پروژه و پایان نامه سری نوزدهم

سامانه پژوهشی – بررسی موانع عملکردی بخش های مراقبت ویژه (ICU) از دیدگاه پرستاران شاغل …

تجزیه و تحلیل داده ها:
در این مطالعه کلیه پرستاران شاغل در بخشهای ویژه بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان(۱۷۰نفر) به روش سرشماری برای مطالعه انتخاب شدند. از این تعداد ۱۳۰ نفر دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند و۴۰ نفر به دلیل داشتن سمت پرستار یا استاف بخش (۱۱نفر)، سابقه کمتر از یک سال( ۵نفر)، سطح تحصیلات کمتر از کارشناسی(۳نفر)، عدم تمایل به شرکت درمطالعه حاضر (۱۵نفر) وعدم حضور درمحیط پژوهش در زمان نمونهگیری به دلیل استفاده از مرخصی استحقاقی و یا استعلاجی( ۶نفر) از مطالعه خارج شدند. بدین ترتیب کلیه نمونه های مورد پژوهش در زمان گردآوری اطلاعات۱۳۰ نفر از ۱۷۰ نفر یعنی(۵/۷۶%) کل پرستاران شاغل در محیطهای پژوهش بودند .
توزیع نمونه های مورد پژوهش براساس مندرجات جداول ۱۰-۱ و به تفکیک محیطهای پژوهش به شرح زیر اعلام می گردد: بخش های ویژه جنرال پورسینا رشت(۲۲ نفر از ۲۸ نفرشاغل، ۹/۱۶% کل نمونه ها )، بخش ویژه جراحی اعصاب پورسینا رشت(۱۸ نفر از ۲۵ نفرشاغل، ۸/۱۳% کل نمونه ها )، بخش ویژه جنرال رازی رشت(۱۷ نفر از ۱۸ نفرشاغل، ۱/۱۳% کل نمونه ها )، بخش ویژه جراحی قلب حشمت رشت (۲۱ نفر از ۳۰ نفرشاغل، ۲/۱۶% کل نمونه ها )، بخش ویژه جنرال امیرالمونین رشت(۵ نفر از ۹ نفرشاغل، ۸/۳ %کل نمونه ها )، بخش ویژه جنرال الزهرا رشت(۹ نفر از ۱۴ نفرشاغل، ۹/۶% کل نمونه ها )، بخش ویژه سوختگی ولایت رشت(۹ نفر از ۱۳ نفرشاغل، ۹/۶% کل نمونه ها )، بخش ویژه جنرال ۲۲ آبان لاهیجان(۱۰ نفر از ۱۱ نفرشاغل، ۷/۷% کل نمونه ها )، بخش ویژه جنرال شهید بهشتی بندر انزلی (۱۲ نفر از ۱۴ نفرشاغل، ۲/۹% کل نمونه ها ) و بخش ویژه جنرال شهید نورانی تالش(۷ نفر از ۸ نفرشاغل، ۴/۵% کل نمونه ها ) میباشد. شایان ذکر است که بخشهای ویژه بیمارستانهای سیدالشهدا لاهیجان و بیمارستان شهید بهشتی آستارا به دلیل غیرفعال بودنشان در زمان نمونهگیری عملا از محیطهای مورد پژوهش خارج شدند.
ضمنا نتایج مطالعه ما نشان میدهد که بیشترین فراوانی واحدهای مورد پژوهش به ترتیب مربوط به بخشهای ویژه جنرال پورسینا رشت(۹/۱۶%) و جراحی قلب حشمت رشت(۲/۱۶%) بوده و همچنین بیشترین تعداد واحدهای مورد پژوهش به ترتیب در بخشهای ویژه جنرال (۶۳%)، جراحی قلب (۲/۱۶%)، جراحی اعصاب (۸/۱۳%) و سوختگی (۹/۶%) شاغل بودند.
