5-9- کاربردهای عملی پژوهش 114

5-10- محدودیت‌های پژوهش 114
5-11- پیشنهادهای پژوهش 15
5-11-1- پیشنهادهای کاربردی 115
5-11-2- پیشنهادهای پژوهشی 115
فهرست منابع و مآخذ

منابع فارسی 116
منابع انگلیسی 120
پیوست‌ها
برگه اطلاعات و رضایت نامه پژوهش 131
پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ 132
پرسشنامه اضطراب اجتماعی لیبوویتز 133
پرسشنامه اضطراب اجتماعی SPIN 135
پرسشنامه افسردگی بک 136
اسلایدهای مرتبط با آزمون عزت نفس ضمنی 139
اسلایدهای مرتبط با آزمون ترس از ارزیابی منفی ضمنی 140
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 4-1- میانگین و انحراف استاندارد سن در دو گروه آزمایش و کنترل 91
جدول4-2- میانگین و انحراف استاندارد تحصیلات در دو گروه آزمایش و کنترل 92
جدول4-3- داده‌های توزیع فراوانی وضعیت تاهل در گروه آزمایش 92
جدول4-4- داده‌های توزیع فراوانی وضعیت تاهل در گروه کنترل 93
جدول 4-5- داده‌های توصیفی متغیر نمره عزت نفس ضمنی 93
جدول4-6- داده‌های توصیفی متغیر ترس از ارزیابی منفی ضمنی 94
جدول4-7- داده‌های توصیفی اضطراب اجتماعی 94
جدول4-8- داده‌های توصیفی متغیر اضطراب اجتماعی لیبوویتز 95
جدول4-9- داده‌های توصیفی متغیر عزت نفس آشکار (روزنبرگ) میانگین 95
جدول4-10- آزمونt مستقل متغیر سن 96
جدول 4-11- آزمونt مستقل متغیر اضطراب اجتماعی 96
جدول 4-12- آزمونt مستقل متغیر اضطراب اجتماعی (لیبوویتز) 96
جدول4-13- آزمونt مستقل متغیر عزت نفس آشکار (روزنبرگ) 97
جدول 4-14- آزمونt مستقل متغیر عزت نفس ضمنی 97
جدول4-15- آزمونt مستقل متغیر ترس از ارزیابی منفی ضمنی 97
جدول4-16- تحلیل کوواریانس یک راهه متغیر عزت نفس ضمنی 98
جدول4-17- تحلیل کوواریانس یک راهه متغیر ترس از ارزیابی منفی ضمنی 99
جدول4-18- تحلیل کوواریانس یک راهه متغیر اضطراب اجتماعی 100
جدول4-19- تحلیل کوواریانس یک راهه متغیر سطح اضطراب اجتماعی 101
جدول4-20- تحلیل کوواریانس یک راهه متغیر عزت نفس آشکار (روزنبرگ) 102
جدول4-21- همبستگی عزت نفس آشکار (روزنبرگ) و عزت نفس ضمنی 102
فصل اول
مقدمه

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

1-1-کلیات
اضطراب بیانگر حالت هیجانی نامطلوبی است که محصول فشار و کشمکش‌های روانی فرد است و مشخصه بارز آن ترس و بیم از حوادث منفی آینده است. چنانچه این ترس و تشویش مبهم و پراکنده بوده و وابسته به موضوع معینی نباشد و یا به صورت افراطی درآید، اضطراب نوروتیک مطرح می‌شود (لیندسی، 1995). اضطراب نوروتیک در طبقه‌بندی تشخیصی رسمی DSM-IV-TR تحت عنوان اختلالات اضطرابی شناخته می‌شود (کاپلان-سادوک، 2003).
