «صغیر» در رعایت ترتیب موضوعات
بدیهی است لحاظ سیر منطقی در ارائهی موضوعات تاریخ قرآن، این مباحث را واجد نظمی می‌سازد که از رهگذر آن، مخاطب از سردرگمی و ابهام نجات می‌یابد. بر اساس دو ملاک تفکر شخصی و بررسی نقادانه کتاب‌های تاریخ قرآن، رئوس کلی این مباحث به ترتیب شامل: ارتباط، انتقال، حفظ و نگه داری، سازماندهی، کیفیت تلفظ و تأثیر لهجه ها، اصلاح شیوهی نگارش و ترجمه است.9
1-1- توجه به چینش صحیح موضوعات
بررسی فهرست موضوعات «صغیر» با قدری مسامحه10 بیانگر دقت وی در رعایت ترتیب موضوعی مطالب تاریخ قرآن است. وحی، نزول، جمع، قرائات، اصلاح شیوهی نگارش و تحریف ناپذیری به ترتیب مباحث اصلی این کتاب را تشکیل می دهند. اگر از نقصان و زیادت مباحث صرف نظر شود، در این تاریخ قرآن ترتیب اصولی موضوعات رعایت شده است که این از مزایا و محسنات کار مؤلف به شمار می آید.
1-2- جدا نکردن موضوعات اساسی
در تاریخ قرآن مذکور، مباحث حفظ و نگهداری و انتقال، صرف نظر از اصل وجود (که در ادامه بدان اشاره خواهد شد)، تحت عنوان مجزا مورد بررسی قرار نگرفته است. اصل بررسی مستقل موضوعات اساسی که بر مبنای اهمیت و صبغهی تاریخی عناوین، استوار است، علاوه بر رفع ابهام از خوانندگان، می تواند بر دقت و ظرافت سازماندهی مباحث بیافزاید. «صغیر» نهایتاً از 7 موضوع اصلی به 4 مورد در قالب سرفصل ها اشاره کرده است. (ص: 190)
2- بررسی عملکرد «صغیر» در ارائهی بی کم‌وکاست موضوعات
ازنظر «صغیر» تاریخ قرآن سیر شش‌گانهی وحی، نزول، جمع، قرائات، اصلاح شیوهی نگارش و درنهایت، عدم رهیافت تحریف را طی نموده است. عناوین موضوعات تاریخ قرآن به‌گونه‌ای که امکان ادغام یا تفکیک سایر موضوعات را مرتفع سازد؛ به 7 بخش اساسی تبدیل می‌گردد. در عرضهی موضوعات تاریخ قرآن حاضر، بر تعداد جامع‌ومانع، اطلاعات ذیل حاصل می‌شود:11
2-1- نقصان موضوعات اصلی
ترجمه که جزئی مهم و تاریخی از ادوار گذشته بر قرآن را تشکیل می‌دهد، در تاریخ قرآن «صغیر»، نه‌تنها فصل مجزا که هیچ بخشی را از آن خود نکرده است.12 بنابراین نشانی از فصل هفتم در این کتاب وجود ندارد.
2-2- انحصار موضوع فراگیر تحریف ناپذیری
مصونیت قرآن از تحریف، از دو زاویهی کلامی و تاریخی قابل‌بررسی است. بحث کلامی که از شمول تاریخ قرآن خارج است، اما بخش تاریخی آن، تمام موضوعات تاریخ قرآن را پوشش می‌دهد؛ لذا نمی‌تواند تحت عنوانی مجزا قرار گیرد.
تحریف ناپذیری که آخرین فصل کتاب «صغیر» را از آن خودکرده، به دلیل ماهیت ویژه کلام الهی، در سایر بخش‌ها اعم از ارتباط، انتقال، حفظ و نگهداری و … نیز بی‌نیاز از اثبات نیست؛ بنابراین اختصاص یک‌فصل بدان، به معنای محدود کردن این بحث فراگیر و محروم کردن سایر بخش‌ها از کنکاش تخصصی موضوع است.

3-2-3-2-4- ارزیابی عملکرد مؤلف در تبیین موضوعات اصلی تاریخ قرآن

1- موضوع اصلی اول: ارتباط
2- موضوع اصلی دوم: انتقال
3- موضوع اصلی سوم: حفظ و نگهداری
4- موضوع اصلی چهارم: سازمان‌دهی
5- موضوع اصلی پنجم: کیفیت تلفظ و تأثیر لهجه‌ها
6- موضوع اصلی ششم: اصلاح شیوه نگارش

3-2-3-2-4-1- ارزیابی عملکرد «صغیر» در عرضه موضوع اصلی ارتباط13
1- بررسی شکلی
2- بررسی محتوایی

1- عملکرد ناموفق «صغیر» در بررسی شکلی
1- پراکندگی مباحث فصل ارتباط
2- غفلت از یادکرد زمان تاریخ بعثت

