فناوری

چرا در دهه آینده همه برای شکست هیوندای و کیا تلاش خواهند کرد؟

در دنیای پر رقابت امروزی معرفی یه برند جدید و رشد دادن اون در میان خیل بزرگی از رقبا کار بسیار سختیه. به خاطر این بعضی وقتا تماشاگر ظهور و در عین حال حذف سریع بعضی برنده ها از صحنه روزگار هستیم.

در آمریکا با در نظر گرفتن شدیدتر بودن رقابت، پیشرفت و اثبات جایگاه برندی تازه سخت تر از بقیه نقاط دنیاس. در این نقطه از جهان سلیقه خودرویی مردم تا حدودی متفاوت از بقیه کشورها بوده و مشتریان اون به دنبال مدلای خاصی هستن. این موضوع دلیل شده برنده های جا افتاده و مطرحی مثل پژو، رنو و سوزوکی که آوازه ای جهانی دارن، نتونن در آمریکا حضور داشته باشن.

پژو ۴۰۵ در منهتن، این شرکت فرانسوی تا اوایل دهه ۹۰ میلادی در آمریکا حضور داشت، اما به دلیل تنگ تر شدن میدون رقابت تصمیم به خروج از این کشور گرفت

این وسط برنده هایی مثل لکسس و اینفینیتی هم وجود دارن که تونسته ان تو یه وقتی تقریبا کوتاه به موفقیتای زیادی دست یافته و در بازار آمریکا خوش بدرخشن. تردیدی نیس که موفقیت این برنده ها به دلیل حمایتای همه جانبه شرکتای مادر یعنی تویوتا و نیسان بوده. با این حساب میشه گفت سرمایه گذاریای هنگفت و کیفیت محصول پایانی که تحت نظارت این شرکتا بوده، جزو فاکتورهای لازم واسه موفقیت لکسس و اینفینیتی بودن.

اما سوال مهمی که اینجا مطرح می شه اینست که هیوندای و کیا چیجوری تونسته ان به تنهایی راه موفقیت رو بگذرونه؟ ۱۵ سال پیش کسی می تونست جایگاه الان اونا رو پیش بینی کنه؟

در اوایل دهه ۹۰ میلادی هیوندای، کیا و دوو که زیر مجموعه شرکت بزرگی چون جنرال موتورز بود، وضعیتی مشابه با وضعیت فعلی برنده های چینی داشتن. یعنی اونا به تولید مدلای اقتصادی واسه کشورای بیشتر جهان سوم مشغول بودن. بخاطر این اتومبیلای کره ای از دید مهندسی، کیفیت ساخت و وجهه عمومی مدلایی ارزون قیمت و ضعیف حساب می شدن.

با عرضه مدل کوپه یا همون تیبورن (Tiburon) در میانه های دهه ۹۰ شرایط کمی واسه هیوندای بهتر شد. این خودرو در واقع براساس سدان النترا بوجود اومده بود، اما در مقایسه با اون از طراحی چشم نوازتر، پیشرانهای جور واجور تر و هندلینگی بهتر بهره مند بود.

مدل دیگری که بعدا تونست واسه کره ایا امیدوارکننده ظاهر شه، هیوندای توسان بود. این کراس اوور که روی پلتفرم نسل دوم کوپه ساخته می شد، از اجزایی مشترک با کیا اسپرتیج استفاده میکرد.

با تکیه بر طراحی ظاهری قابل قبول و قیمت ارزون، توسان و اسپرتیج تونستن نظر مثبت آدمایی رو که به دنبال خودرویی با تواناییای تقریبا افرود بودن، جلب کنن.

این مدلا هر چند ثابت کردن نسبت به ساختهایی قبلی هیوندای و کیا بسیار بیشتر قابل اعتماد هستن، اما بازم گزینه کاملی نبودن. در اون دوران اینکه هیوندای و کیا تا سال ۲۰۱۰ ورشکست شن، یه اتفاق به طور کامل محتمل پیش بینی می شد.

