منابع و ماخذ پایان نامه مدیریت اطلاعات

دانلود پایان نامه

فعالیت های سازمانی مرتبط می تواند به عنوان یک خصوصیت به دانش نسبت داده شود.
حوزه : خصوصیت حوزه اشاره به موضوع دانش دارد. برای مثال، دانش می تواند متعلق به حوزه پزشکی، جامعه شناسی یا امثالهم باشد.
شکل : این خصوصیت اشاره به شکل ارائه دانش دارد و مثلاً می تواند کاغذی، الکترونیکی یا ذهنی باشد.
نوع : اشاره به نوع دانش دارد و می تواند مقادیری چون رویه، اصول راهنما، گزارش پیشرفت، گزارش شکست، دستنامه وامثالهم را اختیار کند.
محصول / خدمت: در برخی مواقع دانش در سازمان به طور مستقیم با یک محصول یا خدمت در ارتباط است که این محصولات و خدمات به عنوان خصوصیت دانـش ذکر مــی شود.
زمان و مکان: این خصوصیت بیشتر به دانش هایی تعلق می گیرد که به شکل ذهنی هستند تا زمان و مکان دسترسی به آن ها مشخص شود (موری وهمکاران،2013).
2-4-3 فنون فراهم آوردن دانش
برای تسهیل درگردآوری دانش می توان از فنون زیر استفاده کرد:
مصاحبه بسته یا مصاحبه باز: استفاده از مجموعه ای از پرسش های از قبل آماده و ارائه آن به دانشکار و متخصص در قالب مصاحبه بسته و مصاحبه باز
تحلیل پروتکل: این تحلیل یک گفت و شنود شفاهی است که طی آن دانشکار یا متخصص به طور واضح درباره دلایل و فرایند تصمیم گیری، برجسته سازی احتمالات و منطقی بودن پیگیری احتمالات خاص،‌صحبت می کند.
مشاهده یا شبیه سازی: دانش نگار یا مهندس دانش می تواند دانش کار/ متخصص را در حین انجام کار مشاهده کند و یا از شبیه سازی برای کمک به تعیین سناریوهای «پس اگر… » استفاده کند.
مهندسی و ثبت دانش به کمک رایانه : متخصص (دانشکار) می تواند به طور مستقیم از ابزارهای رایانه ای برای ایجاد درخت تصمیم گیری، نمودارهای تأثیر و همچنین نمایه های میانجی برای ساختار خرید پایگاه دانش استفاده کند(گائو،2013).
وان کروخ، دانش سازمانی را دارای چهار ویژگی زیر می‌داند:
بی‌نظیر بودن: هر شخصی در سازمان دانش پایه را بر اساس برداشت شخصی که از اطلاعات درون و برون سازمانی به دست می‌آورد، در اختیار دارد. علاوه بر این دانش سازمانی بر اساس گذشته تاریخی و تجربیان و مهارت‌های جمع‌شده خود سازمان شکل می‌گیرد. بنابراین دو گروه یا دو سازمان به شیوه یکسان، فکر و عمل نخواهند کرد.
نادر و کمیاب بودن: دانش سازمان حاصل مهارت‌ها، آگاهی‌ها و روش‌های کاری کارمندان است. زیرا آن کارکردها به دانش و تجربیات گذشته و اخیر سازمان بستگی دارد و بر اساس دانش قبلی همین سازمان‌ها به وجود می‌آید.
ارزشمند بودن: دانش سازمانی جدید، باعث بهبود تولیدات، فرآیندها، فن‌آوری‌ها یا خدمات می‌شود و سازمان را قادر می‌سازد که رقابت و کارآیی خود را ادامه دهد.دانش جدید به سازمان‌ها کمک می‌کند تا با رویکردی جدید به حل مسائل و مشکلات خود بپردازند و خود را با تغییرات فن‌آوری مرتبط هماهنگ نمایند و آنها را با روشی درست برای تسهیل کارکرد و خدمات سازمانی خود به کار گیرند.
غیرقابل جایگزین بودن: یعنی دانش سازمانی به وجود آمده در یک سازمان، قابل به کار گیری در سازمان‌های دیگر، به عنوان جایگزین، نیست، چرا که همان کارکردها، تجربه‌ها و افراد، نمی‌توانند در جای دیگر دوباره تکرار شوند(یون وآلین،2011).
به تبع تبدیل دانش به منبع استراتژیک برای رقابت و بقای سازمان ها و جوامع، نیاز به توسعه و اشراف بر روش های خلق، اشتراک و به کارگیری آن حیاتی می شود. تقاضا برای دانش به نوبه خود به تقاضا برای افزایش ذخیره دانش و توزیع آن منجر می شود(نورث،1991). مدیریت دانش، مجموعه ای از فرایندها برای فهم و به کارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمان است. مدیریت دانش، رویکردی ساخت یافته است که رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی و سازماندهی، ذخیره و به کارگیری دانش به منظور تامین نیازها و اهداف سازمان برقرار می سازد(گائو،2013). اطلاعات از طریق فرایند انسانی و اجتماعی فهم مشترک، در هر دو سطح فردی و سازمانی به دانش تبدیل می شود؛ و به همین خاطر مدیریت دانش از مدیریت اطلاعات متفاوت است. مدیریت اطلاعات، ابتدا راه حل فناورانه را در نظر می گیرد و فرهنگ و رفتار کارکنان را در مرتبه دوم اهمیت قرار می دهد. این نگرش، می تواند یکی از علت های بازدهی کم سرمایه گذاری ها در فناوری های اطلاعاتی باشد. مدیریت دانش با تاکید بر اهمیت انسان ها و رفتار وفرهنگ کاری آن ها به جای تاکیدات فناورانه مدیریت اطلاعات، آغاز می شود و چارچوب معماری آن از دو بعد اجتماعی و فنی تشکیل شده است.نکته اساسی در این باره آن است که تولید و انتشار دانش حاصل تعامل انسانها در حین کار است. ایده ها ممکن است در ذهن افراد شکل گیرد، اما اساسی ترین واحد تولید دانش در یک شرکت، تیمهای کاری هستند. تاکنون انتشار دانش حاصله صرفاً در داخل همین تیمها صورت می گرفته است. پس مسئله اساسی مدیریت دانش، چگونگی انتشار و توزیع دانش کسب شده در یادگیری سازمانی (تیم های کاری)، به مقیاسی فراتر از این تیم ها و در سراسر سازمان است. مدیریت دانش باید مشخص کند که دانش موجود در بنگاه چگونه با وجود تفاوت های فرهنگی رقابتهای شخصـی کارکنانی که آموخته های خود را در میان نمی گذارند یا کارکنانی که جویای دانش نیستند، توزیع و منتشر می شود (سیلز و جونز،2012).
بیشتر افراد و سازمان ها مدیریت دانش را به دلایل زیر به کار می گیرند:
افزایش همکاری
بهبود بهره وری
تشویق و قادر ساختن فرآوری
غلبه بر اطلاعات زیادی و تحویل فقط آنچه مورد نیاز
است
تسهیل جریان دانش مناسب از تأمین کنندگان به دریافت کنندگان بدون محدودیت زمان و فضا
تسهیل اشتراک دانش میان کارمندان و بازداشتن آن از اختراع دوباره چرخ به کرات
افزایش آگاهی سازمانی از خلاهای دانش سازمانی

 
 
بهبود خدمات مشتری(سیلزوجونز،2012).
موانع ایجاد مدیریت دانش از دیدگاه داونپورت
الف. دیدگاه سازمانی
اتلاف وقت، لزوم کار فشرده و هزینه زیاد
تحمیل کار اضافی از سوی مدیریت دانش
محدودیت در فن‌آوری نظام‌های مبتنی بر دانش
مشکلات استخراج اطلاعات از متن
افزایش بیش از حد اطلاعات
دشواری کدگذاری دانش ضمنی
لزوم فرهنگ نیرومند مثبت برای ایجاد چرائی نظارت


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

احتمال ارسال پیام نادرست از سوی مسئولان دانش و مدیر اطلاعاتی(اسمیت،2012).
