پایان نامه با واژگان کلیدی سنگ نوشته، آداب و رسوم، نقش برجسته

مدیر گروه معماری:
1) این صورت جلسه در سه نسخه تنظیم گردیده است. دانشجو موظف است در هنگام ثبت نمره دو نسخه از آن را به مدیر گروه و یک نسخه را به مسئول پایان نامه ها ارائه نماید و کپی آن را نیز برای خود نگه دارد
2) ثبت نمره نهایی توسط اموزش کل تاریخ فارغ التحصیلی دانشجو می باشد. بنابرین جلسه دفاع یکی از ارکان فارغ التحصیلی دانشجو می باشد.
چکیده
فرهنگسراها معمولاً شرایطی برای آموزش امور گوناگون فرهنگی و اجتماعی و همچنین آموزش پیشه‌ها و هنرهای گوناگون مانند نگارگری، کوزه‌گری، دوزندگی و … فراهم میکنند. برخی از فرهنگسراها کتابخانه و انتشارات ویژه خود را نیز دارا هستند. در ایران تا امروز بیشتر فرهنگسراها در شهر تهران و چند شهر دیگر مانند اصفهان برپا شده اند و معمولاً کوشیده شده برای هر منطقه شهرداری یک فرهنگسرای بزرگ ترتیب داده شود. لزا اینجانب موضوع پایان نامه کارشناسی خود را مرکز فرهنگی در شهرایلام بیان کردم البته برخی از فرهنگسراها بجز پوشش دادن منطقه خود به فعالیت‌های فرامنطقه‌ای نیز می‌پردازند. که فرهنگسرای مد نظر دارای این ویژگی نمی باشد و مختص شهر ایلام است همچنین بسیاری از فرهنگسراها ویژه‌کار تخصصی اند یعنی فعالیت خود را گرد یک گروه یا یک محور کاری کرده متمرکز می‌سازند فرهنگسراها برپایه شیوه فعالیت به یکی از محورهای سه گانه شخصیت (کیستی)، محتوا (درونمایه) و نهاد می‌پردازند فرهنگسراهای شخصیت محور، عبارت‌اند از فرهنگسراهای کودک، نوجوان، جوان، دانشجو، دختران، بانو، و سالمند. فرهنگسراهای محتوا محور، عبارت‌اند از: اندیشه، قرآن، ولاء، انقلاب، پایداری، هنر، ملل، قانون، تیره‌ها (اقوام)، ورزش، ماه‌ بهمن، کار، دانش‌ها، تندرستی، طبیعت، و فناوری اطلاعات فرهنگسراهای نهاد محور، عبارت‌اند از خانواده، مدرسه، و شهرکه این فرهنگسرا از نوع سوم بوده ونهاد محور می باشد تحت عنوان فرهنگسرای شهر…
مقدمه
دلت دار زنده به فرهنگ و هوش—— به بد در جهان تا توانی مکوش
کسی کش بود مایه و سنگ آن——دهد کودکان را به فرهنگیان
ز فرهنگ و از دانش آموختن——سزد گر دلش باید افروختن
چنین داد پاسخ بدو رهنمون——که فرهنگ باشد ز گوهر فزون
که فرهنگ آرایش جان بود——-زگوهر سخن گفتن آسان بود
گهر بی هنر زارو خوارست وسست——به فرهنگ باشد روان تندرست
سپردن به فرهنگ فرزند خرد——-که گیتی به نادان نباید سپرد
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده ‌ز
مقدمه ‌ح
فصل اول: تعاریف وکلیات 1
فرهنگ چیست؟ 2
واژه ‌شناسی فرهنگ در زبان فارسی 2
واژه‌ شناسی فرهنگ در زبان‌های اروپایی 2
تعریف هنجاری از فرهنگ 4
لینتون ???? 4
کلاکن – ???? 5
سوروکین ???? 5
فورد 5
استیو وارد ???? 5
یانگ ???? 5
اسکود 5
فورد ???? 5
کلیفورد گیرتز 6
ساختمان فرهنگی 6
ایدئولوژی و فرهنگ 6
فرهنگسرا چیست 6
فصل دوم: بررسی نمونه های مشابه 8
نمونه داخلی 9
فرهنگسرای نیاوران 9
فرهنگسرای دانشجو (شفق) 11
نمونه های خارجی 12
مرکز فرهنگی فناوری های فضایی اروپا 12