اما بر خلاف پیش بینیا دوو به طور کامل در شورولت ذوب شد و این هیوندای و کیا بودن که تونستن روز به روز پیشرفت کنن. با هر نسل جدید اونا مدلی با کیفیت بهتر و امکانات بیشتر روونه میدون کرده و به طور همیشگی و پیوسته وجهه خود رو پیشرفت می دادن. البته از دید استانداردهای مهندسی روز این دو خودروساز کره ای عالی نبودن، اما اجناس اونا تقریبا قابل اعتماد بود و تقریبا همپای رقبای اصلی پیش می رفتن.

هیوندای و کیا در بخش تکنولوژی سرمایه گذاریای زیادی انجام دادن. نتیجه اینکه با موفقیتای کسب شده در پیشرفت هیدروژن، هیوندای نسخه پیل سوختی توسان رو در آمریکا نشون داد. این اتفاق در حالی اتفاق افتاد که بقیه خودروسازان هنوز کلا روی موتورهای احتراق داخلی تمرکز کرده بودن.

هیوندای و کیا بین سالای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ گامای بسیار بزرگی رو برداشتند. با سرمایه گذاریای هنگفت کره ایا در بازار آمریکا، اونا در آخر تونستن خودی نشون داده و جایگاه مناسبی واسه خود به دست بیارن.

انگیزه ها و اعتماد بنفسی که بواسطه موفقیتای کوچیک نصیب کره ایا شد، اونا رو واسه پیشرفت بیشتر، مصمم تر کرد. اونا به این نتیجه رسیدن که واسه موفقیتای بزرگ، بجای مقابله با رقبای داخلی مثل فورد، باید اهدافی در مقیاسی وسیع تر رو نشونه گیری کنن.

روشی که اونا در پیش گرفتن تا حدودی مثل روش اروپاییا در گسترده کردن تکنولوژی بود. با ارائه فناوریای بیشتر، هزینه پیشرفت و طراحی اونا کم شد. در مدت زمان کوتاهی اجناس هیوندای و کیا با امکاناتی مثل صندلیای برقی، آینهای مات شونده، کروز کنترل و سیستم گرمایشی واسه صندلیا به دست مشتریان رسیدن. باحال اینکه در اون دوران این نوع امکانات بیشتر در مدلای مزین به نشون مرسدس بنز و ب ام و بیشتر دیده می شدن.

کره ایا واسه تبدیل شدن به خودروسازانی موفق در اندازه جهانی به دنبال بهترینا رفتن. پیتر شرایر معروف یکی از اولین بزرگان صنعت خودرو بود که از آلمان راهی کره شد. این طراح برجسته خلق مدلای پرطرفداری مثل نسل اول آئودی TT و فولکس واگن گلف Mk4 رو در کارنامه خود داشت.

در سال ۲۰۰۶ شرایر با اضافه کردن جلوپنجره موسوم به "پوزه ببر"، ضمن هویت بخشی به اجناس کیا، شروع کننده انقلابی بزرگ در این شرکت شد. نتیجه این انقلاب حالا به روشنی میشه دید. اتومبیلایی که دارای نشون کیا هستن، از طراحی بسیار خوبی بهره مند بوده و برخلاف گذشته مدلایی رده بالا و تقریبا لوکس بنظر می رسن.

همزمان با پیوستن آقای شرایر به کیا، هیوندای هم توماس برکل (Thomas Burkle) رو از ب ام و جذب کرد، مردی که مسئول طراحی سری ۳ با اتاق فوق العاده زیبای E46 بود. آقای برکل زبون طراحی "پیکره روون" رو در هیوندای پیشرفت داد تا مدلای تولیدی این شرکت با ظاهری به مراتب قشنگ تر و باحال تر راهی خیابونا شن. نسل ششم سوناتا یا همون YF یکی از بهترین مثالا در این مورده .

پیشرفت هیوندای و کیا اونقدر خیره کننده بوده که اونا به تولید مدلای لوکس مجهز و با کیفیت هم رو آورده ان. در چند سال گذشته کره ایا بطور خاص روی ارتقای مهندسی تولیدات خود تمرکز کردن. استخدام آقای آلبرت بیرمن در سال ۲۰۱۵ بنیادی ترین قدم در همین زمینه بود، این مهندس کار کشته قبل از عزیمت به کره سابقه ۳۰ سال فعالیت در بخش M ب ام و رو دارا بود.

از اون زمان به بعد هیوندای و کیا دیگه برنده های درجه دو حساب نمی شن، چون که در هر سگمنت ساختهایی این دو شرکت توان رقابت با رقبای ثابت شده رو دارن.

الان بیشتر برنده های معروف به موازات هم حرکت می کنن، اما هیوندای و کیا ضمن رسوندن خود به این برنده ها در آستانه عبور از اونا در بعضی کلاسا هستن. اینکه یه سدان دیفرانسیل عقب مثل کیا استینگر تونسته نظر مثبت بیشتر نشریات رو به خود جلب کنه، یا هیوندای با ولستر N قول به رقابت کشیدن گلف GTI رو داده، نشون از پیشرفت خیره کننده کره ایا داره.

از دید سوختای جانشین، اونا اینک وارد بخش خودروهای هیدروژنی شدن. در بحث اتومبیلای الکتریکی هم نسخه برقی کراس اوور کونا شعاع حرکتی بهتری نسبت به شورولت بولت داره. همه اینا در شرایطیه که وقتی هیوندای و کیا دو برند ارزون قیمت اقتصادی به حساب اومده و اختلاف زیادی با رقبای خود داشتن.

کره ایا اونقدر حساب شده عمل کردن که اونا حالا توانایی به رقابت کشیدن هر خودروسازی رو دارن، این در حالیه که ضرب آهنگ پیشرفت اونا حفظ شده و بنظر نمی رسه که به این زودیا از شدت اون کم بشه.

در عرض تنها ۱۵ سال هیوندای و کیا راهی رو گذروندن که پیمودن اون واسه خیلی از خودروسازان چندین دهه زمان می بره. با تکیه بر تیمای طراحی و مهندسی بسیار قوی و هم اینکه با در نظر گرفتن شتاب بالای پیشرفت این دو خودروساز آسیایی، میشه آینده ای به طور کامل نورانی واسه اونا پیش بینی کرد.

اگه ما پیشرفتای گذشته، جایگاه الان و برنامه های آینده هیوندای و کیا رو کنار هم بذاریم، می بینیم که در عرض ۵ الی ۱۰ سال آینده این شرکتا نه فقط جزو رقیبان اصلی هستن، بلکه اونا به پیشتازان، نوآوران و استانداردهای هر کلاس تبدیل می شن.

با در نظر گرفتن همه موارد دست کم گرفتن هیوندای و کیا از طرف حتی برنده های با سابقه و درجه یکی چون ب ام و، آئودی و مرسدس بنز می تونه یافته های زیان باری واسه اونا به دنبال داشته باشه.

همونطور که بارها قبل از این اشاره شده، هیوندای و کیا الگوهای بسیار خوبی واسه کسب موفقیت در مقیاسی جهانی هستن. این دو خودروساز کره ای با استقبال از رقابت بجای انحصار، برنامه ریزی هدف دار و به کار گیری تجارب بزرگان صنعت خودرو به لیاقت جایگاهی لایق تشویق کسب کرده و اینک جزو موفق ترین گروه های خودروساز در جهان هستن.

مطمئنا چند سال دیگه چینیا هم راه مشابهی رو طی می کنن و می تونیم در بازارهای بزرگ و پر رقابتی مثل اروپا و آمریکا هم جایگاهی واسه خود دست و پا کنن. بعد از چینیا هم شاید نوبت به هندیا می رسه تا اونا هم ضمن تولید مدلای پیشرفته و استاندارد واسه هموطنان خود، طعم حضور در بازارهای طراز اول جهان رو بچشند.

شاسی بلند مفهومی H5X از خودروساز هندی تاتا

حال سوال مهم و بنیادینی که واسه ما پیش میاید اینست که چند دهه بعد وقتی از الگوی پیشرفت هندیا یا دیگه کشورای کوچیک صحبت می کنیم، طرح چراغای پژو ۴۰۵ چه شکلی میشه؟ سمند وارد نسل دوم شده یا به فیس لیفت پنجاهم خود رسیده؟ در اون زمان خیابانامون مدرن دیده می شن یا به دلیل انباشته شدن از آثار باستانی جزو جاذبه های توریستیمان هستن؟!

 

You may also like...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *