شوند و در اثر ظلمت جهل نیز گرفتار معاصی می گردد.
سخنی از آخرین رسول الهی حضرت محمد ( ص ) که می فرماید :
« ان العاقل من اطاع الله و ان کان ذمیم المنظر حقیر الحظر و ان الجاهل من عصی الله و ان کان جمیل المنظر عظیم الخطر »
« عاقل کسی است که خدا را اطاعت می کند اگرچه بد چهره باشد و دارای منزلتی در جامعه نباشد و جاهل کسی ایت که خدا را عصیان می کند اگرچه خوش صورت باشد و دارای منزلت و بزرگی »
دو ) دوری از قرآن
مولای متقیان علی ( ع ) در نهج البلاغه از مردم جاهل به خدا شکایت می کند و می فرماید :
« الی الله اشکو من معشر یعیشون جهالا و یموتون ضلالا. لیس فهیم سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا سلعه انفق بیعا … و لا اغنی ثمنا من الکتاب اذا حرف عن مواضعه »
به خدا شکایت می کنم از مردمی که در جهالت زندگی می کنند و با گمراهی می میرند ، در میان آن ها کالایی خوارتر از قرآن نیست موقعی که آن را آن گونه که باید بخوانند و متاعی سودآور تر و گران بهاتر از قرآن نیست زمانی که آن ها را تحریف کنند.
زندگی در میان افرادی چنین نادان چقدر سخت و جانکاه است.
انسان های جاهل و سنگ دلی که حتی نور حیات بخش قرآن نیز در دل آن ها نمی تواند پرتو افشانی کند. در گمراهی خود دست و پا می زنند و هر روز که می گذرد به درجه جهالت و در نتیجه ضلالت آن ها افزوده می شود.
سه ) انجام کارهای غیر عاقلانه
خصوصیت بارزی که در این گونه افراد می توان نام برد این است که افعال آن ها به هیچ وجه از روی عقل و تفکر نیست. آن ها به خاطر جهلشان توان خوبی برای تفکر ندارند.
درخت معرفت در زمینی می روید که شوره زار نباشد. جاهل در فضای متعفن جهل ، شب و روز خود را می گذراند و توان رشد و تعالی ندارد.
لذا کارهایی که انجام می دهند فاقد اندیشه صحیح است. به اطراف و جوانب کار توجهی ندارند و نمی تواند عواقب امر را بسنجد.
قرآن کریم در قضیه حضرت یوسف ( ع ) و برادرانش به این مطلب اشاره دارد.
« قال هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذا أنتم جاهلون »
گفت : آیا دانستید با یوسف و برادراتش چه کردید آن گاه که جاهل بودید ؟
تفسیر نمونه ذیل این آیه چند نکته را بیان می کند از جمله
اولاً یوسف ( ع ) بزرگواری کرده و گناه آن ها را سربسته بیان می کند و می گوید : ما فعلتم ( آنچه انجام دادید ).
ثانیاً » راه عذرخواهی را به آن ها نشان می دهد که این اعمال شما به خاطر جهل بوده و دوران جهل گذشته و اکنون عاقل شده اید. از طرفی حسادت و کینه توزی برادران نسبت به یوسف ( ع ) و از طرف دیگر جهالت آنان دست به دست هم داد تا دست تقدیر این گونه ورق بخورد و یوسف با چنین حوادثی رو به رو بشود. برادران در آن لحظه نفهمیدند چه می کنند و به عواقب کار اصلاً توجهی نمی کردنند. در آن حال چیزی که در میان نبود فکر و اندیشه بود.
چهار ) تمسخر کردن
انسان های بی منطق و تهی هرگاه در برابر انسان های صاحب فکر و استدلال قرار می گیرند ، احساس حقارت می کنند و در مواجهه با آن ها سعی می کنند کمبود خود را به وسیله مسخره کردن ، جبران کنند.
« و اذ قال موسی لقومه ان الله یامرکم ان تذبحوا بقره قالوا اتتخذنا هزرا قال اعوذ بالله لن اکون من الجاهلین »
« هنگامی که موسی به قوم خود گفت : خداوند به شما دستور می دهد ماده گاوی را ذبح کنید ، گفتند آیا ما را مسخره می کنی ؟ ( موسی گفت ) به خدا پناه می برم از این که از جاهلان باشم. »
قوم موسی پس از شنیدن این سخن که « خداوند به شما دستور می دهد گاو ماده ای را ذبح کنید » ایا ما را مسخره می کنی ؟
و به این ترتیب پیامبر بزرگ خدا را متهم به سخریه نمودنند ، این گونه تعبیرات همه دلیل بر جهل و نادانی ، خودخواهی و لجاجت آن ها می باشد. این است که می بینیم موسی ( ع ) در پاسخ خود بیان می دارد که مسخره کردن کار انسان های جاهل است و طبیعی است که هرگز چنین کارهایی سخیفی در شأن او که پیامبر خدا و صاحب رسالت و وحی الهی است ، نمی باشد.
پنج ) نهادن هر چیزی بر غیر جای خود
از حضرت علی ( ع ) درخواست کردنند عاقل را به ما بشناسان. پاسخ فرمود : « هو الذی یضع الشیء مواضعه »
« خردمند آن است که هر چیزی را در جای خود می نهد. »
سپس گفتند که جاهل را نیز تعریف کن. حضرت فرمود : « قد فعلت » این کار را کردم.
یعنی با معرفی خردمند ، جاهل را نیز شناساندم ، زیرا « جاهل » در مقابل « عاقل » قرار دارد ، پس جاهل کسی است که هر چیزی را در جای خود نمی گذارد.
شش ) پرستش معبودان دروغین
هیچ انسان فهمیده و عاقلی به خود اجازه نمی دهد که در برابر بت ها سجده کند یا چیزی را در وقت سجده و عبادت ، با ذات الهی شریک بداند ؛ اما انسان های جاهل چنین نیستند. آن ها نه تنها از پرستش معبود واقعی سر باز می زنند ، بلکه از دیگران نیز می خواهند هم چون آنان به پرستش معبودان دروغین روی آورند.
در سوره مبارکه « زمر » به این اصل اشاره دارد و می فرماید »
« قل افعیر الله تامرونی اعبد ایها الجاهلون »
آیا به من دستور می دهید که غیر خدا را عبادت کنم ای جاهلان ؟
این سخن مخصوصاً با توجه به این که کفار و مشرکان گاهی از پیامبر ( ص ) می خواستند که خدایان آن ها را احترام و پرستش کند ، با صراحت اعلام می دارد که مشرکان جاهل از رسول اکرم ( ص ) می خواستند ، به پرستش بت ها روی آورد.
تفسیر نمونه معتقد است که مفهوم این آیه این است که بت پرستان عموماً مردمی جاهلی اند. و نه تنها نسبت به پروردگار جهل دارند ، که مقام والای انسانی خود را نشناخته و لگدمال می کنند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

« علامه طباطبایی می فرماید خطاب به جهل در آیه فوق ( ایها الجاهلون ) برای اشاره به این مطلب است که امر شما به پرستش غیر خدا در حالی که دلائل روشن و براهین متقن را پیرامون یگانگی خدا می بینید ، این نیست مگر از جهل و نادانی شما. »
هفتم ) فراموش کردن نعمت های الهی
اما سجاد ( ع ) در دعای نورانی و زمزمه های عارفانه خود خطاب به پروردگار عالمیان چنین عرضه می دارد.
« ولا تحزنی یوم تبعثنی للقائک ، ولا تفضحنی بین یدی اولیائک و لا تنسی ذکرک و لا تذهب عنی شکرک ، بل الزمینه فی احوال السهو عند غفلات الجاهلین لا لائک و او زعنی ان اثنی بما لیتنیه و اعترف بما اسدیته الی »
« روزی که مرا برای دیدار خود ( حساب و بازرسی ) برانگیزی ، خوار و شرمنده نکن. و در جلو دوستانت رسوایم مگردان و یاد خود را از یادم مبر و شکر و سپاس خود را از من زایل مکن. بلکه آن را در حالات فراموشی هنگام فراموشی های نادانان به نعمت هایت همیشه با من قرار ده ، و به من الهام کن که بر آنچه مرا اعطا کرده ای ستایش نمایم و به آنچه به من نیکویی نموده ای اقرار کنم. »
امام ( ع ) در قالب این جملات نورانی به این نکته اشاره دارد که زمانی فرا می رسد که نادانان و جاهلان نعمت های بسیار متنوع و نامحدود الهی را فراموشی می کنند. در حالتی که به هر طرف خود ، توجه کنند ، الطاف الهی را مشاهده می کنند و غرق در نعمت اند ، اما به آن ها توجه ندارند. در واقع پرده ظلمانی جهل بردیدگان آن ها کشیده می شود و حقیقت را درک نمی کنند.
در این گفتار به ویژگی های جاهلان از دیدگاه قرآن و سنت پرداختیم و توانستیم هفت ویژگی از منابع اسلامی استخراج کنیم در حالی که این ویژگی ها بسیار زیاد است که در ادامه می توان هشت لجوج بودن نه هرزه گویی ده اهل افراط و تفریط بودن ( اسلام و این آیه اشاره به میانه روی دارد ) یازده بد گمانی به پروردگار دوازده اهل فساد بودن و غیره را نام برد ، اما محدودیت پایان نامه ما را از تفصیل بیش تر باز می دارد.
5 – 2 – 2 – گفتار پنجم – آثار و پیامد های جهل و راه های عملی جهل زدایی
هدف من در این گفتار بررسی پیامدهای مخرب جهل است. پیامدهای مهلکی که به جان فرد و اجتماع را مورد تهدید قرار می دهد. و برای شخص و جامعه ، خطرات غیر قابل جبران را موجب می شود.
در این جا مبحث فوق را از دو زاویه و از دو منظر آثار و پیامدهای فردی و اجتماعی مورد بحث قرار می دهیم.
الف ) « آثار و پامدهای فردی جهل » :
یک ) خواری در جامعه : امیر مومنان علی ( ع ) می فرماید :
« اذا ارذل الله عبداً حظر علیه العلم »
« هرگاه خدا بخواهد بنده ای را خوار کند ، دانش را از او دور می کند. »
آری ، علم موجب عزت انسان در جامعه است. انسان های اهل علم معمولاً در جامعه خود ، دارای موقعیت و شأنی در خور توجه می باشند ؛ و بالعکس انسان های نادان و کم مایه نمی توانند جایگاه رفیعی در جامعه خود داشته باشند.
در این روایت شریف ، از وجود رابطه تنگاتنگ میان جهل و خواری خبر داده شده به گونه ای که اگر جهل بود ، خواری نیز همراه و همزاد او خواهد بود.
نتیجه سخن این که آثار سوء جهل و جهالت ، خود فرد را در برمی گیرد و موجب خواری و زبونی او در میان مردم خواهد شد.
دو ) در معرض سقوط قرار گرفتن
حضرت علی بن ابی طالب ( ع ) در کلام گهربار خود اشاره می کنند که :
« عباد الله لا ترکنوا الی جهالتکم و لا تنقادوا لا هوائکم فان النازل بهذا المنزل نازل بشفا جرف مار ، ینقل الردی علی فلهر من موضع الی موضع »