ب. دیدگاه اعضاء و کمیته دانش
تلاش فردی برای اندوختن دانش به امید پاداش
ترس از انتقاد و اتهام از سوی مدیریت و همطرازان
فقدان احترام برای دیگر رشته‌ها
در صورت عدم احترام، اعتماد و اهداف مشترک، معکوس شدن تلاش‌ها
کارهای اضافی که متوجه کارمندان بخش‌ها خواهد شد(اسمیت،2012).
ج. دیدگاه فردی
بی‌میلی به اشتراک اطلاعات
دانش منبع قدرت، پیشرفت یا پاداش و مجازات است.
رقابت میان افراد حرفه‌ای
دریافت پاداش برای دانش کاربردی
احساس ارزش و منزلت ناشی از مهارت(اسمیت،2012).
جلوگیری از موانع ایجاد و کاربرد مدیریت دانش و خلق دانش جدید
مطمئن ساختن کارمندان از بیان اندیشه‌های خلاق بدون ترس از انتقادات مغرضانه
تشویق کارمندان به داشتن دید انتقادی نسبت به روش‌ها و تصورات پذیرفته شده درباره روش‌ها و تولیدان سازمان
به وجود آوردن دانش معرفت‌شناسی
اختصاص بخشی از زمان به افراد برای انجام دادن فعالیت‌های مورد علاقه‌شان
تشویق به استراحت و تفریح در محیط کاری مطلوب
ترویج شایسته‌سالاری(سیلزوجونز،2012).
2-4-4 تعریف اشتراک دانش
علی رغم اینکه اشتراک دانش یک عمل عینی و محسوس و یکی از مباحث عمده در بحث های مدیریت دانش می باشد، تعریف دقیقی برای آن وجود ندارد و محققان مختلف تعریف های متفاوتی ارائه می دهند که به برخی از آن ها اشاره می شود:
در تعریفی عام، اشتراک دانش یعنی به اشتراک گذاری اطلاعات مرتبط سازمانی، عقاید و اندیشه ها، پیشنهادها و تجربه های کارکنان سازمان با یکدیگر(ابهیشک،2002).
داونپورت(1997) معتقد است اشتراک دانش در میان کارکنان به معنای دسترس پذیر کردن دانش برای دیگران در سازمان است. این امر، فرایندی است که از آن طریق دانش یک فرد به شکلی که قابل فهم و استفاده برای دیگران است تبدیل می شود. داونپورت به این نکته نیز اشاره می کند که اشتراک دانش یک عمل داوطلبانه است و در واقع متمایز از گزارش دادن روند کاری بر اساس امور و خط مشی های رایج سازمان است. اشتراک دانش دربرگیرنده عملی آگاهانه توسط فرد است که در فعالیتهای مرتبط با تبادل دانش شرکت می کند و هیچ گونه اجباری برای انجام دادن آن نیست(هاستد و همکاران،2011).
کیم ولی (2012) نیز معتقد است که اشتراک دانش فعالیتهای مرتبط با توزیع و انتقال دانش از یک فرد، گروه یا سازمان به دیگری را شامل می شود. در این تعریف ها به تبادل دو جانبه دانش عینی و ذهنی اشاره ای نشده است، در حالیکه دیگر محققان به گونه ای آشکارتر به این نکته توجه کرده اند.
آرچویلی و دیگران (2013)نیز به این نکته اشاره کردند که اشتراک دانش شامل فراهم آوری دانش جدید و تقاضا برای دانش جدید است. ویژگی تعاملی بودن اشتراک دانش و فرایند دوسویه بودن آن مورد تأکید یو (2013) نیز قرار گرفته است. وی، نیز بیان می کند که در طی این فرایند از یک سو فراهم کننده دانش، دانش را کدبندی و آن را به صورت نوشتاری یا گفتاری بیان کرده و در اختیار دیگران قرار می دهد و از سوی دیگر بازخوردی که از دیگران دریافت می کند منجر به فهم بهتر و بیشتر وی در رابطه با آن دانش خواهد شد. در واقع در این تبادل دو جانبه فرصت تفکر عمیق تر چون ارزیابی و تحلیل برای آن دانش فراهم می شود.
