مقاله رایگان درباره عملکرد کارکنان

ی انسانی فداکار و کارآمد به تربیت دانشجویان در حیطه علوم پزشکی و ارائه خدمات بهداشتی و درمانی در سطح استان هرمزگان مبادرت دارد.
شبکه بهداشت و درمان درسال 1364 با ادغام مدیریت ریشه کنی مالاریا و اداره بهداشت محیط تاسیس گردیده و با گسترش وظایف و فعالیت های محوله در حال حاضرعلاوه بر واحد های اداری مالی و پشتیبانی واحد های ستادی ذیل به ارائه خدمات بهداشتی ، درمانی میپردازند :
– واحد آموزش سلامت و ارتباطات – واحد سلامت خانواده -واحد بهداشت مدارس-واحد بهداشت محیط و حرفه ای -واحد مبارزه با بیماریها- واحد آمار و انفورماتیک – واحد نظارت بر امور درمان -واحد امور دارویی شبکه-واحد بهداشت روان– مرکز مشاوره بیماریهای رفتاری-واحد بیمه و پزشک خانواده.
در این سال تعداد 8 مرکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی 34 خانه بهداشت 3پایگاه بهداشت شهری و 3 پایگاه بهداشت روستایی ،یک مرکز آموزش بهورزی و تربیت ماما روستایی 6 واحد تسهیلات زایمانی و یک بیمارستان 64 تخت خوابی 1 در مانگاه ،7 داروخانه ،8 آزمایشگاه ،2 رادیولوژی واحدهای تحت مجموعه را تشکیل می دهد.
تعداد پزشکان عمومی این شهرستان در این سال 31 نفر و پزشک متخصص 11 نفر می باشند،که در همین سال تعداد 1 دندانپزشک و 1 داروساز در شهرستان فعالیت داشته اند.
در سال مذکور برای هر 3865 نفر یک پزشک عمومی و برای هر 2995 نفر یک تخت بیمارستانی دولتی و برای هر کل جمعیتیک دندانپزشک در سطح شهرستان وجود داشته است . شاخص های مربوط به آزمایشگاه برای هر 14978 نفر ،رادیولوژی برای هر 59912 نفر و داروخانه برای هر 17117 نفر یک واحد بوده است (سالنامه آماری دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان).

تعریف مفهومی متغیرها
برنامه ریزی:
برنامه ریزی، یعنی انتخاب مأموریتها، هدفها و اقداماتی برای نیل به آنها که مستلزم تصمیم گیری و انتخاب از میان راه های مختلف برای عملکرد آینده سازمان است(فیضی،1388).
استراتژی :
عبارت است از تعیین اهداف و آرمانهای بلندمدت و اساسی برای یک شرکت و پذیرش مجموعه ای از اقدامات و تخصیص منابع لازم برای حصول به این اهداف و آرمانها(اعرابی و ایزدی،۱۳۸۴).
نیروی انسانی:
منظور از نیروی انسانی یک سازمان تمام افرادی است که در سطوح مختلف سازمان مشغول بکارند(سعادت،1385).
عملکرد:
ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫـﺎﻳﯽ ﺍﺳـﺖ ﮐـﻪ ﺍﺯ ﻃـﺮﻑﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻧﻴﻞ ﺑﻪ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪﻩ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﮔﻴﺮﺩ(حاجی کریمی و رنگریز،1378).
بهداشت:
بهداشت، علم و روش پیشگیرى از بیمارى، طولانى‌تر کردن عمر متوسط بشر و بهبود وضع سلامت جسمى، روانى و اجتماعى او است. بهداشت به‌صورت فردى و جمعى مطرح مى‌شود، اما در هر حال، هدف بهداشت عبارت است از تأمین شرایط لازم جهت رفاه فردى و اجتماعى و تمام فعالیت‌هاى مرتبط با پیشگیرى از بیمارى‌ها.
سازمان بهداشت جهانى، “بهداشت” را چنین تعریف مى‌کند: بهداشت عبارت است از علم و فن پیشگیرى از بیمارى‌ها، افزایش طول عمر، آموزش بهداشت فردى به اشخاص، ارائهٔ خدمات پزشکى و پرستارى به‌منظور تشخیص فورى درمان، توسعه و تکمیل خدمات اجتماعى جهت رفع نیازمندى‌هاى مردم و تأمین وسایل زندگى به‌نحوى که هر فرد بتواند از سلامت و طول عمر بیشترى برخوردار گردد. بهداشت، حالت بهبود و سلامت کامل جسمانى و روانى و اجتماعى است و تنها به فقدان بیمارى یا عدم نقص عضو محدود نمى‌شود.
درمان:
“درمان” به کلیهٔ اقداماتى اطلاق مى‌شود که در شرایط پس از ابتلاى به بیمارى جسمانى یا روانى، به‌منظور بازگردان سلامت پیشین و از بین بردن عوامل مؤثر بر کاهش متوسط عمر بشر، با فراهم آوردن امکانات افزایش طول عمر انسان انجام مى‌گیرد.

