ر علی حسین نجفی ابرند آبادی، مقاله ای تحت عنوان راهکارهای کاهش جمعیت کیفری زندان با تکیه بر قرار کفالت از خانم ژاله شریف زاده و نیز مقاله ای تحت عنوان پیشگیری از جرم و کاهش جمعیت کیفری زندان ها از اقای جواد ریاحی و سایر مقالات از این قبیل که محور بحث همه آنها ارائه راهکار جهت کاهش جمعیت کیفری زندان و ارتقاء نظام عدالت کیفری و به کار گیری مجازات های جایگزین در سیستم عدالت کیفری می باشد.
5-پایان نامه هایی نیز در این زمینه توسط دانش پژوهان حقوق در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری تدوین و مورد دفاع قرار گرفته است که از آن جمله می توان به پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان جایگزین های کوتاه مدت در حقوق ایران و انگلستان تالیف آقای عطاءالله قنبری در دانشگاه شهید بهشتی و همچنین پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی با عنوان ارزیابی میزان اثر بخشی مجازات های اجتماعی در ایران ،انگلستان و ایالات متحده آمریکا تالیف آقای حسن قاسمی مقدم در دانشگاه امام صادق و همچنین رساله دکتری با عنوان موارد جایگزینی مجازات سالب آزادی و روش های آن در حقوق کیفری ایران تالیف آقای نریمان تیرگر فاخری اشاره کرد که موضوع بحث در این پایان نامه ها نیز بررسی مجازات های جایگزین حبس در سیاست کیفری ایران جهت کاهش جمعیت کیفری زندان و کاهش استفاده از مجازات حبس در نظام قضایی ایران در برخورد با جرایم کم اهمیت بعضا با نگاه تطبیقی با سایر کشورها می باشد.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بخش اول : چرایی مجازات های جایگزین حبس و ساز و کارهای آن
هر چند مجازات زندان از عهد کهن و باستان وجود داشته است، به دلیل استفاده محدود و جزئی از آن نمی‌تواند در ردیف مجازاتهای شایع آن اعصار تلقی شود؛ اما زندان با گذشت زمان به تدریج بعنوان مجازات وارد زرادخانه‌ی کیفری شد. در ابتدا، جانشینی مجازات زندان، با وجود وضعیت نامناسب و رقت بار زندان، بجای مجازاتهای شدید بدنی بسیار امیدوار کننده بود. ولی، به مرور اصلاح طلبان اجتماعی در جهت بهبود شرایط نامطلوب و وضعیت وخیم آن اقدام‌های مهمی انجام دادند(آشوری،1382،ص5).
امروزه مجازات حبس در اغلب کشورهای جهان، مثابه مجازات اصلی با هدف اصلاح و درمان و بازاجتماعی کردن، نسبت به بزهکاران اعمال می شود اما هم اکنون این مجازات اگر در موارد اندکی توانسته هدفهای اصلاحی و بازپذیری مجازات‌ها را برآورده نماید، ولی در اغلب موارد موفق نبوده است و خود جرم‌زا بوده و موجب تکرار جرم در سطح جامعه و خطرناک‌تر کردن مجرمان با درجه جرم‌زایی بیشتر در جامعه شده است(گودرزی، 1382،ص112-108).
به دنبال شکست جرم شناسی اصلاح و درمان و جرم‌زا بودن زندان، هزینه های اقتصادی زیاد آن و تراکم جمعیت کیفری زندانیان و غیره زمینه هایی در جهت باز اندیشی مجازات حبس از سوی کشورهای مختلف و به دنبال آنها نهادهای بین المللی از قبیل سازمان ملل متحد (بعنوان مثال مقررات توکیو) و شورای اروپا انجام شده است که در مورد حبس سعی شده است از آن بعنوان آخرین حربه استفاده شود و نیز به تدریج جایگزین‌های آن توسعه یافتند(نجفی ابرندآبادی، 1384،ص4).
