پایان نامه های ارشد سری شانزدهم

تحقیق دانشگاهی – بررسی مقایسه‌ ای عملکرد مدل شبکه عصبی با مدل‌ های رگرسیونی خطی چندبخشی …

: رشد حسابهای دریافتنی
: داراییهای ثابت مشهود
: جزء باقیمانده
معیار مدیریت سود در این مدل نیز اقلام تعهدی اختیاری است. مزیت این مدل نسبت به مدلهای قبلی در این است که در این مدل فرض عدم توانایی اعمال اختیار مدیریت نسبت به درآمدها و فرض ثابت بودن اقلام تعهدی در هر دوره وجود ندارد. اما ایراد وارده به این مدل این است که اثر عملکرد گذشته شرکت کنترل نمی‌شود که این امر منجر به اشتباه در اندازه‌گیری اقلام تعهدی اختیاری می‌شود. (الشرایری،۲۰۱۲).
۲-۳-۵٫ مدل ریس و همکاران (۱۹۹۶)
تعدادی از مطالعات نشان داده‌اند که مدل جونز در اندازه گیری مدیریت سود دارای خطا است. برای مثال دچو و همکاران(۱۹۹۵) به تخمین تعهدات اختیاری برای شرکت هایی که دارای درآمد خیلی بالا یا وجه نقد حاصل از عملیات خیلی بالا بودند پرداختند. نتایج نشان داد که شرکت های با درآمد خیلی بالا دارای تعهدات اختیاری بالا و شرکت‌های با درآمد پایین دارای تعهدات اختیاری پایینی هستند. این نتایج نشان می‌هد که مدل‌های شناسایی مدیریت سود در شرکت‌های با عملکرد مالی شدید، بخشی از تعهدات غیراختیاری را بعنوان تعهدات اختیاری در نظر می‌گیرند. نتایج مشابهی نیز توسط کوتاری و همکاران (۲۰۰۵) گزارش شده است.
به همین دلیل ریس و دیگران متغیری را برای کنترل شرایط عملکرد شرکت به مدل وارد کردند. متغیر مورد نظر آنها نقد حاصل از عملیات بود که البته توسط کازنیک (۱۹۹۹) هم بکار رفته است. نتایج تحقیقات آنها توانست نتایج بهتری را نسبت به مدل جونز ارائه دهد. مدلی که ریس ارائه داد بصورت زیر است:
معادله (۲-۵)
: کل اقلام تعهدی (سود منهای جریان‌های نقدی)
: مجموع داراییهای سال قبل
: رشد درآمد
: داراییهای ثابت مشهود
: وجه نقد حاصل از فعالیت های عملیاتی
۲-۳-۶٫کوتاری و همکاران(۲۰۰۵)
مدل تعدیل شده جونز که توسط دچو و همکاران (۱۹۹۵) تعدیل شده بود، بار دیگر توسط کوتاری و همکاران (۲۰۰۵)تعدیل گردید. ایراد وارد شده به مدل تعدیل شده جونز این بود که تاثیر عملکرد شرکت در نظر گرفته نمی‌شود. از اینرو کوتاری وهمکاران تکنیکهای مختلفی برای کنترل تاثیر عملکرد گذشته شرکت به شرح زیر پیشنهاد دادند:
۱-اضافه نمودن معیاری از عملکرد گذشته مثل بازده داراییهای سال جاری یا سال قبل  به عنوان یک متغیر توضیحی اضافی به مدل تعدیل شده جونز. بنابراین مدل تعدیل شده جونز به صورت زیر تغییر پیدا می‌کند:
 