تعریف عملیاتی متغیرها
الزامات (برنامه ریزی استراتژیک نیروی انسانی):
الزامات عبارت است از:
1. پیش نیاز ساختاری
2. پیش نیاز فرهنگی
3. پیش نیاز انسانی
4. پیش نیاز مدیریت
1- پیش نیاز ساختاری:
پیش نیاز ساختاری عبارت است از:

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

۱. وجود پایگاه اطلاعاتی منابع انسانی
۲. تکنولوژی انعطاف پذیر
۳. ساختار انعطاف پذیر منابع انسانی
۴. وجود مکانیزم حسابداری منابع انسانی
2- پیش نیاز فرهنگی:
پیش نیاز فرهنگی عبارت است از:
1. وجود تفکر استراتژیک در سازمان
2. وجود فرهنگ استراتژیک در سازمان

3- پیش نیاز انسانی:
پیش نیاز انسانی عبارت است از:
1. وجود نیروی انسانی استراتژی خیز
2. وجود نیروی انسانی متخصص
3. وجود نیروی انسانی داوطلب توسعه و پرورش
4- پیش نیاز مدیریت:
پیش نیاز مدیریت عبارت است از:
1. سواد دیجیتالی
2. روابط انسانی
عملکرد کارکنان:
شاخص های عملکرد کارکنان عبارت است از:
1. موفق بودن در کار
2. آموزشهای لازم در زمینه کاری
3. دوره های آموزشی ضمن خدمت
4. درک صحیح از اهداف سازمان
5. آشنا نمودن جهت درک درست از کار
6. مورد حمایت از سوی مدیران
7. فرصت برای ارتقاء
8. پاداش های غیرنقدی
9. قدردانی از ابتکارات و نوآوریها
10. دلجویی مشکلات فردی
11. وسایل و تجهیزات در اختیار
12. حمایت سازمانها و داویر
13. شرایط اقتصادی
14. رقابت کارکنان با سازمانهای دیگر
15. نتیجه عملکرد
16. ارتباط با مسئولان در رابطه با دریافت اطلاعات
17. نتایج مثبت کار
18. ارتباط کارکنان رده پائین با رده بالا
19. تغییر آئین نامه های دولتی

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهمدیریت اطلاعات

 
 

فصل دوم

ادبیات تحقیق

بخش اول:

