پروژه و پایان نامه سری نوزدهم

ارزیابی عملکرد آموزش حین کار(ojt) بر میزان کیفیت خودروی سواری در سالن …

در این بخش نتایج عمده پژوهش مورد بحث قرار گرفته است:
اصلیترین هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر دوره های آموزشی حین کار در سالن رنگ شرکت پارس خودرو در میزان کیفیت خودروهای تولیدی شرکت پارس خودرو بر اساس مدل اچیو بوده است. تحلیل توصیفی نشان داد که از دیدگاه پاسخ دهندگان، آموزش حین کار به طور کلی بر عملکرد تأثیر دارد. پژوهش های انجام شده توسط پژوهشگران دیگر نیز با این بخش از پژوهش همسو می باشد و پایایی این نتایج را اثبات می کند. خوشخو (۱۳۸۹) به بررسی تأثیر آموزش ضمن خدمت بر اثربخشی عملکرد مدیران از دیدگاه دبیران دبیرستان دخترانه و پسرانه شهرستان اسلامشهر پرداخت و نتایج پژوهش وی نشان داد که مدیرانی که دوره های آموزش ضمن خدمت شرکت کرده اند، دارای عملکرد بهتری هستند. رئوفی و همکاران (۱۳۸۸) تأثیر آموزش ضمن خدمت بر میزان کارائی و عملکرد مدیران و کارکنان مدارس بررسی کردند و دریافتند که مدیران و کارکنان آموزش دیده از جهات مختلف، عملکرد خوبی دارند. البته در این رابطه می توان گفت که متناقض بودن نتایج پژوهش با سایر پژوهش ها در مورد این جامعه و نمونه صدق می کند و می تواند با سایر نمونه های دیگر متفاوت یاشدو فاروق و اسلام خان (۲۰۱۳) به بررسی اثرات آموزش بر عملکرد کارکنان پرداختند و نشان دادند که آموزش پرسنل کمک مؤثری به آنها در زمینه ایفای وظیفه محوله می نماید که در نهایت منجر به بهبود عملکرد آنها می گردد.
پژوهش حاضر علاوه بر نتیجه اصلی به داده ها مهم دیگری نیز دست یافته است. تحلیل توصیفی نشان داد که نظر افراد کارشناس، کارشناس مسئول، سرپرست، ریاست و مدیریت، آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ پارس خودرو بر ابعاد ۷ گانه عملکرد بر اساس مدل اچیو (ارزیابی، توانایی، تناسب محیطی، انگیزه، حمایت سازمانی، وضوح و بازخورد اعتبار) تؤثیر دارد. در این قسمت از پژوهش، می توان گفت که نتایج بدست آمده در این پژوهش، در مورد تأثیر آموزش حین کار بر عملکرد با بهره گرفتن از این مدل، نسبتاً جدید است و در این رابطه با این عنوان و به این روش، تاکنون پژوهشی در داخل و خارج از کشور انجام نگرفته است. و این پژوهش می تواند زمینه ای برای ایجاد پایه های نظری مناسب و انجام پژوهش های بیشتر باشد. اما پژوهش های دیگری که توسط پژوهشگران دیگر انجام گرفته است، عملکرد را با بهره گرفتن از مدلها و ابعاد دیگری سنجیدهاند. مهناز یادگاری (۱۳۹۱) به بررسی تأثیر گذراندن دوره های آموزشی بر عملکرد کارشناسان شهرداری تهران پرداخت و نتایج پژوهش وی نشان داد که بر اساس مدلی که استفاده نموده است، دوره های آموزشی موجب افزایش مهارتهای فنی و شناختی، افزایش نظم و انظباط، افزایش روحیه تعاون و همکاری، تسهیل در کارها، یادگیری نحوه استفاده از منابع و وسایل افزایش علاقه به کار در بین کارشناسان شهرداری تهران می شود.
