فناوری

جنگ داخلی؛ چرا Ubisoft در لبه پرتگاه قرار دارد

اشتباه نکنین؛ دلمون نمی خواد با رابطه کارکرد یوبیسافت و فرنچایزهایش در چند سال گذشته، از عرش به فرش رسیدن اونا رو نتیجه گیری کنیم. چون اگه از نمایشگاه E3 عامل بگیریم، فرانسویا نشون دادن دوباره می خوان به یکی از کمپانیای محبوب صنعت گیمینگ تبدیل شن. از این موجای عجیبی هم که هر از چندگاهی دور و بر بازی یا استودیویی به راه میفته دوری کنین.

بعضیا فکر کردن هنوز چند سال پیشه تا نامی از یوبیسافت به میان میاد اونو کنار میزنن. چون جدای از نمایشای دروغین، فرانسویا اثبات کردن فرصت زیادی به استودیوهای داخلی واسه ساخت عناوین جدید میدن، چیزی که این روزا کمتر شاهدش هستیم. با این حرفایی که زدیم، پس منظور از تیتر چیه؟ به چه دلیل یوبیسافت در لبه پرتگاه داره؟

دلیل اصلی این موضوع رو باید به جنگ میان خروسا که در این چند وقت گذشته داغ تر از همیشه شده، جستجو کنیم. از درگیری میان Vivendi و یوبیسافت داریم حرف می زنیم. ویوندی رو که می شناسین؟ شرکت که حکم یه ومپایر یا خون آشام رو در صنعت گیمینگ داشته و امکان داره سندرم نابودی سازی اونا به پر یوبیسافت هم بخوره. بیایید نگاهی به گذشته تاریک این شرکت بندازیم تا بهتر فهمیده باشین به چه دلیل نسبت به ادامه راه ناشر اساسینز کرید نگرانیم.

یوبیسافت تازگیا به سرمایه گذاری در صنعت سینما هم روی آورده و اواخر سال جاری تماشاگر اکران اساسینز کرید هستیم.

ویوندی تقریبا در همه زمینه ها دست داشته. از موزیک، تلویزیون و فیلمای سینمایی بگیرین تا مخابرات که در هر کدوم می تونیم ردپایی از اونا رو پیدا کنیم. بذارین ساده تر بگیم، با یه شرکت مولتی مدیا طرف هستین. سال ۱۹۹۸ لحظه ورود این شرکت فرانسوی به صنعت گیمینگ بود. اونا کار خود رو با خرید Havas شروع کردن؛ شرکت که چند ماه قبل از خریداری شدن به وسیله ویوندی، سهام شرکت CUC Software رو به اختیار درآورده بود.

شاید امروزه خیلیا نام CUC Software رو به یاد نیارن، ولی این شرکت در وقتی که از اون صحبت می کنیم استودیوهای Sierra ،Blizzard و Berkeley Systems رو در زیرمجموعه خود داشت. بلیزارد رو که می شناسین. این شرکت با ساخت فرنچایزهای استارکرفت و وارکرفت تونست نام خود رو به عنوان یکی از تاثیرگذارترین استودیوها در تاریخ صنعت گیمینگ به ثبت برسونه. تازگیا تماشاگر انتشار بازی بسیار موفق اوورواچ از طرف اونا بودیم.

در طرف دیگه سییرا رو داریم. این استودیو هم سازنده یکی از مهمترین آثار صنعت گیمینگ با نام Mystery House هست. از این جهت خونه مرموز رو می ستاییم، چون از بازی با نام «اولین عنوان گرافیکی در سبک ماجراجویی» یاد می شه. جدای از این، ساخته استودیو سییرا تونست فروش خیلی بالایی هم بکنه. البته این جریان مربوط به سال ۱۹۸۰ هست و در تاریخی که بحث اصلی دور و برش می چرخه، اونا بیشتر روی عناوین King's Quest کار می کردن که باز به خودی خود بازیای محبوبی بودن.

برکلی سیستم هم که سال ۲۰۰۰ دار فانی رو وداع گفت، شروع فعالیت خود رو در مورد غیر گیمینگ کلیک زد. شاید بتونیم محبوبیت اونا رو به ساخت یه دسکتاپ مجازی واسه مکینتاش رابطه بدیم که بعدا با ساخت محافظ صفحه نمایشی بالا برد. اما با تموم این حرفا، بالاترین درجه موفقیت برکلی سیستم با بازی ویدیویی You Don't Know Jack رقم خورد؛ عنوانی چند نفره که با ایجاد پرسشایی کمدی مانند مخاطبان رو به رقابت می کشید.

