مجموعه گرایشها و علایق معلم نسبت به مسائل و موضوعات مرتبط با تعلیم و تربیت است.
صلاحیت حرفه ای[۳۰]:
مجموعه تواناییهای علمی در تهیه و اجرای مرحله سه گانه قبل از تدریس، حین تدریس، بعد از تدریس.
صلاحیت شناختی[۳۱]:
مجموعه آگاهیها و مهارتهای ذهنی است که معلم در شناخت و تحلیل مسائل و موضوعات مرتبط با تعلیم و تربیت توانا میسازد.
ابن سینا معلمی را شایسته میداند که متدین، عاقل، آگاه به مسایل تربیتی و اخلاقی بوده و در پرورش کودکان مهارت داشته و به تفاوتهای فردی واقف باشد(به نقل از نقدی، ۱۳۷۴)
مانیر معلمی را شایسته و موفق میداند که از سه شیوه رهبری”آمرانه-مشورتی-عدم مداخله” تا آن میزان بهره گیری کند که موقعیت یادگیری اقتضا کند(مانیر، ۱۹۹۲).
الف) شیوه آمرانه:
در این شیوه همه تصمیم گیریها با مربی است و ورزشکار به دستور مربی عمل میکند. فرض زیر بنایی رویکرد آن است که مربی دارای دانش و تجربه است و این، او میباشد که باید به ورزشکار بگوید چه کار کند و نقش ورزشکار آن است که گوش دهد و فرمان را دریافت و اجرا کند(رینر، ۲۰۰۴)[۳۲]
ب) شیوه تسلیم و واگذاری:
مربیانی که این شیوه را بر میگزینند کمتر تصمیم گیرنده هستند. این شیوه یعنی توپ را جلوی ورزشکار بینداز و او را رها کن. در اینجا مربی تقریبا هیچ آموزشی نمیدهد، اعمال نفوذ ناچیزی بر ورزشکاران دارد و مسائل انضباطی را تنها در مسائل بسیار ضروری حل و فصل میکند. (رینر، ۲۰۰۴)
ج) شیوه همکاری:
مربیانی که شیوه همکاری را بر میگزینند ورزشکاران را در تصمیم گیریها شرکت میدهند. چنین مربیانی اگرچه مسئولیت خود را رهبری و هدایت ورزشکاران به سوی اهداف تعیین شده میشناسند اما میدانند اگرچه به ورزشکار فرصت شرکت در تصمیم گیری را ندهند در مقابل اهداف تیمی، مسئولیت و تعهدی را نمیپذیرند(رینر، ۲۰۰۴)
به عقیده پرل، معلمی را در ایفای نقش خود بعنوان رهبر، موفق عمل میکند که دارای ویژگیهایی هم چون: در بحث پرانرژی و برای توافق شرافتمندانه آماده است-تنوع و گوناگونی را ترغیب میکند-تعارضها را تشخیص میدهد-قوانین و مقررات آموزشی را با توجه به آثار و نتایج مورد استفاده قرار میدهد.
باندر شایستگی را اینگونه تعریف میکند: هرگونه دانش، مهارت، توانایی یا کیفیت شخصی است که از طریق رفتار، نشان داده میشود و منجر به تعالی خدمت دهی میشود.
منسفید نیز شایستگی را شامل مهارتها و عاداتی میداند که برای کارکنان ضرورت دارد تا در یک شغل موثر باشند.
در تعریفی از موسسه نشنال پارک سرویس امپلویز(۲۰۰۴)، شایستگی مجموعهای از دانش، مهارتها و تواناییها در یک شغل خاص است که به شخص اجازه میدهد به موفقیت در انجام وظایف دست یابد
فیلپوت و همکاران(۲۰۰۲)، شایستگی را بعنوان ترکیبی از مهارتها، دانش و نگرشهای مورد نیاز برای انجام یک نقش به گونهای اثربخش، تعریف میکند.
ژانگ یی یوان (۲۰۰۶)[۳۳]، بیان میکند که شایستگی استادان باید شامل شایستگی حرفه ای(دانش و مهارت) و شایستگی الگوی کاری(نفوذ، مشاوره و ارتباطات) و شایستگی روان شناختی(سازگاری، همکاری، وفاداری، مسئولیت پذیری)باشد.
اشمیت(۲۰۱۰)[۳۴]، نیز شایستگی استادان را شامل چهار شایستگی اصلی: دانش حرفهای، عقاید و ارزشها، انگیزش و خودتنظیمی میداند.
اوگینکو(۲۰۱۱)[۳۵]، شایستگی استادان را به سه دسته شایستگیهای کلیدی، اساسی و ویژه طبقه بندی کرده است.