« ای بندگان خدا ، به نادانی های خود تکیه نکنید و تسلیم هوای نفس خویش نباشید که چنین کسی بر لبه پرتگاه است ، و بار سنگین هلاکت و فساد را بر دوش می کشد و از جائی به جای دیگر می رود. »
« ابن ابی الحدید می نویسد که حضرت امیر ( ع ) در این جمله مردم را از اطلاعت هوای نفس و تبعیت از جهلشان برحذر می دارد و تصریح می کند که چنین شخصی هلاکت و تباهی را در پشت خود حمل کرده ؛ به هر جا می رود آن را نیز به دنبال خود می برد و پس از رأی فاسدی ، به دنبالش رأی فاسد دیگری اظهار می کند و خود را به پرتگاه نیستی می کشاند. »
سه ) پشیمانی در کردار و گفتار
در سوره مبارکه ملک هنگامی که کافران را وارد جهنم می کنند ، از زمان آن ها نقل می کند و می فرماید :
« و قالوا لوکنا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر »
« و می گویند : اگر ما گوش شنوا داشتیم با تعقل می کردیم ، جزء دوزخیان نبودیم. »
در این آیه ضمن بیان سرنوشت وحشتناک دوزخیان ، انگشت روی علت اصلی بدبختی آن ها گذارده شده است ، می فرماید : از یک سو خداوند گوش شنوا و عقل و هوش داده است و از سوی دیگر پیامبرانش را با دلیل روشن فرستاد.
اگر این دو با هم ضمیمه شوند ، سعادت انسان تأمین است ولی هنگامی که انسان گوش دارد اما با آن نمی شنود ، چشم دارد و نمی بیند و عقل دارد اما نمی اندیشد ، اگرچه تمام پیامبران الهی و کتب آسمانی به سراغ او آیند اثری ندارد.
علامه طباطبایی می فرماید :
« مراد از سمع ، استجابت دعوت پیامبران است و این که باید سخن و یضاع آن ها را می پذیرفتند و عمل می کردنند. »
هم چنین مراد از عقل ، التزام به مقتضای آن هدایت هایی است که عقل به آن ها می نمود و به آن ها می گفت که باید در برابر خداوند خاضع و مطیع بود.
خلاصه این که طبق این آیه شریفه ، مجرمان ندامت و پشیمانی خود را ، معلول به کار نبستن عقل و اندیشه خود بیان می کنند و اضهار می دارند که اگر به رسول ظاهری ( پیامبران ) و به رسول باطنی ( عقل ) در کارهایمان توجه و تمسک داشتیم ، نتیجه تلخ آتش جهنم را در پی نداشت.
چهار ) کاهش ثواب اعمال :
شاخصه بسیار مهمی که می توان از آثار سوء فردی جهل برشمرد ، مسئله ناچیز بودن اعمال شخص جاهل است. بر اساس روایات اسلامی ثواب و پاداش اعمال انسان بر اساس میزان عقل و معرفت اوست. روایات در این زمینه فراوان است.

الف ) « سلیمان دیلمی گوید ، به امام صادق عرض کردم فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنان است ، فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمی دانم ، فرمود :: پاداش به اندازه عقل اوست. »
ب ) امام جعفر صادق ( ع ) از رسول خدا ( ص ) نقل می کند که حضرت فرمود :
« اذا رایتم الرجل کثیر الصلاه ، کثیر الصیام فلا تباهوا به حتی تنظر و کیف عقله »
« چون مردی را پر نماز و روزه دیدید به او مباهات نکنید تا بنگرید عقلش چگونه است. »
از روایات فوق به خوبی استفاده می شود که میان ثواب اعمال و خدا آگاهی و معرفت ، رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد.
به عنوان مثال اگر یک عالم و یک جاهل هر دو برخیزند و وضو بگیرند و رو به قبله ایستاده و یک نماز دو رکعتی بخوانند ، ثواب عمل عالم بالاتر و افضل است بر عمل جاهل ، چرا که عالم با علم و معرفت و شناخت و اندیشه این عمل را انجام می دهد اما شخص جاهل چنین شناختی از فعل خود ندارد و این تفاوت اساسی است که میان عالم و جاهل وجود دارد.
ب ) « اثرات و پیامدهای اجتماعی جهل » :
در بعد اجتماعی نیز برای جهل پیامدهای سوء و زیانبار فراوانی که به مراتب بدتر و شدیدتر از پیامدهای فردی آن می باشد مطرح است که به پاره ای از آن ها اشاره می کنیم :
یک ) بروز دشمنی ها : نادانی خطرناک ترین امراض است و می تواند مولّد سایر بیماری ها باشد. نزاع های جاری بین انسان ها و اقوام و ملل جهان از قدیم الایام وجود داشته است. چه بسیار خون هایی که در اثر جنگ ها و مناقشات بر زمین ریخته شده و چه فلاکت ها و رنج هایی که بشریت در این میان متحمل نشده است.به راستی علت این همه ظلم و تعدی و به جان هم نوع خود افتادن چه می تواند باشد ؟
جواب روشن است ، برای این که به هواهای نفسانی خود پاسخ دهند و از منافع مادی جهان ، بیش تر بهره مند شوند.
سوال مهمی که در این جا مطرح است این است که ایا این گونه اندیشیدن عین جهل نیست ؟
ما معتقدیم که در واقع ریشه اصلی این همه دشمنی ها در واقع جهل و نادانی است.
و در واقع جهالت ها و حماقت ها ، دنیای زیبای زندگی را به لجنزاری متعفن تبدیل کرده است که جای نفس کشیدن در آن برای انسان های حقیقت جو باقی نگذاشته است.
همان طور که گفتیم یکی از آثار سوء اجتماعی جهل ، ایجاد دشمنی ها و دامن زدن به آن می باشد و در پی این دشمنی هاست که بشر در طول قرون متمادی به صورت فرسایشی عمل کرده است و توان اعجاب انگیز خود را در مسیر باطل به کار گرفته است و جز رنج و محنت چیزی عاید او نگشته است.
دو ) نافع نبودن به حال دیگران
هم نشینی با افراد نیک کردار و نیک سرشت می تواند در رشد و تکامل روحی و معنوی انسان موثر باشد ، اما در ارتباط با انسان جاهل دقیقاً این تاثیر نسبت عکس به خود می گیرد ، به گونه ای که در اثر نشست و برخاست و مراوده با انسان جاهل ، اخلاق ذمیمه او نیز به انسان سرایت کرده و اثرات اخلاقی زیان باری را در پی خواهد داشت.
تا آن جایی که حضرت علی ( ع ) در پند و اندرز به فرزندش امام حسن مجتبی ( ع ) می فرماید :
« یا بنی ایاک و مصادقه الاحمق فانه یرید ان ینفعک فیضرک »
« پسرم از دوستی با احمق بپرهیز ، چرا که می خواهد به تو نفعی برساند اما دچار زیانت می کند. »
شاید بشود گفت ، در راستای همین کلام و توصیه امیر مومنان ( ع ) است که شاعر پر آوازه ایران یعنی ناصر خسرو گفته است :
چه خوش گفت آن خردمند سخندان که روی از صحبت نادان بگردان
درخت انس نادان برنیارد حضورش جز که دردسِر نیارد
سه ) بروز فساد در جامعه
همان گونه که عالِمِ فاسد می تواند عالم را فاسد کند ، انسان جاهل نیز می تواند عالَمَی را گرفتار جهل خود نماید.
حضرت علی ( ع ) در طی نامه ای به معاویه می نویسد « ای معاویه ! گروهی بسیار از مردم را به هلاکت کشاندی و با گمراهی خویش فریبشان دادی و در موج سرکشی دریای جهالت خود غرقشان کردی که تاریکی ها آن ها را فرا گرفته و در موج انواع شبهات غوطه ور گردیدند ، از راه حق به بیراهه افتادنند و به دوران جاهلیت گذشتگان روی آوردنند و به ویژگی های جاهلی خاندانشان نازیدند.
ای معاویه ! در کارهای خود از خدا بترس و اختیارات را از کف شیطان درآور که دنیا از تو بریده و آخرت به تو نزدیک شده است. »
در این گفتار به

حقوق دانان می باشد از مهم ترین کارهای اولیه است.
و در ادامه سعی شده است با فیش برداری و با مطالعه دقیق لغوی – فقهی – حقوقی ابتدا مفهوم جهل را روشن ساخته و بعد از آن به تأثیر این عنصر مهم در محدوده احکام و قوانین در چندین فصل پراخته شود.
7 – 2 – 1 – گفتار هفتم – محدودیت های پژوهشی
یکی از مهم ترین محدودیت ها و مشکلاتی که در این رساله با این موضوع وجود دارد این است که درباره تأثیر جهل در احکام و در اعمال حقوقی و حتی وقایع حقوقی و اعمال عبادی به صورت قواعد کلی با تصریح به ملاک و مناط آن مورد اشاره قرار نگرفته است بلکه رگه هایی از آن را به مناسبت های مختلف و در مواضع متشتت مورد حث قرار داده اند به عبارت ثانی وجود مانع در منابع علمی و فقدان منابع تحلیلی در این باره.
3 – 1 – بخش دوم
بیان مفاهیم
1 – 3 – 1 – گفتار اول – مفهوم جهل در لغت و در اصطلاح
واژه جهل در لغت نامه فارسی در معنای لغوی عبارتند از : نادان بودن و ندانستن می باشد.
همین واژه در زبان عربی به عنوان نقیص العلم به معنای تقریباً مترادف معنای فارسی آن تلقی می گردد. در مقابل در لاتین از این معنا با واژهignorare تعبیر می گردد ؛ ریشه یابی این واژه حاکی از آن است که به معنای «ندانستن» و «توجه نکردن» بوده که ترکیبی از پسوند منفی مأخوذ از ستاک «gno» و منشاء غایی narrate به معنای know بوده که از این لغت لاتینی ، واژه ignore به معنای نادیده گرفتن – توجه نکردن – اعتنا نکردن گرفته شده و معادل هایی هم چون ignorance ، nescience ، unawareness در زبان انگلیسی برای آن یاد گردیده است.
وژه جهل در اصطلاح حقوقی : وضعیت ذهنی شخص { اعم از قاضی ، متهم و غیره … } نسبت به موضوعات بیرونی یا عناصر مندرج در قانون است.
واژه جهل در اصطلاح فقهی : نیز به همان معنای لغوی آمده است و به ندانستن حکم شرعی معنا شده است.
2 – 3 – 1 – گفتار دوم – مفهوم اشتباه در لغت و در اصطلاح
واژه اشتباه در لغت نامه فارسی در معنای لغوی عبارتند از مانند شدن و چیزی را به غلط عوض چیزی گرفتن تعبیر شده است.
در زبان عربی واژه اشتباه معادل شک ، شبهه ، بدگمانی و التباس است در لسان العرب آمده است :
( الشبه و الشبهه و الشبیه : المثل و الجمع اشباه ، وأشبه الشیء الشیء ما ثله در مثال های عربی آمده است «من أشبهء أباه فما ظلم و المشتبهات من الامور : المشکلات و المتشابهات المتماثلات … و اشتبه الامر اذا اختلط و اشتبه علی الشی» )
کلمه اشتباه در این معانی به مفهوم «شک» به کار می رود و در ابواب مختلف در متون فقهی و حقوقی کاربرد دارد.
در زبان فرانشه شایع ترین واژه در مقابل اشتباه واژه « Erreur » می باشد. انگلیسی زبانان نیز معادل واژه اشتباه از واژه « mistake » بهره می جویند.
در خصوص مفهوم اصطلاحی اشتباه یکی از فقهای امامیه این چنین بیان کرده است :
« اشتباه عبارتند از مطابق نمودن اراده ظاهری با اراده باطنی »
در خصوص مفهوم اصطلاحی حقوقی اشتباه بحث فراوان است ، اگر چه قانون مدنی ایران در خصوص مفهوم اصطلاحی اشتباه تعریفی نداده است ولی در تألیفات حقوقی بعضاً از اشتباه تعریف شده است. بدین مضمون که اشتباه عبارت است از تصور خلاف حقیقت و واقعیت انسان از چیزی که در حقوق کیفری همین مفهوم دارای کاربرد علمی و عملی می باشد.
علاوه بر این اساتید برجسته حقوق تعاریف مختلفی از این مفهوم بیان داشته اند که به چند مورد از آن اشاره می کنیم.
( یک ) اشتباه تصور غلطی است که انسان از شیء پیدا می کند. )
دو ) بعد از ایشان ، استاد بروجردی عبده اگر چه تعریفی از اشتباه به دست نمی دهد لیکن از بیان ایشان چنین استنباط می شود که ایشان نیز مانند برخی از اساتید کشور اشتباه را درجاتی می دانند و به تعبیری آن را مشکک پنداشتند.
« ایشان فرموده اند : اشتباه به اعتبار موارد فرق می کند در بعضی موارد ممکن است به اندازه ای باشد که رضا را معلول می نماید و در بعضی موارد به حدی است که نه موجب فقدان رضا و نه آن را معلول می سازد. »
و نظرات فراوان دیگری که مجالی برای ارائه بیش تر نیست.
ولی در آخر می توان گفت : آنچه از اشتباه به مفهوم حقوقی استنباط می شود این است که اشتباه عبارت است از این که شخص در انتخاب قانون صحیح مرتکب خطا بشود که البته این اشتباه ممکن است در موضوع جرم نیز حادث شود.
غیر از معانی مذکور ، از واژه اشتباه در مفهوم عرفی نیز استفاده شده است. در مفهوم عرفی زمانی که شخص ادعای اشتباه می نماید منظور وی اشتباه به معنای حقوقی که مرادف جهل می باشد نیست ، بلکه در این فرض مدعی می خواهد اظهار پشیمانی و ندامت نماید ، فرضا ً متهم ممکن است در محکمه اقرار به ارتکاب جرم نموده و تصریح هم نماید که از روی اراده و آگاهی مرتکب جرم شده است اما در حین حال نزد قاضی می گوید اشتباه کردم ، طبیعی است منظور او اشتباه نسبت به موضوع یا قانون نبوده بلکه می خواهد با استفاده از لفظ اشتباه پشیمانی خود را از ارتکاب فعل مجرمانه ابراز نماید.
در این رابطه می توان به ماده 72 ق . م ا . مصوب 1370 ، کمیسیون امور قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی اشاره نمود. ماده مذکور مقرر می دارد :

هرگاه کسی به زنائی که موجب حد است اقرار کند و بعد توبه نماید ، قاضی می تواند تقاضای عفو او را از ولی امر بنماید و یا حد را بر او جاری نماید. غالباً در محاکم متهمین موضوع ماده فوق بیش از استعمال لفظ توبه از واژه اشتباه مقصود خود را که همان ندامت باشد بیان می کنند اگر چه قاضی دادگاه در مقام تقاضای چنین متهمی وی را وادار می کند که صراحتا ً از لفظ توبه استفاده نماید.
بنابراین ملاحظه می شود که واژه اشتباه در بعضی موارد در مفهوم غیر حقوقی نیز به کار می رود ، طبیعی است که چنین مفهومی مقصود نیست و مراد از اشتباه ، اشتباه در مفهوم حقوقی است.
3 – 3 – 1 – گفتار سوم – مفاهیم فقه – حقوق – قانون
فقه : در لغت ، به معنای فهم نافذ و دقیق است. { به معنای فهمیدن و خوب فهمیدن است } ودر اصطلاح فقها ، فقه علم به احکام شرعی فرعی از طریق ادله تفصیلی را گویند.
حقوق : جمع حق ، در لغت ، به معنی بهره و نصیب است و در اصطلاح ، آن اختیاری است که قانون برای فرد شناخته تا بتواند عملی را انجام و یا آن را ترک نماید.
قانون : در لغت ،
قانون : واژه قانون معرّب کلمه لاتین ( canon ) و از نظر لغوی به معنای وسیله ای است برای تنظیم سطور و خطوط و یا در معنای دیگری مانند روش ، قاعده و تربیت ، دستورالعمل و اصل هر چیز نیز تعبیر شده است.
در علم حقوق نیز ، تعاریف زیادی از قانون شده است. از لحاظ حقوقی ، قانون در دو معنای عام و خاص به کار می رود. در معنای عام ، مقصود از قانون ، تمام مقرراتی است که از طرف یکی از سازمان های صلاحیت دار دولت وضع شده باشد. ممکن است این سازمان ( مرجع ) قوه مقننه ، رئیس دولت یا یکی از اعضای قوه مجریه باشد.
بنابراین در معنای عام طیف وسیعی از مقررات به عنوان قانون نامیده می شود و شامل تمام مصوبات مجلس ، تصویب نامه ها ، آیین نامه ها و بخش نامه های اداری می شود.

اما در اصطلاح خاص ، قانون به قواعدی گفته می شود که با تشریفات مقرر در قانون اساسی ، توسط مجالس قانون گذاری وضع می شوند.
4 – 3 – 1 – گفتار چهارم – مفهوم علم ، ظن ، شک ( شبهه ) – وهم
علم به معنی دانستن و دانش است که حجیت آن یقینی و ذاتی است و مجعول شارع نمی باشد. برای قطع ، تقسیماتی شده است از قبیل تقسیم آن به علم تفصیلی و علم اجمالی.
الف ) علم تفصیلی : علمی را گویند که هیچ ابهام و غموضی در متعلق دانش ، راه نداشته و نسبت به آن ، آگاهی و اشرافیت کامل اعم از کلیات و جزئیات ، مفهوم و منطوق ، وجود دارد.
ب ) علم اجمالی : حقیقت علم ، چیزی به جز انکشاف کامل نیست ، و هرگز اجمال و ابهام و یا شک و تردید در آن راه ندارد ، اما گاهی متعلق علم ، مجمل و مردد میان دو حکم و یا دو موضوع می باشد که این تردید در متعلق ، به قطع علم ضرر نمی زند.
« ظن ؛ فخرالدین طریحی برای آن چهار معنا ذکر نموده که عبارتند از : دو معنای متضاد یک ) شک دو ) یقین. و دو معنای غیر متضاد یک ) کذب مانند [ سوره بقره / آیه 78 ] دو ) تهمت »
و هم چنین در کتاب مقاییس اللغه نیز علاوه بر معنای یقین ، به معنای شک نیز آمده است. مانند این که گفته می شود : ظننت الشی ء : هرگاه یقین نداشته باشد به چیزی. و آن ، حالتی است ، نفسانی میان قطع و شک یعنی از شک بالاتر است و از یقین فروتر
در مورد حجیت و عدم حجیت ظن گفته شده که ظن ذاتاً حجت نیست بلکه بالعرض و به سبب جعل شارع حجت شناخته می شود از این جا دانسته می شود ، ظن مورد تأیید شارع ظن معتبر می باشد ، که نقطه مقابل آن ظن غیر معتبر می باشد.
شک : الارتیاب ، و هو خلاف الیقین ( شک به معنای ریبه و مقابل یقین است و شک در اصطلاح اصول :
« طبق تعریف شیخ انصاری ؛ به حکم شرعی یا موضوع حکم شرعی که بر مکلف مخفی و مجهول بوده و راهی برای دانستن آن نباشد و هیچ اماره معتبر شرعی بر آن اقامه نشده باشد ، شک گفته می شود. که در این صورت مجرای یکی از اصول عملیه می باشد. »
بنابر این تعریف به نظر می آید ، ایشان ، جهل و شک را مترادف با هم دانسته اند.
شبهه در لغت به معنی شک ، بدگمانی ، التباس و اشتباه درست به نادرست ، حق به ناحق و واقع به موهوم و تصور خلاف واقع داشتن از امری اعم از موضوعی یا حکمی آمده است. و در اصطلاح اصول عبارت است از آن چیزی که در حکمش تحیر وجود دارد و بیانی از طرف شارع نه به صورت عام و نه به صورت خاص وارد نشده است.
وهم : در لغت به معنی گمان کردن ، خیال کردن و مشکوک شدن آمده. توهم الشی ء :
( تخلیه و تمثله کان فی الوجود أولم یکن ) « یعنی به واسطه توهم ، چیزهای قابل رویت و غیر قابل رویت و امور است و دروغ به تصور انسان در می آیند » « وهم » ، در دست یابی به حکم شارع جایگاهی ندارد و از نظر حکم ، مانند شک است و در موردش به اصولی که در موارد مشکوک عمل می شود ، استناد می گردد.
با ارائه تعریفی مختصر از این مفاهیم چنین نتیجه گرفته می شود که شبهه ، ظن نا معتبر ، و وهم از مصادیق جهل می باشند و رابطه منطقی میان آن ها عموم و خصوص مطلق است. بنابراین استعمال جهل و شبهه در معنایی مترادف هرچند از نظر لغوی و مفهومی متفاوند ، بلامانع است ؛ چرا که در هر کدام از آن ها واقعیت ها از شخص پنهان مانده و مجهول می باشد.
فصل دوم
تبیین و برجسته سازی مفهوم جهل
1 – 2 – بخش اول
تاریخچه جهل و اشتباه
1 – 1 – 2 – گفتار اول – پیشینه تاریخی جهل و اشتباه در حقوق روم
قبل از این که اشاره مختصری به سابقه تاریخی جهل و اشتباه در حقوق روم داشته باشیم ، ذکر این نکته لازم است که در جریان حاکمیت قصد ظاهری و یا باطنی ، آثار جهل و اشتباه چهره متفاوتی پیدا می کند ، یعنی اگر حاکمیت با اراده ظاهری باشد به این معنا است که به مجرد اعلام اراده ظاهری با تشریفات خاص عقد الزام آور باشد و همین ظاهر بسته شدن عقد با تشریفات مختصری بیش از نیت و قصد درونی اهمیت یابد ، تأثیر جهل و اشتباه و به طور کلی تأثیر عیوب اراده بر اعمال حقوقی بسیار محدود خواهد شد.
اما اگر در نظام حقوقی قصد باطنی حکومت کند ، به دلیل گستردگی تحلیل های روانی و ملاک قرار گرفتن معیارهای شخصی ، دامنه عیوب اراده در زمینه جهل و اشتباه و اکراه و حتی تدلیس و غبن بسیار گسترده خواهد بود.
با تأمل در این مقدمه ، پیشینه تاریخی حقوق روم نشان می دهد که آداب و احکام اجرای قرار دادها به شکل امروزی نبوده است ، بلکه به دلیل محدود بودن تعداد معاملات ، به ظاهر و تشریفات آن ها اهمیت فوق العاده ای قایل بودنند ، یعنی به اراده ظاهری متعاملین توجه می شد و بر اراده باطنی افراد اثری مترتب نمی کرد.
بر همین اساس ، اشتباه در معاملات چندان جدی گرفته نمی شد. تا زمانی که اشخاص قواعد شکلی معاملات را رعایت می کردنند ملزم به انجام تعهدات خود بودند و ادعای یکی از عناصر جهل و اشتباه یا تدلیس مورد قبول واقع نمی شد. در حقوق روم هم اساس معاملات را رضا نمی دانستند ، بلکه ملاک ، اجرای تشریفات ظاهری معاملات بود.
در حالی که نهاد حقوقی جهل و اشتباه عمده مبتنی بر اصل رضایی بودن معاملات است نه بینش شکلی و تشریفاتی. از این رو در حقوق اولیه روم مسئله اشتباه جایگاهی نداشته است.
در قرن دوم بعد از میلاد با توجه به باطن متعاقدین و حسن نیت در آن ها ، اشتباه به صورت محدود مورد پذیرش قرار گرفت ، ولی اشتباه هایی که از روی بی مباداتی و تسامح خود شخص پدید می آمد مانند اشتباه حقوقی و جهل به قانون ، مورد پذیرش قرار نمی گرفت.
در ادامه با آغاز امپراطوری بزرگ ژستینن عقود رضایی و حاکمیت اراده باطنی به شکل جدی مطرح شد و تا حدودی مورد قبول قرار گرفت و نظریه اشتباه هم مطرح گردید.
حقوق دانان در همین دوره یعنی اواسط قرون وسطا مواردی برای اشتباه ، مانند اشتباه در موضوع معامله ، ماهیت عقد و … در نظر گرفتند.
در آغاز امپراطوری بزرگ ، ضمانت عیوب ، در قرارداد بیع درج می شد ، ولی در زمان امپراطوری کوچک به تمام کالاها توسعه پیدا کرد و این روند به تدریح باعث روی آوردن به تضمین سلامت اراده بود.
نکته قابل توجه در این مرحله ، تأثیرات عمیق مباحث فلسفی یونان در بخشی از مباحث مطرح در مسئله تأثیر جهل و اشتباه در موضوع معامله و ماهیت عقد و هویت مورد معامله بود.
از این بررسی مختصر تاریخی حقوق روم استفاده می شود که مسئله تأثیر جهل و اشتباه بر اراده مراحل مختلفی را طی کرده است که آغاز آن با پرداختن به بینش شکلی و تشریفاتی سپری شد تا به مرحله بطلان برخی معاملات به واسطه جهل و اشتباه پرداختند و در عین حال از مجموع این دوره ها بر می آید که این ها سه نوع جهل و اشتباه را موجب بطلان عقد می دانستند.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یک ) اشتباه در نوع عقد : مثل این که کسی به دیگری پول قرض می دهد و او به گمان هبه آن را بپذیرد و یا اگر شخصی مالی را به ودیعه نزد دیگری بگذارد و کسی که مال نزد او قرار می گیرد ، گمان می کند که مال تبرعاً به او داده شده است.
در حقوق روم این نحو اشتباه موجب بطلان عقد شناخته می شد.
دو ) اشتباه در موضوع عقد : اشتباه و جهل نسبت به موضوع عقد به معنای هویت موضوع یا معنای وسیع آن به این شکل که اشتباه در ترکیب مادی و جنس کالایی که مورد معامله قرارگرفته باشد ، موجب بطلان معامله است.
سه ) اشتباه در شخص طرف : مراد از آن عبارت از این است که کسی به اشتباه با شخص معامله کند که مورد نظر او نبوده است ، خواه این شخصیت ، علت عمده عقد یا در زمره جهات فرعی باشد.
2 – 1 – 2 – گفتار دوم – پیشینه تاریخی جهل و اشتباه در حقوق فرانسه
در حقوق فرانسه هم ، حقوق دانان اصول مربوط به جهل و اشتباه در حقوق روم را دنبال کرده و به نقض و ابرام آن پرداختند و در این میان « پوتیه » نقش عمده ای را ایفا کرد ، به این شکل که سابقه تاریخی فرانسه از حقوق روم شروع شده و به ویژه از قرن دوازدهم به بعد که به ارزش اعمال و تعهدات انسان و نیز به جهت و سبب معامله توجه جدی مبذول شد ، همین توجه باعث جایگزینی سبب و جهت به جای جنبه های شکلی معاملات می شد.
با دوری گزیدن از فرمالیسم به تدریج اشتباه به عنوان عیب اراده مطرح شد ، ولی جبران خسارت بر اساس غبن یا تدلیس بود. اصل رضایی بودن معاملات ، در نتیجه طرح مسائل عمده و اساسی نظریه جهل و اشتباه ، از قرن هفدهم و هجدهم مطرح گردید و در این برهه از تاریخ در تکامل تئوریهای مربوط به اشتباه ، حقوق دانان فرانسوی از جمله پوتیه نقش اصلی را ایفا نمودنند. وی که جهل و اشتباه را بزرگ ترین عیب قرارداد می دانست ، اشتباه در جواهر اشیاء را از حقوق روم اخذ نموده ، ولی آن را توسعه داد و حتی اشتباه در اوصاف را موجب بطلان دانست به عبارت دیگ

ر پوتیه هنگام توجیه اشتباه در ذات موضوع معامله ، از نظر رومیان قدیم دور شده و اعلام داشت که اشتباه در صورتی مربوط به خود معامله است که راجع به وصفی در موضوع معامله باشد که متعاملین اساساً در نظر داشته اند و این وصف ، ذات موضوع معامله را تشکیل می دهد . یعنی پوتیه ماده و جنس را شیوه رومیان در برابر اوصاف قرار نداد.
پوتیه در مورد اشتباه در شخص طرف معامله ، میان کسی که شخصیت او علت عمده است و کسی که این گونه نیست فرق گذاشته و اولی را موجب بطلان دانست. او اشتباه دیگری زا نیز بر حقوق روم افزود که باید آن را اشتباه در « علت یا جهت تعهد » نامید.
با توجه در این پیشینه تاریخی و تأمل در آن ، حقوق دانان مشهور فرانسوی تأثیر و جایگاه جهل و اشتباه در قرارداد را در سه گروه مطرح کرده اند.
یک ) اشتباه مانع تراضی : در موردی است که بین دو طرف عقد سوء تفاهم رخ دهد و هر کدام مقصود دیگری را به غلط می فهمد ، چنین اشتباهی رضا را از بین می برد و مانع انعقاد عقد می شود و در نتیجه عقد را باطل می کند و آن در سه مورد است :
الف ) اشتباه در ماهیت عقد
ب ) اشتباه در شخص عاقد که شخصیت او عمده باشد ( پوتیه )
ج ) اشتباه در علت تعهد ( پوتیه )
دو ) اشتباه به عنوان عیب اراده : این اشتباه که موجب بطلان نسبی است نه بطلان مطلق ، یعنی دو طرف در نوع عقد و موضوع معامله و جهت تعهد به توافق رسیده اند ، ولی رضای آن ها ناشی از پندار نادرستی است که از واقعیت داشته اند ، مانند اشتباه در خود موضوع معامله یا در شخص طرف عقد که در ماده 200 ق . م . ایران هم آمده است و ماده 1110 ق . م . فرانسه آن را مطرح کرده است.
سه ) اشتباه بی اثر : این نوع اشتباه به قصد و رضا مطلقا ً لطمه ای وارد نمی کند ، در نتیجه نه قرارداد را باطل می کند و نه غیر نافذ.
به عنوان مثال می توان به این موارد به عنوان اشتباه های غیر موثر اشاره کرد به مانند : اشتباه در اوصاف غیر اساسی ، اشتباه در طرف عقدی که شخصیت او عمده نباشد ، اشتباه در انگیزه ها و دواعی شخص در انعقاد معامله ، اشتباه در محاسبه و موارد دیگر …
3 – 1 – 2 – گفتار سوم – پیشینه تاریخی جهل و اشتباه در قانون مدنی ایران
با بررسی سابقه تاریخی و انواع جهل و اشتباه در حقوق روم و فرانسه و صور مختلف آن به عنوان سردمداران نظام حقوقی کلاسیک غرب ، چشم انداز روشنی از بحث تأثیر جهل و اشتباه در اعمال حقوقی به دست می آید و زمینه را برای بررسی تاریخی آن در قانون مدنی ایران را مساعد می کند. قانون گذاران ایرانی بر اساس فقه جعفری و به پیروی از آرای مشهور فقها به تنظیم مواد قانون مدنی ایران پرداخته اند ، پس منبع اصلی مجموعه قوانین مدنی ایران را فقه امامیه تشکیل می دهد ، ولی در بعضی موارد گاه با توجه و گاه دیگر بدون توجه ، به اصول حقوق غرب متمایل شده اند ، مخصوصاً در قسمت تعهدات که با تغییراتی مواد قانون مدنی فرانسه را ترجمه نموده اند و از جمله آن مواد قانون مدنی مربوط به مسئله جهل و اشتباه است ، که آن را با الهام از قانون مدنی فرانسه تنظیم نموده اند کهالبته در این اقتباس ، اصول کلی فقه اسلامی کاملاً لحاظ شده است.
همین دوگانگی باعث برداشت های مختلف از مواد مزبور به نظریه اشتباه هم شده است ، ولی در عین حال قانون مدنی ایران با توجه به آرای فقهای امامیه ، راه مستقلی را طی نموده و این که آثار و احکام تئوری اشتباه در قانون مدنی ایران و فرانسه اختلاف اساسی و کلی دارند ، بنابراین برای رسیدن به درک صحیح از مواد 199 تا 201 ق . م . ایران که مواد عمده در باب مسئله جهل و اشتباه هستند ، مراجعه به سرچشمه های اصلی آن ضروری است.
با تأمل و تدبر در این مقدمه بنابراین می توان گفت : جایگاه و تأثیر جهل و اشتباه در قانون مدنی ایران را نیز می توان به سه دسته تقسیم کرد :
یک ) جهل و اشتباه موجب بطلان یا عدم نفوذ
دو ) اشتباه و جهل موجب خیار فسخ
سه ) اشتباه های بی تأثیر « تفصیل این سه قسم در فصول آینده خواهد آمد »
4 – 1 – 2 – گفتار چهارم – تقابل جهل – عقل و جهل – علم و رویکرد تاریخی آن
در کتاب حکمت نامه پیامبر اعشم به طور کلی برای جهل مذموم ، چهار معنا متصور است :
اول : همه گونه نادانی
دوم : نادانی نسبت به علوم و معارف مفید و سازنده
سوم : نادانی نسبت به ضروری ترین معارف مورد نیاز انسان
چهارم : نیرویی در مقابل عقل و خرد
و هم چنین این که واژه عقل و خرد در زبان عرب به معنای نگه داشتن ، بازداشتن و حبس کردن است و همین عقل در سخن اندیشمندان و حکیمان ، معانی بسیار زیادی دارد.
و با جست و جو در احادیث ، سه معنا برایش به دست می آید :
یک ) نیرویی که بدان خوبی ها و بدی ها و تفاوت های و زمینه های آن ها ، شناخته می شوند و این ، معیار تکلیف شرعی است.
دو ) ملکه ای که به انتخاب خوبی ها و پرهیز از بدی ها فرا می خواند
سه ) تعقل و دانستن ، که در برابر جهل ( نادانی ) قرار می گیرد و بیش ترین استعمال عقل در احادیث ، معنای دوم و سوم است.
بعد از بررسی این دو لغت ، سوال مهمی که در این جا مطرح است این است که آیا جهل در مقابل عقل قرار گرفته است یا در مقابل علم قرار گرفته است ؟
در جواب باید گفت : در اکثر کتاب های لغت کلمه جهل نقطه مقابل عقل قرار گرفته است و هم چنین این که از دو تقابل « جهل – علم » و « جهل – عقل » در بین مردم تقابل اول بیش تر از تقابل دوم متعارف و مأنوس است.
اما در کتب روایی ، تقابل دوم « جهل – عقل » بیش تر از تقابل اول استعمال و کاربرد دارد ، به عبارتی عنوان علم و جهل را نخواهید یافت این به این خاطر است که اسلام « جهل » به مفهوم چهارم را – که امری وجودی و در برابر عقل است – خطرناک تر از جهل به مفهوم دوم و سوم – که امری عدمی و در برابر « علم » است می داند.
به دلیل همین شیوع استعمال عقل در مقابل جهل در روایات ، باب اول از کتاب های روایی معتبر امامیه مثل اصول کافی ، به « عقل و جهل » نامگذاری شده است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مثل حدیثی از امام صادق ( ع ) که در این کتاب آمده است و این معنا را به خوبی بیان می کند که به حدیث جنود عقل و جهل شناخته شده است ، وقتی که سماعه می فرماید :
« خدمت حضرت صادق ( ع ) بودم و جمعی از دوستانش هم حضور داشتند که ذکر عقل و جهل به میان آمد ، حضرت فرمود : عقل و لشکرش و جهل و لشکرش را بشناسید ، خدای ” عزوجل ” عقل را با نور خویش و از طرف راست عرش آفرید ، پس بدو فرمود : پس رو ، او پس رفت سپس فرمود : پیش آی ، پیش آمد. خدای تبارک و تعالی فرمود : تو را با عظمت آفریدم و به تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم.
پس جهل را تاریک و از دریای شور و تلخ آفرید به او فرمود : پس رو ، پس رفت ، فرمود : پیش آی ، پیش نیامد فرمود : گردن کشی کردی ، و او را از رحمت خود دور ساخت. »
نتیجه این که از دو تقابل مذکور ، تقاضای اصلی میان عقل و جهل است و تقابل علم و جهل ، ناشی از تطورات مفهومی است که پس از عصر پیامبر ( ص ) رخ داده است.

« به نظر مرحوم مظفر انتقال فلسفه یونانی به جامعه مسلمانان ، موجب ظهور مفاهیم جدیدی برای برخی از واژه ها شده است که از جمله آن ها همین واژه جهل است. »
به نظر می رسد ، کلام مرحوم مظفر متین و صحیح است ، شاهد متانت و صحت کلام ایشان ، این است که اگر بخواهیم جهل را فقط به معنای نادانی و در مقابل علم بگیریم در فهم متون دینی که واژه های جهل و علم در آن ها به کار رفته دچار مشکل خواهیم شد ، مثلاً در روایتی آمده « کفی بالعالم جهلاً ان ینا فی علمه عمله »
در جاهل بودن عالم همین بس که علم و عمل او با هم منافات داشته باشد و به مقتضای علم خویش عمل نکند با دقت در روایات مذکور ، اگر میان علم و جهل تقابل باشد چگونه ممکن است فردی در عین حال که عالم است جاهل نیز باشد ؟ در صورتی که اگر جاهل را به معنای عمل نکردن به مقتضای علم خویش و عمل نسنجیده در نظر بگیریم ، فرض « عالم جاهل » کاملاً ممکن خواهد بود.
نکته ای که قابل ذکر است این که به طور کلی نادانی و عمل نسنجیده دو معنای جهل است به این شکل که اگر جهل در مقابل علم باشد به معنای نادانی و اگر در مقابل عقل باشد به معنای عمل نسنجیده است.
حال اگر سوال شود بحث از تقابل عقل و جهل و تقابل علم و جهل چه ثمره ای دارد ؟ پاسخ روشن است ، زیرا با اثبات تقابل اصلی بین عقل و جهل ، رابطه معنایی مستقیمی بین آن دو ایجاد خواهد شد ، یعنی همان گونه که در کلمه « عقل » مفهوم بازداری و کنترل سازنده نهفته است ، واژه « جهل » نیز حاکی از عمل نامضبوط و نسنجیده است که منجر به نتایج زیان بار و منفی می شود.
بنابراین اگر هر عمل نسنجیده ای را که از انسان و عبد ، در مقابل خداوند صادر می شود ، گناه ندانیم اساس و منشأ صدور این عمل نسنجیده و گناه جهل و جهالت است و این که راه مبارزه با این عمل نسنجیده و گناه عقل است.
و از همه مهم تر این که اسلام جهل در مقابل عقل را خطرناک تر از جهل در مقابل علم می داند و تا این جهل ریشه کن نشود ، ریشه کن شدن جهل در مقابل علم ، برای جامعه سود اساسی در برنخواهد داشت ، و این نکته ای است بسیار ظریف و مهم.
حال اگر وارد حوزه علوم عقلی شویم یعنی جایی که اصطلاح جهل تقریباً در همان معنای لغوی به کار برده می شود ؛ یعنی این که « جهل » در علومی مانند فلسفه و منطق اصطلاحی است که در مقابل مفهوم « علم » به کار رفته و به معنای ندانستن یا نا آگاهی است.
حال اگر فرض کنیم در محدوده این علوم فلسفی و منطقی هستیم که جهل را در مقابل علم قرار داده اند ، می خواهیم به یک سوال جواب دهیم و آن این که تقابل میان جهل و علم چه نوع تقابلی است ؟
آیا تقابل آن ها تضاد است ؟ یا تقابل آن ها تناقض است یا این که تقابل آن عدم و ملکه است ؟
قبل از این که به این سوال جواب داد. بشود ، باید توجه داشت که در این حوزه ها [ فلسفه ، منطق ] « جهل » زمانی اتفاق می افتد که توانایی به دست آوردن علم وجود داشته باشد ؛ یعنی در علوم عقلی به هر « نداستن » جهل گفته نمی شود ، بلکه « ندانستن » زمانی تبدیل به جهل می شود که در کنارش امکان داشتن وجود داشته باشد.
جواب سوال : تقابل علم و جهل از نوع تقابل عدم و ملکه است ، زیرا نبود علم (جهل ) در جایی است که امکان اتصاف به آن ( علم ) وجود داشته باشد ولی الان ندارد. بنابراین تقابل ملکه و عدم عبارتند از تقابل دو امر وجودی و عدمی که اجتماعشان ناممکن است ولی ارتفاعشان ممکن می باشد و آن در جایی است که صلاحیت دارا شدن ملکه را ندارد ، از این جا معلوم می شود که تقابل بین علم و جهل از نوع تقابل نقیصان نمی باشد زیرا هر چند که تناقض میان دو امر وجودی و عدمی است اما شرط شأنیت اتصاف در آن وجود ندارد مثل انسان و لاانسان ، زیرا لاانسان مثل سنگ امکان اتصاف به شأنیت انسان شدن را ندارد در صورتی که جهل در جایی است که شخص امکان اتصاف به صفت علم را دارا می باشد ، بنابراین نمی توان گفت که تقابل علم و جهل از نوع تقابل تناقض می باشد.
هم چنین تقابل علم و جهل از نوع تقابل ضدان نمی باشد چرا که تقابل علم و جهل میان دو امر وجودی و عدمی است اما تقابل ضدان میان دو امر وجودی است که پیاپی به یک موضوع وارد می شوند تقابل ضدان مثل سفیدی و سیاهی که اجتماعشان ناممکن است و تصور یکی بستگی به دیگری ندارد.
2 – 2 – بخش دوم
بررسی واژه جهل و جاهل از دیدگاه قرآن و روایات
1 – 2 – 2 – گفتار اول – واژه جهل و جاهل در قرآن و روایات
« واژه جهل در قرآن »
کلمه جهل ریشه در قرآن دارد و برای اولین بار در آیات مدنی مطرح گردید ، به طور مثال در سوره یوسف « آیه 33 » جهل به این شکل معنا شده است که « جهل تنها بی سوادی نیست ، بلکه انتخاب لذت آنی و چشم پوشی از رضای خداوند ، نیز جهل محض است. »
باز در همان سوره « آیه 89 » بیان شده است که « جهل تنها به معنای ندانستن نیست بلکه غلبه هوس ها و نوعی بی توجهی است. »
انسان گناه کار هر چند عالم باشد ، جاهل است ، چون توجه ندارد و آتش دوزخ را برای خودش می خرد.
« واژه جهل در روایات »
هم چنین این که در زمینه جهل در حوزه سنت و روایات احادیث زیادی وجود دارد که جهل را به این تعابیر معنا کرده اند تا آن جایی که امام رضا ( ع ) در این زمینه می فرماید :
« صدیق کل ! مریء عقله و عدوه جهله »
« دوست هر مردی عقل اوست و جهل دشمن او »
در این روایات عقل را به این شکل معنا کرده است که به وسیله عقل و دانش و شعور و معرفت است که در بهای خیرات و نیکی ها به روی بشریت باز می شود و راه های موفقیت و عدم موفقیت خود را می یابد و راه رشد و تعالی خود را بدست می آورد و می تواند حق را از باطل جدا کرده ، به فلاح و رستگاری نائل شود . در مقابل در ظلمتکده جهل است. که در بهای شرور و بدی ها گشوده می شود و در مسیر ظلالت قدم می گذارد و در نهایت جز به تیره بختی و شقاوت او واسیر دام های شیطانی شدن نمی انجامد.
لذا به همین خاطر است که امام رضا ( ع ) در این روایت عقل را همانند دوست تعبیر کرده است و جهل را همانند دشمن بیان کرده است ، در نتیجه می توان گفت : اطلاق دوست بر عقل چقدر پسندیده است. و اطلاق دشمن بر جهل چقدر مناسب و به جا و هم چنین در روایتی از امیر مومنان علی ( ع ) باز هم جهل به عنوان بدترین دشمن معنا شده است.
« لا عده انفع من العقل و لا عدو اضر من الجهل »
« هیچ دوستی نفعش از عقل بیش تر نیست و هیچ دشمنی به اندازه جهل مضر نیست. »
هم چنان که گفته شد ، در این حدیث گهربار نیز از جهل به عنوان مضرترین و بدترین دشمن انسان نام برده شده است که می تواند ضربات جان فرسایی به انسان وارد کند و دنیا و آخرت او را برباید و تمام سرمایه عمر و هستی فرد را از او به غارت ببرد و در پایان عمر جز کوله باری از گناه ، پشیمانی و خسران چیزی برای او باقی نگذارد.
و در جای دیگر حضرت علی ( ع ) از جهل به عنوان یک فقر تعبیر کرده است :
« صدر العاقل صندوقی سره ، و لاغنی کالعقل و لا فقر کالجهل »
« سینه عاقل محل حفظ اسرار اوست ، هیچ ثروتی مانند عقل و هیچ فقری مانند جهل نیست.»
« جاهل »
اهل لغت معانی متعددی را برای معنای جاهل در نظر گرفته اند :
یک ) در برابر علم :
در بعضی از کتاب های لغت ، جهل به معنای ضد علم قرار گرفته است ، و جاهل را به این شکل معنا کرده اند که جاهل کسی است که کاری را بدون علم و آگاهی انجام دهد پس بنابراین می توانیم واژه « جاهل و جهالت » عمل کردن بدون علم » تعریف کنیم.

هم چنین از کلمه جاهلیت در چهار سوره مدنی قرآن کریم ، یعنی آل عمران ، مائده ، احزاب و فتح یاد شده است.
دو ) در برابر حلم :
عده ای هم جهل را به معنای سفاهت ، غضب ، عدم تسلیم در برابر اراده و حکم و شریعت الهی استباط کرده و با استناد به آیه 63 سوره فرقان می گویند : « مقصود از جاهل ، نادان نیست. بلکه اشخاص متکبر و پر نخوت است. »
اسلام پژوهانی چون گلدزهیر و ایزوتسو نیز جهل را در برابر حلم دانسته اند.
سه ) در برابر عقل :
اگر جهل در مقابل عقل قرار بگیرد جهل به معنای عمل نسنجیده می شود و جاهل هم کسی می شود که کارهای سفیهانه و دور از عقل و افکار غلط و غیر عقلایی می کند.
پس به طور کل از کلمات لغویان استفاده می شود نادانی و عمل نسنجیده دو معنای مهم جهل است.
پس اگر جهل در مقابل علم استفاده شود به معنای نادانی و اگر در مقابل عقل به کار رود به معنای عمل نسنجبیده است.
بنابراین با تمام این تفاضیل جاهل را به این شکل می شود معنا کرد. که جاهل کسی است که بدون علم و آگاهی نسبت به چیزی اعتقاد و باور داشته باشد و آن را عمل کند و یا با کارهای سفیهانه و دور از عقل و غیر عقلایی از آن پیروی نماید.
2 – 2 – 2 – گفتار دوم – کاربرد و مشتقات جهل و پاسخ به یک شبهه
« کاربرد و مشتقات جهل در قرآن »
ترکیبات این ماده جهل در مجموع بیست و چهار بار به صورت اسم

لازم از جمله مدل، شماره سریال و کارخانه سازنده و وضعیت فعلی هواپیما را در تقاضانامه خود مشخص نماید. متقاضی همچنین باید ثابت نماید که هواپیمای مورد نظر در هیچ کشوری قبلاً به ثبت نرسیده و اگر به ثبت رسیده باشد از ثبت آن کشور خارج شده است.پس از ثبت هواپیما، مالک آن باید بطور مرتب وضعیت هواپیمای خود را به اداره ثبت هواپیما گزارش نماید. گزارش مزبور شامل تعداد پروازها، نوع پرواز، تعداد توقفها و زمان پرواز در مدت ثبت خواهد بود.
تشریفات و آیین نامه ثبت هواپیماها
آییننامه ثبت و تابعیت هواپیماهای ایرانی در سال 1343 تهیه و به تصویب دولت رسیده است. مطابق آن، تقاضای ثبت هواپیما باید از طرف مالک یا نماینده او بر روی برگه ویژهای که سازمان هواپیمایی کشوری برای آن تخصیص داده تنظیم و به سازمان تحویل گردد. اداره مزبور پس از بررسی شرایط، آن را در دفتر ثبت هواپیماها ثبت و علائم ثبت و تابعیت هواپیما را تعیین و گواهی نامه ثبت و تابعیت را صادر مینماید. کلیه اطلاعاتی که در گواهینامه ثبت و تابعیت هواپیما ذکر میشود باید در دفتر ثبت هواپیما که در اداره کل هواپیمایی کشور نگهداری میشود درج گردد. گواهینامههای مزبور همیشه باید در هواپیما موجود باشد تا در صورت لزوم به مقامات صلاحیتدار ارایه گردد. هواپیما از تاریخی که ثبت میگردد تابعیت ایرانی خواهد داشت.
مقررات دقیقتر و کاملتری در قانون کانادا در خصوص ثبت و تابعیت هواپیما وجود دارد. مطابق قانون هواپیمایی کشوری کانادا، هیچ شخصی نمیتواند هواپیمایی را در کانادا به پرواز درآورد مگرآنکه در کانادا یا در یکی از کشورهای دیگر طرف قرارداد با کانادا طبق قانون به ثبت رسیده و علائمی مطابق قانون برروی آن درج شده و قابل رویت باشد.علائم درج شده روی هواپیما در خصوص هواپیمای کانادایی باید مطابق قوانین هواپیمایی کانادا بوده و در خصوص هواپیماهای ثبت شده در کشورهای خارجی، قوانین مربوطه در کشور مزبور باید رعایت شده باشد.در مواردی ممکن است، امکان درج علائم خاص روی هواپیما وجود نداشته باشد. مثلاً ممکن است هواپیمایی برای نمایش هوایی یا تهیه فیلم تلویزیونی به کار رود. در این صورت متقاضی پرواز هواپیما باید کتباً از وزیر تقاضای مجوز بنماید. وزیر میتواند مجوز لازم را صادر و یا آن را منوط به شرایطی خاص نماید که دارنده مجوز باید کلیه شرایط آن را رعایت نموده و مجوز را به هنگام پرواز به همراه خود داشته باشد.در صورت درخواست صدور و یا رزرو علامت ثبت، وزیر، مقررات مربوطه را بررسی و در صورت احراز شرایط، بر حسب مورد علامت ثبت مورد تقاضا را ثبت و یا رزرو خواهد کرد. ثبت علامت دوازده ماه معتبر خواهد بود و متقاضی باید ظرف مدت مذکور هواپیمای خود را ثبت نماید. علامت مذکور ممکن است برای هواپیمای ملی و یا هواپیمای خارجی به کار رود. در صورتی که متقاضی از علامت ثبت شده در مدت 12 ماه استفاده ننماید، علامت ثبت شده باطل خواهد شد.برای مشخص شدن تابعیت هواپیماهایی که قبل ازسال 1974 ثبت شدهاند، و هواپیماهایی که پس از این تاریخ به ثبت رسیدهاند علامتهای مختلفی روی هواپیما درج میشود. علاوه بر آن علامت خاص، نشانی که از چهار حرف تشکیل میشود، به عنوان علامت ثبت باید روی هواپیما حک شود.درج شماره ثبت و نشانهای ویژه روی هواپیما نباید از روی آن پاک شوند، مگر آنکه هواپیما بطور کلی ازسرویس خارج شود، به خارج از کانادا صادر شود، در موقع انجام تعمیرات و به کار اندازی کندن علامات ضروری باشد، نوع علامت مطابق قانون تغییر داده شود، وزارت مربوطه حذف علامت روی هواپیما را خواستار شود یا چنین مجوزی را صادر کند.
قانون ثبت و تابعیت هواپیما

در کانادا برای شیوه ثبت و درج نشانها روی هواپیماهای متعلق به کارخانجات کانادایی سازنده هواپیما، که قبل از فروش به دلایلی همچون آزمایش هواپیما، مجبورند هواپیما را به پرواز درآورند وظایفی مشخص کرده است که از جمله آنها این است که سازندگان هواپیما باید علامتهای ویژهای روی هواپیما درج نمایند. در خصوص درج علامت بر بدنه هواپیما در حقوق انگلستان موارد مشابهی با حقوق کانادا دیده میشود. مراجعه به قانون انگلستان نشان میدهد که بعضی از اشیاء پرنده همچون بالونها، گلایدر و کایت در شرایطی میتوانند ازاین امر مستثنی شوند.
ثبت موقت هواپیما
سازمان هواپیمایی کشوری ایران مجاز است، در موارد خاص به هواپیماهای خارجی اجازه دهد تا بدون دارا بودن گواهینامه ثبت و تابعیت و علائم ثبت تابعیت ایرانی، در داخل ایران پرواز نمایند. در این قبیل موارد سازمان هواپیمایی کشوری اقدامات ثبت را انجام خواهد داد. آییننامه ثبت هواپیما، ازبیان توضیحات بیشتر درباره «موارد خاص» فوقالذکر خوداری نموده، و تشخیص این که در چه مواردی به هواپیماهایی که گواهینامه ثبت و تابعیت و علائم ثبت تابعیت ایرانی را ندارند، میتواند اجازه ثبت موقت بدهد، به عهده سازمان هواپیمایی کشوری بوده تا در این مورد راساً اقدام نماید، که این مورد ممکن است مشکلاتی در تابعیت هواپیمایی که در ایران به پرواز در میآیند، به وجود آورد.آییننامه ثبت هواپیما که در سال 1373 اصلاح شده است، دو تغییر اساسی در این آییننامه به وجود آورده است. نخست اینکه مدت زمان اعطای اجازه موقت را از سه ماه به یکسال تغییر داده و آنرا قابل تمدید اعلام نموده است، و دوم، موارد خاصی را که هواپیما با داشتن مجوز مخصوص بدون دارا بودن گواهینامه ثبت تابعیت و علایم ثبت و تابعیت ایران میتواند در داخل کشور پرواز نماید را که در قانون قبلی، از اختیارات شورای عالی هواپیمایی کشوری بود، در اصلاحات جدید، در اختیار سازمان هواپیمایی کشوری گذاشته شده است و به وزیر راه و شهرسازی اختیار داده شده است، تا مدت مذکور را در مورد هواپیماهای استجاری و اجاره به شرط تملیک نیز تمدید نماید. با توجه به تحریمهای اعمال شده علیه جمهوری اسلامی ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی، سیستم بهرهبرداری به صورت اجاره در صنعت هوائی کشور توسعه یافته و موجب شده است تا سازمان هواپیمایی کشوری از اختیار خود، در صدور مجوز موقت ثبت و تابعیت هواپیما در سطحی گسترده استفاده نماید. اختیار اجازه اعطای مجوز ثبت و تابعیت موقت به وزیر راه و شهرسازی خود جای سؤال دارد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

به نظر می رسد که هیچکدام از اصلاحات انجام شده به نفع کشور نباشد. اضافه نمودن مدت اجازه موقت پرواز برای هواپیماهای خارجی موجب خواهد شد، تا آنان بیشتر بتوانند از مزایایی که دولت برای هواپیماهای ایرانی قائل شده است، بهرهمند شوند. همچنین اختیار تصمیمگیری در این خصوص به یک نفر (رئیس سازمان هواپیمایی کشوری و یا وزیر راه و ترابری) موجب خواهد شد، تا تصمیمات با درایت کمتری اتخاذ شوند، و مسائل، نیازهای مقطعی و توجیهات اجرائی بیشتر مد نظر قرار گیرند.
در کانادا، در موارد مختلف، ممکن است گواهینامه موقت ثبت به هواپیما اعطاء شود. در صورتی که مدارک مربوط به ثبت یا سوابق ثبتی شرکت متقاضی ثبت هواپیما ناقص بوده و یا بدلایلی مراحل اداری ثبت نیافته باشد، به هواپیمای مزبور گواهی ثبت موقت اعطاء میشود.قانون مزبور، در خصوص گواهی ثبت موقت، بین موارد متعدد، تفاوت قائل شده است. به عبارت دیگر دلیل اعطای گواهی موقت (مانند عدم تأمین شرایط ثبتی یا نقض در تکمیل مدارک …) در اعطای نوع گواهی موقت مؤثر است. تاریخ انقضای گواهی موقت نیز، بستگی به علت صدور این نوع گواهی دارد و بسته به مورد، اعتبار آن منقضی خواهد شد.
ثبت مشروط هواپیما
ثبت مشروط هواپیما در قانون کانادا پیش بینی شده است. مطابق آن اگر هواپیمایی در کانادا و یا کشور دیگری به ثبت نرسیده باشد، حق پرواز به کانادا و یا در داخل کانادا از فرودگاهی به فرودگاه دیگر را نخواهد داشت مگر اینکه مالک آن تقاضای ثبت مشروط را نموده و با آن موافقت شده باشد. در گواهینامه ثبت مشروط، شرایطی که پرواز امن را تضمین مینماید، و مقصد پرواز و نیز تاریخ پرواز ذکر میگردد. گواهینامه مشروط، برای پروازی معتبر است که ویژه آن پرواز صادر شده، و پس از آن از اعتبار ساقط خواهد شد. در صورتی که دارنده گواهینامه مشروط برخلاف شرائط مذکور در گواهینامه عمل نماید، گواهینامه مشروط لغو خواهد شد.

تغییر مالک هواپیما و خروج هواپیما از تابعیت
مطابق قانون ایران، در صورت تغییر مالک هواپیما، مالک اول یا قائم مقام قانونی او، و در صورت فوت مالک، وارث یا قائم مقام قانونی او باید مراتب را کتباً به اداره کل هواپیمایی کشوری اعلام کنند. اداره مزبور، شرائط مالک جدید را بررسی و در صورت وجود شرایط ثبت، هواپیما را به نام مالک جدید ثبت، و تابعیت جدیدی بنام وی صادر خواهد نمود. بدیهی است در صورت عدم احراز شرایط ثبت، ثبت هواپیما و همچنین گواهینامه ثبت و تابعیت آن باطل میشود.
برای ثبت هواپیما و کسب تابعیت ایرانی، شرایطی در صفحات پیشین ذکر گردید. کلیه شرائط مربوط، باید به هنگام ثبت هواپیما موجود باشد. در صورتی که پس از ثبت هواپیما، یکی از شرایط مزبور از بین برود، و یا مالک آن تغییر تابعیت دهد، ثبت هواپیما و همچنین گواهینامه ثبت و تابعیت آن، از تاریخ وقوع یکی از علل مذکور باطل میشود. در صورت ابطال گواهینامه ثبت و تابعیت هواپیما، دارنده آن مکلف است، عین گواهینامه را به اداره هواپیمایی کشوری مسترد نماید.
در این زمینه، در حقوق کانادا هم، قوانین تقریباً مشابه قوانین ایران تبیین شده است. مطابق آن، چنان چه شخصی که هواپیما به نام وی ثبت شده است هر قسمت از هواپیما یا تصدی آن را منتقل کند، اعتبار ثبت هواپیما باطل میگردد. در این صورت وی مکلف است، حداکثر ظرف مدت هفت روز بعدازانتقال آن، مراتب را به صورت مکتوب، به اداره ثبت هواپیما اطلاع دهد. مطابق قانون این کشور، زمانی فردی تصدی قانونی هواپیمایی را دارد، که وی مسئولیت کامل، برای عملیات و نگهداری هواپیما را به عهده داشته باشد. زمانی که تصدی قانونی، یا کنترل هر قسمت از یک هواپیمای کانادایی انتقال داده میشود، و مالک جدید شرایط لازم برای ثبت را دارا باشد، هواپیما باید با ثبت موقت به نام مالک جدید ثبت شود.وقتی که نام، آدرس یا دیگر اطلاعات مالک ثبت کننده هواپیما تغییر کند یا اگر کلیه شرائط ثبت و تابعیت وجود داشته باشد، هواپیما ثبت موقت خواهد شد.اگر تصدی قانونی و کنترل هواپیما برای بار دوم انتقال داده شود، هواپیما نباید به نام مالک جدید به صورت موقت ثبت شود حتی اگر مالک جدید کلیه شرائط لازم را برای ثبت فراهم سازد.
اگر هواپیمایی که تابعیت کانادا را دارد، فروخته یا به اجاره داده شود و مالک جدید و یا موجر شرایط لازم برای ثبت هواپیما را نداشته و در زمان فروش یا اجارهی هواپیما در خارج از کانادا بوده باشد، و یا فروشنده یا موجر اظهار نماید که هواپیما را برای فروش یا اجاره صادر نموده است، مکلف است مراتب فروش یا اجاره را به مسئولین اطلاع بدهد و کلیه علامات ثبت و تابعیت را از بدنه هواپیما پاک نماید.
ضمانت اجرای مقررات ثبت هواپیما
طبق قانون هواپیمایی کشوری ایران،هواپیمایی که در ایران به ثبت میرسد باید کلیه شرائط مندرج در این قانون را داشته باشد. قانون مزبور محدودیتهایی را به همراه ضمانتهای اجرایی لازم در استفاده و راندن هواپیمای غیر ایرانی با هواپیمای ایرانی، با اسناد مجعول پیش بینی کرده است. این قانون برای هر کس که دانسته، هواپیمایی را که دارایعلامت ثبت و تابعیت مجعول یا فاقد نشانهای ثبت و تابعیت باشد، براند و همچنین هر کس که دانسته هواپیمایی را که بدون مجوز، تابعیت ایرانی بر روی آن نصب شده در خارج از کشور براند، مجازاتی تعیین کرده است.
اجرای مقررات مربوط به هوانوردی
قوانین و مقررات مربوط به هوانوردی، در هر یک از کشورهای عضو کنوانسیون شیکاگو، باید بدون اعمال تبعیض در خصوص هواپیماهایی که به آن کشور داخل یا از آن خارج میشوند، تا هنگامی که در خاک آن کشور باشند، رعایت گردد. کلیه کشورها باید مراقب باشند، که هواپیماهای آنان، هنگام عبور از آسمان و یا حرکت در قلمرو کشوری، مقررات و آییننامههای مربوط به پرواز و حرکت هواپیما را که در آن کشور نافذ است، رعایت کنند. در ضمن کشورها باید برای انطباق آییننامههای هوانوردی خود با مقررات کنوانسیون بکوشند.در اجرای مقررات کنوانسیون شیکاگو، انگلستان مقرراتی در این زمینه وضع و حتی اعتباری فرا سرزمینی به این قوانین نسبت به کلیهی هواپیماهایی که در این کشور به ثبت میرسند اعطا نموده است. مطابق آن، کلیه مقرراتی که در خصوص هواپیماهایی که در انگلستان به ثبت میرسند اجرا میشود عیناً در مورد هواپیماها وقتی خارج از این کشور پرواز مینمایند، اجرا میگردد.علاوه بر آن، کلیه مقررات هوانوردی انگلستان، که اجرای اموری را در ارتباط با هواپیما بر عهدهی هر کس گذاشته باشد، در مورد کلیه هواپیماهایی که در این کشور به ثبت میرسند، اجرا خواهد شد. در این خصوص فرقی نمیکند هواپیمای مزبور در انگلستان به پرواز درآید یا در هر کشور دیگری به پرواز مشغول باشد. این مقررات شامل هر کس است و «هر کس» در این ماده اعم از خدمه هواپیما یا هر شخص دیگری است که مسئولیتی بر عهده وی باشد. مقررات هوانوردی انگلستان اضافه مینماید، که اگر انجام دادن کاری در مورد هواپیما منع شده باشد، این مقررات نیز در مورد هر کس (خدمه یا دیگر افراد خارج از هواپیما)، در انگلستان یا هر کشور دیگری در مورد هواپیماهای ثبت شده در این کشور، به طور یکسان اجرا خواهد شد.
همچنان که ملاحظه شد، مقررات انگلستان تفاوتی میان هواپیماهایی که در کشورهای مشترک المنافع به ثبت میرسند و کشورهای خارجی نمیگذارند. بلکه مقررات مذکور، هواپیماهایی را که در انگلستان به ثبت میرسند، از هواپیماهای خارجی، به طور کلی جدا مینماید، و مقررات خود را در خصوص هواپیماهای انگلستان مجری میداند. بسیاری از مقررات مذکور، در قانون این کشور، به نوع خاصی از هواپیماها اشاره دارند، و لذا در مورد کلیه هواپیماها اجرا نمیگردند. این مقررات ممکن است، به هدف و شیوه استفاده از یک نوع هم مربوط شوند. به عبارت دیگر اگر از یک نوع هواپیما استفاده خاصی شود، مقررات مربوط به آن تغییر خواهد کرد.برخی از مقررات قانون هواپیمایی کشوری انگلستان، در مورد هواپیماهای خارجی که برفراز انگلستان یا سواحل آن پرواز میکنند،اعمال میگردد. منظور از هواپیماهای خارجی آنهایی هستند، که طبق مقررات یکی از کشورها و با رعایت مقررات آنها به ثبت رسیده باشد.کشورهایی که عضو ساز

که اهمیت زیادی هم دارند اشاره گردیده است لیکن مقررات برخی دیگر از کشورها مانند ایران به کلیات اکتفا نموده است.تدوین مقررات دقیقتر در این زمینه ضروری است زیرا علاوه بر اینکه وجود مقررات برای حفظ امنیت هوانوردی و جلب اطمینان کشورهای دیگر لازم است، کشورهای عضو سازمان بینالملل هواپیمایی کشوری متعهد شدهاند مقررات و آیین نامههای مربوط به هواپیما را با مقررات بینالمللی هماهنگ نمایند. در این فصل ضمن بررسی مقررات بینالمللی و مقررات ایران، برای نشان دادن اهمیت موضوع، به مقررات موجود در انگلستان و کانادا نیز اشاره میشود.
ثبت و تابعیت هواپیما در حقوق بینالملل
تعریف هواپیما

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نخستین بار کنوانسیون مربوط به هوانوردی (معروف به کنوانسیون 1919 پاریس) تعریفی قابل قبول از هواپیما ارائه نمود که بر طبق آن «هواپیما به هر وسیلهای که قادر باشد به هوا برخاسته یا در آن حرکت نماید اطلاق میشود.» این تعریف دستگاههایی نظیر سفینه هوایی، هواپیمای بیموتور، بالونهای آزاد، بالونهای حامل سلاح جنگی و بالگرد را نیز در بر میگرفت ملاک تعریف، قابلیت برخاستن و پرواز در آسمان بود.
کنوانسیون 1944 شیکاگو تغییری در تعریف هواپیما نداد. در حالی که اکثر معاهدههای موجود، فاقد تعریفی از هواپیما بودند، تعریف معاهده پاریس به عنوان یک تعریف پذیرفته شده، در حقوق هوایی سالها به قوت خود باقی ماند. سرانجام ایکائو در سال 1967 تعریف جدیدی از هواپیما ارائه کرد که مطابق آن، هواپیما به هر وسیلهای اطلاق میشود که به کمک فشار هوا، به غیر از واکنش هوا در سطح زمین، حرکت نماید. خصوصیت برجسته این تعریف اضافه شدن عبارت «به غیر از واکنش هوا در سطح زمین» میباشد. افزودن این عبارت موجب گردید که وسایلی چون هاورکرافت (یک نوع کشتی که به کمک حجمی از هوای بسیار فشرده، که در محفظهای در زیر وسیله نقلیه قرار دارد، بر روی زمین یا سطح آب، حرکت میکند) مشمول این تعریف قرار نگیرد.
مقررات مربوط به ثبت و تابعیت هواپیما در مقررات بینالمللی