به علاوه، نتایج حاصل از بررسی متغیرهای دموگرافیک از نظر متغیر مورد مطالعه نشان داد که بین کارکنان با جنسیتهای مختلف، سابقه کاری، پستهای سازمانی، سطح تحصیلات و سنین مختلف از نظر تأثیر آموزش حین کار تفاوت معناداری وجود دارد. در این رابطه می توان گفت که بعضی از پژوهش ها نیز به نتایج مشابهی دست یافته اند. حسنعلی غلامشاهی (۱۳۹۲)، در پژوهشی به بررسی تأثیر دوره های آموزش ضمن خدمت بر عملکرد کارکان شرکت مخابرات استان تهران پرداخت و به این نتیجه دست یافت که بین کارمندان با جنسیت و سابقه کاری متفاوت در مورد تأثیر آموزش ضمن خدمت بر عملکرد آنها تفاوت معنی داری وجود دارد. اما پژوهش هایی نیز وجود دارد که در این رابطه به نتایج عکسی دست یافته اند، مثلاً مهدی رجبیان (۱۳۸۵) به ارزشیابی اثر بخشی دوره های آموزش ضمن خدمت بر عملکرد شغلی در میان کارکنان بانک کشاورزی مشهد پرداخت و نتایج حاصل از پژوهش وی بیانگر این است که بین کاکنان با پستهای سازمانی، میزان تحصیلات، سنوات خدمتی و جنسیت متفاوت در خصوص اثربخشی دوره های آموزشی بر عملکرد، تفاوت معناداری مشاهده نشد. در این رابطه می توان گفت که پژوهش حاضر در شرکت پارس خودرو صورت گرفته است و اگر در سازمان دیگری به بررسی متغیرهای دموگرافیک از نظر متغیر مورد مطالعه پرداخته شود به نتایج متفاوتی دست پیدا کنیم اما در حال حاضر آنچه مبرهن است آن است که این نتایج مختص این سازمان است.
۵-۴ تفسیر فرضیات پژوهش
از آنجایی که فرضیه اصلی پژوهش بررسی رابطه میان اثربخشی آموزش حین کارِ کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو و میزان کیفیت خودروهای تولیدی این شرکت بوده است. جهت روشن شدن مسأله و در همین راستا فرضیه هایی تدوین گردید. به دنبال تحلیل فرضیه ها و بحث در مورد آنها نتایجی به دست آمده که به ذکر آنها پرداخته می شود.
فرضیه فرعی ۱
میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو و کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (ISQI) رابطه وجود دارد.
فرض صفر و فرض یک بصورت زیر می‌باشد:
H0: میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو و کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (ISQI) رابطه وجود ندارد.
H1: میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو و کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (ISQI) رابطه وجود دارد.
بر اساس جدول ۴-۱۱، اثر آموزش حین کار بر کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (ISQI) دارای ضریب مسیر ۶۱/۰ است که دارای مقدار t 45/11 می باشد. مقدار t برای این پارامتر (طبق قاعده خطای پنج درصد در ناحیه رد فرض صفر برای مقادیر خارج بازه ۹۶/۱ تا ۹۶/۱- هر پارامتر مدل)، بزرگتر از ۹۶/۱ محاسبه شده است. لذا می توان بیان نمود که فرض صفر با ۹۵ درصد اطمینان رد می شود، این نتایج نشان می دهد که آموزش حین کار با کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو در ارتباط معناداری می باشد و هر گونه افزایش در کیفیت و کمیت آموزش حین کار، در کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو تأثیر مثبت خواهد داشت. لذا این فرضیه پژوهش پذیرفته می‌شود.
نتایج این فرضیه از پژوهش با هیچ پژوهش دیگری قابل مقایسه نیست، در باره این فرضیه و موضوع پژوهش، پژوهش‌های خارجی و داخلی به طور مستقیم پرداخته نشده است.
فرضیه فرعی ۲
میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو و کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (AVES) رابطه وجود دارد.
فرض صفر و فرض یک بصورت زیر می‌باشد:
H0: میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو و کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (AVES) رابطه وجود ندارد.
H1: میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو و کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (AVES) رابطه وجود دارد.
بر اساس جدول۴-۱۲، اثر آموزش حین کار بر کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (AVES) دارای ضریب مسیر ۵۹/۰ است که دارای مقدار t 01/11 می باشد. مقدار t برای این پارامتر (طبق قاعده خطای پنج درصد در ناحیه رد فرض صفر برای مقادیر خارج بازه ۹۶/۱ تا ۹۶/۱- هر پارامتر مدل)، بزرگتر از ۹۶/۱ محاسبه شده است. لذا می توان بیان نمود که فرض صفر با ۹۵ درصد اطمینان رد می شود، این نتایج نشان می دهد که آموزش حین کار با کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (AVES) در ارتباط معناداری می باشد و هر گونه افزایش در کیفیت و کمیت آموزش حین کار، در کاهش نمرات منفی استاندارد خودرو (AVES) تأثیر مثبت خواهد داشت. لذا این فرضیه پژوهش پذیرفته می‌شود.
نتایج این فرضیه از پژوهش با هیچ پژوهش دیگری قابل مقایسه نیست، درباره این فرضیه و موضوع پژوهش، پژوهش‌های خارجی و داخلی به طور مستقیم پرداخته نشده است.
فرضیه فرعی ۳
میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو وکاهش دوباره کاری رابطه وجود دارد.