وقتی چیزی منتقل می شود و یا به اشتراک گذاشته می شود فردی آن را از دست می دهد و فردی آن را به دست می آورد. این معادله مربوط به دارایی های فیزیکی و ملموس است که با استفاده ارزش آنها کم می شود. ولی، دانش با توجه به اینکه دارایی غیرملموس است نه تنها با استفاده ارزش آن کم نمی شود، بلکه افزایش نیز خواهد یافت. در صورتی دانش ارزش خود را از دست می دهد که مورد استفاده قرار نگیرد. در واقع دانش باید به اشتراک گذاشته شود تا ارزشمند باشد و این تنها راهی است که روزآمد نیز باقی می ماند(یانگ،2012).
بنابراین، اشتراک دانش فرایندی است که از آن طریق افراد به تبادل دوجانبه دانش خویش با یکدیگر پرداخته، دانش فردی به دانش سازمانی تبدیل و به طور بالقوه به وسیله این فرایند فرصت برای یادگیری تجربه های جدید و فرصتی برای تمرین و به اجراگذاشتن تجربه ها، مهارتها و توانایی ها فراهم می شود (یو،2013).
بدین ترتیب، لازم است قبل از اینکه کارکنان پست سازمانی دیگری در اختیار گیرند و یا سازمان را ترک کنند دانش آنها به دانش سازمانی تبدیل شود. تنها در این صورت است که می توان بیان داشت سازمان دارای سرمایه ذهنی است و این امر تنها از طریق بکارگیری فرایند اشتراک دانش به وقوع خواهد پیوست.
2-4-5 عوامل فردی مؤثر بر اشتراک دانش
عوامل فردی، ناشی از دانش و تجربه، ویژگیهای شخصیتی و ارتباطهای میان فردی کارکنان است. به عنوان مثال، افرادی که دارای دانش مرتبط بیشتری می‌باشند، در یادگیری، تلفیق و استفاده از دانش به اشتراک گذاشته شده، تواناترخواهند بود. کسب دانش و وجهه اجتماعی و اعتماد، از عوامل مؤثر بر همکاری درون سازمانی، همچنین کارآمدی اشتراک دانش و اطلاعات در سازمان ها، در بسیاری از تحقیقات مورد توجه قرار گرفته است(کیم ولی،2012).
الف)کسب دانش: به طور کلی، افراد هنگامی در فعالیت های اشتراک دانش شرکت می‌کنند که به صورت متقابل از دانش و تجربیات دیگران نیز بهره‌مند شوند و به کسب دانش بپردازند.
ب)ایجاد ارتباطات و کسب وجهه اجتماعی: یکی دیگر از فواید به اشتراک گذاری دانش و شرکت در فعالیتهای اشتراک دانش، ای
جاد ارتباط با سایر افراد در سازمان و کسب شهرت و اعتبار است. بسیاری از محققان (از جمله:داتون،1976؛یو،ویلکنس وما،2004) بر این نکته تأکید کرده اند و معتقدند که شرکت در فعالیت های اشتراک دانش، به کسب احترام بیشتر از سوی سایر کارکنان سازمان و برقراری ارتباط با آنها منجر خواهد شد.
ج)احساس مسئولیت به کار: احساس مسئولیت نسبت به محیط کار نیز یکی از مواردی است که در تحقیقاتی(ویلیامزوهازر،1986؛پوتی وهمکاران،1990وهاوچو،2006) به عنوان یک عامل فردی مؤثر در جهت اشتراک‌گذاری دانش از آن یاد شده است. کارکنانی که در سازمان برای کار خویش ارزش بیشتری قایل و احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند، به تلاش در سازمان تمایل بیشتری دارند و سعی می‌کنند از طریق انتقال دانش و تجربیات خود، عملکردهای سازمان را بهبود بخشند(کیم ولی،2012).