در این بخش ابتدا به مفهوم و دلایل طرح جایگزین های حبس، مجازات حبس و عوامل ناکارآمدی آن، اهداف مجازات‌های جایگزین حبس و جایگاه آن در مقررات ایران و سازمان ملل متحد، و سپس ساز و کارهای اعمال مجازات‌های حبس، قواعد مشترک ناظر بر مجازات‌های جایگزین حبس در لایحه جدید قانون مجازات اسلامی می پردازیم.

فصل اول : مفهوم و دلایل طرح جایگزین‌های حبس
از آغاز سده نوزدهم که زندان به منزله مجازات اصلی جایگاه مهمی در میان واکنش‌های اجتماعی علیه جرم پیدا کرد، سلب آزادی از محکومان رفته رفته ویژگی ترهیبی خود را از دست داد و اصلاح و بازسازگاری محکومان جای آن را گرفت ولی این امر به تدریج به دلیل مشکلاتی از قبیل تورم جمعیت کیفری زندان ها، بالارفتن میزان جرایم و بالارفتن هزینه‌های عمومی بوده که کمرنگ شده و منتهی به عدم مشروعیت مجازات حبس و پیداکردن جایگزین‌هایی برای آن شده است(منصورآبادی، 1385،ص91).
در این فصل ابتدا به بررسی مجازات حبس، اهداف و مزایا و عوامل ناکارآمدی آن و سپس به بررسی مفهوم، دلایل و اهداف و فواید مجازات‌های جایگزین حبس و جایگاه آن در مقررات ایران و سازمان ملل می پردازیم.
مبحث اول : مجازات حبس و عوامل ناکارآمدی آن
امروزه زندان به عنوان مهم‏ترین مجازات موجود در اختیار دولت‏ها و قوانین کیفری در رسیدن به اهداف خود به ویژه‏ اصلاح و درمان و بازسازی مجرم ناکام مانده است به همین دلیل، جایگزین‌هایی مناسب برای کیفر حبس پیش بینی شده‌اند تا اینکه این جایگزین‌ها بتوانند اثرات زیانبار کیفر حبس را از بین برده یا اینکه از آن اثرات بکاهد(آشوری، 1382،صص9-7).
این دلایل بخشی مربوط به اهداف کیفر حبس بوده و بیانگر این امر می‌باشد که کیفر حبس نتوانسته اهداف موردنظر از جمله اصلاح و درمان و ارعاب و بازدارندگی را برآورده نماید. بخشی از این دلایل مربوط به نفس کیفر حبس و شیوه اجرای آن می‌باشد.
زندان به دلیل ماهیت خاص خود موجب محرومیت زندانیان از نیازهای اساسی‌شان می‌شود(معظمی، 1385،ص67)
با توجه به عیب‌های این مجازات و مشکلات اقتصادی، جرم‌شناسی، بهداشتی و انسانی آن طی دهه‌‌های اخیر کوشش شده تا با انسانی و متنوع کردن چگونگی اعمال مجازات زندان و استفاده از جانشین های زندان، مجرمان را اصلاح کرده و به زندگی سالم اجتماعی بازگردانند(معظمی، 1385،صص68-67).
البته می توان اینگونه استنباط کرد که مشکلات مربوط به شرایط حاکم بر محیط زندان(هزینه‌های اقتصادی، جرم‌زا بودن محیط زندان و مشکلات بهداشتی و روانی) به مشکلات از نوع اول(مربوط به نارسایی در اهداف) دامن می زنند و این مشکلات اخیر باعث می‌شوند که کیفر حبس نتواند رسالت و اهداف موردنظرش را تأمین نماید. به عنوان مثال، جرم‌زا بودن محیط زندان، کمبود فضا و تراکم جمعیت باعث شکست برنامه اصلاح و درمان در زندان می‌باشند.

در ذیل در خصوص تعریف و اهداف و مزایای مجازات حبس از دیدگاه موافقان و علل ناکارآمدی آن از دید مخالفان این کیفر بحث می‌شود.
گفتار اول : تعریف، اهداف و مزایای حبس
امروزه، حتی با شروع هزاره‌ی سوم میلادی، در بسیاری از کشورها و از دیدگاه مردم عادی، عدالت کیفری معادل با زندان تلقی می شود؛ تا آنجا که از قضات توقع دارندنه تنها در جرم‌های مهم بلکه در جرم‌های متوسط و کوچک نیز به این ضمانت اجرا متوسل شوند. البته مجازات سالب آزادی را تنها شهروندان عادی پشتیبانی نمی‌کنند؛ برخی صاحبنظران نیز به ضرورت استفاده از آن تأکید دارند(آشوری،1382،ص39).
مجازات‌ها از جمله کیفرحبس از اهدافی برخوردار می‌باشند و از جمله آنها عبارتند از : ارعاب و عبرت انگیزی (پیشگیری از جرم به طور خاص و عام) و بازسازگاری مجدد مجرم در جامعه (اصلاح و درمان) که در این گفتار بدواً به تعریف مجازات حبس و بررسی اهداف مجازات حبس و مزایای‌حبس از دید موافقان و طرفداران این کیفر می پردازیم.
بند اول: تعریف مجازات حبس
حبس در لغت به معنای زندانی کردن، نگه داشتن در مکانی و منع کردن از خروج، آمده است(حسینی، 1385،ص176). در فرهنگ نفیس(نفیسی، 1355،ص1203) و لغت نامه دهخدا(دهخدا ، 1372،ص7569) حبس به معنای زندانی نمودن، زندان، توقیف و دربند بستن آمده است، چنانچه در فرهنگ عربی المنجد نیز حبس، منع‌کردن و احاطه ساختن چیزی به چیز دیگر معنا گردیده است(معلوف، 1362،ص114).
الف) زندان در ادبیات فقهی و حقوقی
در ادبیات کیفری به زبان فارسی دو لفظ زندان و حبس برای نشان دادن مفهوم مجازات سالب آزادی، به عنوان مجازات بیش از همه مرسوم است. در ادبیات کیفری، علاوه بر این دو واژه گاهی اوقات نیز از لفظ سجن و ندامتگاه استفاده می شود. زندان یا ندامتگاه در زبان فارسی اسم محلی است که محکومین به مجازات سالب آزادی در آن نگهداری می شوند و مسامحتاً به محل نگهداری هر دو دسته محکومین و متهمین هم گفته می‌شود و از این جهت که زندانی از کرده خود نادم و پشیمان می‌شود، به این محل ندامتگاه نیز گفته اند. البته در معنای خاص به محل نگهداری متهمین، بازداشتگاه گفته می‌شود.
لفظ حبس نیز در فارسی به هر دو معنای مصدری یعنی کیفر سالب آزادی ومحل نگهداری محکوم به چنین کیفری یعنی معادل زندان به کار می رود ولی در عربی به زندان محبس گفته می شود گر چه کاربرد واژه «حبس» به جای «محبس» در عربی نیز معمول است.
واژه سجن در هر دو زبان عربی وفارسی به معنای زندان یعنی محل اعمال کیفر سالب آزادی است. دو لفظ حبس و سجن که در اصل عربی هستند در قرآن نیز به کار رفته اند. مثلاً لفظ مسجونین در سوره 26 (شعراء) آیه 29 به کار رفته، جایی که فرعون به حضرت موسی می گوید: «اگر خدایی غیر از مرا بپرستی، ترا زندانی می کنم- لَأجعَلَنَّک من المسجونین». مشتقات دیگر سجن در آیات متعدد سوره یوسف به کرات به کار رفته است. از جمله آیات 25-32-33-35-36-39-41-42-100. لفظ حبس دو بار در قرآن به کار رفته یکی در سوره یازده (هود) آیه 8 جایی که خداوند می‌فرماید« اگر ما مجازات آنها را به تاخیر بیندازیم می پرسند که چه چیز آن را متوقف کرده است- ما یحبسه». مورد دیگر آیه 106 از سوره 5 (مائده)است که در مورد جواز نگهداری کردن شاهد وصیت تا زمان ادای شهادت است.
بنابراین، صرف نظر از اینکه آیات مزبور در مورد مشروعیت یا عدم مشروعیت حبس به عنوان کیفر از منظر قرآن کریم قابل استناد نیستند، از معانی لغوی هر لفظی که افاده مفهوم زندان به عنوان مجازات نماید چیزی جز سلب آزادی یا محدود کردن رفت وآمد فرد نمی توان استخراج واستنباط کرد و از مفهوم سلب آزادی نیز بیش از این فهمیده نمی شود.
ب) تعریف زندان در آئین نامه سازمان‌ زندان ها
همانطور که در مبحث قبل گفته شد، محلی که متهمین نگهداری می شوند معمولا بازداشتگاه یا توقیفگاه نامیده می شود و زندان محل نگهداری محکومین به حبس است. این تفکیک در تعریف مندرج در ماده 3 آیین نامه قانونی ومقررات اجرایی سازمان زندان ها مصوب 1372 رعایت نشده بود و زندان را محلی می نامید که «در آن متهمان و محکومان با قرار یا حکم کتبی مقام قضایی موقتاً یا برای مدت معین ویا به طور دائم به منظور اصلاح و تربیت و درمان نارسایی ها وبیماریهای اجتماعی وتحمل کیفر، نگهداری می شود». بنابراین، طبق ماده 3 آیین نامه سال 1372 زندان به معنی عام کلمه به کار رفته است. در حالیکه علی الاصول زندان به معنی اخص کلمه به محل نگهداری کسی اطلاق می شود که به علت ارتکاب جرمی محکوم به تحمل مدتی حبس شده باشد.
هر چند خلط مبحث ذکر شده، در مواد بعدی که در آنها به تفکیک زندان های بسته، نیمه باز وباز (مواد8-4) و بازداشتگاه (ماده 14) را تعریف وآنها را به ترتیب محل نگهداری طبقات مختلف محکومین ومتهمین بیان می داشت، تا اندازه ای مرتفع شده است.
در آیین نامه بعدی زندان ها مورخ 26/4/1380 و نیز «آیین نامه زندان ها سال 1384» این ایراد به نحو مطلوبی برطرف گردیده است.
مواد 3و4 آیین نامه زندان ها سال 1384 با اندک تفاوتی عبارتی با آیین نامه 1380، در تعریف زندان وبازداشتگاه بیان می دارد:
ماده 3: «زندان محلی است که در آن محکومانی که حکم آنان قطعی شده است با معرفی مقام های صلاحیتدار قضایی وقانونی برای مدت معین یا بطور دائم به منظور تحمل کیفر، با هدف حرفه آموزی، بازپروری وبازسازگاری نگهداری می شوند».
ماده 4-«بازداشتگاه محل نگهداری متهمانی است که با قرار کتبی مقام های صلاحیتدار قضایی تا اتخاذ تصمیم نهایی به آنجا معرفی م
ی شوند».
همانگونه که ملاحظه می شود در آیین نامه 80 و84 زندان ها، با اختصاص دو ماده جداگانه وارائه یک تعریف دقیق تر از زندان وبازداشتگاه سعی شده تا ایرادات موجود در آیین نامه قبلی (سال 1372) مرتفع گردد.
منظور از مقامات ذیصلاح قضایی در ماده3 هر دو آئین نامه، فرد یا نهادی است که طبق قانون صلاحیت صدور قرار بازداشت یا حکم به محکومیت افراد به حبس را دارا بوده ومشخصات وی یا مامور اعزام محکوم نیز برای زندان شناخته شده باشد تا از ورود غیرقانونی افراد به زندان یا توقیف غیر قانونی واشتباهی اجتناب گردد. اما منظور از قید «قانونی» در عبارت فوق، از جهتی می تواند تاکید بر قید اول باشد زیرا مقامات قضایی فقط برابر قانون صلاحیت رسیدگی و صدور حکم محکومیت در مورد افراد را دارا می‌شوند. اما از این قید دو معنی دیگر نیز قابل برداشت است.
