بررسی گوشه ای از پیامدهای مخرب فردی و اجتماعی جهل پرداختیم ، بر تک تک افراد و جامعه بشری است که به فکر ریشه کنی و زدودن اثرات این بیماری برآیند و جامعه خود را از مواجه شدن با پیامدهای سوء آن برهانند.
« راه های عملی جهل زدایی »
یک ) تحقیق و تبیین :
یکی از راه های زدودن جهل ، تحقیق و تبیین است :

« یا ایها الذین آمنوا انحاءکم فاسق بنبا فتبینوا انتصیبوا قوماً بجهاله فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین »
« ای کسانی که ایمان آورده اید ! اگر شخصی فاسقی خبری برای شما بیاورد ، درباره آن تحقیق کنید ، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خودپشیمان شوید. »
این که در آیه شریفه دستور به تحقیق و بررسی خبر فاسق را به عدم ضرر رساندن به برخی افراد تعلیل نموده ، لازمه این امر در حقیقت ، رفع جهالت است.
دو ) پرسش از اهل ذکر
« و ما ارسلنا من قبلک الا رجالا نوحی الیهم فسئلوا اهلا لذکر انکنتم لا تعلمون »
« و پیش از تو ، جز مردانی که به آن ها وحی می کردیم ، نفرستادیم ! اگر نمی دانید ، از آگاهان بپرسید. »
درست است که طبق احادیث و آیات دیگر ، مراد از اهل ذکر ائمه اطهار می باشند ، اما این اختصاص با عمومیت آیه منافات ندارد. به این که اهل بیت ( ع ) مصداق اتم و اکمل باشند.
بنابراین پرسش از اهل خبره برای جاهل ، به حکم عقل بوده و رجوع جاهل به عالم در حقیقت ، ارشاد به حکم عقلی است.
سه ) بصیرت و بینش
یکی دیگر از راه هایی که برای مقابله با جهل و جهالت می توان از قرآن کریم استخراج کرد ، کسب بینش و بصیرت می باشد ؛ چرا که ثمره عدم بینش ، جهل و نادانی است :
« و مثل الذین کفروا کمثل الذی ینعق بما لا یسمع الا دعاء و یداء صم بکم عمی فهم لا یعلقون »
« مثل ( تو در دعوت ) کافران ، بسان کسانی است که ( گوسفندان و حیوانات را برای نجات از چنگال خطر ) صدا می زند ، ولی آن ها چیزی جز سر و صدا نمی شنوند ( و حقیقت و مفهوم گفتار او را درک نمی کنند. این کافران ، در واقع ) کر و لال و نابینا هستند از این رو چیزی نمی فهمند. »
منظور از کری ، گنگی و کوری در این جا بُعد معنوی و روحانی است که همان بینش و بصیرت بوده که نتیجه آن ، منتفی شدن عقل و عدم تمییز و تشخیص خواهد بود ، و راه درمان این جهالت ، کسب بینش و بصیرت است.
چهار ) تمسک و استعانت از خدای متعال :
تمسک و استعانت از پروردگار می تواند یکی از راه های علاج جهل باشد. قرآن کریم در جریان داستان حضرت یوسف ( ع ) از زبان آن حضرت بیان می کند.
« قال رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه تصرف عنی کیدهن اصب الیهن و اکن من الجاهلین »
از آن جایی که حضرت یوسف ( ع ) می داند که در همه حال مخصوصاً در مواقع بحرانی جز به اتکا لطف پروردگار ، راه نجاتی نیست ، خودش را با این سخن به خدا می سپارد و از او کمک می خواهد و می فرماید :
« خداوندا من به خاطر رعایت فرمان تو و حفظ و پاکدامنی خویش از آن زندان وحشتناک استقبال می کنم و می فرماید : خدایا کمکم فرما ، نیرویم بخش ، بر قدرت عقل و ایمان و تقوایم بیفزا تا بر این وسوسه های شیطانی پیروز گردم و از جاهلان نباشم. »
و یکی دیگر از راه های عملی جهل زدایی
پنج ) پیروی از قرآن است :
تا آن جایی که امام زین العابدین در صحیفه سجادیه در ذیل دعای ختم قرآن می فرماید :
« و جعلته نورا نهتدی من ظلم الظلاله و الجهاله باتباعه و شفاء لمن انصت بفهم التصدیق الی اشتماعه »
« … و آن را نور و روشنایی گردانیدی که ما به پیروی از آن از تاریکی های گمراهی و نادانی راه می یابیم و شفا و بهبودی برای کسی که فهمیدن آن را از روی تصدیق و باور نمودن خواسته »

در این جا می توان گفت قرآن مجید بیماری های صعب العلاج تری ( نسبت به جهل ) را مورد علاج قرار داده است و نسخه شفابخش ارائه کرده است.