2-4-6 عوامل سازمانی مؤثر برای شرکت در فعالیت های اشتراک دانش
از سوی دیگر، عوامل سازمانی مواردی را دربرمی گیرد که تحت تأثیر امکانات سازمانی و فرهنگ حاکم بر سازمان می باشد. ایجاد اعتماد سازمانی و تقویت روحیه اعتماد در میان کارمندان، نقش مؤثری بر اشتراک دانش در سازمان دارد. محیط مبتنی بر تشریک مساعی و همکاری نیز تأثیر بسیاری بر فرایند اشتراک دانش دارد. در چنین محیطی، اعتماد رشد می کند و افراد متوجه خواهند شد که با اشتراک دانش نه تنها ضرری به آنها نمی‌رسد، بلکه منافع بسیاری نیز برای آنها به ارمغان خواهد داشت. روش، رفتار و عملکرد مدیریت نیز با توجه به توانایی وی در شکل دهی به ساختارها و فرایندهای سازمانی مرتبط با مدیریت و اشتراک دانش، همچنین پرورش هنجارها و ارزش هایی در این خصوص، می تواند به گونه‌ای مؤثر در اشتراک دانش سازمانی تأثیرگذار باشند(یو،2013). افزون بر این، ایجاد راهبردهای مناسب برای اشتراک دانش، مانند وجود پاداش و مشوق، در فرایند مدیریت دانش تأثیر گذار است. در این رابطه، بسیاری از محققان(الوی ولیدنر،2011) بر اهمیت انواع نظام پاداش برای ایجاد انگیزه در کارکنان برای به اشتراک‌گذاری دانش تأکید می کنند. در اختیار داشتن زمان و وقت کافی برای شرکت در فعالیت های اشتراک دانش نیز به عنوان یک عامل بسیار مهم شناخته می‌شود.
الف)جو سازمانی:محیط درون سازمان به عنوان عاملی مهم و تأثیرگذار بر اشتراک دانش شناخته شده است(گائو،2013).
ب)دیدگاه و عمل مدیران: عملکرد مدیریت به گونه ای که به عنوان یک الگو در امر به اشتراک گذاری دانش عمل کند، تأثیری بسزا در پشتیبانی از فعالیت ها و شکل‌گیری بسترهای اشتراک دانش در سازمان خواهد داشت(هو و همکاران،2010).
ج)اعتماد سازمانی:اعتمادی که از جانب رفتار و فعالیتهای مدیران ایجاد می شود نیز در بسیاری از متون به عنوان یک عامل مؤثر بر ایجاد انگیزه در کارکنان در جهت شرکت در فعالیتهای اشتراک دانش، معرفی شده است (هوو همکاران،2010).
د)زمان: زمان و وقت کافی، از عوامل مهم برای شرکت در فعالیت های اشتراک دانش است. ممکن است ساختارها و راهبردهای مناسبی برای به اشتراک گذاری دانش در سازمان فراهم شده باشد، ولی کارکنان به علت درگیر بودن در مسئولیت های کاری و امور اجرایی، فرصت کافی برای استفاده از ابزارهای اشتراک دانش و شرکت در این‌گونه فعالیت ها را نداشته باشند(هو و همکاران،2010).
ه) نظام پاداش دهی: کارکنان باید برای به اشتراک گذاری دانش تشویق شوند. در این راستا، ایجاد نظامی برای نهادینه کردن سیاستهایی مدوّن در رابطه با انواع پاداش ها و ساز و کارهای تشویقی برای به اشتراک گذاری دانش اهمیت بسیاری دارد (یو،2013).
2-4-7 موانع و عوامل بازدارنده اشتراک دانش
2-4-7-1 موانع مربوط به نیروی انسانی در فرایند اشتراک دانش
موانع فردی اشتراک دانش، موانعی هستند که ناشی از دانش و تجربه، ویژگی های شخصیتی و ارتباطات میان فردی کارکنان است. در ادامه فهرستی از مهمترین موانع و عوامل بازدارنده فردی اشتراک دانش که در سازمان ها وجود دارد ارائه می شود.
1-کمبود زمان برای شرکت در فعالیتهای اشتراک دانش
در اختیار داشتن زمان و وقت کافی برای شرکت در فعالیتهای اشتراک دانش عامل بسیار مهمی است. ممکن است، ساختارها و راهبردهای مناسبی

دیدگاهتان را بنویسید