پروژه و پایان نامه سری نوزدهم

تحقیق – بررسی رابطه ی میان قابلیت های کارآفرینی معلمان با عملکرد آموزشی آنان در مدارس …

همانطور که در مدل تلفیقی فوق نشان داده شده است، عوامل مختلفی بر تمایل به خوداشتغالی و راه اندازی کسب و کار تأثیر می گذارند. نمودار فوق را بدین صورت می توان تشریح نمود که نگرش، هنجارها و توانایی فرد، رغبت فرد را نسبت به خوداشتغالی و راه اندازی کسب و کار تحت تأثیر قرار می دهد.
به عنوان مثال فردی که اعتقاد دارد در ایجاد یک حرفه و کسب و کار جدید شانس بالایی برای موفقیت ندارد (نگرش منفی)، رغبت چندانی به خوداشتغالی نداشته و تمایل دارد که زیردست کارفرمایان باشد و
هدایت شدن را بر هدایت گری ترجیح می دهد.
هنجارهای ذهنی به نوبه خود تحت تأثیر فرهنگ جامعه می باشد، زمانی که فرهنگ جامعه به سمت
فعالیت های کارآفرینی متمایل باشد رغبت فرد به کارآفرینی افزایش می یابد.
همچنین فردی که در خود توانایی های ایجاد یک حرفه و شغل جدید را سراغ دارد و مهارت های ارتباطی و مدیریتی را داراست، نسبت به شخصی که فاقد این توانایی هاست، رغبت بیشتری نسبت به خوداشتغالی دارد و در نهایت مجموع عوامل رغبت به خوداشتغالی و امکان خوداشتغالی، بر تمایل فرد نسبت به خوداشتغالی و راه اندازی کسب و کار تأثیر خواهد گذاشت. (همان منبع)

۲-۷-۴- مدل فرایند کارآفرینی ری و راما چاندران[۳۰] (۱۹۹۶)

 

نمودار ۲-۴: مدل فرایند کارآفرینی ری و راما چاندران

با توجه به مدل فوق در مجموع ۵ عنصر کلیدی در به وجود آمدن این مدل دخیل هستند:

  1. شرایط محیطی: این عوامل می تواند شرایط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، فن آوری، رقابت و شرایط اکولوژیک را شامل شود که مستقیماً با فرد کارآفرین در تعامل است.
  2. زمینه کارآفرینی: اندازه کسب و کار، زمان راه اندازی، مکان کسب و کار، منابع انسانی و اطلاعاتی و شاخص های موفقیت جزو عوامل مربوط به زمینه کارآفرینی هستند.
  3. عوامل سازمانی: این عوامل دربرگیرنده فرایندها، ساختارها و کلیه مواردی است که در یک سازمان
    می تواند بر روی فرد کارآفرین تأثیرگذار باشد. مثلاً در ساختار سازمان مسطح که افراد بیشتر به صورت خودهدایتی عمل می کنند نسبت به ساختار هرمی که افراد بیشتر هدایت می شوند، احتمال کارآفرینی بیشتر است.
  4. پیامدهای سازمانی: سازمان می تواند به طور مستقیم با عوامل محیطی و فرد کارآفرین در تعامل باشد. (همان منبع)

۲-۷-۵- مدل انگیزه در کارآفرینی و فرایندهای کارآفرینی (شان و همکاران[۳۱]،۲۰۰۳)

 

نمودار ۲-۵: مدل انگیزه در کارآفرینی و فرایندهای کارآفرینی

بر اساس این مدل انگیزه های عمومی و اختصاصی فرد موجب گرایش به کارآفرینی می گردد. این انگیزه ها کمک می کند تا فرد کارآفرین، فرصت ها را شناسایی کرده، به دنبال خلق ایده های جدید برود. در این راستا فرصت های کارآفرینی و شرایط محیطی نیز بر شناسایی فرصت ها تأثیر می گذارد. از طرفی عوامل شناختی مانند بصیرت، دانش، مهارت و توانایی به شناسایی فرصت ها و پرورش ایده های نو کمک می کند تا در نهایت کارآفرین، کسب و کار جدیدی راه اندازی کند. همچنین فرصت های کارآفرینی و شرایط محیطی هریک به نوبه خود انگیزه های کارآفرینی و عوامل شناختی را تحت تأثیر قرار می دهند. (همان منبع)