وانگ یی(۲۰۰۶)[۳۶]، بیان میکند که شایستگی استادان شامل تفکر منطقی، برقراری ارتباط، موفقیت مداری، روابط فردی، کسب اطلاعات، مسئولیت پذیری و خلاقیت و نوآوری است.
کیویان و کین(۲۰۰۹)[۳۷]، مدلی برای شایستگی استادان ارائه کردند که بر اساس آن شایستگی استادان به چهار دسته: شایستگی فردی، شایستگی آموزشی، شایستگی همکاری، شایستگی پژوهشی تقسیم میشود.
سیلوی پرز و جکیوس ساری(۲۰۰۵)[۳۸]، معتقدند که یک معلم تربیت بدنی خوب معلمی نیست که در رشتههای ورزشی مختلف مهارت کافی داشته باشد بلکه او در وهله اول باید از دانشی عمیق و کامل درباره تدریس برخوردار باشد.
رولفس و ساندرس(۲۰۰۷)[۳۹]، درباره شایستگی استادان مولفههای زیر را برای تعریف شایستگی مناسب میدانند: دانش استاد-رفتار استاد-تفکر استاد-شخصیت استاد-تصمیم گیری-کنترل موثر فعالیتهای یادگیری دانشجویان.
آنجوس سیلوا(۲۰۱۰)، بیان میکند که شایستگیهای استادان یکی از مهمترین مسائل مربوط به کیفیت تدریس آنهاست.
روان شناسان، شایستگی را محرک، ویژگی یا مهارت برجسته تعریف کردهاند که منجر به عملکرد شغلی بهتر میشود. مرابیل و ریچارد ( ۱۹۹۷ ) میگویند که در انتخاب شایستهترینها باید به تواناییها، شاخصهای رفتاری، باورها، ویژگیهای شخصیتی، نگرشها و مهارتهای افراد توجه شود. (عریضی، ۱۳۸۴).
فیلپوت( ۲۰۰۲ ): ترکیبی از مهارتها، دانش ونگرشهای مورد نیاز برای انجام یک نقش بگونهای اثربخش.
دولت ساسکاچوان( ۱۹۹۸ ): هرگونه دانش، مهارت یا ویژگی شخصی که یک فرد را قادر میسازد تا عملکرد موفقیت آمیز به نمایش بگذارند را شایستگی تعریف کرده است.
منزفیلد( ۱۹۹۹ ): یک ویژگی شخصی که در عملکرد اثربخش یا برتر نتیجه میدهد.
رنکین ( ۲۰۰۲ ): مهارتها و رفتارهایی که سازمانها از کارکنان برای انجام دادن کارشان انتظار دارند.
طبق تعریف ارائه شده توسط جامعه بین المللی عملکرد مجموعه دانش، مهارت و نگرشهایی که کارکنان را قادر میسازد به صورتی اثربخش فعالیتهای مربوط به شغل و یا عملکرد شغلی را طبق استانداردهای مورد انتظار انجام دهند شایستگی نامیده میشود.
کیو ( ۱۹۹۳ ) شایستگی را بعنوان نتیجۀ به کاربردن دانش و مهارت بطور مناسب تعریف میکند. به عبارتی دیگر شایستگی = مهارت + دانش.
طبق نظر سانچر (۲۰۱۰)[۴۰]، شایستگیها به عنوان یک دسته از دانش، خصوصیات، نگرشها و مهارتهای به هم تعریف میشوند که تاثیر زیادی بر شغل افراد میگذارند و با عملکرد افراد در کار، همبستگی دارد، میتواند استانداردهای قابل قبول ارزیابی شود و از طریق آموزش و توسعه بهبود یابد.
چیورز و چیتام(۲۰۰۵)[۴۱]، یک تعریف کلی از شایستگی را بیان میکند، شایستگی یک عملکرد کاملا موثر درون یک حرفه است که ممکن است در دامنههای از سطح اساسی کارایی با بالاترین سطح برتری قرار بگیرد.
بارترام (۲۰۰۵)[۴۲]، شایستگیها را بعنوان مجموعه رفتارهاییکه، ابزاری در رسیدن بر نتایج یا برون داد هستند، توصیف میکند.
سیگزدینین(۲۰۰۶)[۴۳]، معتقد است که شایستگیها، ویژگیهای اساسی فرد هستند که از طریق یک رابطه علت و معلولی با عملکرد اثربخش و عالی او، در یک بخش ارتباط دارد.
ناکوین شارون و الوود(۲۰۰۳)[۴۴]، شایستگی: دانش، مهارتها و نگرشهایی است که یک فرد به منظور انجام وظیفه یا اجرای نقش خود، دارا میباشد یا باید دارا باشد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.