برخی از تجارب، باورهای تبحری محدود را ایجاد میکنند. برخی دیگر نیاز حس خودکارآمدی تعمیم یافته تری را القا مینمایند؛ که به فراسوی موقعیت خاص گسترش مییابد، سنجشهای مرتبط با حیطه فعالیت، بافتهای موقعیتی و جنبههای اجتماعی متعدد، الگو و درجه عمومیت، باورهای مردم در خودکارآمدیشان را آشکار میسازد(ذبیحی، ۱۳۸۴).
عمومیت به تعداد حوزههایی که افراد اثربخشی خود را بررسی میکنند، مربوط میشود. برای مثال، خودکارآمدی ژیمناستها ممکن است از خودکارآمدی برای تمرین زمینی تا خودکارآمدی بر روی میله بالانس و میلههای پارلل تعمیم یابد(ذبیحی، ۱۳۸۴).
سطح یا وسعت:
این مفهوم دستیابی به عملکرد مورد انتظار یا تعداد تکالیفی که میتواند انجام شود را منعکس میکند. وقتی تکالیف بر حسب سطح دشواری مرتب شوند، خودکارآمدی افراد مختلف ممکن است به تکالیف سادهتر محدود شود یا در حد متوسط بوده و یا حتی شامل عملکردهای بسیار دشوار باشد. به عبارت دیگر، افراد ممکن است خودشان را در میانه جنبههای گستردهای از حیطههای فعالیت کارآمد قضاوت کنند یا فقط در حیطهی معینی خود را باور نمایند(ذبیحی، ۱۳۸۴).
خودکارآمدی در ورزش:
عملکرد مطلوب در ورزش، تا حدودی به عوامل روان شناختی وابسته است، البته مسلما ورزشکاران نیز باید تواناییهای مرتبط را برای اجرای آن دارا باشند، اما بعضی ورزشکاران اعتماد بنفس کمتری در عملکرد ماهرانه، تحمل فشارهای عملکردی و یا استمرار به تلاش سخت دارند.
پژوهش فلتز و لیرگ (۲۰۰۱) و فراتحلیل مورتیز و همکاران (۲۰۰۰) در بعد ورزشی نشان دادند که شواهد آشکاری در زمینه وجود ارتباط معنی دار بین پنداشتهای خودکارآمدی و عملکرد ورزشی وجود دارد.
رشد و علایق درونی در صورتی تحقق میپذیرد که فرد برای دستیابی به معیارهای هیجان انگیز تلاش کند در این صورت هم یک حس خودکارآمدی بالقوه برای دستیابی به اینگونه معیارها در فرد ایجاد میشود و هم در صورت دستیابی به آنها، فرد به خودسنجی مثبتی از خود دست مییابد. این علایق درونی میتواند تلاشهای انسان را در دراز مدت و در شرایط فقدان پاداشهای محیطی تسهیل کند.
افرادی که خودکارآمدی بالاتر دارند اهداف چالشی بیشتری را انتخاب میکند نسبت به افرادیکه خودکارآمدی پایینی دارند(لوک، فردریک، ۱۹۸۴)[۷۷].
همچنین ورزشکاران درک کردهاند که نه فقط اعتماد به نفس هم تیمیها در موقعیت حساس بازی کدام است، بلکه اعتقاد کلی تری در مورد توانایی موفق شدن داشته باشند (فلتز، شورت، سالیوان، ۲۰۰۸).
بندورا پیش بینی میکند که به طور کلی، وقتی بین اهداف شخصی و آنچه به دست میآید، تطابقی وجود نداشته باشد، کسانی که اعتقادات خودکارآمدی بالا دارند، سطح تلاش خود و نیز تحمل خود را بالا میبرند و کسانی که به خود شک دارند، به سرعت تسلیم میشوند.
پژوهشها نشان داده است که افراد دارای خودکارآمدی بالا، اهداف خود را مجددا تنظیم میکنند تا سطوح خودکارآمدی آنها بیش از حد پایین نیاید( بندورا، کروونی، ۱۹۸۳)[۷۸].
میلر(۱۹۸۳)، دریافت که بین ادراکات خودکارآمدی بالا در شناگران رقابتی و انگیزه آنها زمانیکه به اهداف غیرچالشی برانگیخته شدهاند رابطه منفی وجود دارد.