معادله (۲-۶)
که در آن:
: کل اقلام تعهدی (سود منهای جریان‌های نقدی)
: مجموع داراییهای سال قبل
: رشد درآمد
: رشد حسابهای دریافتنی
: داراییهای ثابت مشهود
:‌نرخ بازده داراییهای سال جاری یا سال قبل
: جزء باقیمانده
۲-استفاده از اقلام تعهدی اختیاری تعدیل شده از نظر عملکرد گذشته و پرتفوی صنعت. در این روش اقلام تعهدی اختیاری برآورد شده از مدل تعدیل شده جونز به وسیله دچو وهمکاران (۱۹۹۵) با استفاده از یک پرتفوی تطبیقی بر مبنای صنعت وعملکرد گذشته تعدیل می‌گردد.
با وجود قابلیتهایی که این مدل دارد، اما ایرادهای وارد شده به آن این است که این مدل نمی‌تواند به طور کامل ودقیق تاثیر عملکرد شرکت را کنترل کند (استابن،۲۰۱۰ و دچو وهمکاران،۲۰۱۲) وهمچنین به دلیل کنترل تاثیر عملکرد شرکت، قدرت پیش‌بینی مدل بسیار کاهش می‌یابد (دچو و همکاران،۲۰۱۲).
۲-۳-۷٫ مدل بال و شیوا کمار(۲۰۰۶)
فرض ضمنی در مدل ریس و دیگران و کازنیک، خطی بودن رابطه بین نقد حاصل از عملیات و تعهدات است. اگر صرفا به اثرکاهش بی ثباتی تعهدات دقت کنیم، این فرض احتمالا درست است. اما تعهدات علاوه بر اثر کاهش بی ثباتی، اثر نامتقارن در شناسایی بموقع زیان دارد که رابطه خطی بین CFO و تعهدات را تحت تاثیر قرار می‌دهد (بال و شیواکمار ۲۰۰۶). طبق نظر بال و شیواکمار (۲۰۰۶) محافظه‌کاری در حسابداری بیان می‌دارد که مدل‌های تعهدات اختیاری که جریان نقد را بعنوان متغیری دارای رابطه خطی در نظر می‌گیرند، بدرستی طراحی نشده‌اند. آن ها بر این عقیده‌اند که بهترین رابطه، رابطه خطی چندبخشی است. با استفاده از مدل بال و شیواکمار میزان Rبمیزان قابل توجهی افزایش یافت. مدل بال و شیواکمار در ذیل ارائه شده است:
معادله (۲-۷)
 
که در آن:
DCFO : یک متغیر ساختگی که برای جریان نقد عملیاتی منفی، عدد یک و در غیر اینصورت ، صفر را اختیار می‌کند
۲-۳-۸٫ استابن (۲۰۱۰)
انتقاداتی که استابن (۲۰۱۰) به مدلهای قبل از خود وارد می‌کند عبارتند از اینکه ۱)مدلهای قبلی در مورد اینکه کدام بخش سود مدیریت شده است، اطلاعی به دست نمی‌دهند۲)مدلهای قبلی منجر به نتایج متضاد شده است. وی دلیل این امر را تفکیک اقلام تعهدی اختیاری از اقلام تعهدی غیر اختیاری می‌داند،‌زیرا احتمال وجود اشتباه در برآورد این اقلام بسیار زیاد است. ۳) مدلهای قبلی توانایی کشف مدیریت سود را ندارند. و ۴)مدلهای قبلی منجر به اشتباه در اندازه‌گیریها می‌شدند. وی با در نظر گرفتن این انتقادات و این استدلال که تمرکز بر یک جزء از اجزای سود باعث کاهش اشتباه اندازه‌گیری می‌شود، به جای اقلام تعهدی اختیاری از درآمد اختیاری استفاده می‌کند. به نظر وی درآمد ایده آل ترین جزء از اجزای سود است زیرا معمولا بزرگترین رقم از اجزای سود است که مدیریت می‌تواند نسبت به آن اعمال اختیار کند بنابراین وی با استفاده از مدل زیر به برآورد درآمد اختیاری می‌پردازد:
معادله (۲-۸)
 
که در آن:
AR: حسابهای دریافتنی
R: درآمد
SIZE: اندازه شرکت (لگاریتم داراییهای شرکت در پایان سال)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

You may also like...