تیر ۲۰, ۱۳۹۹

منبع تحقیق درمورد انسان شناسی، ریچارد رورتی، عمل گرایی، علوم انسانی

دانشگاه بوعلی سینا
مشخصات رساله/پایان نامه تحصیلی
عنوان :
نقد انسان شناسی نوعمل گرایی(ریچارد رورتی)براساس دیدگاه محمدحسین طباطبایی
نام نویسنده:حسین فا نی ملکی
نام استاد/اساتید راهنما: دکتر منصور خوشخوئی
نام استاد/اساتید مشاور: –
دانشکده: ادبیات و علوم انسانی
گروه آموزشی: علوم تربیتی
رشته تحصیلی: تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش
گرایش تحصیلی: تعلیم وتربیت اسلامی
مقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد
تاریخ تصویب پروپوزال: ۸/۱۰/۱۳۹۳
تاریخ دفاع: ۶/۷/۱۳۹۴
تعداد صفحات:۱۷۲

چکیده
هدف این پژوهش نقد انسان شناسی نوعمل گرایی (ریچارد رورتی) بر اساس دیدگاه محمدحسین طباطبایی بوده.روش تحقیق در این پژوهش به لحاظ هدف نظری و به لحاظ روش توصیفی تحلیلی و ابزار جمع آوری اطلاعات،از نوع سندکاوی می باشد.جامعه این پژوهش تمام پژوهش ها و مقالات نوشته شده در زمینه نوعمل گرایی و دیدگاه طباطبایی و نمونه پژوهش کتب ومقالت در دسترس می باشد.نتایج یافته های پژوهش به شرح زیر است. در موضوع مبدأ وجود انسان،طباطبایی انسان را موجودی مرکب از جسم و روح می داند که خلقت او به مبدأ جهان،خداوند متعال برمی گردد ولی از دیدگاه رورتی وجود انسان برحسب تصادف رقم خورده و به چیزی ماوراء خود وابسته نیست.درموضوع غایت انسان،طباطبایی محدود نشدن زندگی انسان به همین دنیا و وجود دو عالم برزخ و قیامت بعد از دنیا را سیر تکاملی انسان می داند.اما در دیدگاه رورتی مرگ آدمی نابودی او و سرانجام زندگی انسان پوچ و بی معناست.در موضوع فطرت انسان، طباطبایی به فطرت که همان معرفت ومیل باطنی انسان است و اکتسابی نیستند اعتقاد دارد ولی از دیدگاه رورتی خصوصیات ثابت باطنی در انسان نفی شده و کل وجود انسان احتمالی معرفی می شود.نتایج پژوهش درموضوع عقل نشان داد، طباطبایی عقل را رسول و راهنمای انسان قلمداد کرده که در دو بعد شناخت و عمل نقش فعال هدایت و رشد انسان را بر عهده دارد.اما در دیدگاه رورتی عقل به عنوان عامل کشف حقایق و عمل درست مطرح نیست بلکه به جای عقل به اجماع و تساهل معتقد است. در موضوع اختیار، طباطبایی یکی از ویژگی های خلق شده انسان به دست خداوند را اختیار می داند.انسان در زندگی نه موجودی مجبور و نه موجودی رها شده به حال خود است.اما از منظر رورتی انسان مداری جدای از مبدأ آفرینش وارزش های اخلاقی پیشینی بوده،اختیار و آزادی مورد نظر او به آزادگذاری افراطی ورهاسازی امیال نفسانی می انجامد.بنابراین نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بین دو دیدگاه طباطبایی و رورتی در موضوع انسان شناسی تفاوت وجود دارد.
واژههای کلیدی: انسان شناسی، نوعمل گرایی، رورتی، طباطبایی