بر اساس نتایج جداول(۹-۱) که بر اساس ویژگیهای فردی-شغلی نمونه های مورد پژوهش تنظیم شده است، نشان می دهد که اکثر واحدهای مورد پژوهش(۱/۹۳%) زن و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی (۲/۹۶%) هستند. بیشتر واحد های مورد پژوهش حاضر به ترتیب در گروه های سنی ۳۵-۲۵ سال(۱/۷۳%) و۴۵-۳۵سال (۵/۲۱%) قرار داشته و وضعیت استخدامی اکثر آنان(۸/۶۳%) از نوع پیمانی میباشد. همچنین پراکندگی واحدهای مورد پژوهش در نوبتهای کاری صبح، شب و عصر تقریبا یکسان و به ترتیب(۹/۳۳%) ،(۳۳%) ،(۳۰%)و نوع نوبت کاری اکثر واحدهای مورد پژوهش(۳/۹۲%) چرخشی گزارش شده است . نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر در رابطه با سن و جنس با یافته های مطالعات گرسز و کارایون و کشک و همکاران که با هدف تعیین موانع عملکردی تجربه شده توسط پرستاران بخش های ویژه انجام گردیده است ؛ همسو میباشد. همچنین نتایج مربوط با تحصیلات نمونه های مورد پژوهش، در عین حال که با نتایج مطالعه گرسز[۱۰۰] و کارایون[۱۰۱] همسو میباشد ولی با نتایج مطالعه کشک[۱۰۲]و همکاران که تحصیلات ۳/۶۸ درصد از نمونه ها را دیپلم پرستاری گزارش کرده است، مغایرت دارد. ضمنا در مطالعه گرسز و کارایون پراکندگی نمونه ها در شیفت شب و صبح برابر و در مطالعه کشک و همکاران توزیع واحدهای مورد پژوهش در شیفت صبح بیشتر(۷/۶۱%) گزارش شده است(۴ ، ۵۸).
بر اساس یافته های پژوهش حاضر میانگین سابقه کار بالینی نمونه های مورد پژوهش (۶/۴ ±۷/۸) سال، میانگین سابقه کارآنها در بخش ویژه (۵۷/۳± ۸۲/۵) سال، میانگین ساعت کار آنها طی هفته گذشته (۳۹/۹ ±۵۳/۳۸ ) ساعت و میانگین ساعت کار آنان طی ۲۴ ساعت گذشته (۳۸/۳ ±۳۷/۸ ) ساعت میباشد. این نتایج از لحاظ میانگینهای سابقه کار بالینی، سابقه کار در بخش ویژه و ساعات کار طی هفته گذشته با جامعه مورد پژوهش در مطالعات گرسز و کارایون همچنین کشک و همکاران همگن میباشند(۴ ،۵۸) .
همچنین نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که اکثر نمونه های مورد پژوهش (۹/۸۶ % ) در طی شیفت کمک بهیار نداشته و به اکثر نمونه ها در ابتدای شیفت دو بیمار واگذار شده بود. اکثر نمونه های مورد پژوهش، به ترتیب (۳/۷۲%) ، ( ۷/۷۷% ) و( ۲/۹۶ %)، در طی شیفت مسئولیت پذیرش بیمار، انتقال بیمار و یا بیمار ایزوله نداشتند. این یافتهها با نتایج مطالعه گرسز و کارایون همسو بوده و با یافته های مطالعه کشک و همکاران تفاوت دارد(۴،۵۸).
جداول (۱۴-۱۰)در راستای هدف اول پژوهش تنظیم گردیده است .
اطلاعات مندرج در جدول(۱۰ ) نشان میدهد که در حیطه محیطی موانع عملکردی، اکثر نمونه های پژوهش(بیش از ۸۵% ) مشکل در پیدا کردن محلی جهت نشستن و انجام کارهای نوشتاری خود در بخش (س ۱۳) و عدم نزدیکی اطاق/ تختهای بیماران واگذار شده به آنها(س۱۴) وضمنا بیش از ۶۵ در صد نمونه ها مراجعه بیش از حد خانواده بیمار(س ۳۰) را تجربه نکردند. از دیدگاه ۴/۲۵ درصد از نمونه ها عمده ترین مانع عملکردی تجربه شده در حیطه محیطی، مراجعه بیش از حد خانواده بیمار می باشد. درحالیکه در مطالعه مشابه ای که کشک و همکاران انجام داده اند، عمدهترین مانع عملکردی تجربه شده در حیطه محیطی به ترتیب مشکل در یافتن محلی جهت نشستن و انجام کارهای نوشتاری خود در بخش(۴۰%)، مراجعه بیش از حد خانواده بیمار(۷/۳۶%) و تلفنهای متعدد بیمار (۴/۳۳%) و پرت شدن حواس پرستار توسط خانواده بیمار(۷/۳۱%) گزارش شده است(۵۸). گرسز و کارایون نیز در مطالعه خود، عمدهترین موانع عملکردی محیطی را مراجعه بیش از حد خانواده بیمار(۴۲%) و مشکل در یافتن محلی جهت نشستن و انجام کارهای نوشتاری خود در بخش(۲۶%) بیان کردند(۴). همچنین در مطالعه باتیستو[۱۰۳] و همکاران که در ارتباط با توصیف کار پرستاران در بخشهای مراقبتی حاد میباشد نیز گزارش شده است که(۱/۱۶%) از نمونه های مورد پژوهش فضای کافی جهت مانور دادن حین ارائه مراقبت ها ندارند و مرتبا به تخت و دیوار برخورد میکنند(۷۱).
مندرجات جدول(۱۱) در ارتباط با سازماندهی در بخشهای ویژه بیانگر آن است که عمدهترین موانع عملکردی تجربه شده توسط نمونه های مورد پژوهش به ترتیب شامل: عدم ارائه اطلاعات کافی در مورد بیمارم( بیمارانم) از پزشک(۵/۴۱%) ، عدم دریافت اطلاعات کافی از پرستار نوبت کاری قبل(۸/۲۸%) و کمبود داروهای مورد نیاز بیمار در بخش(۲/۱۹%) می باشد. در حالیکه گرسز و کارایون عمدهترین موانع تجربه شده توسط پرستاران مربوط به این حیطه را تاخیر در دریافت دارو از داروخانه(۳۶%) وصرف زمان قابل توجه جهت جستجوی چارت بیماران (۲۳%) و نیز عدم دریافت اطلاعات کافی از پرستار نوبت کاری قبل(۹%) به عنوان کمترین مانع عملکردی تجربه شده در این حیطه گزارش کردند(۴). درمطالعه ای مشابه کشک و همکاران نیز عمدهترین موانع عملکردی مرتبط با سازماندهی، عدم دریافت اطلاعات کافی از پرستار نوبت کاری قبل و طولانی شدن تحویل نوبت کاری به علت ارائه اطلاعات با جزئیات غیر ضروری(۲۵%) ، عدم ارائه اطلاعات کافی در مورد بیماران از پزشک(۷/۲۱%)، تاخیر دررویت دستورات جدید پزشک(۲۰%) وتاخیر در دریافت دارو از داروخانه (۳/۱۸%) گزارش شده است(۵۸).
همچنین مندرجات این جدول نشان می دهد که بیش از ۹۰ درصد نمونه های مورد پژوهش تاخیر دررویت دستورات جدید پزشک(س۲۳)، صرف زمان زیاد برای دسترسی به پرونده و یا چارت های بیماران(س۲۴) و عدم دریافت اطلاعات کافی از پرستار نوبت کاری قبل(س۲۸) بیش از ۷۵ درصد آنان طولانیشدن تحویل نوبت کاری به علت ارائه اطلاعات با جزییات غیر ضروری(س۲۹) و کمبود داروهای مورد نیاز بیمار در بخش(س۱۹) را تجربه نکردند. این یافتهها با توجه به سن غالب نمونه های مورد پژوهش و با رویکرد به اظهارات توکر[۱۰۴]و اسپیر[۱۰۵] که معتقد می باشند: پرستاران جوانتر در قیاس با پرستاران مسنتر دارای قدرت تطابق بیشتری با افزایش نیازهای فیزیکی و بار کاری فیزیکی مرتبط با موانع عملکردی از قبیل جستجو جهت وسایل در بخش دارند و موانع عملکردی فیزیکی کمتری را تجربه خواهند کرد؛ قابل توجیه میباشد(۶۰).
