پایان نامه با کلید واژه های مقابله با استرس

دانلود پایان نامه

ب ماندگی پس از ابتلا به آنسفالیت). دوره عقب ماندگی ذهنی تحت تأثیر دوره بیماری جسمانی و عوامل محیطی قرار می‏گیرند (مانند فرصت‏های آموزشی و غیره، تحریک محیطی و مناسب بودن راهنمایی). اگر بیماری جسمانی نامتغییر باشد، دوره عقب ماندگی ضرورتاً یک اختلال مداوم نیست. افرادی که در اوایل زندگی به عقب ماندگی ذهنی خفیف به شکل ناتوانی در یادگیری مهارت‏های تحصیلی مبتلا هستند با آموزش و ایجاد فرصت‏های مناسب، مهارت‏های انطباقی خوبی را در سایر زمینه‏ها می‏آموزند و تشخیص عقب ماندگی ذهنی در مورد آنان طرح نخواهد شد ) انجمن روانپزشکی آمریکا، 1994ترجمه نیکخو، 1373ص115).
سازگاری خانواده کودکان معلول
گر چه بسیاری از خانواده‏های کودکان معلول قادر به تطبیق دادن خود با معلولیت کودک می‏باشند اما برخی از خانواده‏ها در اثر داشتن کودکان معلول دچار مشکلاتی از قبیل افسردگی، ناامیدی، طلاق و… می‏گردند.
تحقیقات زیادی در مورد سازگاری خانواده نسبت به استرس و نحوه مقابله آنها با استرس خانواده صورت گرفته است از جمله این تحقیقات، تحقیق هیل30 می‏باشد. هیل تئوری ABCX را در مورد استرس خانواده مطرح می‏کند.
در این تحقیق A ویژگی‏های عامل استرس‏زا31، B نیروها32 و ذخائر درونی خانواده به منظور مقابله با استرس‏ها، C تعریف و تعبیر خانواده از عوامل استرس‏زا33 و X که این تعریف و تعبیر می‏تواند در جلوگیری و یا تسریع بحران34 خانوادگی نقش داشته باشد.
1) ویژگی‏های عامل استرس زاکودک معلول از جمله نوع معلولیت کودک و سازگاری((A
در تحقیق انجام شده توسط محقق، نشان داده شد که مادران کودکان عقب مانده ذهنی از میزان استرس بیشتری نسبت به سایر مادران برخوردار هستند.
منظور از ویژگی‏های عامل استرس‏زا (A) نوع معلولیت، جنسیت، سن و رفتارهای کودک معلول می‏باشد.
نوع معلولیت: به نظر می‏آید که میان نوع معلولیت کودک و میزان استرس والدین و سازگاری آنان در برابر استرس رابطه‏ای وجود داشته باشد. برای مثال، در معلولیت‏هایی نظیر نابینایی و ناشنوایی میزان استرس خانواده و به خصوص مادر نسبت به معلولیت‏هایی مانند اتیسم وعقب ماندگی ذهنی کمتر است. دلیلش این است که کودک نابینا و ناشنوا قادر به رشد در جنبه‏های مختلف می‏باشند. برای مثال، این کودکان با افزایش سن قادر به رشد رفتارهای اجتماعی و کسب مهارت‏های حرفه‏ای می‏باشند. این امر به نوبه خود موجب کاهش میزان وابستگی کودک به والدین می‏شود.
جنسیت: اینکه جنسیت کودک معلول چه رابطه‏ای با میزان استرس و سازگاری والدین دارد باید به مسایل فرهنگی توجه نمود. برای مثال، در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی معلولیت دختر نسبت به معلولیت پسر بهتر پذیرفته می‏شود. دلیل آن می‌تواند در این جوامع به داشتن شغل و کسب درآمد باشد. بنابراین، هنگامی که پسر به دلیل معلولیت در کسب شغل دارای مشکل می‏شود عملاً فشار بیشتری را بر خانواده وارد می‏کند. در حالی که دختران با کسب مهارت‏های نه چندان مشکل قادر به انجام امور مربوط به خانه شده و بدین ترتیب بیشتر جذب خانواده شده و به عنوان فردی نسبتاً مفید به حساب می‏آیند.