در میان انواع اختلالات اضطرابی، اختلال اضطراب اجتماعی رایج‌ترین اختلال اضطرابی و سومین اختلال شایع روان‌پزشکی (انجمن روانپزشکی آمریکا، 1994؛ ترجمه نائینیان، مداحی و بیابانگرد، 1374) به حساب می‌آید. در اضطراب اجتماعی افراد در موقعیت‌های اجتماعی یا عملکردی آن چنان مضطرب می‌شوند که خود را مجبور به اجتناب از موقعیت می‌بینند یا آن را با اضطراب زیاد تحمل می‌کنند و به نوعی زندگی حرفه‌ای، تحصیلی و اجتماعی‌شان مختل می‌گردد (حمیری، 1389).
هسته اصلی اختلال اضطراب اجتماعی ترس از ارزیابی منفی، مورد انتقاد قرار گرفتن و یا طرد شدن است که به دنبال آن فرد به اجتناب مفرط از موقعیت‌های اجتماعی رو می‌آورد (انجمن روانپزشکی آمریکا، 1994؛ ترجمه نائینیان، مداحی و بیابانگرد، 1374). ارزیابی خود به صورت منفی ممکن است منجر به داشتن این انتظار که دیگران نیز آن‌ها را به‌طور منفی ارزیابی کنند؛ شود (لیری و کوالسکی، 1995؛ به نقل از کوکووسکی و اندلر، 2000) داشتن این‌چنین طرحواره منفی از خود، مولفه‌ای مهم در تعریف اضطراب اجتماعی تلقی می‌شود (کلارک و ولز، 1995). چنین سبک شناختی‌ای نه تنها وخامت اضطراب اجتماعی را تشدید کرده، بلکه در تداوم اختلال نقش مهمی ایفا می‌کند. در تایید این فرضیه، بک، امری و گرینبرگ (1996) نشان داده‌اند که افراد مضطرب اجتماعی، در مقایسه با افراد غیر مضطرب، بیان‌ها و باورهای منفی بیشتری را در ارزیابی خود گزارش می‌کنند. پس بنابراین عزت نفس پایین منجر به افزایش ترس از ارزیابی منفی دیگران شده که متعاقباً افزایش اضطراب اجتماعی را به دنبال دارد (کوکووسکی، اندلر، 2000؛ تیچمن و آلن، 2007).
با توجه به آنچه گفته شد عزت نفس نقش مهمی در عملکرد شناختی ایفا می‌کند. در واقع عزت نفس ناپایدار یا متغیر، با خشم (واسچل و کرنیس، 1996)، واکنش هیجانی و افسردگی (باتلر، هوکانسون و فلین، 1994؛ کرنیس، گران‌من و ماتیس، 1991) مرتبط است. تلاش‌های بسیاری در جهت تغییر عزت نفس با اطلاعات مربوط به خود مثبت یا منفی انجام شده است (ریکتا و دائن هیمر، 2003). در مجموع پژوهش‌ها نشان داده‌اند که افراد دارای عزت نفس پایین، در مقایسه با افراد دارای عزت نفس بالا، دسترسی شناختی بیشتری به ضعف شخصی خود پس از شکست دارند (دادسون، وود، 1998).
بیشتر پژوهش‌های صورت گرفته در مورد عزت نفس، بر خود ارزیابی‌های آشکار (در نظر گرفتن آگاهانه و نسبتاً کنترل شده) متمرکزاند، با این حال در طول چند سال اخیر، پژوهش‌هایی با تمرکز بر عزت نفس ضمنی (ناآگاهانه، فراتر از یادگیری و خودکار) شکل گرفته‌اند (بکاس، بالدوین، پیکر، 2004؛ دیجکسترهوویس، 2004). نتایج پژوهش‌های اخیر حاکی از آن است که عزت نفس ضمنی پایین با نشانه‌هایی همچون آسیب‌پذیری به افسردگی و اضطراب همراه است (بوسون، برآون، زیگلر-هیل و سوآن، 2003؛ جوردن، اسپنسر و زانا، 2003).
با آنچه مطرح شد، پژوهش حاضر به این مساله می‌پردازد که اجرای برنامه تعدیل عزت نفس ضمنی بر افزایش عزت نفس ضمنی و به دنبال آن تعدیل ترس از ارزیابی منفی ضمنی موثر است یا خیر.
1-2- بیان مساله
اضطراب اجتماعی اختلالی مزمن است چرا که در بسیاری از افراد تشخیص داده نمی‌شود و بدون درمان باقی می‌ماند (لمپ، 2009). مبتلایان به این اختلال از آسیب‌های چشمگیری در زندگی روزمره، روابط اجتماعی و شغلی رنج می‌برند (ورهولست، وندرلند، فردیناند و کاسیوس، 1997؛ به نقل از دادستان، اناری و صالح صدق پور، 1388). داده‌های واپس‌نگر، همه‌گیر شناسی و مطالعات بالینی آینده نگر حاکی از آن است که این اختلال می‌تواند طی سال‌ها تاثیر منفی عمیقی بر زندگی شخص داشته باشد (سادوک و سادوک، 2003؛ ترجمه پورافکاری، 1385). از این رو اضطراب اجتماعی به عنوان اختلالی حائز اهمیت در زمینه بهداشت همگانی در نظر گرفته شده است (فرمارک، 2002؛ به نقل از راپی و اسپنس، 2004). هر چند همانند سایر اختلالات اضطرابی داده‌های همه‌گیر شناسی محدودی وجود دارد، شیوع کلی این اختلال تقریباً 13 درصد گزارش شده است (انجمن روانپزشکی آمریکا، 1994؛ ترجمه نائینیان، مداحی و بیابانگرد، 1374).
در بررسی ویژگی‌های اضطراب اجتماعی می‌توان گفت ترس از ارزیابی منفی هسته مهم اختلال است. افراد با اضطراب اجتماعی دائماً نگران این موضوع هستند که چگونه توسط دیگران ادراک و ارزیابی می‌شوند (کلارک و ولز، 1995؛ راپی و هیمبرگ، 1997؛ به نقل از حمیری، 1389). چرا که این فرض را دارند که دیگران ذاتاً انتقادگر هستند (یعنی آن‌ها را منفی ارزیابی خواهند نمود). در نتیجه زمانی که فرد در موقعیت اجتماعی قرار می‌گیرد یا فقط آن را پیش‌بینی می‌کند، تصوری از ظاهر و رفتار بیرونی خود شکل می‌دهد و به جنبه‌های مشخص تصویر خود (عموماً جنبه‌های مرتبط با موقعیت و بالقوه منفی) و تصور تهدید بیرونی بالقوه (مانند کسل شدن حاضرین) توجه می‌کند. از طرفی، فرد با پیش‌بینی ارزیابی منفی از سوی دیگران درباره عملکرد خود، اضطراب بیشتری را تجربه می‌کند که تصور ذهنی فرد از ظاهر و یا رفتار مشاهده شده از سوی دیگران را تحت تاثیر قرار داده و این چرخه از نو تکرار می‌شود (راپی و هیمبرگ، 1997؛ به نقل از حمیری، 1389). در مجموع می‌توان گفت که ترس از ارزیابی منفی با عاطفه منفی و هوشیاری (آگاهی) بین فردی تداعی می‌شود (بک و همکاران، 1985؛ هارب،2002؛ به نقل از معماریان، 1390) به عبارتی این ویژگی، تمایل افراد به تمرکز انتخابی بر شکست و خودانتقادگری را منعکس می‌کند. در مفهوم تداعی‌های خودکار، ولز و کلارک (1997، به نقل از گلاشور، ورولینگ، دوجنگ، جاس دو کیجسر، 2012) دو مدل را در افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی مطرح می‌کنند: 1) تداعی‌های خودکار منفی نسبت به خود (عزت نفس ضمنی) 2) تداعی‌های بین نشانه‌های اجتماعی و برون‌دادهای منفی از عملکرد اجتماعی مانند شکست و طرد. مطالعات صورت گرفته در راستای آزمون این دو مدل، نقش تداعی‌های ضمنی و آشکار نسبت به خود را در تداوم اختلال تایید نموده‌اند (کلاسک، دوجنگ، پنینکس، 2012؛ به نقل از گلاشور، دوجنگ، جاس دو کیجسر، 2012).