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات طرح پژوهش
۱-۱-مقدمه ۳
۱-۳- اهمیت وضرورت تحقیق ۶
۱-۵- سؤالات پژوهش ۷
۱-۶- روش انجام پژوهش ۸
۱-۷- تعریف مفاهیم ۸
۱-۷-۱-مبدأ وجود انسان ۸
۱-۷-۳-فطرت انسان ۹
۱-۷-۴-عقل انسان ۹
۱-۷-۵-اختیار انسان ۹
۱-۷-۶-محمدحسین طباطبایی(۱۲۱۸-۱۳۶۰) ۹
۱-۷-۷-ریچارد رورتی(۲۰۰۷-۱۹۳۱) ۱۰
۱-۷-۸- نوعمل گرائی ۱۰
فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش
مقدمه ۱۳
۲-۱-مبانی نظری پژوهش ۱۳
۲-۱-۱-تعریف انسان شناسی ۱۳
۲-۱-۳-انواع انسان شناسی ۱۵
۲-۱-۳-۱-انسان شناسی دینی ۱۵
۲-۱-۳-۲-انسان شناسی عرفانی ۱۵
۲-۱-۳-۳-انسان شناسی فلسفی ۱۶
۲-۱-۳-۴-انسان شناسی فیزیکی یا زیستی ۱۶
۲-۱-۳-۵-انسان شناسی فرهنگی واجتماعی وتاریخی ۱۶
۲-۱-۴-ضرورت انسان شناسی ۱۷
۲-۱-۵-یگانگی یا دوگانگی انسان ۱۸
۲-۱-۶-گرایشات فطری ۱۸
۲-۱-۷- عمل گرایی ۱۹
۲-۱-۸- نوعمل گرایی ۲۰
۲-۱-۹- معرفت شناسی رورتی ۲۲
۲-۱-۲-منکران مبانی وخصوصیات ثابت انسانی ۲۳
۲-۱-۲-۱-ویلیام اوکامی(۱۳۴۹-۱۲۸۵)اسم گرائی ۲۳
۲-۱-۲-۲-جان لاک(۱۷۰۶-۱۶۳۲)-تجربه گرائی ۲۵
۲-۱-۲-۳-دیوید هیوم(۱۷۷۶-۱۷۱۱) ۲۶
۲-۱-۲-۴-گئورگ ویلهلم فریدریش هگل(۱۸۳۱-۱۷۷۰) ۲۸
۲-۱-۲-۵-کارل مارکس(۱۸۸۳-۱۸۱۸) ۲۹
۲-۱-۲-۶-ویلیام کینگدان کیلفورد(۱۸۷۹-۱۸۴۸)-اثبات گرائی ۳۰
۲-۱-۲-۷- فریدریش ویلهلم نیچه(۱۹۰۰-۱۸۴۴) ۳۱
۲-۱-۲-۸-جان دیوئی(۱۹۵۲-۱۸۵۹)-عمل گرائی ۳۳
۲-۱-۲-۹-ژان پل ساتر(۱۹۶۹-۱۸۸۶)- هستی گرائی ۳۴
۲-۱-۲-۱۰-ایزرایل شفلر ۳۵
۲-۱-۳- قائلین به مبانی و خصوصیات ثابت انسانی ۳۶
۲-۱-۳-۱-سقراط ۳۶
۲-۱-۳-۲-ارسطو ۳۷
۲-۱-۳-۳-رواقیان ۳۹
۲-۱-۳-۴-ابن سینا ۳۹
۲-۱-۳-۵- توماس اکوئیناس ۴۰
۲-۱-۳-۶-رنه دکارت(۱۶۵۰-۱۵۹۶) ۴۱
۲-۱-۳-۷-ژان ژاک روسو(۱۷۷۸-۱۷۱۲) ۴۳
۲-۱-۳-۸-ایمانوئل کانت(۱۸۰۴-۱۷۲۸) ۴۴
۲-۱-۳-۹-برتراند آرتورویلیام راسل(۱۹۷۰-۱۸۷۲) ۴۶
۲-۱-۳-۱۰-محمد تقی جعفری ۴۷
۲-۱-۳-۱۱-مرتضی مطهری ۴۸
۲-۱-۳-۱۲-عبدالله جوادی آملی ۵۰
۲-۱-۳-۱۳-محمد تقی مصباح یزدی ۵۳
۲-۲- مبانی تجربی پژوهش ۶۱
فصل سوم: تقریر دونظریه
بخش اوّل: نظریّه انسان شناسی (محمّدحسین طباطبایی) ۷۳
۳-۱-۱- مقدمه ۷۳
۳-۱-۲- زندگی نامه ومکتب فلسفی محمّد حسین طباطبایی(ره) ۷۳
۳-۱-۳- مبدأوجود انسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی ۷۵