1-1- پراکندگی مباحث فصل ارتباط
«صغیر» از مباحث ارتباط در دو فصل وحی14 و نزول سخن می‌گوید؛ اما بسیار بجاست که وحی، به‌عنوان مقدمه ذیل موضوع کلی‌تر ارتباط مطرح شود.
1-2- غفلت از یادکرد زمان بعثت
در دو فصل مرتبط (وحی و نزول)
هیچ اشارهی مستقیم و غیرمستقیمی به زمان بعثت و برانگیختگی 9 رسول خدا به چشم نمی‌خورد.
اینکه چنین موضوعی ناشی از خلط زمان بعثت و نزول است یا بر اساس اعتقاد مؤلف به همراهی بعثت و نزول، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. آیا اگر وی به تقارن بعثت با نزول صرف‌نظر از اینکه زمان نزول را ماه رمضان می‌داند؛ اعتقاد داشت نمی‌بایست اشاره‌ای به مبعث داشته باشد؟

2- نقد و بررسی محتوایی
1- عملکرد موفق
2- عملکرد ناموفق

2-1- عملکرد موفق
1- اعتقاد به نزول دوگانهی دفعی و تدریجی
2- «صغیر» و رد دیدگاه‌های مخالفان ارتباط صحیح
3- عرضهی جدولی جامع از آیات و سور

9 به گماردن کاتبان……………………………………………………………………………………50
2-1-3- نظارت مستقیم رسول خدا 9 برنگارش وحی…………………………………………………………………….51
2-1-4- حفظ و نگه‌داری «کامل» قرآن در عصر پیامبر 9…………………………………………………………….51
2-2- بررسی حفظ و نگهداری بعد از پیامبر 9……………………………………………………………………………….53
2-3- رد ادعاهای مخالفان حفظ و نگهداری………………………………………………………………………………………..54
2-3-1- کشف تناقض در ادعای نولدکه………………………………………………………………………………………………55
2-3-2- تحریف قرآن در زمان پیامبر 9 و خلفا………………………………………………………………………………55
2-3-3- از بین رفتن برخی آیات توسط حَجاج…………………………………………………………………………………..56
2-3-4- روایات دال بر تحریف به زیادت و نقصان……………………………………………………………………………….56
3-2-3-2-4-4- نقد و بررسی عملکرد «صغیر» در عرضهی موضوعات اصلی سازمان‌دهی قرآن…………………………………………………………………………………………………………………………57
1- عملکرد ناموفق نقد و بررسی شکلی ……………………………………………………………………………………………….58
1-1- کمبود موضوعات داخلی……………………………………………………………………………………………………………..59
1-2- فزونی مباحث غیر مرتبط…………………………………………………………………………………………………………..60
1-3- عدم عرضهی یکجای مباحث……………………………………………………………………………………………………..60
2- نقد و بررسی محتوایی ……………………………………………………………………………………………………………………61
2-1- عملکرد موفق………………………………………………………………………………………………………………………………62
2-1-1- تفکیک صحیح دو برداشت از معنای جمع……………………………………………………………………………63
2-1-2- اعتقاد به سازمان‌دهی کل قرآن در زمان پیامبر 9……………………………………………………………63
2-1-3- اصالت و اعتبار ترتیب قرآن کنونی………………………………………………………………………………………..64
2-1-4- مخالفان سازمان‌دهی قرآن در زمان پیامبر 9……………………………………………………………………65
2-1-5- اعتقاد به شخصی بودن جمع ابوبکر……………………………………………………………………………………….65
2-2- عملکرد ناموفق…………………………………………………………………………………………………………………………….67
2-2-1- عدم مانعیت عنوان………………………………………………………………………………………………………………….68
2-2-2- عرضهی ناقص تعریف اصطلاحی سازمان‌دهی……………………………………………………………………….68
2-2-3- طرح ناقص اولین سازمانده…………………………………………………………………………………………………….68
2-2-4- پذیرش صریح و انکار تلویحی توقیفی دانستن سازمان‌دهی………………………………………………….69
2-2-5- دوگانگی در سخن از قرآن علی 7……………………………………………………………………………………..70
2-2-6- عدم داوری روایات جمع در زمان عمر……………………………………………………………………………………72
3-2-3-2-4-5- نقد و بررسی نحوه عملکرد «صغیر» در عرضه مباحث کیفیت تلفظ و تأثیر لهجه‌ها……………………………………………………………………………………………………………..73
1- نقد و بررسی شکلی…………………………………………………………………………………………………………………………74
1-1- رعایت ترتیب فصول؛ تنها عملکرد موفق شکلی…………………………………………………………………………75
1-2- عملکرد ناموفق……………………………………………………………………………………………………………………………76
1-2-1- کمبود موضوعات اساسی………………………………………………………………………………………………………..77
1-2-2- عدم عرضهی یکجای مباحث………………………………………………………………………………………………….77
2- نقد و بررسی محتوایی……………………………………………………………………………………………………………………..79
2-1- عملکرد موفق………………………………………………………………………………………………………………………………80
2-1-1- ارائه تحلیلی مختصر و مفید بر حدیث احرف سبعه……………………………………………………………..81
2-1-2- بررسی ادعای اختلاف قرائات در زمان رسول خدا 9………………………………………………………..82
2-1-3- نقد شروط پذیرش و صحت قرائات………………………………………………………………………………………..82
2-1-4- تفکیک قرائات از قرآن……………………………………………………………………………………………………………83
2-2- عملکرد ناموفق…………………………………………………………………………………………………………………………….84
2-2-1- اعضا و عملکرد کمیته منتخب عثمان……………………………………………………………………………………85
2-2-2- سکوت پیرامون جایگاه علی7 در عملکرد عثمان………………………………………………………………85
3-2-3-2-4-6- نقد و بررسی نحوه عملکرد «صغیر» در عرضه مباحث اصلاح شیوه نگارش………………………………………………………………………………………………………………………86
1- عملکرد موفق نقد و بررسی شکلی…………………………………………………………………………………………………..87
1-1- عرضه مستقل فصل اصلاح شیوه نگارش…………………………………………………………………………………….88
1-2- انسجام در ارائه مباحث……………………..
………………………………………………………………………………………..88
2- عملکرد موفق در نقد و بررسی محتوایی…………………………………………………………………………………………89
2-1- تعریف؛ حسن مطلع فصل…………………………………………………………………………………………………………..90
2-2- انتقاد از فرضیهی توقیفی بودن رسم‌الخط قرآن…………………………………………………………………………90
2-3- نقص و بداوت خط و عدم سرایت به قرآن………………………………………………………………………………….91
2-4- تقدس زدایی و اعتقاد به جواز مخالفت با رسم‌الخط………………………………………………………………….91
2-5- تأکید بر محفوظ ماندن شکل قرآن در طول قرن‌ها…………………………………………………………………..92
2-6- تمایز فرایند زبان و خط………………………………………………………………………………………………………………92
3-2-4- نقد و بررسی نتیجه‌گیری نهایی مؤلف……………………………………………………………………………………93
3-2-5- نقد و بررسی منابع و نحوهی به‌کارگیری آن‌ها………………………………………………………………………94
4- نتیجه‌گیری…………………………………………………………………………………………95
5- عرضهی نموداری عملکرد مؤلف……………………………………………………………96
6- پی‌نوشت‌ها………………………………………………………………………………………….99
7- فهرست منابع و مآخذ………………………………………………………………………….119