موضوع تابعیت هواپیما در بعضی از معاهدات بینالملل مطرح شده است. تلاشهای حقوقدانان برای تنظیم مقررات حقوق بینالملل هوایی منجر به وضع مقرراتی در زمینه تابعیت هواپیما در معاهده پاریس گردید.طبق ماده 6 معاهده پاریس، هواپیما تابع کشوری است که در آن کشور به ثبت رسیده است.
مقررات مشابهی در ماده 6 معاهده ایبرو- امریکن (مادرید) و ماده 7 معاهده پان امریکن (هاوانا) ذکر شده است. مطابق ماده 23 از بخش دوم معاهده 1952 رم «… کشتی یا هواپیما در دریاهای آزاد باید به مثابه بخشی از سرزمین کشوری که در آن به ثبت رسیده است، تلقی شود.»
تابعیت، جایگاه خاصی در کنوانسیون شیکاگو داشته و در موارد مختلف مورد بحث قرار گرفته است. مطابق آن «هر هواپیما تابعیت کشوری را دارد که در آنجا به ثبت رسیده است.»
ضمناً هیچ هواپیمایی را نمیتوان قانوناً در بیش از یک کشور به ثبت رسانید لیکن ثبت آن ممکن است از یک کشور به کشور دیگر تغییر پیدا کند». ثبت یا انتقال هواپیما در هر کشور متعاهد، طبق قوانین و مقررات آن کشور انجام خواهد گرفت.» هر هواپیمایی که در سرویسهای هوانوردی بینالمللی اشتغال دارد باید دارای علایم تابعیت کشور متبوع خود باشد. کشورها تعهد کردهاند، بنا به درخواست دولت متعاهد اطلاعات مربوط به ثبت و مالکیت هر هواپیمایی را که در آن کشور به ثبت رسیده است به سایر کشورهای متعاهد و یا سازمان بینالملل هواپیمایی کشوری ارسال دارند. ضمناً هر یک از کشورهای متعاهد ملزم است طبق مقرراتی که ایکائو ممکن است وضع نماید، اطلاعات و مدارک مربوط به مالکیت و کنترل هواپیماهایی را که در آن کشور به ثبت رسیده و معمولاً به امور هوانوردی بینالمللی اشتغال دارند، به سازمان مزبور ارسال نماید. اطلاعاتی را که ایکائو بدین ترتیب به دست میآورد ممکن است، در صورت تقاضای سایر کشورهای عضو کنوانسیون در دسترس آنها قرار دهد.
ثبت هواپیماهای متعلق به متصدیان حمل و نقل چند ملیتی
در بعضی مواقع هواپیمایی در شرکتهای چند ملیتی مورد بهرهبرداری قرار گیرد. موضوع تابعیت و ثبت هواپیما در صورت بهرهبرداری مشترک از هواپیما ممکن است منجر به مشکلاتی سیاسی و حقوقی گردد. این مسئله در سال 1961 در مورد ایرافریک بدین صورت مطرح شد که آیا این چنین بهرهبرداری مشترک از هواپیما با مواد 17 الی 21 و مواد 77 الی 79 کنوانسیون شیکاگو، که به سازمانهای بهرهبرداری مشترک مربوطاند، مطابقت دارد یا نه؟ به عبارت دیگر، آیا ماده 18 کنوانسیون شیکاگو که ثبت هواپیما در بیش از یک کشور را ممنوع نموده است با ماده 77 کنوانسیون مغایر است؟ مطابق ماده 77 کنوانسیون هیچ یک از مواد این کنوانسیون دو یا چند کشور متعاهد را از تشکیل سازمانهای مشترک بهرهبرداری حمل و نقل هوایی یا نمایندگیهای بهرهبرداری بینالمللی و یا از اتحاد سرویسهای هوایی خود در خطوط و یا مناطق معینی ممنوع نخواهد داشت، لیکن چنین سازمانها یا نمایندگیها و چنین سرویسهای متحد شدهای مشمول کلیه مقررات این کنوانسیون منجمله ثبت این گونه موافقتنامهها در شوری خواهند بود. ادامه این ماده میگوید: شورای ایکائو تعیین خواهد نمودکه به چه ترتیب مقررات این کنوانسیون مربوط به تابعیت هواپیماها مشمول هواپیمایی که از طرف نمایندگی های بهرهبرداری بینالمللی به کار انداخته شدهاند خواهد بود. به عبارت دیگر شرکتهای بهرهبرداری مشترک باید از ایکائو در مورد طریقه ثبت، استعلام نمایند. کمیته حقوقی ایکائو موضوع را در خصوص ایرافریک بررسی کرد و چنین پاسخ داد که در خصوص ثبت این نوع هواپیماها، شرایط زیر مد نظر قرار گیرند:
الف) کشورهایی که شرکت بهرهبرداری مشترک تابعیت آنها را دارد ثبت مشترک ایجاد نمایند (محلی را در یکی از کشورها تعیین نمایند که ثبت مشترک در آنجا صورت گیرد).
ب) ثبت مشترک به تعداد کشورهایی که شرکت میکنند بخشهای متعدد داشته باشد.
ج) هواپیما باید همیشه در یکی از کشورها ثبت گردد.
د) به جای نشان ملی، هواپیمای ثبت شده باید از نشان مشترک استفاده کند.
هـ) کشوری که به عنوان کشور ثبت کننده هواپیما معین گردیده، باید همه مراحل ثبت را که در کنوانسیون شیکاگو لازم شمرده شده است طی نماید.
و) کشورهایی که بدین نحو در ثبت هواپیما دخالت دارند، به طور تضامنی مسئولاند.
2- ثبت و تابعیت هواپیما در قوانین هواپیمایی کشوری
2-1- تعریف هواپیما در قوانین هواپیمایی کشوری
قانون هواپیمایی کشوری جمهوری اسلامی ایران تعریف سادهای از هواپیما ارائه کرده است. مطابق آن منظور از هواپیما وسیله نقلیهای است که بتواند در نتیجه عکسالعمل هوا خود را در فضا نگه دارد. ضمناً قانون هواپیمایی کشوری ایران مربوط به هواپیماهای کشوری است و شامل هواپیماهای نظامی نمیباشد.
در حقوق کامن لا، اگر چه تلاشهایی برای تعریف هواپیما صورت گرفته است ولی تعریف قابل قبولی در این سیستم برای هواپیما وجود ندارد. در این سیستم به کرات تلاش شده است هواپیما را با توجه به طبیعت آن، مانند سایر وسایل نقلیه مثل اتومبیل و کشتی تعریف نمایند.ولی باید توجه کرد که علیرغم شباهت این وسایل نقلیه، هواپیما، با توجه به خصوصیات خاص آن، وسیله منحصر به فردی بوده و نمیتواند در همان طبقهبندی با دیگر وسایل نقلیه قرار گیرد.
مقررات هوانوردی 1949 و 1954 انگلستان، هواپیما را بدین صورت تعریف کرده است، هواپیما عبارت است از: هر گونه بالون، بادبادک، هواپیمای بیموتور، کشتی هوایی و وسیله پرنده.
بنابراین مقررات هوانوردی انگلستان هم به بر شمردن وسائلی که هواپیما نامیده میشوند اکتفا کرده است و تعریف کلی از هواپیما ارایه نداده است. البته قانون فوق در ادامه برشمردن موارد مطرح به توضیح هر کدام از واژههای مزبور پرداخته است. قوانین بعدی انگلیس نیز همچون مقررات 1976 هوانوردی انگلستان ضمن بر شمردن موارد مذکور، چند مورد به این فهرست افزوده است که عبارتند از: هواپیمای قابل پرواز در سطح زمین با وجود برف و یخ، هواپیمای دریایی، هواپیمای آبی خاکی، هواپیمای بیموتور خود پرواز جایروپلن و هلیکوپتر.
علیرغم عدم وجود تعریف مشخص در قوانین انگلستان و با توجه به مشخص شدن مصداقهای هواپیما، هیچ مشکلی در شناسایی هواپیما و اعمال مقررات هوایی بر آن در انگلستان وجود ندارد.در بعضی از موارد در دادگاههای انگلستان، قوانین و مقررات مربوط به کشتی در خصوص هواپیما هم قابل اجرا دانسته شده است. علت این امر در بعضی از موارد صراحت قانون دریایی انگلیس است که در مواردی هواپیما را هم نام برده و قوانین مزبور را در خصوص هواپیما هم قابل اعمال دانسته است. از جمله آنها میتوان به عملیات نجات هواپیما و انهدام هواپیما در دریا و بنادر اشاره کرد. در بعضی از موارد هم علیرغم عدم ذکر کلمه هواپیما در قوانین دریایی، در بعضی از قضایا، قوانین دریایی در مورد هواپیما قابل استناد دانسته شده است.با توجه به اینکه در توضیح مصداق هواپیما، انواع وسایل پروازی برشمرده نشدهاند، لذا مقررات مربوط به هواپیما در مورد همه این وسایل پرنده قابل اجرا هستند. البته باید این مطلب را هم افزود که در انگلستان مقررات خاصی هم وضع شدهاند که مخصوص نوع خاصی از هواپیما هستند و در مورد انواع وسائل پروازی به کار نمیروند. قوانین انگلستان هم همچون کنوانسیونهای بینالمللی و مقررات بسیاری از کشورها، هواپیماها را از نظر نوع استفاده طبقهبندی کرده است. مطابق آن، تعدادی از انواع مختلف هواپیماها در زمره هواپیماهای تجاری (از جمله هواپیماهایی که برای حمل و نقل، آموزش، یدک کش و …) قرار میگیرند و تعدادی دیگر در ردیف هواپیماهای دولتی هستند. همچنین قوانین انگلستان هواپیماها را به منظور اعطای قابلیت پرواز و اعطای مجوز و گواهینامه تقسیم بندی مینمایند. در این کشور مقررات مفصلی در خصوص هر کدام مقرر شده است.
2-2- شرائط و نحوه ثبت هواپیما در قوانین هواپیمایی کشوری
قانون هواپیمایی کشوری ایران مقرراتی در زمینه ثبت و تابعیت هواپیما دارد. مطابق آن، «برای اینکه هواپیمایی به تابعیت ایرانی شناخته شود باید در دفتر ثبت هواپیماها که در اداره کل هواپیمایی کشوری نگهداری میشود به ثبت برسد.» اگر هواپیمایی در کشور دیگری به ثبت رسیده باشد، در صورتی میتواند در ایران به ثبت برسد، که از ثبت کشور مزبور خارج شده باشد. ضمناً هواپیما باید به شخص حقیقی یا حقوقی ایرانی تعلق داشته باشد. اگر هواپیما به شرکتی غیر ایرانی تعلق داشته باشد، در صورتی قابل ثبت خواهد بود که اولاً اقامتگاه آن شرکت در ایران باشد و ثانیاً سهام آن شرکت با نام بوده و اکثریت سهام آن به اتباع ایرانی تعلق داشته باشد.
مطابق قوانین ثبت و مالکیت هواپیما در کانادا، هیچ فردی مجاز نیست مالک هواپیمایی بوده و آن را مطابق قوانین کانادا به ثبت برساند مگرآنکه 16 سال تمام داشته باشد. اشخاص حقوقی که تابعیت کانادا را نداشته باشند ولی تحت قانون کانادا دارای شخصیت حقوقی بوده و یا تحت قوانین یکی از ایالتهای کانادا شکل گرفته و ثبت شده باشند به شرط رعایت استانداردهای ثبت هواپیما و علائم مربوط به آن، میتوانند هواپیمایی را در کانادا به ثبت برسانند. البته وزیر مربوطه میتواند استثنائاتی را بپذیرد.به منظور ثبت هواپیمایی در کانادا به غیر از بالون، بدنه خارجی، پوسته و ساختمان هواپیما هویت آن را تشکیل میدهد. در صورتیکه بدنه خارجی، پوسته و ساختمان هواپیما فرسوده شود هواپیما اسقاطی تلقی و از رده خارج میشود. به منظور ثبت بالون در کانادا، پوشش بالون هویت آن را میسازد و در صورتیکه پوشش آن صدمه ببیند، از رده خارج میشود. هیچ کس حق ندارد هواپیمایی را که بر طبق قانون ثبت نشده و یا تاریخ ثبت موقت آن منقضی شده و یا ثبت آن باطل شده باشد، در داخل و یا خارج از کشور کانادا به پرواز درآورد. اسناد مربوط به ثبت و تابعیت هواپیما باید همواره در داخل هواپیما نگهداری شود. چنانچه هواپیمایی در یک کشور خارجی که با کانادا معاهده دو جانبهای نداشته، ثبت شده باشد ممکن است وارد کانادا شده و یا در آنجا به کار گرفته شود مشروط بر اینکه از اداره ثبت کانادا تقاضای مجوز نموده و وزیر با پرواز آن موافقت کرده باشد. در این صورت وزیر شرایطی را مشخص خواهد کرد که هواپیما باید آن شرایط را رعایت کند. اداره ثبت و تابعیت هواپیما در کانادا وظیفه دارد پس از ثبت هر هواپیما، اطلاعات مربوط به آن را منتشر کند. اطلاعات منتشره شامل نوع ثبت (ثبت دائم یا موقت)، نام و مشخصات مالک، علامت ثبت و هر مشخصهای که به نظر اداره مربوطه، ضروری تشخیص داده شود خواهد بود.
ثبت و تابعیت هواپیما در بریتانیا از پیچیدگی خاصی برخوردار است. مطابق قانون 1949 هواپیمایی کشوری انگلیس، ملکه میتواند قانونی را برای ثبت هواپیما در پادشاهی انگلستان تصویب کند.
عبارت پادشاهی انگلستان به بریتانیا (یعنی انگلستان، اسکاتلند و ولز) و ایرلند شمالی اشاره دارد. قدرت ملکه معمولاً جزایر مانش، جزیره من و دیگر سرزمینهای تحت قیمومت را نیز در برمیگیرد. در این کتاب، منظور از انگلستان، هواپیمایی ثبت شده در بریتانیا و ایرلند شمالی است.عبارت مشترک المنافع بوسیله قانون هوانوردی 1979 تعریف شده است که مطابق آن، این عبارت شامل پادشاهی انگلستان، جزیره من و کشورهای ذکر شده در بند (3) است.قانون 1948 شامل تابعیت انگلیس و تمامی سرزمینهایی که محدوده پادشاهی را تشکیل میدهند، یا سرزمینهایی که پادشاه در آن صلاحیت و اقتدار قضایی دارد خواهد بود.بطور کلی قانون هواپیمایی کشوری هیچ تمایزی بین هواپیمای ثبت شده در سرزمینهای تحت اقتدار انگلستان و هواپیماهای ثبت شده در کشورهای خارجی قائل نشده است. تفاوت اصلی بین هواپیمای ثبت شده در انگلستان و هواپیمای ثبت شده در هر جای دیگر است. بنابراین عبارت هواپیمای مشترک المنافع به معنی هواپیمای ثبت شده در کشورهای مشترک المنافع است که در بالا تعریف شد و تمامی هواپیماهای دیگر از نظر قانون انگلیس هواپیماهای خارجی و یا هواپیماهای بدون تابعیت هستند.در انگلستان، مسئولین هواپیمایی کشوری مسئولیت ثبت هواپیما را به عهده دارند.هواپیماهایی که میتوانند در انگلستان ثبت شوند با دو کشور ایران و کانادا متفاوتند. در این کشور به منافع عمومی توجه خاصی شده است. در موارد مشروحه ذیل، هواپیما نمیتواند در انگلستان به ثبت برسد یا ثبت آن ادامه یابد:
هواپیما در جایی خارج از انگلستان به ثبت رسیده باشد.
ثبت هواپیما در یکی از کشورهای مشترک المنافع ترجیح داده شود.
منافع عمومی ثبت هواپیما یا ادامه فعالیتآن در انگلستان به مصلحت نباشد.
شخص حقیقی یا حقوقی که از نظر حقوقی سهم یا منافعی در هواپیما دارد، تابعیت ایرلند را داشته، یا شرکتی باشد که فعالیت تجاری آن در اسکاتلند متمرکز است، یا شخصی باشد که در یکی از کشورهای مشترک المنافع فعالیت داشته یا مرکز اصلی فعالیت وی در یکی از این کشورها باشد.علیرغم شرایط مذکور، نمیتواند هواپیمایی را در انگلیس به ثبت برساند، ثبت هواپیمای وی را قبول نمایند به شرطی که وی ساکن انگلیس بوده و مرکز فعالیت تجاری وی در انگلستان باشد یا این که هواپیمای خود را در اختیار شرکتی قرار دهد که شرایط ثبت در انگلستان را دارا است.
ثبت انواع مختلف هواپیما
قانون هواپیمایی کشوری ایران و آیین نامه ثبت و تابعیت هواپیما در این کشور در مورد ثبت و تشریفات مربوط به انواع مختلف هواپیما تفکیکی قائل نشدهاند.
مطابق قانون مربوط به ثبت هواپیمایی کشوری کانادا، هواپیما با عنوانهای هواپیمای کشوری، دولتی و خصوصی به ثبت خواهد رسید. هواپیمایی که مالکیت آن بطور کامل متعلق به دولت بوده و در خدمت دولت کانادا قرار گرفته و استفاده شود، به عنوان هواپیمای دولتی ثبت میشود. وسیلههایی مثل هلی کوپتر که برای آموزش به پرواز در میآیند به عنوان هواپیمای کشوری ثبت میشوند. متقاضی ثبت علاوه بر تعیین نوع استفاده از هواپیما، باید اطلاعات