مندرجات جدول( ۱۲ ) در رابطه با موانع عملکردی مرتبط با تکنولوژی و تجهیزات بیانگر آن است که بیش از۷۵ درصد نمونه های مورد پژوهش بی نظمی در محل قرار گرفتن وسایل مورد نیاز در بخش(س۱۶)، صرف زمان زیادی جهت یافتن وسایل در انبار بخش یا تریتمنت(س۱۸) و همچنین بیش از ۵۰ درصد آنان اجبار در استفاده از وسایل و تجهیزات فرسوده در مراقبت از بیماران(س۱۵)، کمبود داروهای مورد نیاز بیمار در بخش(س ۱۷) و تجهیز نامناسب تخت ها یا اطاقهای غیر ایزولهی واگذار شده به آنان(س۲۱) را تجربه نکردهاند. همچنین اطلاعات این جدول نشان میدهد که عمدهترین موانع عملکردی مرتبط با تکنولوژی و تجهیزات که توسط سایر نمونه های مورد پژوهش تجربه شده، به ترتیب : کمبود وسایل و تجهیزات در بخش(۵۰%) ، اجبار در استفاده از وسایل و تجهیزات فرسوده در مراقبت از بیماران (۹/۴۶%) و تجهیزنامناسب تخت ها یا اطاقهای غیر ایزوله ی واگذار شده به آنان (۸/۳۳%) می باشد. در مطالعه گرسز و کارایون در دسترس نبودن وسایل و تجهیزات و همچنین در دسترس نبودن آنها (۳۲%) و صرف زمان قابل توجه جهت جستجوی وسایل(۲۴%) به عنوان عمدهترین موانع عملکردی در این حیطه گزارش شده است(۴) . باتیستو و همکاران نیز گزارش کردند که (۵/۳۷%) از نمونه های مورد پژوهش مجبور به جستجوی وسایل و تجهیزات مورد نیاز جهت مراقبت از بیماران در سراسر بیمارستان میباشند(۷۱). همچنین درمطالعه کشک و همکاران عمدهترین موانع عملکردی مرتبط با تکنولوژی و تجهیزات توسط پرستاران شاغل در بخشهای ویژه به ترتیب و تجهیز نامناسب تخت ها یا اطاقهای ایزولهی واگذار شده به آنان(۶۰%)، تجهیز نامناسب انبار مرکزی بخش (۲۵%)، اجبار در استفاده از وسایل و تجهیزات فرسوده در مراقبت از بیماران(۷/۲۱%) گزارش شده است(۵۸).
مندرجات جدول( ۱۳ ) نشان می دهد که شایعترین مانع عملکردی تجربه شده توسط نمونه های مورد پژوهش در حیطه وظایف به ترتیب شامل: پاسخگویی به تلفن های بیش ازحد خانواده بیمار(۷/۳۷%)، صرف زمان بیش از حد برای هماهنگی بین بخشی در بیمارستان (۳/۳۲%) و صرف زمان قابل توجهی جهت آموزش به بیماران و خانواده شان(۲۰%) می باشند. در حالیکه در پژوهش کشک و همکاران، وظیفه ومسئولیت توجیه کردن پرستار جدید(۱۰۰%) و صرف زمان قابل توجهی جهت آموزش به بیماران و خانوادهشان (۶۶%) را به عنوان عمدهترین موانع عملکردی مرتبط با وظایف توسط پرستاران شاغل در بخشهای ویژه گزارش شده است(۵۸). در مطالعه گرسز و کارایون نیز ۳۵ درصد از نمونه های مورد پژوهش صرف زمان قابل توجهی جهت آموزش به بیماران و خانواده شان را به عنوان مانع عملکردی در حیطه وظایف بیان کردند(۴). درضمن اطلاعات این جدول بیانگر آن است که در طی شیفت ، به ۱/۷۳ درصد از نمونه های مورد پژوهش ، وظیفه و مسئولیت توجیه کردن پرستار جدید و به ۶۰ درصد از آنان وظیفه خارج شدن از بخش جهت همراهی بیمار حین انتقال داخل بیمارستانی واگذار نشده بود. در حالیکه در پژوهش حاضر بیش از ۲۰ درصد از سایر پرستارانی که این وظایف را در طی شیفت داشتند ، آنها را به عنوان مانع عملکردی گزارش نکردند. در راستای وظیفه انتقال بیماران گرسز و کارایون بیان میکنند که انتقال داخل بیمارستانی بیماران جهت انجام آزمایشات پاراکلینیکی به طور کلی پر خطر بوده و باعث افزایش بار کاری پرستاران و دور کردن آنان از مراقبت سایر بیماران بستری در بخش میشود(۴). در همین راستا ابراهام[۱۰۶] و ردی[۱۰۷] نیز در مطالعه خود در ارتباط با چالشهای مربوط به هماهنگیهای لازم برای انتقال بیمار بیان میکند که بار کاری پرستار به دلیل اینکه او علاوه بر انجام وظایف مراقبتی محول شده در طی شیفت، باید بیمار را برای انتقال آماده کند و شخصا انتقال و همچنین هماهنگی بین بخشی لازم جهت انتقال بیمار را انجام بدهد، افزایش میابد. در حالیکه با اختصاص تیم و یا گروه انتقال بیمار و انجام اموری از قبیل رزرو تخت و انجام هماهنگی ها توسط این تیم، از بار کاری پرستار کاسته میشود( ۷۲) .