مرکز فرهنگی ژان ماری تجیبائو 16
فصل سوم: مبانی نظری طرح 18
رابطه دین و فرهنگ 19
در شاهنامه آمده است 20
فرهنگ در دوران اخیر 20
تحول معنای فرهنگ 21
پیشینه فرهنگسرا و مجتمع های فرهنگی 27
فرهنگسرا در اروپا 27
فرهنگسرا در فرانسه 28
فرهنگسرا در اتحاد شوروی 28
فرهنگسرا در ژاپن 29
پیشینه ی مراکز فرهنگی در ایران 30
فصل چهارم: بستر طرح ومطالعات سایت 32
گستره استان ایلام 33
آب و هوای منطقه 33
استان ایلام به طور کلی دارای سه منطقه آب و هوایی است 34
آب و هوای استان ایلام به طور کلی به دو نوع تقسیم می شود 35
پراکندگی بارش در استان ایلام 35
دمای هوا در استان ایلام 35
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان 36
موقعیت جغرافیایى و تقسیمات سیاسى استان 37
جغرافیاى طبیعى و اقلیم استان 38
جغرافیاى تاریخى استان 39
نقش‌برجسته‌ها و کتیبه‌های استان ایلام 41
نقش برجسته‌ گل گل 42
سنگ نوشته‌ نخچیر 42
سنگ نوشته‌ حسین‌قلی‌خان والی 43
سنگ نوشته‌ قلعه والی 43
سنگ نوشته‌ میمه 43
سنگ نوشته‌ قوچعلی 43
فصل پنجم: استانداردهاوریزفضاها 44
لابی وزیر مجموعه های آن شامل 45
لابی وتشکیلات اداری 45
غرفه ها فروش محصولات فرهنگی و هنری 46
آمفی تئاتر 46
سالن انتظار 46
ورودی 47
گیشه 47
راهروهای سالن نمایش 47
صندلی تماشاگران 47
ورودی ها و خروجی های سالن 48
سرویس های بهداشتی 48
اتاق پروژکتور و ملحقات آن 48
پرده نمایش فیلم 49
کتابخانه 49
حفظ ایمنی 49
میزان فضاهای کتابخانه 50
ابعاد واستاندارد های پیشخوان و برگه دان 50
استانداردابعاد قفسه ها و عمق قفسه ها 50
طول قفسه ها 50
ارتفاع قفسه ها 51
استاندارد میزها 51
میز های 1 نفره 51
میزهای 2 نفره 51
میزهای طولانی 51
نور پردازی 51
روشنایی توصیه شده 52
آکوستیک 52
تهویه ی مطبوع 52
گالری ها 52
ساختار عمومی گالری ها 52
ترتیب قرار گیری اشیاء 53
نورپردازی گالری ها 53
الف) نور پردازی طبیعی (نور روز) 53
ب) نور پردازی جانبی(افقی) 54
ج) نور پردازی مصنوعی 54
حرکت و دسترسی گالری ها 54
تنظیم شرایط محیطی 54
تهویه ی مطبوع 55
آکوستیک 55
حریق 55
ساختار عمومی فضاهای نمایشی 55
نور پردازی صحنه 56
آکوستیک 56
ایمنی از حریق 56
کلاس های آموزشی 57
تجهیزات کلاس درس 57
محل کلاس 58
بار 58
نور 58
نسبت ابعاد 59
صدا 59
شکل 59
مرکز رایانه 60
نمازخانه 61
تریا و رستوران 61
پارکینگ ها 61
فضای سبز 62
فصل ششم: سیرتکوین ایده وروند طرح 63
تصویر ماهواره ای از شهر ایلام جهت معرفی بهتر 64
تصویر ماهواره ای از سایت 65
تحلیل سایت 65
ایده اصلی برای طراحی فرهنگسرا بر اساس تفکیک فضاها 66
روند تکوین حجم 67
دیاگرام ارتباطی فضاهای مختلف فرهنگسرا 68
پلان نهایی تایید شده به همراه محوطه اطراف 69
فصل هفتم: آلبوم نقشه ها وتصاویر مربوط 70
منابع و مأخذ 86
فصل اول
تعاریف وکلیات
فرهنگ چیست؟
در دانشنامه ویکیپیدیا فرهنگ اینگونه تعریف شده است:در یک نگاه فرهنگ را ادوارد تایلور (????-????)، مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعه‌ی خویش فرامی‌گیرد تعریف می‌کند.