سن: به نظر می‏آید که در مورد سن، هر قدر کودک معلول کم سن و سال‏تر باشد میزان استرس و فشار روانی والدین کمتر باشد. دلیل این امر این است که کودک کم سن و سال دارای اندازه فیزیکی کوچکتری بوده قابل کنترل می‏باشد و نگرش جامعه نسبت به آنها مثبت‏تر است. از طرف دیگر، به دلیل سن کم امیدواری والدین و به ویژه مادر در مورد آینده او بیشتر است.
2) نیروها و ذخائر روانی و اجتماعی و سازگاری (B)
نیروها و ذخائر خانواده به ویژگی‏های روانی، اجتماعی، شخصی والدین و امکانات اعضاء خانواده و کل جامعه اشاره می‏کند. ویژگی‏های مثبت روانی والدین و نیز امکانات مختلف آنان و جامعه به عنوان ذخائری هستند که امکان و توان خانواده برای مقابله با استرس ایجاد شده ناشی از معلولیت کودک و در نتیجه سازگاری آنان را افزایش می‏دهد. در این رابطه دو نوع حمایت وجود دارد که به عنوان ذخائر خانواده تلقی می‏شوند که عبارتند از حمایت اجتماعی غیر رسمی و حمایت اجتماعی رسمی.
الف ـ حمایت اجتماعی غیر رسمی. ارزشی که دیگران برای تلاش والدین در برخورد با مشکلات کودک معلول از خود نشان می‏دهند، توجه آنان به والدین و نیز احترام آنان به والدین نگرش مثبت آنان نسبت به معلولیت و کودک معلول به عنوان عواملی هستند که عملاً ذخائر و نیروی والدین را برای مقابله با مشکلات معلولیت کودک و در نتیجه افزایش سازگاری آنان افزایش می‏دهد.
ب ـ حمایت اجتماعی رسمی. منظور از حمایت‏های اجتماعی رسمی ادامه خدمات و امکانات توانبخشی و آموزشی از طرف ارگان‏های اجتماعی می‏باشد. اکثر مطالعات نشان می‏دهند هنگامی که این نوع حمایت‏ها در جامعه وجود داشته باشد، از یک طرف موجب رشد کودک معلول در جنبه‏های مختلف شده و از طرف دیگر به دلیل کم شدن وابستگی کودک معلول به خانواده، میزان استرس خانواده کمتر می‏شود که این امر خود موجب سازگاری بیشتر در آنان می‏شود. یکی از دلایل مشکل سازگاری والدین در جامعه، ناکافی بودن این نوع حمایت از طرف آن جامعه می‏باشد.
3) تعبیر و تفسیر خانواده از رویداد استرس‏زا (C)
چندین تعریف و تعبیر از عامل استرس‏زا یعنی معلولیت کودک وجود دارد که مهمترین آن تعریف ذهنی است که والدین در مورد معلولیت کودک خود دارند. در واقع این تعبیر ذهنی والدین
از معلولیت است که در میزان استرس آنها اثر دارد. چنانچه این تعریف و تعبیر ذهنی مثبت باشد و والدین اعتقاد به پیشرفت کودک معلول خود داشته باشند عملاً بهتر قادر خواهند بود با مشکل معلولیت کودک مقابله نمایند. اعتقاد به اینکه با توانبخشی و آموزش می‏توان در کودک معلول تغییر مثبت ایجاد نمود، موجب می‏شود که سازگاری والدین بیشتر شود.
عامل این که این تعریف و تعبیر چه اثری در پیشگیری از بحران روانی و یا تسریع آن دارد. چنانچه این تعریف منفی باشد، بحران ایجاد شده شدت یافته که حاصل آن افزایش شدت استرس و کم شدن میزان سازگاری والدین خواهد بود. برعکس چنانچه این تعریف مثبت باشد، توان والدین در برخورد با معلولیت کودک افزایش یافته که حاصل آن کمک بیشتر به کودک و سازگاری خواهد بود (اسکوت35 و همکاران،2005).