۳-۱-۴- غایت انسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی ۸۱
۳-۱-۵- فطرت انسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی ۸۸
۳-۱-۶- عقل انسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی ۹۴
۳-۱-۷- اختیارانسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی ۹۹
بخش دوم: نظریه انسان شناسی نوعمل گرایی(ریچارد رورتی) ۱۰۶
۳-۲-۱- مقدمه ۱۰۶
۳-۲-۲- ریچارد رورتی(۲۰۰۷-۱۹۳۱) ۱۰۶
۳-۲-۳- ماهیت انسان ازدیدگاه رورتی ۱۰۶
۳-۲-۴- دیدگاه رورتی درخصوص مبدأ وجود وغایت انسان ۱۰۷
۳-۲-۵- دیدگاه تعاملی رورتی دربرابر فطرت انسان ۱۰۹
۳-۲-۵-۱-واژگان نهائی ۱۱۰
۳-۲-۵-۲-طنزگرایی ۱۱۱r />۳-۲-۵-۳-خودآفرینی ۱۱۳
۳-۲-۶-دیدگاه رورتی درخصوص عقلانیت ۱۱۴
۳-۲-۷-دیدگاه رورتی درخصوص اختیارانسان ۱۱۶
فصل چهارم: یافته های پژوهش
۴-۱-مقدمه ۱۲۳
۴-۲-تجزیه وتحلیل پرسش های تحقیق ۱۲۳
۴-۲-۱-دیدگاه محمدحسین طباطبایی درخصوص مبدأوجود ۱۲۳
۴-۲-۲-دیدگاه ریچارد رورتی درخصوص مبدأوجودانسان ۱۲۵
۴-۲-۳-مقایسه دیدگاه رورتی ومحمدحسین درموضوع مبدأ وجود انسان ۱۲۷
۴-۲-۴-دیدگاه محمدحسین طباطبایی درخصوص غایت انسان ۱۳۱
۴-۲-۵-دیدگاه ریچاردرورتی درخصوص غایت انسان ۱۳۴
۴-۲-۶-مقایسه دیدگاه رورتی ومحمدحسین طباطبایی درموضوع غایت انسان ۱۳۵
۴-۲-۷- دیدگاه محمدحسین طباطبایی درموضوع فطرت انسان ۱۳۷
۴-۲-۸-دیدگاه تعاملی ریچارد رورتی در برابر فطرت انسان ۱۳۹
۴-۲-۸-۱-واژگان نهائی ۱۴۰
۴-۲-۸-۲-طنزگرایی ۱۴۱
۴-۲-۸-۳-خودآفرینی ۱۴۱
۴-۲-۹-مقایسه دیدگاه محمدحسین طباطبایی وریچاردرورتی درموضوع فطرت انسان ۱۴۲
۴-۲-۱۰-دیدگاه محمدحسین طباطبایی درموضوع عقل انسان ۱۴۴
۴-۲-۱۱- دیدگاه ریچاردرورتی درموضوع عقل انسان ۱۴۶
۴-۲-۱۲-مقایسه دیدگاه محمدحسین طباطبایی وریچاردرورتی درموضوع عقل انسان ۱۴۷
۴-۲-۱۳-دیدگاه محمدحسین طباطبایی درموضوع اختیارانسان ۱۵۰
۴-۲-۱۴-دیدگاه ریچارد رورتی درموضوع اختیارانسان ۱۵۲
۴-۲-۱۵-مقایسه دیدگاه محمدحسین طباطبایی و ریچاردرورتی درموضوع اختیارانسان ۱۵۳
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
۵-۱- مقدمه ۱۵۹
۵-۲- خلاصه نتایج به تفکیک سؤال ۱۶۰
۵-۳- بحث ونتیجه گیری ۱۶۲
۵-۴-پیشنهادها ۱۶۶
۵-۴-۱-پیشنهاد های کاربردی-آموزشی ۱۶۶
۵-۴-۲- پیشنهاد های پژوهشی ۱۶۶
۵-۵- محدودیت های پژوهشی ۱۶۶
فهرست منابع ۱۶۷

