شایستگی:
مفهوم شایستگی:
با بررسی ادبیات موضوع شایستگی و بررسی تعاریفی که در مورد شایستگی ارائه شده است اولین چیزی که به خوبی مشخص میشود فقدان تعریف واحد و اصطلاح شناسی مشخص و معین در مورد شایستگی و معنی و مفهوم آن است. فرهنگ آکسورد شایستگی را بعنوان قدرت، توانایی و ظرفیت انجام دادن وظیفه تعریف میکند(استیل، ۲۰۰۶)[۲۷]. و همچنن ریشه لغوی شایستگی عبارت است از: درخور، لایق، سزاوار میباشد.
اولین بار اصطلاح شایستگی توسط وایت )۱۹۵۹) مطرح شد. وایت با معرفی واژه شایستگی برای توصیف ویژگیهای شخصیت مرتبط با عملکرد برتر و انگیزه بالا معروف شد و شایستگی را اینگونه تعریف کرد: شایستگی عبارت است از تعامل اثربخش یک فرد با محیط. و همچنین کرستید بر این باور است که رویکرد شایستگی، رویکردی جدید نیست چراکه رومیها برای دستیابی به صفات جزیی و تفضیلی سرباز خوب رومی از آن استفاده میکردند (مرتضی کرمی، ۱۳۸۹).
اصطلاح شایستگی برای توصیف مجموعهای از رفتارها که ترکیب واحدی از دانش، مهارتها، تواناییها و انگیزهها را منعکس میکند و با عملکرد مرتبط است بکار میرود. معمولا دو تعریف مرتبط در زمینه شایستگی ارائه میشود، اولی نشانگر توانایی فرد برای انجام کارهای مربوط به شغل به گونهای اثربخش است و دومی عبارت است از آنچه فرد برای عملکرد اثربخش نیاز دارد. این دو تعریف خیلی به هم نزدیک هستند اما متفاوتند. دومی در بردارنده آن چیزی است که برای موفقیت در شغل لازم است، در حالیکه اولی با انچه فرد بعنوان فعالیتی مهم در شغل خود انجام میدهد، ارتباط دارد (اسکندر فتحی آذر، ۱۳۸۴).
اولین بار اصطلاح شایستگی توسط وایت(۱۹۵۹) مطرح شد. وایت با معرفی واژه شایستگی برای توصیف ویژگیهای شخصیت مرتبط با عملکرد برتر و انگیزه بالا معروف شد و شایستگی را اینگونه تعریف کرد: شایستگی عبارت است از تعامل اثربخش یک فرد با محیط.
روان شناسان، شایستگی را محرک، ویژگی یا مهارت برجسته تعریف کردهاند که منجر به عملکرد شغلی بهتر میشود. رابیل و ریچارد(۱۹۹۷) میگوید که انتخاب شایستهترینها باید به تواناییها، شاخصهای رفتاری، باورها، ویژگیهای شخصیتی، نگرشها و مهارتهای فردی توجه شود. طبق نظر اسپنسر اسپنسر (۱۹۹۳) شایستگی، ویژگی زیر بنایی فرد است که بطور کلی با عملکرد اثربخش ملاک مدار و عملکرد برتر در یک شغل یا وضعیت، رابطه دارد. از نظر بویاتزیس(۱۹۹۵و۱۹۸۲)[۲۸] شایستگی به طور کلی بر صفات و ویژگیهای اساسی یک شخص تاکید دارد، این صفات میتوانند انگیزش، رفتار، مهارت و تصور فرد از نقش اجتماعی و یا مجموعهای از دانش باشد که فرد در انجام کارها و فعالیتها، از آنها استفاده میکند. این رویکرد با رویکرد رابرتسون، کالینان و بارترام(۲۰۰۳)، در تقابل است که شایستگی مجموعهای از رفتارهایی است که به عنوان وسیله برای رسیدن به نتایج و یا پیامدهای مطلوب به کار میرود.
رویکرد نخست که در تعاریف اسپنسر اسپنسر(۱۹۹۳) دیده میشود رویکرد صفت مدار و رویکرد دوم رفتار مدار نامیده میشود. به عبارت دیگر در رویکرد نخست شایستگی معادل ویژگیهای اساسی و در دومی، مجموعهای از رفتاها است. وار و کونور(۱۹۹۲) این تقابل دو دیدگاه را تقابل دو دیدگاه سنتی الگوی ارزیابی ویژگیهای شخص(بویاتزیس، ۱۹۹۵) و دیدگاه جدیدتر الگوی شغلی(رابرتسون، کالینان و بارترام، ۲۰۰۲) میدانند.
اسپنسر(۱۹۹۳)، شایستگی را به دو دسته طبقه بندی میکند:
شایستگیهای مورد نیاز که مهارتهای ضروری را برای حداقل عملکرد در یک کار و یا انجام یک وظیفه مشخص میسازد.
شایستگیهای برتر که بر اساس آنها نتایج به دست آمده بالاتر از میانگین و عملکرد بالاتری است.
هوربنای و توماس(۱۹۸۹)، شایستگی را این چنین تعریف میکند: شایستگی، مجموعهای از دانش، مهارتها، صفات و ویژگیهای رفتاری و خصوصیات شخصی است.
