ارزشیابی فرآیند تجزیه و تحلیل اعمال انجام شده است. برای آگاهی مربی از میزان پیشرفت عملکرد ورزشکاران و موقعیت آنان، از ارزشایابی استفاده میشود. ارزشیابی میتواند عملکرد ورزشکاران و یا از عملکرد خود مربی انجام شود. نتایج حاصل از ارزشیابی، اطلاعات مفیدی را برای برنامه ریزی آینده به مربیان ارائه خواهد نمود(علاقه بند، ۱۳۷۴).
بودجه بندی:
عبارت است از تعیین درآمد و هزینههای یک سازمان. در تیمهای ورزشی، بودجه بندی بر عهده مدیر باشگاه یا تیم میباشد. اما بودجه بندی زمانی که شامل طرح زمان بندی تمرینات، استفاده از حداقل امکانات با حداکثر بهره وری میباشد، بر عهده مربی است. توانایی مربی در ایجاد طرح زمان بندی شده برای تمرین و توسعه عملکرد در برنامه ریزی به عنوان عاملی مهم در موفقیت و اثر بخشی وی محسوب میگردد(علاقه بند، ۱۳۷۴).
منابع قدرت:
یکی از تواناییهای مدیریتی مربی، استفاده از منابع قدرت خود، برای بهبود عملکرد ورزشکاران میباشد. منابع قدرتی که مربی در اختیار دارد عبارتند از: قدرت تنبیه، قدرت پاداش، قدرت جاذبه شخصی، قدرت قانونی و. . . که استفاده صحیح و به موقع آن توسط مربی میتواند در رشد و توسعه عملکرد ورزشکاران مؤثر باشد، و از طرفی استفاده نابجا و عدم به کارگیری این منابع موج ضعیف شدن آنها و در نتیجه از بین رفتن این مهارت مهم در مربی میشود(علاقه بند، ۱۳۷۵).
مهارتهای روانی- ذهنی:
مربیان برای کنترل هیجانات، استرسها و فشار ناشی از تمرین و مسابقه باید توانایی لازم را داشته باشند. آشنایی با مهارتهای روانی- ذهنی نظیر توانایی در کاهش استرس، تصویر سازی ذهنی، ایجاد تمرکز ذهنی و آرام سازی از جنبههای مختلف این مهارت میباشد. آگاهی از راههای کاهش استرس در ورزشکاران توسط مربی، میتواند فشارهای هیجانی ناشی از مسابقه و تمرین را کم نماید و به تخلیه هیجانات منجر شود. در تصویر سازی ذهنی، مربی به ورزشکاران یاد میدهد، چه طور به مرور مهارت در زمین بپردازد و قبل از شروع مسابقه با تمرکز ذهنی فرد بتواند مروری بر تمرینات موفقیت آمیز گذشته خود داشته باشد و از حداکثر تواناییهای خود در مسابقه استفاده نماید(خبیری، ۱۳۷۵).
مهارتهای فنی:
مهارتهایی را که مستلزم درک و تسلط فرد در یک فعالیت ورزشی به خصوص فعالیتهایی که در بر گیرنده شیوهها، فرآیندها، طرز عمل و تکنیکهاست مهارتهای فنی مینامند. مهارتهای فنی مربی شامل احاطه و تسلط مربی به تکنیکها و فنون ورزشی خود میباشد. علاوه بر این چند نمونه از مهارتهای فنی و عمومی که باید درحیطه مربیگری در نظر داشت عبارتند از: تعیین هدفها،طرحهای تمرینای منسجم و توانایی کشف و اصلاح اشتباهات فنی بازیکنان(دباغان، ۱۳۷۳).
تواناییهای یک مدیر: از نظر اورلیک یک مربی برای موفقیت باید دارای تواناییهای زیرباشد:
دانش کاربردی پایه، مربی در علم خود استاد باشد، چرا که موضوع با عملکرد مربی در ارتباط است. این دانش فراتر از دانستن در مورد قوانین، مهارتها و استراتژی بازی است.
بدن افراد را بشناسد و بداند به تمرینات چطور جواب بدهد.
کار با فکر را درک نماید و بداند چه طور ممکن است به وسیله استر تحت تاثیر قرار بگیرد.
قادر به تجزیه و تحلیل عملکرد و رسم شکل پیشرفت ورزشکار باشد.
برنامههای تمرینی را ارزشیابی کند.
نیازهای تغذیهای ورزشکاران را بر طرف نماید
انواع آسیبهایی را که ممکن است به وقوع بپیوندد بشناسد و کمکهای اولیه را انجام دهد.
ویژگیهای یک مربی موفق:
از نظر محمد رضا مشایخ وحسن معصومی مربیان باید از علوم ورزشی بهرهی خوبی داشته باشند وهمچنین در اهداف برنامههای خود و اولویت هارا به نحو صحیح تنظیم کنند سه ویژگی مربیان موفق را این گونه شماردند:
دانش ورزشی- انگیزه برای خوب بودن- انتقال فکر
دانش ورزشی:
هیچ چیز نمیتواند جایگزین دانش شما در زمینهی تکنیکها، قوانین ومقررات وراهبردهای رشتهی ورزشی که آن هستید شود. فقدان دانش در اموزش مهارتها، خطر صدمه ونا امیدی پس از شکستهای پیاپی را به دنبال دارد. هرچه دانش شما در زمینهی مهارتهای پایه رشته ورزشی بیشتر باشد و هرچه بیشتر در بارهی ترتیب صحیح آموزش این مهارت بدانید شما و ورزشکاران بیشتر لذت خواهید برد.
