پایان نامه ارشد با موضوع ابراز وجود، آموزش و پرورش، دانش آموختگان

شادی برون گراها، ‌به خاطر ابراز وجود و توانایی همکاری سالم آنهاست.
علاوه بر این طبق تحقیقات فریتز16(1984؛ نقل از بهرامی، 1375) واسکات17، شانن18و کارولین19(2004) نوجوانانی که احساس شادمانی و بهزیستی بالایی دارند، در عملکرد تحصیلی فعالترند و پیشرفت تحصیلی بالاتری دارند، بیشتر با تکالیف درگیر می‌شوند و بهتر تکالیف درسی خود را انجام می‌دهند. اگر دانش آموزان فضای مدرسه، معلم و دروس را جذاب و با نشاط دریابند، به مدرسه و یادگیری تمایل پیدا کرده و از آن لذت می‌برند (شعاری نژاد، 1384).
گود20و برافی21(1987 ؛ نقل از شهر آرای، 1384)، نیز یافتند که رفتارهای معلمان مثلاً به کار گیری تمجید و تحسین، فراهم آوردن نشانه‌های اضافی در پاسخ دادن، رفتارهای غر کلامی مثبت (که از مولفه‌های رفتار ابرازمندانه هستند) و نظایر آن در پیشرفت تحصیلی موثرند.
در ادامه به توضیح مختصری از محتوای این فصل می‌پردازیم.
در قسمت اول این فصل، پیرامون پیشرفت تحصیلی، مبحثی را خواهیم داشت به گونه‌ای ‌که به تعریف، معیارها و عوامل تأثیر گذار، راهبردهای یادگیری در پیشرفت تحصیلی می‌پردازیم.
در قسمت دوم این فصل به مولفه بهزیستی با عناوین تعریف بهزیستی و مولفه‌های آن، ویژگی‌های افراد شاد، رویکرد‌های نظری، روش‌های ارزیابی و عوامل و همبسته‌های آن توجه خواهیم کرد.
در قسمت سوم این فصل به بیان مبانی نظری و تعاریف مدیریت زمان و اوقات فراغت می‌پردازیم و در قسمت آخر سوابق علمی پیشینه تحقیق را در ایران و خارج از کشور مطرح می‌سازیم.
2-1- پیشرفت تحصیلی : تعریف، معیارها و عوامل تأثیر گذار
پیش بینی پیشرفت تحصیلی از نقطه نظر علمی و کاربردی دارای اهمیت است. پیشرفت تحصیلی یکی از عوامل مهم مقبولیت و پذیرش در کلاس درس می‌باشد و همچنین ملاک مهمی برای بدست آوردن شغل و حرفه‌های مختلف می‌باشد. به این دلیل، محققان در حیطه روان شناسی سعی در درک تعیین کننده‌های پیچیده پیشرفت تحصیلی دارند (فراهانی، 1994).
اصطلاح پیشرفت تحصیلی به توصیف (شرح) جایگاه تحصیلی دانش آموز گفته می‌شود (لوین22،1967؛ نقل از فراهانی23،1994)، که ممکن است نمره یک درس یا میانگین تعدادی از دروس در یک حیطه خاص یا معدل همه دروس باشد.
“اهمیت پیشرفت تحصیلی از بعد دیگری نیز قابل تأمل است. از آنجا که هر نظام تربیتی به جهت حصول بهترین نتایج و رفع موانع و محورها در سراسر فرآیندهای آموزشی و پرورشی و استفاده بهینه از درون دادها، همواره مورد ارزیابی متخصصان مربوطه قرار می‌گیرد، و در نهایت محصول نظام‌های آموزشی و پرورشی نیز دانش آموختگانی هستند که واجد برخی از ویژگی‌ها شده اند، پیشرفت تحصیلی می‌تواند یکی از مهمترین و عینی ترین معیارها برای بررسی و ارزیابی کارآیی و اثر بخشی نظام‌های آموزشی و پرورشی باشد”(مهرافروز،1378، ص.12).