فرض صفر و فرض یک بصورت زیر می‌باشد:
H0: میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو وکاهش دوباره کاری رابطه وجود ندارد.
H1: میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو وکاهش دوباره کاری رابطه وجود دارد.
بر اساس جدول۴-۱۳، اثر آموزش حین کار بر کاهش دوباره کاری دارای ضریب مسیر ۶۹/۰ است که دارای مقدار t 84/10 می باشد. مقدار t برای این پارامتر (طبق قاعده خطای پنج درصد در ناحیه رد فرض صفر برای مقادیر خارج بازه ۹۶/۱ تا ۹۶/۱- هر پارامتر مدل)، بزرگتر از ۹۶/۱ محاسبه شده است. لذا می توان بیان نمود که فرض صفر با ۹۵ درصد اطمینان رد می شود، این نتایج نشان می دهد که آموزش حین کار با کاهش دوباره کاری در ارتباط معناداری می باشد و هر گونه افزایش در کیفیت و کمیت آموزش حین کار، در کاهش دوباره کاری تأثیر مثبت خواهد داشت. لذا این فرضیه پژوهش پذیرفته می‌شود.
نتایج این فرضیه از پژوهش با هیچ پژوهش با مطالعات محمدی راد و مقدم(۱۳۸۹)؛ربیعی (۱۳۹۰) و همچنین پژوهش های بروان و الکوارد(۲۰۰۱)؛سلمون و بیاراگ(۲۰۰۷) همسویی دارد.
فرضیه فرعی ۴
میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو وتوانایی آنان (در انجام وظایف محوله) رابطه وجود دارد.
فرض صفر و فرض یک بصورت زیر می‌باشد:
H0: میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو وتوانایی آنان (در انجام وظایف محوله) رابطه وجود ندارد.
H1: میان آموزش حین کار کارکنان سالن رنگ شرکت پارس خودرو وتوانایی آنان (در انجام وظایف محوله) رابطه وجود دارد.
بر اساس جدول ۴-۱۴، اثر آموزش حین کار بر توانایی آنان (در انجام وظایف محوله) دارای ضریب مسیر ۶۱/۰ است که دارای مقدار t 45/10 می باشد. مقدار t برای این پارامتر (طبق قاعده خطای پنج درصد در ناحیه رد فرض صفر برای مقادیر خارج بازه ۹۶/۱ تا ۹۶/۱- هر پارامتر مدل)، بزرگتر از ۹۶/۱ محاسبه شده است. لذا می توان بیان نمود که فرض صفر با ۹۵ درصد اطمینان رد می شود، این نتایج نشان می دهد که آموزش حین کار با توانایی آنان (در انجام وظایف محوله) در ارتباط مستقیم و معناداری می باشد و هر گونه افزایش در کیفیت و کمیت آموزش حین کار، در توانایی آنان (در انجام وظایف محوله) تأثیر مثبت خواهد داشت. لذا این فرضیه پژوهش پذیرفته می‌شود.
نتایج این فرضیه با مطالعات ذیل همسویی دارد:
خوشخو(۱۳۸۶) در نتایج خود به این نکته اشاره داشت که: مدیرانی که دوره های آموزش ضمن خدمت شرکت کرده اند دارای عملکرد بهتری هستند.
رئوفی(۱۳۸۷) در نتایج خود به این نکته اشاره داشت که: مدیران و کارکنان آموزش دیده از جهات مختلف، عملکرد خوبی دارند.
فاروق و اسلام خان(۱۳۸۹) در نتایج خود به این نکته اشاره داشت که: آموزش پرسنل کمک مؤثری به آنها در زمینه ایفای وظیفه محوله می نماید که در نهایت منجر به بهبود عملکرد آنها می گردد.
یادگاری(۱۳۹۰) در نتایج خود به این نکته اشاره داشت که: دوره های آموزشی موجب افزایش مهارتهای فنی و شناختی، افزایش نظم و انظباط، افزایش روحیه تعاون و همکاری، تسهیل در کارها، یادگیری نحوه استفاده از منابع و وسایل افزایش علاقه به کار در بین کارشناسان شهرداری تهران می شود.
غلامشاهی(۱۳۹۰) در نتایج خود به این نکته اشاره داشت که: بین کارمندان با جنسیت و سابقه کاری متفاوت در مورد تأثیر آموزش ضمن خدمت بر عملکرد آنها تفاوت معنی داری وجود دارد.
رجبیان(۱۳۹۱) در نتایج خود به این نکته اشاره داشت که: بین کارمندان با جنسیت و سابقه کاری متفاوت در مورد تأثیر آموزش ضمن خدمت بر عملکرد آنها تفاوت معنی داری وجود ندارد.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

You may also like...