برنامه‌ریزی استراتژیک

مقدمه
برنامه ریزی یکی از وظایف مهم مدیریت است که مانند؛ پلی زمان حال را به آینده مربوط می کند. اهمیت برنامه ریزی از اینجا آشکار می شود که منابع اعم از مادی و انسانی کمیابند. همچنین عوامل محیطی مانند؛ شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و تکنولوژیکی به سبب تغییر دایمی غیرقابل پیش بینی و ناپایدارند. مضافاً این که برای استفاده از این منابع محدود و کمیاب و در تخصیص آنها و تعیین اولویتها همواره رقابتهای شدیدی وجود دارد(ایران نژاد پاریزی و ساسان گهر،1383).
سازمانها و مؤسسه های اداری امروز، به حدی پیچیده شده اند که بدون اقدام به برنامه ریزی های دقیق، امکان ادامه حیات ندارند. برنامه ریزی مستلزم آگاهی از فرصتها و تهدیدهای آتی و پیش بینی شیوه مواجه با آنها است(رضائیان،1386).
برنامه ریزی استراتژیک عوامل اساسی خطر آفرین محیطی را تحلیل کرده و راه حل هایی که با احتمال بیشتر برای رسیدن به هدف را که مناسب تر است ارائه می دهد. به عبارتی، برنامه ریزی استراتژیک فرایند تعیین اهداف سازمان و اتخاذ تصمیم درباره طرح های جامع عملیاتی و اجرایی برای تحقق آن اهداف است.
با وجود اهمیت برنامه ریزی استراتژیک، هنوز در بسیاری از سازمان ها تاثیر حیاتی آن در رسیدن به اهداف سازمان به خوبی درک نشده و حتی در بعضی از مواقع مدیران آن را یک امر تجملی و پرهزینه می دانند. به عقیده بعضی از اندیشمندان برنامه ریزی استراتژیک بیانگر قدرت خلاقیت مدیران و ساختن آینده است. به عبارتی، مدیران از طریق برنامه ریزی استراتژیک به امر آینده سازی می پردازند. کاربرد برنامه ریزی استراتژیک، همراهی سایر بخش ها نظیر R&D.MIS و توسعه منابع انسانی را می طلبد که خود به عنوان یک تحول در بهبود و توسعه سازمان باید آن را برشمرد)کیانی ،1382).
تعریف برنامه ریزی
برنامه ریزی عبارتست از فرایندی دارای مراحل مشخص و بهم پیوسته برای تولید یک خروجی منسجم در قالب سیستمی هماهنگ از تصمیمات. برنامه ریزی فکر کردن راجع به آینده یا کنترل آن نیست بلکه فرایندی است که میتواند در انجام این امور مورد استفاده قرار گیرد. برنامه ریزی، تصمیمگیری در شکل معمول آن نیست بلکه از طریق فرایند برنامه ریزی، مجموعه‌ای از تصمیمات هماهنگ اتخاذ میشود. برنامه ریزی میتواند برای زمان حال یا آینده انجام شود (شرکت توسعه خدمات بهار).
بر طبق این تعریف، تصمیم گیری‌های مقطعی و ناپیوسته و اتخاذ سیاستها برای پیشبرد سازمان در زمان حال یا آینده برنامه ریزی نیستند. برنامه ریزی متکی بر انتخاب و مرتبط ساختن حقایق است. حقایق مفاهیم واقعی، قابل آزمون و اندازه‌گیری هستند. دیدگاه ها، عقاید، احساسات و ارزشها به عنوان حقایقی تلقی میشوند که فرایند برنامه ریزی بر اساس آنها سازمان داده میشود. همانطور که اشاره شد برنامه ریزی صرفاً یک فرایند تصمیمگیری نیست بلکه فرایندی شامل روشن ساختن و تعریف حقایق و تشخیص تفاوت بین آنهاست یا به عبارتی گونه‌ای فرایند ارزیابی است که در پایان آن، در انتخاب حقایق ارزیابی شده تصمیم گیری میشود.
برنامه بیانی روشن، مستند و مشروح از مقاصد و تصمیمات است. برنامه خروجی فرایند برنامه ریزی است اما برنامه ریزی یک فرایند پیوسته است که بیش از اتخاذ هر تصمیمی آغاز شده و پس از اجرای آن تصمیم ادامه مییابد. برنامهها تهیه شده و اجرا می گردند (جاسبی،1382).

محاسن برنامه‌ریزی
1- اهداف سازمان را فقط در چارچوب برنامه‌ریزی می‌توان تحقق بخشید.
2- برنامه‌ریزی زمینه را برای اجرای تصمیمات فراهم می‌کند.
3- برنامه‌ریزی در سطوح مختلف به مدیریت کمک می‌کند تا طرح‌های آینده خود را بطور سیستماتیک انجام داده تا حداکثر نتیجه را بدست آورد.
4- با رشد سریع فن‌آوری و تنها در چارچوب برنامه‌ریزی می‌توان تطبیق با رشد مورد نظر را تامین کرد.
5- بطور غیر مستقیم ما را به سوی رشد اقتصاد کلان برده و از هدر رفتن عوامل تولید جلوگیری می‌کند.
6- بودجه‌بندی را موجب گشته و در نتیجه ابزار کنترلی به دست می‌دهد.
7- روحیه گروهی را بالا برده و در نتیجه ابزار کنترلی را موجب می‌شود (سید جوادین، 1383).

انواع برنامه‌ریزی
1- برنامه های راهبردی(استراتژیک): برنامه هایی که برای کل سازمان طراحی می گردد و به دنبال تعیین اهداف کلی سازمان و تعیین موقعیت سازمان در جامعه است، برنامه های راهبردی می نامند. این نوع برنامه ها بلند مدت بوده و با توجه به شرایط و عوامل محیطی مؤثر، شامل موارد کلی است و توسط برنامه های عملیاتی و کوتاه مدت تفسیر می شوند(زارعی متین،1380).
برنامه های استراتژیک، دوراندیشی سازمان یافته ای است که مراحل زیر را در بردارد:
الف) تعیین مأموریتها و هدفهای دور برد.
ب) تفکیک مأموریتها به هدفهای کمّی و کیفی کوتاه مدت، که این عمل را اصطلاحاً هدف گذاری می نامند.
ج) تعیین خط مشی ها یا سیاستها
د) طرح ریزی و برنامه ریزی اجرایی(تاکتیکی)(رضائیان،1379).

مطلب مرتبط :   دانلود رایگان پایان نامه مدیریت در موردسازمان های مردم نهاد

2- برنامه های عملیاتی: برنامه هایی که در پی تعیین چگونگی تحقق اهداف کلی است. برنامه ریزی به منظور تحقق اهداف کلی سازمان در بخش ها و واحدهای مختلف، برنامه ریزی عملیاتی است(زارعی متین،1380).
توالی برنامه ریزی عملیاتی عبارت است از:
الف) تهیه برنامه کوتاه مدت(تعیین بودجه و زمانبندی)
ب) تعیین
معیارهای عملکرد و موقعیت(کمیت، کیفیت و هزینه)
ج) بازبینی و تعیین موارد انحراف
د) تهیه برنامه جدید(رضائیان،1379).
3- برنامه های کوتاه مدت: شامل هدفها و برنامه های عملیاتی است و فعالیتهایی را تنظیم می کند که در دوره زمانی یک سال یا کمتر انجام می شود.برای مثال، برنامه های ماهانه، هفتگی و حتی روزانه در واحدها، همه برنامه های کوتاه مدت تلقی می گردند.
4- برنامه های میان مدت: بطور عموم محدوده زمانی بین یک تا پنج سال دارد و شامل هدفها و برنامه های کوتاه مدت است.
5- برنامه های بلندمدت: شامل هدفها و برنامه های راهبردی است که ممکن است بیش از پنج سال طول بکشد، اگر چه افق دقیق زمانی هر برنامه از سازمانی به سازمان دیگر تفاوت دارد. در محیطهای پویا، و پیچیده، مدیران ممکن است نتوانند برای دوره ای طولانی تر از پنج سال برنامه ریزی کنند، بنابراین برنامه های راهبردی آنان می تواند دوره کوتاهتری را در برگیرد. در محیطهای با ثبات افق زمانی یک برنامه راهبردی می تواند ده تا بیست سال باشد( فیضی،1378).
6- برنامه های معین: هنگامی که برنامه ها دقیق، معین و روشن بوده و نحوه دستیابی به اهداف آن دقیقاً مشخص و واضح باشد و در هیچ نقطه ای ابهام و جای تفسیر وجود نداشته باشد، برنامه های «معین» نامیده می شود. برای مثال مدیری که در جستجوی افزایش 20% فروش برای 12 ماه آینده است، همچنین روش های دستیابی به هدف مذکور، معین و بودجه لازم تخصیص داده شده باشد.
7- برنامه های هدایتی: گاهی اوقات امکان طراحی برنامه های معین به دلیل نامطمئنی زیاد در عوامل محیطی درون و برون سازمانی وجود ندارد. بنابراین برنامه های هدایتی با مشخص کردن راهنمایی کلی برای مدیران، درجه انعطاف پذیری بیشتری را می سازند، در واقع این گونه برنامه ها با توجه به شرایط محیطی تفسیر و به کار گرفته می شوند. برای مثال، افزایش سودآوری بین 5 تا 10% در آینده یا بهبود موقعیت سازمان در بازار(زارعی متین ،1380).
از دیدگاه دیگر، برنامه ریزی از جنبه ماهیت به برنامه ریزی فیزیکی، برنامه ریزی سازمانی، برنامه ریزی فرایند، برنامه ریزی مالی، برنامه ریزی وظیفه‌ای و برنامه ریزی عمومی دسته‌بندی می شوند(رضائیان،1377).
سبک های برنامه ریزی
1- تعیین اهداف کلی سازمان براساس نظر شخصی و قضاوت فردی مدیران صورت می پذیرد.
در این سبک، مدیر با اتکاء به بینش و آگاهی خویش و قدرت خود در سازمان به تعیین راهبرد می پردازد و قاعده و ضابطه خاصی بر نحوه برنامه ریزی حاکم نیست.
2- مدیران با توجه به راهبرد وضع شده قبلی و با ایجاد تغییرات جزئی و تدریجی در آنها به تعیین راهبردهای سازمانی می پردازند.
در این سبک، از تحولات گسترده و جهشی خبری نیست و سازمان بتدریج و گام به گام خود را با شرایط جدید وفق می دهد، تغییرات راهبردی، مخاطره بسیار کمی را به همراه داشته، اما ایجاد سازگاری با شرایط متحول بیرونی به سرعت امکان پذیر نمی باشد.
3- سبک دیگری که برنامه ریزی راهبردی یا جامع نام دارد، تعیین راهبردهای سازمانی براساس نظم و قاعده خاصی انجام می پذیرد.
در این سبک مراحل ویژه ای به طور منظم دنبال می شود. از آنجا که اتکاء به نظرهای فردی در تعیین راهبردهای سازمان در همه احوال کارساز نبوده و همچنین شیوه تغییرات جزئی نیز برای تعیین راهبرد در شرایط متحول امروز کافی به نظر نمی رسد، سبک برنامه ریزی راهبردی از سوی اغلب صاحبنظران مدیریت مؤثرترین شیوه تعیین اهداف و راهبردها قلمداد می شود(زارعی متین،1380).

ویژگیهای‌ برنامه‌ریزی‌
در مورد برنامه‌ریزی‌ سه‌ ویژگی‌ را برمی‌شمرد:
1 – برنامه‌ریزی‌ چیزی است‌ که‌ ما بیش‌ از هر کار می‌کنیم، یعنی‌ تصمیم‌گیری‌ مبتنی‌ بر پیش‌بینی‌ است.
2 – برنامه‌ریزی‌ هنگامی‌ لازم‌ است‌ که‌ موقعیتی‌ که‌ ما میل‌ داریم‌ در آینده‌ بدان‌ دست‌ یابیم‌ متضمن‌ مجموعه‌ای‌ از تصمیماتی‌ باشد که‌ متکی‌ به‌ یکدیگر، یعنی‌ با یک‌ نظام‌ تصمیم‌گیری‌ مواجهیم.
3 – برنامه‌ریزی‌ فرایندی‌ است‌ که‌ درجهت‌ ایجاد یک‌ یا چند موقعیت‌ آتی‌ سوق‌ داده‌ می‌شود که‌ دلخواه‌ هستند و به‌نظر می‌رسد اتفاق‌ نمی‌افتند مگر کاری‌ صورت‌ گیرد (براین‌ کوبین).
‌ ‌باتوجه‌ به‌ موارد ذکر شده‌ که‌ در برنامه‌ریزی‌ استراتژیک‌ نیز صدق‌ می‌کند ویژگیهای‌ دیگری‌ که‌ می‌توان‌ برای‌ برنامه‌ریزی‌ استراتژیک‌ برشمرد به‌ شرح‌ زیر است.
منعکس‌کننده‌ ارزشهای‌ حاکم‌ بر جامعه؛
توجه‌ به‌ سوال‌ اصلی‌ و اساسی‌ سازمان؛
تعیین‌ چارچوبی‌ برای‌ برنامه‌ریزی‌ و تصمیم‌گیری‌ مدیریت؛
دید درازمدت‌ و توجه‌ به‌ افقهای‌ دورتر سازمان؛
ایجاد

دیدگاهتان را بنویسید