پردازش‌های خودآیند به صورت سوگیری یا انحراف در پردازش اطلاعات هیجانی از دیگر مفروضه‌هایی است که رویکرد شناختی در تبیین مفهوم اختلالات هیجانی و درمان بر آن تاکید دارد و به نوعی آن را آسیب‌شناسی می‌داند که می‌تواند در تشدید و تداوم اختلالات هیجانی نقش داشته باشد. بر طبق این مدل، مشخصه افراد اجتماع هراس، ادراک سوگیرانه عملکرد اجتماعی است (بک، امری و گرینبرگ، 1985). بر اساس مدل شناختی هارتمن (1983؛ به نقل از حمیری، 1389) افراد اجتماع هراس در بحبوحه موقعیت‌های اجتماعی چنان با فرایندهای متمرکز به خود درگیر هستند که منجر به تداخل با عملکرد اجتماعی رضایت‌بخش می‌شود. درگیر شدن در خودارزیابی‌های منفی به دلیل عزت نفس پایین یکی از این فرایندهای مداخله‌گر است.
بنابراین مداخله در عزت نفس ضمنی به عنوان مولفه دخیل در اختلال اضطراب اجتماعی، کاهش هیجان منفی را پیش‌بینی می‌کند (دیجکسترهوویس، 2004؛ کانر و بارت، 2005؛ به نقل از پناهنده، 1391). همچنین پژوهش‌ها مبین اهمیت نقش مهم خود ضمنی در تعدیل هیجانی است چنانکه برخی از روش‌های مداخله، بر عزت نفس ضمنی تاثیر داشته، اما بر عزت نفس خودگزارشی تاثیری ندارد (بکاس، بالدوین و پکر، 2004).
به منظور افزایش عزت نفس ضمنی (ناآگاهانه)، به نظر ضروری است که افکار منفی خودکار مرتبط با خود مورد بررسی قرار گرفته تا عزت نفس ضمنی مثبت ایجاد شود. با در نظر گرفتن نظریه‌های یادگیری به ویژه الگوی ارجاعی شرطی سازی دی هائر، توماس و بائینز (2001) فرض شده است که عزت نفس ضمنی از طریق شرطی سازی ارزشی زیرآستانه‌ای قابل تغییر است. در پژوهش چان و ژانگ (2009) نیز این ادعا تایید شده است که اثر شرطی‌سازی ارزشی به‌طور معناداری ارتقای عزت نفس ضمنی را پیش‌بینی می‌کند در حالی‌که تداعی بین عزت نفس عینی و اثر شرطی‌سازی ارزشی با اهمیت تلقی نمی‌شود. شرطی‌سازی ارزشی فرایندی است که طی آن ارزش یک محرک خنثی می‌تواند از طریق ارائه شدن آن در ارتباط متوالی، نزدیک و موقتی با محرک هیجانی- مثبت یا منفی، دوست داشتنی یا تنفر انگیز شود (فلچر و همرل، 2001). از خصایص اصلی این روش عدم آگاهی از ارتباط دو محرک و مقاوت نسبت به خاموشی است. استفاده از محرک‌های زیر آستانه‌ای نیز در راستای ناآگاه بودن آزمودنی از رابطه دو محرک شرطی و غیرشرطی است که هرچند زمان ارائه محرک‌ها کوتاه باشد باز هم بار ارزشی انتقال پیدا می‌کند (دی هائر، هندریکس و بائینز، 1997)؛ در نحوه ارائه محرک می‌توان مطمئن شد که آزمودنی از رابطه بین محرک شرطی و غیر شرطی آگاهی ندارد.
با توجه به توضیحات داده شده، سوال این است که آیا اصلاح عزت نفس ضمنی بر افزایش عزت نفس ضمنی و تعدیل ترس از ارزیابی منفی ضمنی تاثیرگذار است؟
1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش
تجربه اضطراب در جمع از سوی افراد جامعه، اثرات منفی بر سلامت روانی و عملکرد آن‌ها در مجامع علمی و شغلی‌شان دارد. در این راستا در سال‌های اخیر، تلاش‌های فزاینده‌ای به منظور فهم سبب شناسی، شیوع و اثرات گسترده اختلال اضطراب اجتماعی صورت گرفته است.
مطالعات نشان داده‌اند که ترس از ارزیابی منفی یک هسته مهم در اضطراب اجتماعی است که با عاطفه منفی و هشیاری بین فردی تداعی می‌شود (بک و همکاران، 1985؛ هارب، 2002؛ به نقل از معماریان، 1390). به منظور اجتناب از امکان شکست، افراد با اضطراب اجتماعی به طور واقع غیرواقع بینانه‌ای برای خودشان استانداردهای بالایی در نظر می‌گیرند که فرد را در چرخه‌ای قرار می‌دهد که با برآورده نشدن استانداردها خود ارزیابی منفی بیشتری را نشان می‌دهد؛ بنابراین می‌توان گفت تغییر در ترس از ارزیابی منفی صرف نظر از نوع درمان بهترین پیشگوی نتیجه درمان در اختلال اضطراب اجتماعی است (کلارک، ولز، 1995؛ لری و کوالسکی، 1995؛ راپی، 1995؛ هیمبرگ و جاستر، 1995؛ به نقل از لیهی و هال‌اند، ترجمه دهقانی، 1385).
از طرفی نیاز به عزت نفس، دغدغه‌ای محوری در انسان‌ها بوده نظریه‌ها و الگوهای گوناگون اشاره به اهمیت و مزیت‌های فراوان عزت نفس بالا دارند (بائومیستر، 1998؛ به نقل از پناهنده، 1391). فرض نظریه تصدیق خود (استیل، 1998؛ به نقل از پناهنده، 1391) این بوده که عزت نفس بالا، مانعی در برابر فشار روانی و تجارب شکست است. مشابه این نظر را تیلور و براون (1988؛ به نقل از پناهنده، 1391) بیان نموده‌اند که دیدگاهی مثبت درباره خود، شادی و سلامت روانی کلی برای شخص به ارمغان می‌آورد. فرض نظریه مدیریت وحشت (گرینبرگ و همکاران، 1992)، برآن است که عزت نفس بالا کمکی در جهت سازگاری با تهدیدهای وجودی به افراد می‌کند. در کل، سطح عزت نفس متوسط یا بالا، پیش‌نیاز عملکرد سالم بوده و تعجبی ندارد که ترجیح اکثریت مردم، مثبت نشان دادن خود (عزت نفس متوسط و بالا) باشد (باناجی و پرنتایس، 1994؛ بائومیستر، 1998؛ تیلور و براون، 1988؛ گرین والد، 1980؛ به نقل از پناهنده، 1391).
علت پرداختن به فرایندهای ضمنی و ارتقای عزت نفس از طریق آن در این پژوهش مزیت فرایندهای ضمنی، افزایش قابل توجه کارآمدی در پردازش اطلاعات بوده که در این صورت، امکان اجرا شدن همزمان تکالیف آشکار وجود دارد (مورتی و شاو، 1989؛ به نقل از پناهنده، 1391). همچنین مقیاس‌های ضمنی ابزاری مناسب برای اندازه‌گیری و یا تغییر و پیشرفت در تغییر طرحواره یا دسترس‌پذیرتر شدن طرحواره‌های زیرین معیوب هستند. به این ترتیب درمانگران قادر به ارزیابی و درمان فرایندهای شناختی ضمنی معیوب، قبل از جدی‌تر شدن نشانه‌ها خواهند بود. همچنین اندازه‌گیری ضمنی به عنوان ابزاری برای جلوگیری از عود مورد استفاده قرار می‌گیرد.
از طرفی اندازه‌گیری عزت نفس ضمنی در مقایسه با عزت نفس آشکار چندین مزیت دارد. اول اینکه عزت نفس ضمنی، غیر مستقیم اندازه‌گیری شده، به طوری که آزمودنی حتی از این موضوع که شکلی از ارزیابی خود