به عنوان مثال با پدیده بت پرستی و شرک که از بدترین و زشت ترین مریضی های بشر در طول تاریخ بوده ، به شیوه های مختلف به مبارزه و معالجه پرداخته است.
بنابراین برای ریشه کنی جهل باید به سراغ قرآن کریم رفت و راه هائی که موجب هدایت بشر می شوند را شناسایی کرد و از قرار گرفتن در مسیرهائی که موجب سقوط می شوند ، جلوگیری کرد.
و هم چنین یکی دیگر از راه کارهای عملی جهل زیادی صبر و استقامت است اما هرگز نباید از هدایت جاهلان مأیوس شد.
و در آخر راه های مرحوم نراقی در عرصه جهل زدایی :
ایشان در بیان معالجه جهل بسیط معتقد است که از سه راه می توان به درمان آن پرداخت :
« یک ) این که متوجه شود که جهل امری قبیح است چرا که انسان ، انسان حقیقی نیست و مجازاً به او انسان اطلاق می شود چرا که برتری انسان به سایر حیوانات به خاطر ادراک اوست و در صورتی که انسان آگاهی نداشته باشد ، پس چه امتیازی می تواند بر حیوانات داشته باشد ؟
دو ) توجه و دقت به مذمت هایی که در بشریت مقدس درباره جهل آمده است.
سه ) توجه کند به آیات و روایاتی که در فضیلت علم و دانش و معرفت وارد شده است. »
و هم چنین در معالجه جهل مرکب فرموده است :
« که زائل کردن آن در نهایت صعوبت و سختی است. بدیهی است که کسی که در جهل مرکب است ، خود را جاهل نمی داند تا درصدد رفع آن برآید.
چنین شخصی اگر بد سلیقه و کج ذهن است که در این صورت باید او را به فراگیری علوم ریاضی و هندسه و حساب مشغول کرد چرا که این گونه علوم نقشی بسزایی در تقویت ذهن و قوه عاقله دارند. و اگر جهل او به خاطر خطای در فکر و استدلال است که در چنین حالتی باید استدلال او را با استدلالات اهل تحقیق و علمای اهل فکر مقایسه کرد تا به اشتباه خود پی ببرد ، و اگر جهل او به خاطر لجاجت و یا تقلید از دیگری است ، باید سعی کند تا این عوامل را در خود از بین ببرد. »
3 – 2 – بخش سوم
مقایسه مفهوم جهل و اشتباه و موارد مشابه آن
1 – 3 – 2 – گفتار اول – مقایسه جهل با اشتباه
کلماتی مانند جهل و اشتباه ، خطا ، سهو ، نیسان و غفلت در اذهان مردم معنای واحد یا حداقل قریب به هم را متبادر می کنند که مدار و محور اتحاد و اشتراک همه آن ها را « جهل به واقع » تشکیل می دهد. بر همین اساس در بعضی از کتب حقوقی و یا به هنگام استعمال و محاوره ، آن ها را به جای یکدیگر به کار می برند.
در حالی که از منظر واژه شناسی میان آن ها تفاوت وجود دارد ما در این گفتار ابتدا به معنا و مفهوم این واژه ها و سپس به مقایسه آن ها می پردازیم.