نتایج کلی حاصل از چهار جدول مذکور نشان میدهد که فراوانی موانع عملکردی تجربه شده توسط نمونه های مورد پژوهش در چهار حیطه اصلی به ترتیب: کمبود وسایل و تجهیزات در بخش (۵۰% )، اجبار در استفاده از وسایل و تجهیزات فرسوده در مراقبت از بیماران(۹/۴۶%)، عدم ارائه اطلاعات کافی در مورد بیماراز پزشک(۵/۴۱%)، پاسخگویی به تلفنهای بیش از حد خانواده بیمار(۷/۳۷%)، تجهیز نامناسب تختها یا اطاقهای غیر ایزولهی واگذار شده به آنها(۸/۳۳%)، صرف زمان بیش از حد برای هماهنگی بین بخشی در بیمارستان(۳/۳۲%)، اختلال در عملکرد به علت حضور بیش از حد خانواده بیمار(۴/۲۵%)، بی نظمی در محل قرار گرفتن وسایل در بخش(۶/۲۴%)، طولانی شدن تحویل نوبت کاری به علت ارائه اطلاعات با جزئیات غیر ضروری(۸/۲۰%)، صرف زمان قابل توجهی جهت آموزش به بیماران و خانوادهشان(۲۰%)، کمبود داروهای مورد نیاز بیماردر بخش(۲/۱۹%)، اختلال در مراقبت از بعضی از بیماران به خاطر خروج از بخش نمونه ها جهت همراهی بیمار دیگر در بیمارستان (۹/۱۶%)، مشکل در یافتن محلی جهت نشستن و انجام کارهای نوشتاری در بخش(۳/۱۲%)، عدم نزدیکی اطاق/ تختهای بیماران واگذار شده به آنان(۸/۱۰%)، صرف زمان زیادی جهت یافتن وسایل در انبار بخش یا تریتمنت(۱۰%)، تجهیز نامناسب تخت ها یا اطاقهای ایزولهی واگذار شده به آنان(۵/۸%)، تجهیز نا مناسب انبار وسایل بخش (۵/۸%)، اختلال در عملکرد به علت واگذاری مسئولیت توجیه پرستار جدید بخش به آنان (۸%)، تاخیر در رویت دستورات جدید پزشک(۷/۷%)، صرف زمان زیاد برای دسترسی به پرونده و یا چارتهای بیماران (۵/۸%) و عدم دریافت اطلاعات کافی از پرستار نوبت کاری قبل (۳/۲%) می باشد.
در همین راستا نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری موانع عملکردی مطالعه گرسز و کارایون نیز بیانگر آن است که شایعترین موانع عملکردی تجربه شده توسط پرستاران شامل: محیط کار پر سر و صدا (۴۶%), مداخلات خانواده بیمار(۴۲%)، شلوغی بخش (۴۰%)و پر رفت و آمد بودن محیط کار (۳۷%)، تاخیر در دریافت دارو از داروخانه(۳۶%)، صرف زمان قابل ملاحظه جهت آموزش خانواده بیمار(۳۴%)، در دسترس نبودن وسایل و یا اینکه وسیله ها در اختیار فرد دیگری باشد(۳۲%)، خوب تجهیز نبودن اطاق بیمار (۳۲%)، نا کافی بودن فضا جهت انجام کارهای نوشتاری (۲۶%)، جستجوی تدارکات (۲۴%) یا برگه چارت بیمار(۲۳%) ، تلفن های متعدد خانواده بیمار(۲۳%) ، تاخیر در دیدن دستورات جدید پزشک (۲۱%) و در جای خود نبودن وسایل(۲۰%) میباشند(۴). همچنین در نتایج مطالعه ردینگ[۱۰۸]و رابینسون[۱۰۹](۲۰۰۹) نشان داده شد که شش گروه اصلی موانع و مداخلات مرتبط با بار کاری شناختی پرستاران مربوط به: سوالات متعدد همکاران(۲/۳۱%)، پرت شدن حواس پرستاران به دلیل صحبتهای اطرافیان(۵/۲۲%)، در دسترس نبودن تجهیزات مورد نیاز پرستار و لزوم مراجعه به بخشهای دیگر جهت تهیه آنها(۸/۷%)، تماسهای تلفنی متعدد(۸/۷%) ، سوالات متعدد خانواده بیمار (۶/۶%) و زنگ احضار بیماران (۹/۱۷%) می باشد(۷۳). در مطالعه همسوی دیگری که توسط پاتر[۱۱۰] و همکاران (۲۰۰۴) انجام گردید به نیازهای کارکنان، ارتباطات کارکنان و دستیابی به منابع و تجهیزات به عنوان موانع و مداخلات شایع و به تماسهای تلفنی و سوالات اعضاء خانواده بیمار به عنوان موانع رایج اشاره شده است(۷۴).