از آنجا که میزان پیشرفت تحصیلی، یکی از ملاک‌های کارآیی نظام آموزشی است، لذا تحلیل عوامل مربوط به آن از اساسی ترین موضوعات تحقیقی در نظام آموزش و پرورش است.
پیشرفت تحصیلی در گرو عوامل بیشماری است که می‌توان آنها را در دو حیطه “فردی” و “محیطی” بررسی نمود.
با توجه به الگوی لوین، (1967 ؛ نقل از فراهانی، 1994)، که رفتار را تابعی از تعامل عوامل شخصی (فردی) و محیطی می‌داند، نمرات یا پیشرفت تحصیلی از دو دسته عوامل تعیین کننده فردی و محیطی حاصل می‌شود که عبارتند از :
1) عوامل شخصیت شناختی24:هوش، سبک‌های شناختی، عوامل شخصیتی، نگرش‌ها و انگیزه پیشرفت.
2) عوامل سازمانی (نهادی)25:موضوع مورد مطالعه، روش آموزش و شیوه‌های ارزشیابی.
موهان26 و گالاتی27(1986؛ نقل از فراهانی، 1994) نیز یکسری عوامل را در پیش‌بینی بهتر پیشرفت تحصیلی مطرح کرده اند که در ذیل به آنها می‌پردازیم :
– هوش (ریدل28،1980؛ پاندی29، 1981)؛
– محیط خانوادگی، والدین، تربیت و ارتباط بین والدین (مولنر30،1969)؛
– انگیزش (کری لوک31،1969)؛
– متغیرهای شخصیتی مانند درون گرایی – برون گرایی 32،روان رنجور خویی33و روان پریش خویی34(گالاتی، 1984)؛
– ادراک خویشتن 35(هانس فرد36و‌هاتی37،1982)؛
– سازگاری (موهان و گالاتی، 1983).
با توجه به موارد فوق الذکر، پیشرفت تحصیلی، گاه به علت خصایص، ویژگی‌های شخصیتی و شاخص‌های ذهنی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی خود دانش آموز است و گاه به علت کارکردهای مدرسه و نظام آموزش و پرورش (عامل محیطی) می‌باشد که البته این دو تا حدی با یکدیگر در تعامل اند.
در حال حاضر عوامل تأثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی از دیدگاه آموزش و پرورش عبارتست است :
1) تناسب هدف‌ها و محتوای برنامه‌ها و روش‌ها با نیازها، استعدادها و علایق دانش‌آموزان؛
2) تناسب روش‌ها با محتوای برنامه‌ها ؛
3) نقش معلم، نحوه ارتباط وی با دانش آموز (شلویری، 1377)؛
4) سطح تحصیلات معلم ؛
5) تناسب روش تدریس معلم با محتوای کتاب‌های درسی ؛
6) نسبت جمعیت دانش آموز به سطح فضای آموزشی ؛
7) میزان علاقمندی معلم نسبت به حرفه خود (ثنائی، پاشا شریفی، علاقبند، هومن، صبوحی، شریفان، سرخوش، 1373).
دو عامل ابراز وجود و بهزیستی نیز از عوامل مهم تأثیر گذار بر پیشرفت تحصیلی می‌باشند. دلوتی38(1981؛نقل از نیسی و شهنی ییلاق، 1380؛هالاست39،بلاک40 و هرسن41، 1984؛ برنستن42،بلاک و هرسن، 1997؛ نقل از بهرامی، 1375) در پژوهشی که در ارتباط با آموزش ابراز وجود بر روی دانش آموزان انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که دانش آموزانی که آموزش ابراز وجود دریافت کرده بودند، پیشرفت تحصیلی بهتری نشان دادند و محبوبیت آنها نیز افزایش یافت (نقل از نیسی و شهنی ییلاق، 1380).
اسکات و شانن و کارولین(2004) در رابطه با “تأثیر شادکامی بر پیشرفت تحصیلی”، به این نتیجه رسیدند که دانش آموزانی که احساس بهزیستی مثبت و رضامندی از زندگی دارند، بیشتر با تکالیف درگیر می‌شوند و بهتر تکالیف درسی خود را انجام می‌دهند.
2-2- معیارهای پیشرفت تحصیلی
– آزمون‌های معلم ساخته در مقابل آزمون‌های تجاری : آزمون‌های معلم ساخته بوسیله یک آموزگار و برای استفاده در کلاس او ایجاد می‌شود : مانند، امتحانات و پرسش‌ها. آزمون‌های تجاری معمولاً بوسیله گروهی از متخصصان برای استفاده در سطح گسترده ای از کلاس‌ها تهیه می‌شوند.
– آزمون‌های پیشرفت در مقابل آزمون‌های توانایی : آزمون‌های پیشرفت هدفشان اندازه گیری دانش ویژه ای است که از خلال یادگیری کسب شده است. در نقطه مقابل، هدف بعضی آزمون‌ها، سنجش استعداد ذاتی دانش آموز در بعضی حوزه‌ها مثل هوش است ؛ این گروه آزمون‌های توانایی استعداد هستند.
– آزمون‌های معیار گرا در مقابل هنجارگرا : آزمون‌های معیارگرا به گونه ای تنظیم شده اند که اگر نمره فرد به ارزش یک معیار برسد، آن را می‌گذراند. در مقابل، آزمون‌های هنجار گرا بر این اصل مبتنی‌اند که یک فرد در ارتباط با یک گروه بزرگ که در معرض آزمون قرار گرفته، در کجا واقع شده است.
– آزمون‌های پایانی در مقابل تشخیصی – تکوینی : آزمون‌ها می‌توانند برای توصیف یادگیری که در دانش آموز رخ داده است مورد استفاده قرار گیرند ؛ به این نوع آزمون، آزمون پایانی گفته می‌شود. در مقابل آزمون‌ها می‌توانند در توصیف ویژگی‌هایی که در یک دانش آموز ایجاد شده استفاده شوند، به گونه ای که یک معلم بتواند یک محیط آموزشی مناسب را طراحی کند، این نوع آزمون، آزمون تکوینی نامیده می‌شود. آزمون تکوینی در طول یا قبل از آموزش اتفاق می‌ا‌فتد، در حالی که آزمون پایانی بیشتر یک ارزشیابی صوری در پایان آزمون است (مایر، 1986؛ ترجمه فراهانی 1376).
به نظر می‌رسد که پذیرش یک مقیاس چند بعدی از پیشرفت تحصیلی به جای مقیاسی یک بعدی از پیشرفت تحصیلی مفید تر است. این بدین دلیل است که میانگین نمرات کلاسی برای هر مجموعه از دوره‌های تحصیلی، پیش بینی کننده بهتری از پیشرفت تحصیلی می‌باشد تا ترکیب مجموعه‌ای از دروس متفاوت در یک مقیاس واحد. به هر حال، می‌توان مقیاس‌های پیشرفت یک فرد را در یک حیطه خاص مانند ریاضیات، علوم، تاریخ، ادبیات و غیره تحت عنوان “معدل کلاسی ویژه” طبقه‌بندی کرد. در حالی که مقیاس‌های “معدل کلاسی عمومی” به پیشرفت فرد در همه موضوعات اشاره می‌کند. از طریق انتخاب یک مقیاس “معدل کلاسی ویژه” این امکان بوجود می‌آید که پیشرفت تحصیلی هر فرد را در یک گروه ویژه از موضوعات مربوطه تعیین کرد، ولی زمانی که “معدل کلاسی عمومی” بکار برده می‌شود، امکان پی گیری پیشرفت فرد در حیطه‌های موضوعی مختلف وجود ندارد. خلاصه اینکه میانگین نمرات کلاسی، ملاکی رایج برای اندازه گیری پیشرفت تحصیلی می‌باشد (فراهانی، 1994).