در کتاب مفردات راغب سه معنی برای جهل ذکر شده است.
« الاول : و هو خلو النفس من العلم ، هذا هو الاصل. » جهل آن است که ذهن انسان از هر گونه علم و آگاهی خالی باشد.
این معنا اشاره به جهل بسیط دارد.
« الثانی : اعتقاد الشیء بخلاف ما هو علیه. » یعنی شخصی اعتقاد به چیزی دارد ، ولی برخلاف حقیقت آن شیء است.
این معنا اشاره به جهل مرکب دارد.
« الثالث : فعل الشیء بخلاف ما حق ان یفعل سواء اعتقاداً فیه اعتقداً صحیحاً او فاسداً. » یعنی انجام دادن کاری که خلاف حقیقت آن شیء است. چه بر اساس اعتقاد صحیح انجام داده باشد و چه فاسد.
و معنای سوم ، ظاهراً اعم از آن دواست.
و هم چنین این که اشتباه در متون فقهی و حقوقی دو کاربرد کاملاً متفاوت دارد : یکی در زبان عربی است که معادل شک ، شبهه ، بدگمانی و التباس است.
کاربرد دیگر اشتباه در زبان فارسی در کتب حقوقی و قانون مدنی است که معادل آن در زبان عربی به ویژه در کتب حقوقی معاصرین ، کلمه « غلط » به کار رفته است.
حال به مقایسه این دو واژه می پردازیم :
یکی از حقوق دانان معاصر عرب در توضیح کلمه جهل و تفاوت آن با اشتباه می نویسد :
« آگاهی اتفاق می افتد که حقیقت چیزی برای ما نامعلوم است ، در این صورت ناآگاهی در برخی موارد ناشی از تصور غیر صحیح است که ما از آن شیء داریم و در موارد دیگر این که اصلاً از آن چیز تصوری در ذهن به وجود نیامده است. »
صورت اول نمایانگر « اشتباه » است و صورت دوم « جهل ».
جهل مساوی با فقدان است ، به نحوی که به مرحله تصور اشتباه آلود نمی رسد ، اما اشتباه تصوری نادرست است که در ذهن عاقد به وجود می آید و همین اساس ایجاد یک اثر حقوق می شود. »
مطابق بیان ایشان در اشتباه ، تصور و فکر هست ولی تصور غلط است ، به خلاف جهل که در اصل وجود فکر و تصور تردید است.
حال می توانیم مقایسه جهل و اشتباه را از یک منظر دیگری نگاه کنیم به این شکل که به جهل مرکب ، اشتباه می گویند زیرا جهل مرکب آن است که انسان یک تصور ذهنی از امری دارد و آن تصور خلاف واقع می باشد با این تفصیل به سادگی می توان تشخیص داد که مراد از اشتباه همان جهل مرکب است ، زیرا ، جهل مرکب و اشتباه هر دو آگاهی و علم به امری برخلاف حقیقت است. بنابراین هر اشتباهی مبتنی بر جهل است ولی هر جهلی ضرورتاً دربردارنده اشتباه نیست.
بنابراین می توان این طور نتیجه گرفت نسبت میان اشتباه و جهل عموم و خصوص مطلق است ، چرا که هر اشتباهی جهل است ولیکن هر جهلی اشتباه نیست.
2 – 3 – 2 – گفتار دوم – مقایسه اشتباه با غلط
آوردیم که معنای این واژه همان کلمه اشتباه در زبان فارسی است و در تعریف اصطلاحی آن گفته اند : « حاله تقوم بالنفس تحمل علی توهم غیر الواقع » یا « توهم یتصور فیه العاقد غیر الواقع واقعاً فیهه ذالک علی ابرام عقد لولا هذا التوهم لمل اقدام علیه »
در همه این تعاریف ، عنصر اساسی ، « توهم » بوده و مفاد آن همان جهل مرکب است.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3 – 3 – 2 – گفتار سوم – مقایسه جهل و اشتباه با شبهه
شبهه نوعاً در محاورات روزمره و حتی در برخی کتب حقوقی به همراه شک به کار می رود. باید دانست این دو مفهوم دو روی یک سکه هستند ، به این معنا که بعد از تحقیق شک و تردید برای انسان حالتی به نام شبهه به انسان دست می دهد. در واقع شبهه نتیجه شک و شک سبب شبهه می باشد.