فهرست جداول

جدول۴-۱-مبدأوجودانسان ازنظرمحمدحسین طباطبایی و ریچارد رورتی ۱۳۰
جدول۴-۲-غایت انسان ازنظرمحمدمحمد حسین طباطبایی و ریچارد رورتی ۱۳۷
جدول۴-۳-فطرت انسان ازنظرمحمدمحمد حسین طباطبایی و ریچارد رورتی ۱۴۴
جدول۴-۴-عقل انسان از نظرمحمدحسین طباطبایی وریچارد رورتی ۱۴۹
جدول ۴-۵- اختیارانسان از دیدگاه محمدحسین طباطبایی وریچارد رورتی ۱۵۵
جدول شماره۵-۱-عناصر مورد نظر محمدحسین طباطبایی و ریچارد رورتی در انسان شناسی ۱۶۵

فصل اول
کلیات طرح پژوهش

۱-۱-مقدمه
شناخت انسان ومطالعه ابعاد مختلف او همواره درکانون توجه فلاسفه تعلیم وتربیت قرارداشته است، زیرا از یک سو چگونگی معنا وهدف زندگی انسان تعیین کننده مسیرتربیتی اواست وازسویی دیگرکشف اصول تعلیم وتربیت مستلزم بررسی دقیق جنبه های مختلف حیات انسان است.به همین دلیل دردوران معاصرسؤالات مربوط به ماهیت انسان درکانون توجه فلاسفه تعلیم وتربیت،ویکی ازمحورهای اساسی نظرات،تأملات وتلاشی های علمی و فلسفی فلاسفه واندیشمندان مختلف بوده است،ونظریات متنوع و بعضاً متعارض دراین موضوع ارائه شده است.
دراین معرکه علمی – فلسفی- دینی،فلاسفه،پیروان ادیان،دانشمندان علوم انسانی وتجربی وحتی اندیشمندان پسانوگرا همه حضوردارند و چالشی بزرگ بر سراین معمای هستی(انسان)همواره مطرح بوده است.این که کدام یک ازاین نظریات و آراءمتعارض از لحاظ نظری استوارترواز نظر تربیتی راهگشا ترند،مسئله ای است که از جهت مباحث فلسفی تعلیم وتربیت قابل توجه است زیرا موضوع تعلیم وتربیت انسان است وتحقیق وتبیین مسئله انسان برای تعلیم وتربیت یکی ازمهمترین مسائل است.
انسان شناسی مورد توجه اسلام،انسانشناسی دینی است،چرا که انسان شناسی دینی از طریق وحی حاصل می شود و این امر موجب می شود که واجد جامعیّت،اتقان وخطا پذیری بوده وتنها آن چه را می پذیرد که با مبانی دینی سازگاری داشته باشد.اما نقدی که انسان شناسی اسلامی ودینی به انسان شناسی غیر دینی دارد این است که این انسان شناسی به دلیل دوری از منبع لایزال وحیانی وهمچنین فقدان تفکرات عمیق و همه جانبه عقلانی،ومتأثر شدن از موقعیت های تاریخی،از انسجام واستحکام لازم بی بهره است به همین دلیل قادر به حل مشکلات بشریت و مسائل تربیتی نمی باشد.(خسروپناه،ج۱ ،۵۰۸:۱۳۹۰)
لذا با توجه به نگرش جامعی که انسان شناسی اسلامی دارد،لازم است که به اسلام وآرای اندیشمندان اسلامی رجوع شود تا با استفاده از نظرات وآراء آنان انسانشناسی مکاتب مختلف مورد نقد و بررسی فرار گیرد در این پژوهش پس از پرداختن به دیدگاه محمدحسین طباطبایی به عنوان یک فیلسوف اسلامی ودیدگاه نوعمل گرای ریچارد رورتی به عنوان یک فیلسوف پسانوگرا در موضوع انسان شناسی، دیدگاه رورتی از منظر طباطبایی مورد نقد قرار خواهد گرفت.
.

۱-۲-بیان مسئله
مهمترین مبنای تعلیم و تربیت هر مکتب و ایدئولوژی تعریف انسان است و برای پرداختن به سایر فعالیت های تربیتی از جمله اهداف،اصول وروشها لازم است انسان از ابعاد مختلف معرفی شود.و همچنین یکی از ضرورت ها و بایسته های نظام اسلامی تولید علوم انسانی اسلامی است در این میان با توجه به نقش محوری انسان شناسی در تولید علوم انسانی اسلامی می بایستی شناخت انسان بیش از پیش مورد نظر اندیشمندان باشد چرا که بسته به تعریفی که ازانسان ارائه می شود نظام فکری نیز متفاوت خواهد بود.با توجه ضرورت انسان شناسی،در مکاتب مختلف همواره به شناخت انسان اهمیت داده اند و از منظر های مختلفی بدین موضوع پرداخته اند.
همچنین با معنی و بی معنی بودن زندگی انسان بستگی تام به تصویرهای مختلف ما ازانسان دارد واین تصویرهای مختلف را،تحقیقات انسان شناختی دراختیارما قرارمی دهد.به عنوان مثال،اگردرانسان شناسی به این
تصویرازانسان دست یابیم که انسان دارای هدف معقول و متناسبی نیست که درطول زندگی خودبه سوی آن درحرکت باشد؛ویا اگرانسان را موجودی بدانیم که محکوم جبرزیستی،اجتماعی تاریخی و الهی است وخود نمی تواند سرنوشت خود را رقم زند،دراین صورت،زندگی انسان،بی معنی وسراسرپوچ وبیهوده خواهدبود.ولی اگرانسان را موجودی هدفدار- هدفی معقول و متناسب- و دارای اختیار تصور کردیم که می تواند با تلاش های اختیاری خویش به آن هدف برتر دست یابد، زندگی وی معقول و با معنی می شود.همچنین نظریه ها ومکتب های انسان شناسی معاصر،ازتبیین مهمترین پدیدهای انسانی در این جهان ناتوان هستند اما انسان شناسی دینی درمقایسه با انواع هم عرض خود،ازامتیاز هایی برخوردار است.انسان شناسی دینی از دستاوردهای وحیانی سود می جوید و روش وحیانی محدود