مطالعاات فلتز و همکاران(۱۹۷۹)، نشان میدهد که باورها بر آمادگی گروه برای عملکرد مؤثر است.
اسپینک (۱۹۹۰)، رابطهی بین خودکارآمدی جمعی و انسجام تیمی را بررسی کرده و روابط مثبتی را برای تیمهای والیبال سطح برتر گزارش نمود.
۲٫۲٫ پیشینه پژوهش
در این بخش به خلاصهای از نتایج پژوهشهای انجام شده در ارتباط با بررسی ارتباط علّی خودکارآمدی با شایستگی مربیان در داخل و خارج از کشور اشاره میشود. پژوهشهای محدودی در داخل و خارج از کشور موضوع خودکارآمدی و شایستگی مربیان را مورد بررسی قرار دادهاند. با این حال در ادامه به چند مورد از مرتبطترین پژوهشهای انجام شده در این زمینه اشاره میشود.
۱٫۲٫۲٫ پژوهشهای انجام شده در داخل از کشور:
لازم به ذکر است که این پژوهش برای اولین بار در کشور انجام شده است و پژوهشهای موجود فقط متغییر خودکارآمدی را مورد بررسی قرار داده است.
جهانی ملکی، شریفی، جهانی ملکی و نظری (۱۳۹۰) رابطه باورهای خودکارآمدی با سطح آگاهی از مهارتهای زندگی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی را مورد بررسی قرار دادند و نشان دادند که از میان ابعاد مهارتهای زندگی، مهارتهای خودآگاهی، ارتباطی، حل مسائل، تصمیم گیری، تفکر انتقادی و مقابله با استرس و از میان سطوح مهارتهای زندگی، سطح دانش و بکار بستن با خودکارآمدی ارتباط معنادار وجود دارد.
نتایج حسین چاری و کیانی(۱۳۸۷)، در پژوهشی با عنوان رابطه برخی متغیرها جمعیت شناختی با خودکارآمدی دانش آموزان در تعامل اجتماعی با همسالان نشان دادند که دختران از نظر خودکارآمدی ادراک شده تفاوت معنی داری با پسران نداشتند، همچنین ارتباطی بین خودکارآمدی و متغیر جنسیت وجود نداشت.
مسعودی و دیگران(۱۳۸۷)، در پژوهشی تحت عنوان احساس خودکارآمدی و ایفای نقش مربیان دانشکده پرستاری و مامایی و تاهل، سن، سابقه کار و میزان تحصیلات ارتباط معنی دار و مثبتی وجود دارد.
رمضانی نژاد و همکاران (۱۳۸۹) در پژوهشی ارتباط بین منابع قدرت و رضایتمندی ورزشکاران زن را مورد بررسی قرار دادند. آنها نشان دادند که از میان شیوه اعمال قدرت تنها قدرت پاداش، قدرت تخصص و قدرت قانونی مربیان با رضایت مندی ورزشکاران از رفتار و تعامل مربی رابطه مثبت وجود داشت.
رمضانی نژاد و همکاران (۱۳۸۹)، جنبههای رضایت مندی ورزشکاران را رتبه بندی نمودند. آنها نشان دادند که رضایت از رفتار مربی، مشارکت فردی در تیم، راهبرد تیمی، عمل کرد فردی، اخلاقیات تیمی، انسجام تیمی، و آموزش مربی به ترتیب اولویت جزو عوامل اصلی رضایتمندی ورزشکاراناند. رضایت از کادر پزشکی و بودجه تیم در اولویت آخر قرار داشتند.
بشیری، مختاری، تجاری، افخمی(۱۳۹۰)، در پژوهشی رابطه هوش هیجانی و کارآمدی مربیگری مربیان ورزش را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد رابطه مثبت و معنی داری بین مقیاس هوش هیجانی و مقیاس کارآمدی مربیگری وجود دارد.
افسانه رحیم پور(۱۳۹۰)، در پژوهشی تعیین ارتباط سبکهای رهبری و کارآمدی مربیان تیمهای ملی دراگون بوت اعزامی به بازیهای آسیایی ۲۰۱۰ گوانگجو را مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد رابطهی معناداری بین سبکهای رهبری آموزش و تمرین، دموکراتیک و حمایت اجتماعی با کارآمدی مربیگری مشاهده شد در حالیکه رابطهی معناداری بین سبکهای رهبری آمرانه و بازخورد مثبت با کارآمدی مربیگری مشاهده نشد.