در مقایسه جهل و اشتباه با شبهه باید گفته شود.
شبهه به عنوان جهل بسیط در لغت به معنای اشتباه و التباس به کار می رود اما این دو واژه به لحاظ اصطلاحی اساساً با هم تفاوت دارند. اشتباه از مقوله جهل مرکب است ، در حالی که شبهه نوعی جهل بسیط است. در شبهه انسان به نادانی و جهل خود علم دارد. بنابراین در حین شبهه انسان مکلف باید حسب مورد رفتار مطلوب را انجام دهد. در حالی که در اشتباه چون انسان در جهل مرکب است لذا تکلیفی متوجه او نیست.
بنابراین رابطه میان اشتباه و شبهه تباین است. یعنی هیچ اشتباهی شبهه نیست و هیچ شبهه ای اشتباه نیست.
4 – 3 – 2 – گفتار چهارم – مقایسه جهل و اشتباه با خطا
این واژه معمولاً در فقه و حقوق جزا کاربرد دارد و در برابر عمد به کار می رود و در توصیف آن گفته اند :
خطا عبارت است از وصف عملی که فاعل آن دارای قوه تمییز نبوده و به علت غفلت یا اشتباه یا بی مبالاتی و عدم احتیاط ، عملی را که مخالف موازین اخلاقی یا قانونی است مرتکب شده است.
بنابراین یکی از علل خطا ، جهل و اشتباه است و ممکن است علل دیگری مانند سهل انگاری ، غفلت و … نیز داشته باشد.
از این مختصر می توان نتیجه گرفت که خطا اعم از اشتباه است ، چون گاهی خطا را مقابل عمد به کار نمی برند ، در آن صورت اعم از تخلف عمدی و غیر عمدی است ، ولی کلمه خطا در متون فقهی اعم از جزایی و مدنی گاهی به مفهوم معادل اشتباه و جهل به کار می رود.
و اتفاقاً به عنوان عیب اراده هم مطرح می شود.
« راغب » چند معنی برای خطا ذکر کرده یکی از آن ها معادل اشتباه است ، می گوید « و الثانی ما یرید ما یحسن فعله ولکن یقع منه خلاف ما یرید فیقال اخطا اخطاء فهو مخطی و هذا قد اصاب فی الاراده و اخطا فی الفعل و هذا المعنی بقوله ( ع ) : رفع عن امتی الخطاء و … » یعنی در خطا ، شخصی انجام عمل نیکی را اراده می کند ولی خلاف آن در خارج تحقق می یابد و خطا تلانما در اراده پدید آمده و سپس عمل به صورت خطا محقق می شود. این همان اشتباه یا جهل مرکب است و این معنی را عده ای از نویسندگلن حقوقی هم به کار برده اند.
5 – 3 – 2 – گفتار پنجم – مقایسه جهل و اشتباه با سهو
سهو ، غفلت از چیزی است ، به طوری که با کوچک ترین یادآوری شخصی متنبه گردد. این کلمه از عبارات فقهی به ویژه در بخش عبادات به معنای « شک » هم به کار گرفته است گرچه اعم از آن است.
مانند این عبارت « لا حکم للسهو مع الکثره و لا للسهو فی السهو و لا لسهو الامام معم حفظ المأموم و بالعکس »
بنابراین می شود گفت سهو ، اشتباهی است که از غفلت یا فراموشی ناشی می شود ، از این رو هر سهوی اشتباه هست ، ولی هر اشتباهی سهو نیست ، زیرا اشتباه یا جهل مرکب اعتقاد به امری خلاف واقع است ، خواه به کوچک ترین چیزی جاهل متنبه گردد یا نگردد.
6 – 3 – 2 – گفتار ششم – مقایسه جهل با غفلت
غفلت یعنی بی خبری محض و در بی خبری محض قصور و تقصیر متصور نیست و این کلمه هم در اصطلاح های فقهی مقابل شک به کار می رود ، آدم شاک غیر از آدم عاقل است ، شاک ، جاهل به جهل بسیط بوده و وظیفه او تحصیل علم یا ظن معتبر است و عذری از او پذیرفته نمی شود ، به خلاف غافل که جاهل به جهل مرکب است و در روایات عنوان « الجاهل معذور » ناظر به غافل و جهل مرکب می باشد.
7 – 3 – 2 – گفتار هفتم – مقایسه جهل با نیسان
و بالاخره واژه دیگری که ممکن است مرتبط با کلمه جهل و اشتباه می باشد ، کلمه نیسان است و در حدیث « رفع » هم از آن یاد شده است. « نیسان » در لغت به معنای فراموشی است. در کتاب مفردات راغب آمده است.
« النیسان ترک الانسان ضبط ما استودع اما لضعف قلبه و اما عن غفله و اما عن قصد حتی ینحذف عن القلب ذکره »
بنابراین می توان گفت میان نیسان و جهل به لحاظ مفهومی تفاوت وجود دارد که جهل و نیسان هر دو در عنصر بی اطلاعی از حکم یا موضوع مشترک اند ، ولی جهل گاهی مسبوق به علم است و گاهی مسبوق به علم نیست که صورت اول را نیسان هم می گویند. بنابراین اصطلاح جهل اعم از نیسان است. فرق دیگری که گفته اند و در کتب اهل سنت آمده ، این است که می گویند نیسان به طور قهری عارض انسان می شود ، به نحوی که ناسی قدرت دفع آن را ندارد ، بر خلاف جهل که به وسیله علم و کسب آگاهی امکان غلبه بر آن وجود دارد ، از این رو در زمنیه حکم و معذور بودن جهل و نیسان تفاوت است که ناسی در انجام فعلش به اجماع فقها معفوست. به خلاف جهل که اختلافی است و به طور کلی میان قاصر و مقصر از یک طرف در معذور بودن تفاوت قایلند.
4 – 2 – بخش چهارم
تقسیمات جهل در فقه امامیه
1 – 4 – 2 – گفتار اول – تقسیمات جهل به لحظ ماهیتی
یک ) جهل مرکب
« الجهل المرکب ان یجهل شیئاً و هو غیر ملتفت الی انه جاهل بل یعتقد انه من اهل العلم »
« جهل مرکب عبارت است از این که جهل به چیزی داشته باشد و توجه هم نداشته باشد و جاهل اعتقاد دارد که او جزء اهل علم است. »
پس بنابراین می توان گفت : جهل مرکب عبارتند از اعتقاد جازم غیر مطابق با واقع ، و سبب آن که آن را مرکب نامیده اند آن است که آدمی چیزی را خلاف آن چه حقیقت است اعتقاد کند . این یک جهل است و جهل دیگر آن که اعتقاد کند که اعتقاد او عین صوابست که این دو جهل با هم ترکیب یافته اند بنام جهل مرکب و در نهایت این می شود که نمی داند که نمی داند.
و هم چنین این که ، این قسم داخل در اقسام علم است یا خیر ، داخل تصور است یا تصدیق ، مباحثی است که مربوط به علم منطق و فلسفه است.
دو ) جهل بسیط
« الجهل البسیط ، ان یجهل الانسان شیئاً و هو متنفت الی جهله فیعلم انه لا یعلم »
« جهل بسیط عبارت است از جهل انسان به چیزی و او ملتفت به جهل خود است و در نهایت می داند که نمی داند. »
در واقع این قسم از جهل چندان مذموم نیست چرا که چنین شخصی می داند که جاهل است و زمینه تعلیم و کسب علم را دارد و با توجه به این که می داند جاهل است در طلب فهم می کوشد.
چنین جهلی را جهل بسیط می نامند چرا که چنین فردی دارای یک جهل است و آن این است که می داند که نمی داند.
2