صبر کنین ببینیم، ویوندی با این همه استودیو با تجربه چیجوری الان اسمش در کنار ناشرهای نام دار صنعت گیمینگ دیده نمی شه؟ باحال تر اینجاس زیر مجموعه های معروف فرانسویا فقط به همین استودیوها ختم نمی شه. اونا یه مدت بعد با خرید شرکت Seagram که Universal Studios رو در اختیار داشت، عزمشونو جزم کردن جا پای خود رو در صنعت گیمینگ محکم تر کنن.

فکر کنیم Universal Studios رو بشناسین. این مشکلاتی که سونی واسه برگردوندن عناوین محبوب قدیمی اش به پلی استیشن داره از همین شرکت سر میگیره. چون در دهه ۹۰ حق ساخت Crash Bandicoot و Spyro the Dragon رو استودیوهای یونیورسال برعهده داشتن. به بیان دیگه سونی تنها اونا رو به انحصار خود درآورد و این یونیورسال بود که با استودیوهای سازنده بازیای یاد شده قرارداد امضا کرد.

جدا از این حرفا، وقتی شرایط باحال تر می شه بدونین یونیورسال حق ساخت بازیا رو بعدا به سونی نفروخت و جای اون اکتیویژن به مالک اصلی کرش و اسپیرو تبدیل شد که در ادامه بیشتر توضیح می دیم. این نکته رو اضافه کنیم فرنچایزهای معروف Half Life و Warcraft هم وقتی به این شرکت تعلق داشتن.

با پیوستن Universal Studios به ویوندی، فرانسویا عزمشونو جزم کردن بخش بزرگی از شرکت خود رو به گیمینگ اختصاص بدن. پس تماشاگر ترکیب تموم استودیوها و تشکیل قسمتی با نام Vivendi Universal Games بودیم. این اتفاقاتی که از اون صحبت می کنیم مربوط به سال ۲۰۰۰ هستن.

شرایط که سخت تر شد. با این همه ستاره که کسی نمی تونه جلوی ویوندی رو بگیره. وضعیت هم خیلی بد نبود تا این که سال ۲۰۰۴ فرا رسید و Vivendi Universal Games ضرر ۲۳٫۳ میلیارد یورویی در دستان ویوندی گذاشت. فرانسویا با این اتفاق تصمیم می گیرن واسه زنده موندن بخشای خود به عنوان تجارت جداگونه به فروش برسانند.

ترکش این فاجعه بزرگ از شرکتای بازیسازی ویوندی هم به دور نمی مونه و همون سال تماشاگر بسته شدن شرکت محبوب سییرا هستیم. البته سییرا در دوران مدیریتی فرانسویا یه بار تا مرز ورشکستی پیش رفت. سال ۱۹۹۹ بود که حدود ۲۵۰ کارمند از این شرکت اخراج شدن و تماشاگر فروش استودیوهای زیرمجموعه بودیم.

سییرا سال ۲۰۰۵ دوباره با نام Sierra Online احیا شد. این بار هم اونا زیرمجموعه ویوندی بودن.

بیایید به چند سال جلوتر بریم. فکر کنیم ۲۰۰۷ واسه ادامه بحث خوب باشه. اون زمان قطبای بازیسازی بین شرکتای زیادی تقسیم نشده بود. شاید بین شخص سوم اینکه بتونیم معروف ترین رو الکترونیک آرتز بنامیم. بخاطر این اکتیویژن می بینه واسه رقابت با هم وطنان خود نیازمند قدرت بیشتریه. فکر کنیم گفته های صحبتای مدیریت اجرایی اکتیویژن دور و بر این مسئله بتونه تصمیمی که اونا در آخر می گیرن رو مشخص کنه:

ما دنبال هر راهی می گشتیم تا ببینیم چیجوری می تونیم با بلیزارد مشارکت داشته باشیم. شاید نمی تونستیم شرکت مثل اونا پیدا کنیم، ولی از تجربه خود اونا که می شه استفاده کرد.

همین اتفاق هم افتاد و تماشاگر ترکیب اکتیویژن با ویوندی، صاحب بلیزاد، بودیم. بخاطر این شرکت جدیدی با نام اکتیویژن بلیزارد شکل گرفت. مصاحبه ها رو که نگاه می کردیم، بعضی استودیوهای زیرمجموعه ویوندی خیلی با این که اکتیویژن تموم فعالیتای گیمینگ ویوندی رو برعهده بگیره راضی نبودن. طبیعی همه، تعداد از شرکتا پروژه هایی در دست ساخت داشتن.