در یک نگاه کلی به عمده ترین موانع تجربه شده در این حیطه ها ، آنها را می توان در زمینه های مرتبط با مسایل مرتبط با وسایل و تجیهزات مورد نیاز در امر ارائه مراقبت ویژه، مسایل مرتبط با خانواده بیمار و همچنین مسایل پیرامون ارتباطات بین گروهی مورد بحث و بررسی قرار داد.
در ارتباط با مسایل مرتبط با وسایل و تجهیزات مورد نیاز به عنوان موانع عملکردی؛ بر اساس آنچه در استانداردهای تعیین شده جهت بخشهای مراقبت ویژه آمده است ، این نکته قابل توجه میباشد که نوع و تعداد تجهیزات موجود در بخشهای مراقبت ویژه ، بسته به نوع و اندازه و عملکرد آن بخش متفاوت بوده و باید متناسب با حجم کار بخش باشد. تجهیزات پایه بخش ویژه شامل: دستگاه تهویه مصنوعی، وسایل تهویه دستی، تجهیزات دسترسی به راه هوایی بیمار از جمله: تجهیزات برونکوسکوپی، تجهیزات دسترسی عروقی، تجهیزات پایش تهاجمی و غیر تهاجمی، تجهیزات کنترل درجه حرارت بیمار، تجهیزات درناژ قفسه سینه، پمپ های تزریق تخصصی و تزریق، امکانات دفیبریلاسیون و پیس گذاری، تجهیزات حمل و نقل، تخت های تخصصی و تجهیزات دیگر از قبیل درمان جایگزینی کلیه و بالن داخل آئورت وغیره میباشد. این تجهیزات باید جهت تشخیصهای تخصصی و پروسیجرهای درمانی و در مواقع بالینی مورد نیاز و همچنین جهت حمایت از نقش واگذار شده در بخش ویژه، در دسترس باشد(۳۵). کشک به نقل از جاناکریمان[۱۱۱] و همکاران در تاکید به جوانب مختلف موجود در محیط کاری مینویسد که دستیابی آسان به وسایل مورد نیاز، انبار مناسب، فضای ملاقات، پارکینگ، تجهیزات مورد نیاز و همچنین وجود یک ایستـگاه متنـاسب با در نظر گرفتـن جوانـب شغلـی را از جمـله مسـائل مرتبـط با کیفیـت فضـای کاری میباشد(۵۸). با رویکرد به این مستندات و همچنین با در نظر گرفتن این مساله که اساس کار مراقبت از بیمار بدحال در واحدهای مراقبت ویژه ، انجام مانیتورینگ بالینی توسط یک پرستار هوشیار و تجهیزات مانیتورینگ کافی و مناسب می باشد و نیز توجه به این موضوع که پایش مداوم بیمار توسط تیم درمانی بوسیله دستگاه های مناسب و مختلف تسهیل و تکمیل میگردد (۳۵). لزوم فهم و توجه به مسایل مربوط به وسایل و امکانات مورد نیاز در امر مراقبت ویژه بیشتر آشکار میگردد.