با این که پدران امروزی بیش از پدران نسل‏های قبل در کار فرزندانشان درگیر می‏شوند، ولی شواهد نشان دهنده این حقیقت است که دخالت‏های پدر همیشه به طور غیر مستقیم بوده و پدر در نقش حامی و مادر در نقش مراقب بوده‏اند. همیشه بین کودک عقب مانده و اعضای خانواده رابطه دو جانبه و آشکاری وجود دارد. هر چه این رابطه صمیمانه‏تر باشد احتمال با ثبات بودن، قابل کنترل بودن، آرام‏تر بودن کودک بیشتر است و کودک محبت و حمایتی را که احتیاج دارد تا سازگاری خود را بر قرار سازد را به دست می‏آورد و در نتیجه کسانی که با کودک زندگی می‏کنند رضایت و ثبات بیشتری خواهند داشت. یکی از عوامل مهم در سازگاری و رابطه میان والدین و کودک مسأله هوش والدین است. در خانواده‏های باهوش درک عقب ماندگی کودک برای خانواده بسیار رنج آور است و از طرف دیگر خانواده‏هایی که از توانایی هوش کمی برخوردارند بهتر قادرند که از کودک عقب مانده خود حمایت کرده و برای او برنامه ریزی نمایند.
والدین کودک بایستی سعی کنند ناتوانی کودک را بپذیرند و در جهت سازگاری به او کمک کنند و از بلند پروازی بپرهیزند و قبول کنند که کودک نیز می‏تواند کارهای زیادی در حد توانایی خود انجام دهد. گر چه کودک از نظر آکادمیک نمی‏تواند مطلوب باشد اما مهارت‏های فردی و حرفه‏ای بسیاری وجود دارد که او می‏تواند در آنها موفقیتی داشته باشد. اگر کودک در روابط خانوادگی احساس امنیت کند و اگر بداند که والدین از او مراقبت و حمایت خواهند کرد و وقتی از پیشرفت‏های کمی که دارد راضی هستند، کودک سازگارتر‌ شده و‌ تلاش بیشتری برای یادگیری و سازگاری با دنیای خارج خواهد کرد (میلانی‌فر،‌ 1378ص153).
تولد یک کودک معلول می‌تواند برای خانواده واقعه‌ای ناگوار باشد. اکثر والدین انتظار دارند که کودکانی جذاب، تیز‌هوش، تندرست، شاد و دوست داشتنی داشته باشند. والدین کودکان معلول نه تنها برای انتظارات بر باد رفته خود افسوس می‌خورند بلکه اغلب با فشارهای بسیار روانی و اقتصادی نیز روبرو هستند. خانواده‌ها در سازگاری و انطباق خویش با کودک عقب مانده،‌ ظرفیتهای متفاوتی دارند. سازگاری خانواده به عوامل متعددی بستگی دارد. شاید مؤثرترین آنها دامنه محدودیت کودک عقب مانده باشد. عقب مانده‌های متوسط و شدید به برنامه‌ریزی و مراقبت و نظارت شدید در سرتاسر عمر نیازمندند. در مورد عقب مانده‌های خفیف تا مدتهای دراز والدین در اضطراب و هراس وجود یا عدم نارسایی به سر می‌برند. سازگاری خانواده همچنین از قابل دسترس بودن خدمات تخصصی و کیفیت آن تأثیر می‌پذیرد. عوامل مهم دیگری چون روابط زناشویی،‌ اعتقادات مذهبی، میزان تحصیلات، ساخت خانواده و وضعیت اقتصادی-‌اجتماعی هم دراین سازگاری نقش دارند (اسلامی‌نسب، 1373ص55).