1- کلیات
1- طرح مساله
2- پیشینه
3- اهمیت و ضرورت
4- هدف
5- فرضیه
6- روش
7-اصطلاحات1

1-1- طرح مسئله
ازآنجاکه تاریخ قرآن‌پژوهان و ازجمله «صغیر» در عرضه موضوعات اصلی تاریخ قرآن در کتاب‌هایشان وحدت رویه نداشته‌اند، لذا سؤال اصلی در این پایان‌نامه این است: نقاط قوت و ضعف (شکلی و محتوایی) عملکرد «صغیر» در عرضه موضوعات اصلی تاریخ قرآن چیست؟
1-2- پیشینه
الف) به نظر می‌رسد اولین کسی (حداقل در ایران) که پیرامون تاریخ قرآن «صغیر» تحقیق نموده آقای مهدوی راد باشد. او در «سیر نگارش‌های علوم قرآنی» با توصیف کتاب حاضر به دو وصف کم‌برگ اما پربار، به بررسی تجلیل گونه آن پرداخته، می‌گوید: “به هنگام نشر مجدّد کتاب به گونه افست در ایران گزارشی کوتاه از محتوای آن را ارائه دادم که اکنون با اندکی بازنگری آن را می‌آورم.” (مهدوی راد، 1384ش، ص: 245) وی با برشماری فصول و عناوین برجستهی هر یک، کتاب را معرفی کرده است.
ب) پایان‌نامه‌ای با عنوان ترجمه و تحقیق فصل ششم تاریخ قرآن «صغیر» در سال 1373 در دانشگاه آزاد اسلامی تهران، به راهنمایی سید محمدباقر حجتی و تحقیق و تدوین سیده صغری حسینی در این زمینه دفاع شده است. این پایان‌نامه به ترجمه مبحث صیانت القرآن یا تحریف ناپذیری، در شش فصل طبق همان تقسیم‌بندی موردنظر «صغیر» اقدام نموده است.
ج) دکتر قاسم فایز عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران نیز ترجمه‌ای از 3 فصل آغازین کتاب با عنوان «تاریخ قرآن؛ وحی، نزول و جمع» ارائه داده است. گویا ایشان نیز به ضعف ساختار کتاب پی برده، از