هر چند پذیرش یک مقیاس چند بعدی از پیشرفت تحصیلی و معدل کلاسی به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی مناسب به نظر می‌رسد، لیکن بررسی پیشرفت یک فرد در یک حیطه خاص مانند ریاضیات، تحت عنوان معدل کلاس ویژه، می‌تواند مقیاس تشخیصی مناسبی را فراهم آورد، زیرا بسیاری از دانش آموزان در مهارت‌های کلامی، نوشتاری و خواندن و هر موضوع درسی که این مهارت‌ها بعد غالب یادگیری و ارزشیابی آنها باشد، عملکرد بسیار خوبی دارند. ولی همین دانش آموزان در درس ریاضی و دروسی که مستلزم فهمیدن و کاربرد زبان ریاضی هستند، به آسانی و بطور تعجب انگیزی شکست می‌خورند (نیومن43،1998؛ نقل از‌هاشمی، 1378). علت این اختلاف و عدم تطابق بین خواندن و توانایی ریاضی، پیشرفته بودن توانایی “بصری – فضایی”44 عدم پیشرفت کافی دانش آموزان در مهارت‌های “مرحله‌ای” یادگیری و عدم آشنایی و تسلط آنها بر تکالیف فرعی تر و پیش نیاز آنهاست (نیومن، 1998؛ نقل از‌هاشمی، 1378).
با توجه به تفاوت موضوعات دروس مختلف، برای ارزیابی بهتر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دروس متفاوت، باید راهبردهای یادگیری را مورد توجه قرار داد.
راهبرد یادگیری : به هر فعالیتی که بوسیله آن فراگیر، آن را در زمان یادگیری به کار می‌گیرد تا اینکه میزان یادگیری خود را افزایش دهد، اطلاق می‌شود. که شامل؛
1) راهبردهای تمرینی 2) راهبردهای سازمانی 3) راهبردهای موشکافانه است.
راهبردهای تمرینی؛ به بیان یا تکرار فعالانه نام محرکاتی که باید یاد گرفته شود، اطلاق می‌شود.
راهبردهای سازمانی؛ یک فرایند فعال و اختیاری از جانب فراگیر است. زمانی که فراگیر راهبردهای سازمانی را به کار می‌گیرد، فعالانه مواد آموزشی ارائه شده را طبقه بندی، مرتب و منظم می‌کند.
راهبردهای موشکافانه ؛ شامل پردازش فعال و اختیاری توسط فراگیر در دوره یادگیری تکلیف است (مایر، 1986 ؛ ترجمه فراهانی، 1376).
با توجه به این موارد، در پژوهش حاضر، جهت ارزیابی مناسب و دقیق پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، از میانگین نمرات دروس مختلف استفاده می‌شود تا دانش آموزان از انواع راهبردها برای یادگیری خود استفاده نمایند. در ضمن راهبرد موشکافانه با مولفه شناختی بهزیستی که نوعی از تفکر و پردازش فعال اطلاعات است و منجر به خوشبینی می‌شود (دانیر، سا و ایشی، 1997)، در ارتباط است.
2-3 تعریف بهزیستی و مولفه‌های آن
بهزیستی45ارزیابی ذهنی افراد از زندگیشان می‌باشد و شامل مفاهیمی چون رضامندی از زندگی 46،هیجانات خوشایند 47، احساس خرسندی 48و معناداری 49،رضامندی در حیطه‌هایی مانند ازدواج و کار (داینر و اسکلن 50،2003)، کیفیت زندگی 51،خوشبینی52و امید53(ریسامب54،‌هاریس55، مگنس56، ویترسو57و تامبس58،2001) و سطوح پایینی از عواطف ناخوشایند، فقدان افسردگی و اضطراب (داینر، سا59و ایشی601997) می‌باشد.
این مفاهیم گرچه در معنی کاملاً شبیه نیستند، لیکن در تمرکز روی ویژگی‌ها و تجارب مثبت و عدم حضور مشکلات روان شناختی اشتراک دارند (ریسامب، ‌هاریس، مگنس، ویترسو و تامبس،

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهفعال نمودن

دیدگاهتان را بنویسید