در پیشینه پژوهشهای مدیریت منابع انسانی، شایستگیها این چنین تعریف شده اند:
“مجموعه دانش، مهارتها، ویژگیهای شخصیتی، تجربهها و توانمندیهای مرتبط با شغل، که دارنده آنها را قادر میسازد در سطحی بالاتر از حد متوسط به انجام مسئولیت بپردازد، در واقع شایستگیها الگویی را ارائه میکنند که نشان دهنده فرد با عملکرد برتر در شغل محوله است. “
مزایای شایستگی:
مک کلند(۱۹۷۳)، با توجه به انقلاب شایستگی، مزایا و دلایلی را برای گستردهی شایستگی در قرن ۲۱ بیان کرد که عبارتند از:
بهترین شیوه برای درک عملکرد این است که آنچه واقعا افراد برای موفق بودن انجام میدهند مشاهده میکنیم به جای آنکه بر روی خصوصیات مثل هوش تاکید کنیم.
بهترین شیوه برای ارزیابی و پیش بینی عملکرد این است که افرادی داشته باشیم که جنبههای کلیدی شایستگی را انجام دهند که قرار است ارزیابی شود به جای اینکه آزمونی برای ارزیابی خصوصیات و گرایشات، انجام دهیم.
شایستگیها میتوانند در طول زمان یاد گرفته شوند و توسعه یابند بر خلاف خصوصیات و گرایشات که ذاتی و غیر فابل تغییر میباشند.
شایستگی با نتایج معنادار زندگی در مرتبط است که شیوهای را توصیف میکند که افراد باید در جهان واقعی کار انجام دهند به جای اینکه بر روی خصوصیات ذهنی تاکید کند.
شایستگیها باید برای افراد قابل مشاهده و در دسترس باشند تا بتوانند سطوح مورد نیاز عملکرد را درک و توسعه دهند.
سطوح شایستگی:
شایستگی را میتوان در سه سطح از یکدیگر متمایز کرد:
سطح فردی شایستگی: در این سطح شامل دانش و مهارتهای بالقوه، ظرفیتها(قابلیتها) و صلاحیتهای مربی است.
سطح راهبردی شایستگی: ایجاد و حفظ برتری رقابت آمیز، از راه ترکیب خاصی از دانش، مهارتها و فرآیندها است.
سطح سازمانی شایستگی: شایستگی شامل ترکیب متقابل دانش و مهارتهای مربی با دیگر منابع از جمله: رویهها، امورجاری.
ابعاد شایستگی:
دانش: فرآیند توسعه دانش و معلومات نظری به گونه معمول از راه تحصیل در سطوح دانشگاهی حاصل میشود. توسعه دانش و معلومات زیربنای توسعه مهارتها و نگرش به شمار میآید، و به تنهایی و به خودی خود، تاثیر چندانی در توسعه شایستگی ندارد.
مهارت: عبارت است از توانایی پیاده سازی علم در عمل. مهارت از راه تکرار کاربرد دانش در محیط واقعی به دست آمده و توسعه مییابد. توسعه مهارت منجر به بهبود کیفیت عملکرد میشود.
توانایی: خصلتی با ثبات و وسیع را مصور میسازد که شخص را برای دستیابی و نهایت عملکرد در مشاغل فیزیکی و فکری مقید میسازد. در واقع ظرفیت انجام کارهای فکری را مشخص میسازد(فتحی و شعبانی، ۱۳۸۶).
نگرش: عبارت است از تصویر ذهنی انسان از دنیا و پیرامون آن. تصویر ذهنی انسان چارچوبی است که میدان اندیشه و عمل وی را تبیین کرده، شکل میدهد. درک انسان از پدیدههای پیرامون خود و تصمیم گیری وی برای عمل، بر مبنای تصویر ذهنی اوست.
نظریههای مختلف در مورد مربی شایسته و تعاریف شایستگی:
امروزه شایستگی به یک اصطلاح چند منظوره تبدیل شده است که با معانی مختلف در زمینههای علمی متنوع مورد استفاده قرار میگیرد (مجاب و دیگران، ۲۰۱۱). در ادبیات مربوط به شایستگی، تعاریف متنوعی از شایستگیها وجود دارد، اگرچه همه آنها بطور وسیع شبیه هماند و اساسا بر نقشها و مسئولیتهای شغل متمرکزند (کلارک و ارمیت، ۲۰۱۰)، اما با بررسی ان به این نتیجه میرسیم که یک تعریف واحد و اصطلاح معین در مورد شایستگی وجود ندارد(کرمی، ۱۳۸۶).
سیف بهترین ملاک شایستگی معلم را توانایی او در ایجاد تغییرات پیش بینی شده در برنامه درسی و هدفهای آموزشی در شاگردان میداند(سیف، ۱۳۷۲)
ملکی معلمی را شایسته میداند که دارای صلاحیتهای شناختی-حرفه ای-عاطفی باشد(ملکی، ۱۳۷۶)
شایستگی معلمان
شکل ۱٫۲٫ مدل مفهومی شایستگی معلمان
صلاحیت عاطفی[۲۹]:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.