یکی اینکه منظور از مقام ذیصلاح قانونی کسی است که علاوه بر صلاحیت قضاوت یا صرف نظر از آن، حق معرفی افراد را به زندان دارد. به عبارت دیگر، همانگونه که در ماده 48 آیین نامه زندان ها وتبصره های آن تصریح گردیده، محکوم یا متهم با امضاء ومهر مقام صادر کننده حکم یا قرار وبه وسیله ماموری به زندان تحویل می گردد که باید برای زندان شناخته شده باشد تا از بروز اشتباهات وسوء استفاده ها جلوگیری گردد. در چنین صورتی لازم بود همین قید در ماده بعدی، که بازداشتگاه را تعریف می کند، نیز تکرار شود، لیکن علت عدم ذکر آن مشخص نیست.
معنی دیگر قید اضافی «قانونی» می تواند اشاره به مقامات قانونی ولی غیر قضایی (در معنی اخص کلمه) مانند مراجع تعزیرات حکومتی باشد که در عین تعلق به قوه مجریه، طبق قانون صلاحیت معرفی افراد را به زندان دارا می باشند. بعید به نظر می رسد که این برداشت مد نظر تهیه کنندگان آین نامه بوده زیرا در مورد چنین مقاماتی در تبصره 2 ماده 48 قید گردیده که «سازمان (زندان ها )موظف است فهرست مقام های صلاحیتدار قانونی را که براساس سایر قوانین موضوعه مجاز به معرفی متهمان یا محکومان به زندان می باشند به اداره های کل زندان ها اعلام نماید».
بنابراین قید «قانونی» در کنار«قضایی» در ماده 3 آیین نامه بدون تکرار آن در ماده بعدی ایجاد ابهام می کند و بهتر است از این ماده حذف گردد(صفاری، 1386،صص126-125).
بند دوم : اهداف مجازات حبس
در گذشته هدف از اجرای مجازات انتقام جویی از فرد مجرم و خانواده و قبیله او بود، ولی با گذشت زمان اهداف مجازات ها نیز تغییر یافت و جلوگیری از انتقام شخصی توسط زیان دیدگان از جرم و ایجاد نظم، امنیت و آرامش عمومی در جامعه بعنوان هدف اصلی کیفر مد نظر قرار گرفت و در این راستا اعمال مجازات های سنگین و وحشتناک به عنوان حربه ای کارساز مورد توجه بود.
به مرور زمان ضمن توصیه به ملایمت کیفرها اهداف دیگری نیز از اجرای مجازات مدنظر قرار گرفت که عبرت آموزی دیگران، جلوگیری از تجری مجرمین و تناسب بین جرم ارتکابی و کیفر تعیین شده از جمله این اهداف بشمار می رفتند. البته امروزه اهداف مجازات‌ها گستره وسیع تری یافتند.
مهمترین هدف از اجرای هر کیفری، استقرار نظم و امنیت در جامعه و مقابله با جرایم می باشند سایر اهدافی که بر اجرای مجازات مترتب است. در مقایسه با هدف فوق از اهمیت کمتری برخودار است. بدیهی است برای جلوگیری از تجاوز به حقوق مردم و ایجاد ثبات و نظام در جامعه، مقابله با جرایم و متجاوزین به حقوق مردم و متخلفین از قوانین از ضروریات غیر قابل انکار است و بدون اتکا به این اهرم امکان استقرار نظم و امنیت و مقابله با بزهکاری وجود ندارد(محمدی، 1384،صص84-83).
اهداف مجازات ها را می توان در یک هدف عینی یعنی اصلاح و تربیت بزهکار و نتیجتاً پیشگیری از جرم به شکل خاص نسبت به مجرمان و شرکاء و معاونان آنها و به شکل عام نسبت به جامعه و یک هدف ذهنی یعنی اجرای عدالت خلاصه کرد(نوربها ، 1386،ص254). مجازات حبس نیز به عنوان یک کیفر مهم دارای اهداف ذکر شده می باشد که در دو مقوله پیشگیری عام و خاص راجع به آن بحث می شود.

الف- پیشگیری عام
منظور از پیشگیری عام یا عمومی همان تاثیری است که اجرای مجازات بر سایر