اکتیویژن خیلی راحت می تونست اونا رو کنسل کنه. پیشبینیا هم درست از آب درآمد و سییرا دوباره طعم بسته شدن رو چشید. بالاتر از کرش و اسپیرو گفتیم. یونیورسال سال ۲۰۰۵ که سییرا با نامی جدید تر دوباره به میدون گیمینگ بازگرداند، عناوین محبوب خود مانند کرش و اسپیرو رو به اختیار اونا درآورد. پی تعطیلی دوباره این استودیو، تموم عناوین به اکتیویژن رسیدن.

سال ۲۰۱۴ سییرا دوباره با نام Sierra Entertainment احیا شد. اونا الان زیرمجموعه اکتیویژن بلیزارد هستن.

ممکنه با خودتون بگید مشکل صحبتای بالا چیه. ویوندی شرکتای بازیسازی زیادی رو تعطیل کرد یا از دست داد. شاید تنها شرکت مهمی که تا اون زمان تونست از فرانسویا جون سالم به در ببره، بلیزارد بوده باشه. پس به چه دلیل این اتفاق واسه اکتیویژن نیفته؟ اونم وقتی که ویوندی بازم با مشکلات درگیره. حالا خوبیش اینه اکتیویژن بلیزارد تا مرز ورشکستگی پیش نرفت.

با این وجود اونا تصمیم می گیرن تا سال ۲۰۱۳ خود رو از ویوندی جدا کنن. یکی از باحال ترین اتفاقات صنعت گیمینگ هم به همین مسائله اشاره داره. چیجوری ویوندی که بیشتر از ۵۰ درصد سهام اکتیویژن رو داشت حاضر به از دست دادن شرکت شد که با فرنچایزهای کال آو دیوتی و وارکرفت پول پارو می کرد. یکی از تحلیل گران اقتصادی صنعت گیمینگ این جدایی اکتیویژن از ویوندی رو فرخنده نامید.

به باور اون مشکلات موجود در ویوندی می تونست منتهی به از دست دادن ذخایر نقدی اکتیویژن و اقدامات دیگری بشه که این شرکت کانادایی رو به خطر بندازه. اگه بخوایم از این دو اتفاق یه جمع بندی ساده داشته باشیم، میبینیم ویوندی حکم قمار بازی رو داره که با جذب سرمایه تلاش می کنه دوباره به میدون مسابقه برگرده اما هر بار شکست می خوره. از مدیره هایی که به نظر اطلاعات خیلی از صنعت گیمینگ ندارن بیشتر از این انتظار نمی ره.

یوبیسافت به دادن آزادی عمل به استودیوهای خود و ساخت عناوین جدید معروفه. اگه اونا به زیرمجموعه ویوندی در بیان، تماشاگر همین روش هستیم؟

به زمان الان باز می گردیم، جایی که مقدمه رو با اون شروع کردیم؛ یوبیسافت. با از دست دادن اکتیویژن بلیزارد، سهم ویوندی در بازار بازیای ویدیویی تقریبا به صفر می رسه. جدای از اکتیویژن، فرانسویا در سالای گذشته سهمای بیشتری رو هم به فروش رساندند تا بتونن بدهیای خود رو پرداخت کرده و سرمایه ای واسه خرید کمپانیای دیگه جمع کنن.

از حق نگذریم فعالیت ویوندی در دیگه میدونا مانند تلویزیون و موسیقی موفقیت آمیز بوده. اما اونا می خواستن تا دوباره به صنعت گیمینگ برگردن. پس شروع به سرمایه گذاری روی یوبیسافت و زیرمجموعه اون گیم لافت می کنن. بذارین از همین اول خیال تون رو راحت کنیم؛ یوبیسافت اصلا از این اتفاق راضی نیس. طبیعی همه، جدای از بحثای مالی، حتی فکر این که بیاییم اونا رو زیرمجموعه ویوندی به حساب بیاریم باحال به نظر نمی رسه.