افزون بر اینها توانایی شما در آموزش این مهارتها شأن واحترام زیادی برای شما از جانب ورزشکاران به همراه خواهد داشت، زیرا آنها برای این امر ارزش فراوانی قائلاند.
انگیزه:
شما اگر تمام مهارتها ودانشها را دارا باشید بدون وجود انگیزه برای استفاده از آنها یک مربی موفق نخواهید بود. گاهی مربیان انگیزه دارند اما وقت ندارند ؛ به عبارت دیگر انگیزه ندارند تا برای مربی خوب شدن زمان لازم را صرف کنند.
انتقال فکر:
عبارت است از توانایی درک فوری افکار، احساسات و عواطف ورزشکارانتان ونحوه انتقال افکار به آنها. مربیان موفق صاحب قوه انتقال فکر هستند. مربیانی که دارای قوه انتقال فکرند، به ندرت فردی را تحقیر، تنبیه کرده به شخصیت آنها خدشه، وارد میکنند. مربیانی که دارای قوه انتقال فکرند آمادگی بیشتری برای حفظ احترام دارند ومورد احترام قرار میگیرند درمجموع برای موفقیت در کار مربیگری، قدرت انتقال فکر نیاز است.
و همچنین استفان کاچ(۲۰۰۰)[۵۷]، در این باره معتقد است که درانتخاب مربیان باید معیارهای ذیل را . مورد توجه قرارداد: داشتن دانش سازمانی مرتبط با مربیگری، برخورداری از ارز شهای مربیگری نظیر؛ حساس بودن و راز داری، داشتن ویژگی فردی برجسته، مهارت در ارزشیابی عملکرد بازیکنان، ثبات تعادل شخصیت، قابلیت برنامه ریزی، رهبری و اقتدار.
دانش مربی:
آگاهی مربی از تکنیکها، و تاکتیکها تیمی، آشنایی با اسثراتژیها و سیستمهای مختلف بازی و به کارگیری صحیح آنها در تمرین و مسابقه و انتقال این مفاهیم به ورزشکاران از ویژگیهای دانش مربی است. داشتن اطلاعات جامع در مورد رشته ورزشی خود و آگاهی از قوانین و مقررات، یافتههای جدید و توانایی به کارگیری آنها در عمل و نیز شناخت و درک ساختار رشته ورزشی خود، به عنوان یکی از مهارتهای مربی در اثر بخشی مربی محسوب میشود(علاقه بند، ۱۳۷۴).
در همین رابطه لارسون (۱۹۹۰)[۵۸]، ویژگیهای یک مربی را چنین تشریح میکند: آگاهی داشتن از فنون، روشها، راهبردها و قوانین در رشته ورزشی خود، درک عملکردها نه تنها به عنوان یک فرد حرفهای بلکه به عنوان یک فرد معمولی، توانایی ایجاد انگیزه در اعضای تیم وکمک به آنها برای رفتار مناسب به هنگام پیروزی یا شکست، راهنمایی و هدایت با زیکنان در طول یک بازی پُر استرس، آگاهی ازاعمال بدن، شناخت آسیبهای ورزشی رشته خود و توانایی انجام دادن اقدامات لازم به منظور جلوگیری از آسیب، و توانایی اداره جلسههای تمرین.
گرور(۱۹۹۲)[۵۹]، ویژگیهای یک مربی را چنین برمی شمرد: دادن بازخورد، تشویق و پاداش، توانایی حل مسأله، مبارزه طلبی و توسعه عملکرد.
بنا به اعتقاد رینر مارتنز (۲۰۰۴)[۶۰]، یک مربی وقتی در کار خود موفق است که از یک سلسله ویژگیها نظیر؛ تسلط بر علوم ورزشی و آگاهی از شیو ههای مناسب مربیگری که با اهداف وی سازگار است برخوردار باشد تا بتواند اهداف برنا مهها را به نحو احسن تنظیم کند.
بنا به اعتقاد استیونس[۶۱]، سه ویژگی اصلی یک مربی خوب، دانش، درک و مهارت است. به نظر او، مربی باید به دانش و اطلاعات رشته ورزشی خود از لحاظ فنون (تکنیک ها)، راهبردها (تاکتیک ها) و علم ورزش مسلط باشد. او باید ساختار رشته ورزشی خود را درک کند و با بهره مندی از شعور بالا نسبت به ورزش خود، برای انجام دادن فنون و تکنیکهای ورزشی.
وظایف مربی:
تری اورلیک (۱۹۸۶) نقش یک مربی را اینگونه بیان میکند: یک مربی ممکن است وظیفه خودرا با توجه به موقیتها واهدافش در مربیگری در راههای گوناگون ببیند. نقشهای بسیاری را میتوان برای یک مربی مشخص نمود که باید قادر به احساس همه نقشها باشند. در زیر به بخشی از وظایف مربی اشاره شده است:
رهبر: هدایت کننده
معلم: به کارگیری عقاید و دانش و ایدههای جدید

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.