هر منطقه از هرکشوری می‌تواند فرهنگی متفاوتی با دیگر مناطق آن کشور داشته باشد. فرهنگ به وسیله‌ی آموزش، به نسل بعدی منتقل می‌شود؛ در حالی که ژنتیک به وسیله‌ی وراثت منتقل می‌شود. ?
واژه ‌شناسی فرهنگ در زبان فارسی
فرهنگ فارسی معین واژه‌ی “فرهنگ” را مرکب از دو واژه‌ی “فر” و “هنگ” به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم تعریف کرده‌است.
واژه‌ی فرهنگ در پهلوی ساسانی به صورت “فره هنگ” آمده‌است که از دو جزء “فره” به معنای پیش و فرا؛ و “هنگ” به معنای کشیدن و راندن، ساخته شده‌است. در نتیجه “فرهنگ” به معنای پیش‌کشیدن و فراکشیدن است. به همین سبب است که در فارسی‌زبانان فرهنگ را سبب پیشرفت می‌دانند.
با مطالعه‌ی متن‌های باستانی ایران، درمی‌یابیم که واژه‌ی “فرهنگ” از دوره‌ی پارسی میانه است که وارد فرهنگ ایران می‌شود و پیش از آن کلمه‌ای که به معنای فرهنگ باشد در این زبان وجود نداشت. در این دوره در متن‌های پهلوی ساسانی، متن‌های سعدی، مانوی و … کلمه‌ی فرهنگ را می‌توان بازشناخت. در متن‌های پارسی میانه، همانند “خسرو و ریدگ”، “خویشکاری ریدگان” و “کارنامه‌ی اردشیر بابکان” کلمه‌ی فرهنگ به کار رفته‌است؛ همچنین در شاهنامه‌ی فردوسی، آثار سعدی و متن‌های دور بعد نیز بارها به این واژه برمی‌خوریم. در آثار این دوران، فرهنگ علاوه ‌بر دانش، شامل هنرهایی چون نقاشی و موسیقی یا سوارکاری و تیراندازی هم می‌شد. در گذشته اعتقاد فارسی‌زبانان بر این بود که تا بدون فرهنگ آدمی نمی‌تواند قدمی مثبت در زندگی بردارد. از همین روست که فردوسی فرهنگ را برتر از گوهر و نژاد می‌داند.
واژه‌ شناسی فرهنگ در زبان‌های اروپایی
نزد اروپاییان تعریف واژه‌ی فرهنگ پیشینه‌ای دراز دامن دارد. در ادبیات اروپایی نزدیک به دویست تعریف از فرهنگ می‌توان یافت که نشان از اهمیت فرهنگ در این جوامع دارد. آن‌ها فرهنگ را از دیدگاه‌های گوناگون، از جمله دیدگاه اجتماعی، دینی و حتی اقتصادی بررسی کرده‌اند و دریافته‌اند که فرهنگ بر تمام اجزاء زندگی آدمی تأثیرگذار است. برای مثال، در ???? آلفرد کلوبر (به انگلیسی: Alfred Kroeber) و کلاید کلاکهون (به انگلیسی: Clyde Kluckhohn) در کتاب خود به نام “فرهنگ: مروری انتقادی بر مفاهیم و تعاریف” (به انگلیسی: Culture: A Critical Review of Concepts and Definition) با گردآوری ??? تعریف از فرهنگ اظهار کردند که فرهنگ در اغلب موارد به سه برداشت عمده می‌انجامد:
1. برترین فضیلت در هنرهای زیبا و امور انسانی که همچنین به فرهنگ عالی شهرت دارد.