عمده ترین موانع عملکردی مرتبط با وسایل و تجهیزات که توسط نمونه های مورد پژوهش حاضر تجربه شده به ترتیب: کمبود وسایل و تجهیزات در بخش(۵۰%) ، اجبار در استفاده از وسایل و تجهیزات فرسوده در مراقبت از بیماران (۹/۴۶%) وتجهیز نامناسب تخت ها یا اطاقهای غیر ایزوله ی واگذار شده به آنان(۸/۳۳%) و همچنین کمبود داروهای مورد نیاز بیمار در بخش (۲/۱۹%) میباشند. که این موانع مربوط به حیطه های تکنولوژِی و تجهیزات و همچنین سازماندهی مرتبط با مدل سیستم کار هستند. در مطالعه اکتشافی مصاحبهای که پیرامون موانع عملکردی در بخشهای مراقبت ویژه توسط گرسز و کارایون صورت گرفته است ، نمونه های مورد پژوهش مواردی از قبیل: موجود نبودن تعداد کافی وسایل مورد نیاز از قبیل دستگاه های مانیتورینگ و دستگاه اندازه گیری کننده قند خون ، کهنه و قدیمی بودن وسایل و تجهیزات ، نامناسب و ناکافی بودن نحوه نگهداری تجهیزات ، عدم تداوم در تجهیزکردن اتاقها و تخت های بیماران توسط مسئول انبار بخش یا کمک بهیاران و همچنین موجود نبودن سیاست مناسبی که این نیاز ها را مورد توجه و تاکید قرار دهد را ، از دلایل تجربه کردن این موانع دانسته اند(۸). پژوهشگر نیز با توجه به داشتن سالها تجربه در امر ارائه مراقبت ویژه، با تاثیر دلایل مطروحه فوق در میزان تجربه شدن موانع عملکردی در زمینه وسایل و تجهیزات بخش توسط پرستاران هم عقیده میباشد .
پژوهشگر همچنین به ضرورت این مساله که باید یک سیستم کنترل کننده ایمنی و سلامت تجهیزات در بخشهای ویژه موجود باشد( ۳۵) و اهمیت این موضوع که استفاده از روش های مناسب در ارزیابی تجهیزات و امکانات مورد نیاز بر پایه ارتباطات بین عوامل انسانی و کارکنان بهداشتی امری ضروری است(۷۵) ؛ تاکید می نماید. از این رو توجه دادن به مراکز مسئول در این مورد که، تأمین تجهیزات مناسب جهت مراقبت ویژه و نگهداری موثر از این تجهیزات تا چه حد میتواند در امر کاهش بار کاری کارکنان بهداشتی به خصوص پرستاران مراقبت ویژه و در نتیجه افزایش کیفیت مراقبت ارائه شده تاثیر گذار باشد امری ضروری است.
گروه دیگر مسایل مرتبط با موانع عملکردی، ارتباطات بین پرستاران مراقبت ویژه و سایر فراهم کنندگان مراقبتی می باشد. از آنجاییکه در بخشهای ویژه مدرن ، سیستم ارائه مراقبـت به شکل چند رشتهای میباشد و هر یک از رشته ها وظیفه خودشان را انجام میدهند . لذا ارتباط بین آنها به منظور درک همه اعضا تیم از هدف کلی درمان لازم می باشد(۷۶). با رویکرد به نتایج حاصل از پژوهش حاضر، عمده ترین موانع عملکردی مربوط به مبحث ارتباطات که توسط نمونه های مورد پژوهش در بخشهای ویژه تجربه شده به ترتیب شامل: عدم ارائه اطلاعات کافی در مورد بیمارم( بیمارانم) از پزشک(۵/۴۱%) ، عدم دریافت اطلاعات کافی از پرستار نوبت کاری قبل(۸/۲۸%) میباشد. که این نتایج مربوط به ارتباط و تبادل اطلاعات پرستاران با پزشکان و همچنین پرستاران با یکدیگر در هنگام تعویض شیفت میباشد. در نتایج مطالعه گرسز و کارایون نیز دو مسئله مربوط به ارتباط پزشک و پرستار: تاخیر در دیدن دستورات جدید پزشک(۲۱%) و دادن اطلاعات ناکافی توسط پزشک(۱۸%) و دو مسئله مربوط به تعویض شیفت: طول کشیدن گزارش تعویض شیـفت(۱۸%) و دریـافت اطلاعـات ناکافی از پرستـار شیفت قبل توسط شرکتکنندگان مطرح گردیـد(۴). در مطالـعه مصاحبـهای گرسـز و کارایون، عـلل مطروحـه از سوی نمونه های مورد پژوهش در ارتباط با موا نع مربوط به عدم دریافت اطلاعات کافی از پزشک شامل: عدم دسترسی آسان به پزشک در مواقع مورد مورد نیاز، شفاف نبودن این موضوع که کدام پزشک مسئول درمان بیمار میباشد. بخصوص در زمانی که چند پزشک با یکدیگر در درمان بیمار دخالت دارند، مطلع نبودن پزشکان از وضعیت بیماران بدلیل تعویض شیفت بین خودشان، دست خط نامناسب پزشکان ، مطلع نبودن رزیدنتها از وضـعیت بیماران و عدم تبـادل موثـر و کافی اطلاعـات طی راندهای بین رشتـه ای میباشند( ۸). به اعتقاد پژوهشگر در محیطهای پژوهشی مطالعه حاضر نیز این دلایل برای عدم ارائه اطلاعات کافی در مورد بیماران از پزشک مطرح میباشد.
درنتایج مطالعه اولری[۱۱۲] و همکاران در ارتباط با بهبود بخشیدن به کار گروهی از طریق مداخلات ساختاری نشان داده شده است که پزشکان ارتباطات کاری خود با پرستاران را مناسب گزارش کرده اند؛ درحالیکه این ارتباط از دیدگاه همان پرستاران ضعیف گزارش شده است.در این خصوص یک مانع عمده در برقراری ارتباط بین گروه های ارائه دهنده مراقبتهای ویژه مستقر در بیمارستانهای آموزشی، فاصله مکانی محل استقرار آنان با بخش مراقبت ویژه مـیباشـد . بطوریکه پرستاران و سایر افراد تیم درمانی در یافتن محلی جهت بحث و گفتگو در مورد مسائل بیماران مشکل دارند. مطالعات نشان میدهد که پزشکان و پرستارانی که در ارتباط مداوم با یکدیگر نیستند، در مورد برنامه مراقبتی بیمارانشان با یکدیگر توافق ندارند(۷۷). کشک نیز به نقل از تاملو[۱۱۳] گزارش میکند که پرستاران طی شیفتهای مختلف اطلاعات کافی در مورد بیمار از پزشکان دریافت نمیکنند. زیرا پزشکان جهت پاسخگویی به سوالات پرستاران در ارتباط با بیمار، سریعا در دسترس نبوده و درگیر مسایلی از قبیل انجام عمل جراحی و شرکت در بحث های آموزشی میباشند. و حتی در صورت در دسترسبودن نیز، ممکن است بدلیل بار کاری بالا اطلاعات مهم مربوط به بیمار را حذف و یا فراموش کرده و در اختیار پرستار قرار ندهند. ارتباط ناموثر بین پزشک و پرستار با خطاهای دارویی، آسیب بیماران و مرگ و میر آنان مرتبط میباشد(۵۸) . ناراسیم هان[۱۱۴] و همکاران در مطالعه خود با هدف بهبود ارتباط بین پزشک و پرستار و رضایتمندی در بخشهای ویژه پیشنهاد کردند که جهت رسیدن به این هدف، ابزارهای اطلاعرسانی در راندهای بین رشتهای میتواند مورد استفاده قرار گیرد . نتایج این مطالعه نشان داده است که استفاده از برگه مخصوص درج اهداف کار، موجب شفاف سازی اطلاعات مربوط به بیمار و پیشگیری از حذف آنها توسط پزشک ، درک بیشتر این اهداف، بهبود ارتباط بین پزشک و پرستار و همچنین کاهش زمان بستری بیماران شده است(۷۶). از این رو پژوهشگر نیز با رویکرد به مطالعات متعدد و توجه به دلایل و پیشنهادات ذکر شده در این مطالعات معتقد است که با اعمال راهکارها ی مناسب از قبیل پیشنهادات ناراسیم هان میتوان به روابط و همچنین تبادل اطلاعات بین پرستار و سایر اعضا تیم بین رشته ای ، کیفیت و ایمنی ومراقبت انجام شده را افزایش و بار کاری پرستار را از طریق رفع کردن و یا کاهش دادن این موانع عملکردی کاهش داد.
از دیگر موانع عملکردی پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه که در مبحث ارتباطات و اطلاعات قابل طرح و بررسی میباشد، مربوط به عدم دریافت اطلاعات کافی از پرستار نوبت کاری قبل و طولانی شدن تعویض نوبت کاری میباشد. در بررسی کلیه مطالعات انجام شده که در ارتباط با تعویض شیفت طی سالهای ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۸ صورت گرفته است، مسائل مربوط به زمان( کمبود وقت یا طولانی شدن زمان) به عنوان یکی از موانع مطرح در تحویل و تحول شیفت کاری گزارش شده است( ۷۸). کشک به نقل از کوری[۱۱۵] بیان میکند که در محیط های غیر ویژه نیز از دست دادن اطلاعات ( حذف اطلاعات حیاتی مربوط به بیمار و یا حذف یک گزارش به طور کامل) به عنوان یکی از مسائل مهم در گزارش تعویض شیفت شناخته شده است(۵۸). راسشیلد[۱۱۶] و

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

You may also like...