جباری، کوزه چیان و خبیری(۱۳۷۹) تواناییهای مربیان فوتبال دسته اول و دوم کشور را بررسی کردند و نشان دادند که ۸/۴۵ در صد مربیان مربیان از نظر تواناییهای رهبری در حد متوسط، ۳/۸ درصد در حد خوب و ۸/۴۵درصد نیز در حد ضعیف بودند.
 
 
پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور:
دارلینگ هاموند و همکاران(۲۰۰۵)[۷۹]، در پژوهشی ارتباط بین توانمندی استادان و پیشرفت تحصیلی دانشجویان را بررسی کردند و دریافتند استادانی که شایستگی لازم را ندارند، باعث کاهش پیشرفت تحصیلی دانشجویان میشوند.
هانوشک و همکاران(۲۰۰۵)[۸۰]، در پژوهشی با مقایسه شایستگی و تجربه استادان با پیشرفت تحصیلی دانشجویان دریافتند که شایستگی و تجربه تدریس استادان با پیشرفت تحصیلی دانشجویان ارتباط مثبت و خطی دارد.
فرود، روگر(۲۰۱۲)[۸۱]، درپژوهشی با عنوان ارزیابی خودکارآمدی رهبری در مربیان دریافتند که باید خودکارآمدی رهبری در مربیگری را یک مقیاس اندازه گیری مقدماتی برای شایستگی مربیگری در نظر گرفت.
پائول، آنتونیو، ماریو و ایزابل(۲۰۱۲)[۸۲]، در پژوهشی خودکارآمدی مربیان هندبال پرتغالی را مورد مطالعه قرار دادند. آنها نشان دادند که پس زمینهی مربیگری حرفهای، نیازمند طراحی در آموزش مربیگری، شایستگی مربی و خودکارآمدی مربی دارد پس باید در برنامه ریزی درسی آموزش و پرورش مربی دقت کرد.
مایر، وارگس-تونسینگ و فلتز(۲۰۰۵)، در پژوهشی کارآمدی مربی، منابع، رفتارهای مربیگری و متغیرهای تیمی را در مربیان دانشگاهی مورد مطالعه قرار دادند. آنها نشان دادن که در میان مربیان زن نسبت به مربیان مرد حمایت اجتماعی منبع قوی تری برای کارآمدی مربی بود. کارآمدی کلی مربیگری تنها پیش بینی کننده رفتار مربیگری مربیان زن بود و در میان تیمهای زنان جنسیت مربی تعدیل کننده ارتباط بین کارآمدی شخصیت سازی و رضایتمندی تیم بود. کارآمدی شخصیت سازی مربی دارای ارتباط منفی با رضایت تیمی در تیمهای زنان با مربی مرد بود و کارآمدی انگیزشی مربی دارای ارتباط مثبت با رضایتمندی تیمی در تیمهای زنان با مربی زن بود.
کوپاران، شاهین و کوتر(۲۰۱۰)، احساس خودکارآمدی و سطح اضطراب اجتماعی جسمانی کاندیداهای معلمی در دانشکده تربیت بدنی را مورد مقایسه قرار دادند. آنها نشان دادند که میزان احساس خود کارآمدی کاندیداهای معلمی در دو گروه مردان و زنان تفاوت وجود ندارد و ارتباط منفی و در سطح متوسطی بین خودکارآمدی و اضطراب اجتماعی جسمانی معلمان وجود دارد.
سانتوز و همکاران(۲۰۱۰)[۸۳]، در پژوهشی شایستگی مربیان را مورد آزمون قرار دادند و دریافتند که ظرفیتهای بیشتر مربیگری به خودکارآمدی و آموزش نیاز دارد.
کوته و سالما(۱۹۹۶) و کوته و سدویک(۲۰۰۳) و روسل، باریا، کوته(۱۹۹۳)[۸۴]، در پژوهشی شایستگی مربیان را آزمون کردند و دریافتند که تواناییها و ظرفیتهای بیشتر مربیان به حوزههای آموزش، رقابت، مدیریت بستگی دارد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.