2. الگوی یکپارچه از دانش، عقاید و رفتار بشری که به گنجایش فکری و یادگیری اجتماعی نمادین بستگی دارد.
3. مجموعه‌ای از گرایش‌ها، ارزش‌ها، اهداف و اعمال مشترک که یک نهاد، سازمان و گروه را مشخص و تعریف می‌کند.
هنگامی که مفهوم “فرهنگ” برای نخستین‌بار در سده‌های هیجدهم و نوزدهم میلادی در اروپا به کار گرفته شد، بر فرایند کشت و زرع یا ترویج در کشاورزی و باغبانی دلالت داشت. چنان‌که واژه‌ی انگلیسی این مفهوم از واژه‌ی لاتین “کالتورا” (به لاتین: Cultura) از “کولر” (به لاتین: Colere) ریشه گرفته‌است که به معنای کشت، زراعت و ترویج است.
در آغاز سده‌ی نوزدهم میلادی این مفهوم بر بهبود یا پالایش و تهذیب نفس در افراد (به‌ویژه حین آموزش) استوار بود و سپس بر تأمین آرزوهای ملی یا ایده‌آل‌ها دلالت داشت. در نیمه‌ی سده‌ی نوزدهم میلادی برخی از دانشمندان واژه‌ی فرهنگ را برای ارجاع به ظرفیت جهان‌شمول بشری اطلاق کردند. ادوارد تایلر در سال ???? فرهنگ را با تمدن مقایسه کرد و آن دو را کلیتی درهم‌تنیده دانست که شامل دین، هنر، اخلاق و هرگونه توانایی است که آدمی می‌تواند به دست آورد. “کلاکر” نیز فرهنگ را در کل مفهومی وصف‌گرایانه به معنای گنجینه‌ای انباشته از آفریندهای بشر تلقی کرد.از این رو کتاب‌ها، نقاشی‌ها، بناها و نیز دانش هماهنگ‌کردن خود با محیط و همچنین آداب و فضیلت‌های اخلاقی و دستورهای شایست و ناشایست، همگی جزئی از فرهنگ به شمار می‌رود. “مایرس” نیز فرهنگ را آن چیزی دانست که از گذشته‌ی آدمی به جای مانده‌است و بر اکنون و آینده‌ی او تأثیر می‌گذارد.
در سده‌ی بیستم میلادی “فرهنگ” به عنوان یک مفهوم محوری و کلیدی در انسان‌شناسی به کار رفت که همه‌ی پدیده‌های انسانی را دربر می‌گرفت و صرفاً نتیجه‌ی امور ژنتیکی به حساب نمی‌آمد. اصطلاح “فرهنگ” به‌ویژه در انسان‌شناسی آمریکایی دارای دو معنی بود:
1. ظرفیت و گنجایش تکامل‌یافته‌ی بشر برای دسته‌بندی و بیان تجربیات به واسطه‌ی نمادها و کنش پندارمآبانه و نوآورانه.
2. راه‌های مشخصی که مردم براساس آن در نقاط مختلف جهان زیسته و تجربیات خود را به شیوه‌های گوناگون بیان می‌کنند و به شکلی خلاقانه دست به کنش می‌زنند. پس از جنگ جهانی دوم این اصطلاح اگرچه با معانی مختلف از اهمیت بیشتری در دیگر رشته‌ها و حوزه‌های علمی مثل جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی، روان‌شناسی سازمانی و علوم مدیریتی برخوردار شد.
پرفسور آیت الله مصباح یزدی در کتاب مشکات هدایت در توضیح فرهنگ می نویسند: جامعه شناسان برای واژه ی “فرهنگ” حدود پانصد معنا ذکرکرده اند که پرداختن به تک تک آنها و بررسی نقاط قوّت و ضعف هر یک از آن معانی و مقایسه ی آن با

مطلب مرتبط :   پایان نامه درموردمقایسه، پایه، پیشنهادی،

دیدگاهتان را بنویسید