۲-۷-۶- مدل کارآفرینان موفق گیسن[۳۲] – آمستردام (راش و فراس[۳۳]،۲۰۰۰)

بر اساس این مدل که در سال ۲۰۰۰ ارائه شده است، هر یک از عوامل پنجگانه زیر به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر موفقیت کارآفرینان تأثیر می گذارند:

  1. ویژگی های شخصیتی
  2. سرمایه انسانی نظیر دانش و تجربه
  3. اهداف کارآفرین
  4. راهبردهای مدیریتی
  5. عوامل محیطی

 

نمودار ۲-۶: مدل کارآفرینان موفق گیسن – آمستردام

با توجه به مدل گیسن- آمستردام، ویژگی های شخصیتی نقش متغیرهای واسطه ای و تعدیل کننده را در موفقیت کارآفرینان ایفا می کنند. به عبارت دیگر برخلاف مدل های دیگر کارآفرینی که در آنها از ویژگی های شخصیتی به عنوان عوامل مستقیم بر موفقیت کارآفرینان یاد شده است، در این مدل ویژگی های شخصیتی به طور غیرمستقیم و از طریق تأثیرگذاری بر عواملی نظیر سرمایه انسانی، اهداف و راهبردهای مدیریتی، موفقیت کارآفرینان را تحت تأثیر قرار می دهد.
در عین حال ویژگی های شخصیتی از طریق سرمایه انسانی و اهداف از یک سو و سرمایه انسانی و راهبردها از سوی دیگر، نقش متغیرهای واسطه ای را به عهده دارند. در مجموع چنین به نظر می رسد ویژگی های شخصیتی از طریق متغیرهایی نظیر اهداف، سرمایه انسانی، راهبردها و عوامل محیطی، موفقیت کارآفرینان را تحت تأثیر قرار می دهد. به بیان دیگر افرادی که دارای دانش و تجربه بالایی هستند، در تعیین اهداف و انتخاب راهبردها با مشکلات چندانی مواجه نیستند. متغیر اهداف، تأثیر مستقیم بر راهبردها داشته و همچنین از عوامل محیطی و موفقیت کارآفرینان تأثیر می پذیرد. به عبارت دیگر اهداف کارآفرین موجب انتخاب راهبردهای مناسب به منظور راه اندازی کسب و کار شده و عوامل محیطی، فرایند تعیین اهداف را تحت تأثیر قرار می دهد.
لذا کارآفرین موفق می تواند همواره در تعیین اهداف خود تجدیدنظر کند. به عبارت دیگر راهبردهای اتخاذ شده از سوی کارآفرینان می تواند شرایط محیطی را به نفع آنان تعدیل نموده و در موفقیت کارآفرینان سهم بسزایی داشته باشد. (همان منبع)

۲-۷-۷- مدل استیونسون در سنجش رفتار کارآفرینانه

استیونسون و همکارانش ویژگیها و مهارتهای مرتبط با «مدیریت کارآفرینانه» را اینگونه توصیف میکنند: «مدیریت کارآفرینانه فرایند مشخص ساختن یا ایجاد یک فرصت برای خلق ارزش از طریق نوآوری و تعقیب فرصت است، علیرغم آنکه در آغاز منابع کافی وجود ندارد».
وی این تعریف مختصر کارآفرینی را با توجه به شش بعد اساسی عملیات سازمان مورد بررسی قرار
میدهد. این شش بعد اساسی بطور مختصر در ذیل تشریح میگردد:
۱) گرایش استراتژیک
گرایش استراتژیک بعدی از سازمان است که عوامل جهتدهنده به شکلگیری استراتژی سازمان را تشریح میکند.
۲) تعهد به فرصت
ضروری است تا علاوه بر شناسایی فرصتها، حرکتی برای تعقیب آنها صورت گیرد.
۳) تعهد به منابع
مشخصه دیگر کارآفرین این است که میکوشد تا از منابع محدود، حداکثر بهره را برده و بالاترین ارزش را ایجاد نماید.
۴) کنترل منابع

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

You may also like...