یکی از عوامل و نیروهایی که باعث می‏شود خانواده به سازگاری بهتر دست یابد و بتواند کودک عقب مانده را پذیرا باشد، اعتقاد داشتن به ارزش‏ها مانند اعتقادات دینی قوی است (کرک و گلاکر، 1993).
تاثیر کودک عقب مانده برسیستم خانواده:
خانواده واحد بنیانی است و با کنار هم قرار دادن خانواده‏ها، ‌جامعه پدید می‏آید و لذا هرگونه ورزیدگی در خانواده، در نوع جامعه‏ای که از این گونه خانواده‏ها تشکیل می‏شود، تأثیر خواهد داشت. جامعه‏ای که از خانواده‏های سالم تشکیل شده باشد، مسلماً اجتماعی است سالم و شرط آن که خانواده‏ای سالم باشد، آن است که افراد آن سالم باشند و لذا برای بهبودی وضع جامعه سعی در بهبود وضع خانواده و افراد آن اهمیت ویژه‏ای دارد. در واقع خانواده، سنگ زیربنای جامعه و کانون اصلی حفظ ارزشهای والا و مورد احترام، و شالوده مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی، روابط خویشاوندی و مبدأ بروز و ظهور عواطف انسانی و کانون صمیمانه‏ترین روابط و مهد و پرورش فکر و اندیشه و اخلاق تعالی روح انسانی به حساب می‏آید .
به طور سنتی خانواده پنج وظیفه را بر عهده دارد که عبارتند از نقش تولیدی، نقش اقتصادی، نقش جنسی، نقش تربیتی و عاطفی. تولد کودک عقب مانده ذهنی به عنوان یک بحران، می‏تواند به شکل عمیق بر ارتباط‏ها و کنش‏های خانواده اثر بگذارد و خانواده‏هایی می‏توانند با بحران‏ها به خوبی سازگار شوند که روابط باز، مؤثر و دائمی داشته و در نقش‏هایشان انعطاف پذیر باشند. خانواده یک نظام است و هنگامی که تغییری در نقش یک عضو آن به وجود آید، موجب تغییر در سایر اعضاء و سایر نقش‏ها هم می‏شود. گریگوری پتسون36 خانواده را به یک سیستم سیبرنتیک تشبیه کرده است که اعضاء آن ارتباط حلقوی با هم دارند (شفر به نقل از بلورچی، 1370).
مینوچین 37(1974) بر اهم
یت مرزها در خانواده تأکید دارد و مدعی است که پدر و مادر در خانواده به عنوان یک مجموعه مستقل والدین و بچه‏ها نیز به عنوان یک زیر گروه مستقل خواهر و برادری و خانواده نیز به عنوان یک سیستم، نیاز به هویت سیستمی خویش را دارد که آن را از سایر خانواده‏ها متمایز می‏سازد. این خانواده‏ها با ازدواج شکل می‏گیرند و با تولد فرزند کامل می‏شوند. در خانواده‏های نرمال که مرزهای انعطاف پذیر و باز دارند و روابط بین اعضاء صمیمانه و گرم است و زیر مجموعه‏ها ارتباط نزدیک با هم دارند.
مینوچین معتقد است که حضور کودک عقب مانده در خانواده‏ها مرزها را تهدید می‏کند و این تهدید در اثر نیازهای ویژه و غیر عادی کودک معلول است که وقت و انرژی خانواده را به خود اختصاص می‏دهد. لذا وقت و انرژی‏ که باید زن و شوهر، به خود و دیگر فرزندان اختصاص دهند، به کودک استثنایی اختصاص می‏دهند و به این طریق مرزهای زیرگروه والدینی سست و شکننده شده و زیر مجموعه خواهر و برادری نیز مورد تهدید واقع می‏شود. والدین وقتی انرژی خود را به کودک عقب مانده اختصاص می‏دهند، دیگر فرزندان و مسایل زناشویی را نادیده می‏گیرند و این زنگ

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهعلامه طباطبایی، مجمع البیان، نزول قرآن، قرآن کریم

پاسخی بگذارید