هنوز خیلیا یه سوال بزرگ از این شرکت دارن؛ به چه دلیل اکتیویژن که این همه سوددهی داشت رو از دست دادین؟ شاید فکر کنین خود آمریکاییا این جور خواستن. حتی اگه اینجور چیز بسیار ساده لوحانه ای رو در نظر بگیریم، بازم راضی کننده نیس. چون ویوندی می تونست با پشتیبانی بهتر، اونا رو از این تصمیم بیخیال بشه. بتسدا رو ببینین، زیرمجموعه زنیمکسه. مشکلی هست؟

درسته، در طول صنعت گیمینگ کمپانیا استودیوهای زیر مجموعه زیادی رو بسته ان. ولی بهترن حالت اینه میدونیم اونا چند سال در مورد گیمینگ فعالیت کردن. ولی شرکتی مانند ویوندی که روش هدف دار هاش خیلی با صنعت گیمینگ سنخیتی نداشته و بیشترین افتخارش تنها داشتن عناوین بزرگ بوده، چی؟

وقتی که از زیرمجموعه شدن یه شرکت صحبت می کنیم، باید احتمال کاهش آزادی عمل رو هم در نظر بگیریم. بزرگترین نگرانی برادرهای گیمو به همین مسئله برمیگرده. یکی از اونا در جشن سی سالگی یوبیسافت گفت: «تار و پود خلاقیت و خطر پذیری به آزادی عمل گره خورده. این موضوع موجب شده تا ما بتونیم سی سال در صنعت گیمینگ ماجراجویی داشته باشیم. در سی سال آینده و بعد از اونم باز همین موضوع اصلی ترین دلیل دووم یوبیسافت میشه.»

حالا سوال اینجاس مگه ویوندی چند درصد از سهام ناشر اساسینز کرید رو داره که این قدر نگرانیم. بالاتر از گیم لافت اسم بردیم. همونجوریکه میدونید این شرکت وقتی زیرمجموعه یوبیسافت بود. از واژه «وقتی» استفاده کردیم، چون الان ویوندی ۹۷ درصد از سهام اونا رو به اختیار خود درآورده س. شاید باحال باشه بدونین سهم از اونا از گیم لافت در فوریه سال جاری تنها ۳۰ درصد بود.

یعنی ویوندی فقط در چند ماه تونست سکان سازنده معروف بازیای موبایل رو به دست بیاره. بدیش اینه مایکل گیمو، مهمترین فرد گیم لافت، هم از سمت مدیریت خود در این شرکت منصرف شده و به زودی تماشاگر حضور فردی در جایگاه اون هستیم که سابقه گیمینگ زیادی نداره. همین مایکل گیمو قبل از تصرف کامل گیم لافت از طرف ویوندی، بیانیه ای تند و کوبنده ای واسه هم وطنان خود نوشت.

از نداشتن علم کافی در صنعت گیمینگ بگیرین تا این که همکاری اونا با گیم لافت سودی واسه شرکت معروف سازنده بازیای موبایل نداره، چیزایی هستن که می تونین لا به لای صحبتش پیدا کنین. البته ویوندی هم بعدا با خرید سهم گیم لافت و انتخاب یه مدیرعامل جدید، جواب جالبی به گیمو داد.

در بهترین حالت می تونیم امیدوار باشیم ویوندی یوبیسافت رو خریده و بازم گیموها در راس کار باشن. ولی بهتره این امید رو از دل خود بیرون کنین، چون به نظر می رسه مشکلات میون این دو شرکت فرانسوی زبون بیشتر از این هاست.

گیم لافت تازه قدم اوله. با اینحال که ویوندی گفته علاقه ای واسه تصرف یوبیسافت نداره اما گزارشات روی دیگه داستان رو نشون میدن. این شرکت الان بیشتر از ۲۰ درصد از سهام ناشر فارکرای به اختیار خود درآورده س. تموم این آمار و ارقامی که می دیم در چند وقت گذشته اتفاق افتادن. فکر نکنین ویوندی چند سال واسه رسیدن به این سهام زحمت کشید.

اگه اشتباه نکنیم، شروع سرمایه گذاری اونا روی گیم لافت و یوبیسافت به اوایل سال گذشته برمیگرده که در چند ماه گذشته دیگه به بالاترین درجه رسید. شاید برهانایی که از خطرات احتمالی پیروزی ویوندی در این جنگ گفتیم رو راضی کننده ندیده و با خودتون بگید یوبیسافت شرکت بزرگیه، حتی این اتفاق هم فرانسویا رو نمی تونه از پا در بیاره.

یادتون نره کمپانیای نامداری به واسطه سیاستای اشتباه تا پرتگاه نابودی جلو رفته و خیلیا نام اونا رو از یاد بردن. برادرهای گیلمو الان به سختی تلاش می کنن تا بتونن سرمایه گذاری پیدا کرده و دست ویوندی رو خالی بذارن. چون تقریبا اندازه اهمیت رای گیموها و ویوندی در یوبیسافت به یه اندازه رسیده. باید ببینیم پایان مقابله خروس جنگیا کی پیروز می شه.

You may also like...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *