پایان نامه با کلید واژگان نزول قرآن، ارزیابی عملکرد، تداوم ارتباط، علوم قرآن

دانلود پایان نامه

3-2-4- نقد و بررسی نحوهی عملکرد أبیاری در تبیین متن اصلی17
1- نقد و بررسی تبیین کلیات مؤلف
2- نقد و بررسی اصل بحث مؤلف

3-2-4-1- نقد و بررسی تبیین کلیات مؤلف
1- نقد و بررسی ترتیب اجزای کلیات مؤلف
2- نقد و بررسی مستقل اجزای کلیات مؤلف

3-2-4-1- 1- نقد و بررسی ترتیب اجزای کلیات مؤلف
الف) اجزای کلیات تحت عنوان معینی قرار نگرفتهاند.
ب) مؤلف در ابتدا پیشینه را مطرح کرده و سپس به بیان مسئله پرداخته است (ص: 7)، درحالی‌که مسلم است مسئله، مقدم است و تا مسئله ای نباشد نوبت به بررسی پیشینه نخواهد رسید.
ج ) او همچنین هدف را بر ضرورت تحقیق مقدم داشته است (همان) که درخور تأمل است.

3-2-4-1- 2- نقد و بررسی مستقل اجزای کلیات مؤلف
1- عرضه‌ی مسئله ای بدون ربط به تاریخ قرآن
2- عدم عرضهی پیشینه تحقیق

3-2-4-1- 2-1- عرضه‌ی مسئله ای بدون ‌ربط به تاریخ قرآن
با توجه به اینکه مؤلف در نگارش کتاب درصدد بیان خلاصه‌ای جامع، از سخنان پیامبر 9 و همه علوم قرآن است (ص: 7)، استنباط می‌شود مسئله وی ربطی به موضوعات اصلی تاریخ قرآن ندارد.
3-2-4-1- 2-2- عدم عرضهی پیشینه تحقیق
در مقدمه چاپ اول از مفصل بودن کتاب‌های پیشینیان پیرامون مباحث قرآنی سخن گفته و نامی از کتاب‌های تاریخ قرآن به میان نیاورده است.

3-2-4-2- نقد و بررسی اصل بحث مؤلف
1- عدم عرضه‌ی تعریف تاریخ قرآن
2- نقد و بررسی عملکرد مؤلف در تبیین موضوعات اصلی تاریخ قرآن

3-2-4-2-1- عدم عرضه‌ی تعریف تاریخ قرآن
تعریف تاریخ قرآن بر اساس موضوعات اصلی18 اصطلاح ماست و انتظار نمی‌رود که مؤلف این‌چنین تعریفی ارائه دهد، اما لازم بود با توجه به‌عنوان کتاب، مؤلف قبل از پرداختن به مباحث کتاب تعریفی هرچند ناقص از تاریخ قرآن ارائه می‌داد.

3-2-4-2-2- نقد و بررسی عملکرد مؤلف در تبیین موضوعات اصلی تاریخ قرآن
1- نقد و بررسی عملکرد مؤلف در نحوهی ترتیب موضوعات اصلی تاریخ قرآن
2- نقد و بررسی عملکرد مؤلف در عرضهی مستقل موضوعات اصلی تاریخ قرآن

3-2-4-2-2- 1- نقد و بررسی عملکرد مؤلف در نحوهی ترتیب موضوعات اصلی تاریخ قرآن
1- عرضهی نامنظم موضوعات اصلی تاریخ قرآن در کتاب أبیاری
2- فقدان موضوع اصلی ترجمه
3- جدول ارزیابی عملکرد أبیاری در عرضهی ترتیب موضوعات اصلی

3-2-4-2-2- 1-1- عرضهی نامنظم موضوعات اصلی تاریخ قرآن در کتاب أبیاری
ترتیب موضوعات اصلی تاریخ قرآن در کتاب أبیاری عبارت‌اند از: ارتباط، انتقال، حفظ و نگهداری، سازماندهی، ارتباط، انتقال، حفظ و نگهداری، کیفیت تلفظ و تأثیر لهجه‌ها و اصلاح شیوه نگارش19؛ یعنی وی ابتدا چهار موضوع اول را به ترتیب مطرح کرده است؛ سپس موضوعات را از سر گرفته و درنهایت باکیفیت تلفظ و تأثیر لهجه‌ها آن‌ها را به پایان رساندهاست. تکرار موضوعات ارتباط، انتقال و حفظ و نگهداری مخل ترتیب ایدهآل است، اما ترتیب بقیه موضوعات اصلی مطلوب می‌باشد.
3-2-4-2-2- 1-2- فقدان موضوع اصلی ترجمه20
أبیاری به موضوع اصلی ترجمه اشارهای نکرده است.

3-2-4-2-2- 1-3- جدول ارزیابی عملکرد أبیاری در عرضهی ترتیب موضوعات اصلی

کیفیت
عرضهی
ترتیب
موضوعات
اصلی

نام کتاب
و مؤلف
عرضه ترتیب موضوعات اصلی

ارتباط
انتقال
حفظ و نگهداری
سازماندهی
کیفیت تلفظ و تأثیر لهجه‌ها
اصلاح شیوه‌ی نگارش
تاریخ القرآن
أبیاری
+
+
+
+
+
+

3-2-4-2-2-2- نقد و بررسی عملکرد مؤلف در عرضهی مستقل موضوعات اصلی تاریخ قرآن
1- موضوع اصلی اول: ارتباط قرآن
2- موضوع اصلی دوم: انتقال قرآن
3- موضوع اصلی سوم: حفظ و نگهداری قرآن
4- موضوع اصلی چهارم: سازماندهی قرآن
5- موضوع اصلی پنجم: کیفیت تلفظ و تأثیر لهجه‌ها قرآن
6- موضوع اصلی ششم: اصلاح شیوه نگارش قرآن

3-2-4-2-2-2- 1- موضوع اصلی اول: ارتباط قرآن21
1- نقد و بررسی نحوه‌ی سازماندهی مطالب
2- نقد و بررسی محتوای مطالب
3- عرضهی جدول ارتباط و ارزیابی نحوهی عملکرد أبیاری

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درموردآموزش عالی، شیوه زندگی، آداب و رسوم، توسعه فرهنگی

3-2-4-2-2-2- 1-1- نقد و بررسی نحوه‌ی سازماندهی مطالب
1- عرضه‌ی پراکنده مطالب ارتباط
2- عرضه‌ی اکثر موضوعات داخلی ارتباط در کمال اختصار
3- رعایت ترتیب در بیان موضوعات داخلی ارتباط

3-2-4-2-2-2- 1-1-1- عرضه‌ی پراکنده مطالب ارتباط
تاریخ قرآن‌پژوهان عموماً اولین موضوع اصلی کتاب‌های تاریخ قرآن خود را که در مورد ارتباط است، با بحث وحی و نزول آغاز کرده‌اند، درحالی‌که وحی و نزول زیرمجموعه‌ی یکی از ارکان ارتباط یعنی پیام است. أبیاری موضوعات مربوط به بخش ارتباط را در یک بخش یا یک‌فصل، به‌صورت یکجا و مجزا نیاورده است بلکه مطالب مربوط به ارتباط را در 7 بخش ذیل عناوین پیامبر خدا 9 (ص: 11)، پیشگویی تولد پیامبر 9 (ص: 23)، رسالت پیامبر 9 (ص: 26)، آغاز دعوت پیامبر 9 (ص: 30)، پایان زندگی پیامبر 9 (ص: 52)، نزول وحی (ص: 69) و حکمت نزول قرآن به‌طور صریح و آشکار (ص: 96) به‌صورت جستهگریخته و خلط با موضوعات دیگر مطرح ن
موده است.
3-2-4-2-2-2- 1-1-2- عرضه‌ی بیشتر موضوعات داخلی ارتباط در کمال اختصار
اولین موضوع موردبررسی در تاریخ قرآن، ارتباط بین خداوند با پیامبر 922 در جهت نزول پیامی قلبی و وحیانی است.
مؤلف بیشتر مباحث ارتباط قرآن23 در بخش‌های رسالت پیامبر 9 (ص: 26)، پایان زندگی پیامبر 9 (ص: 52) و نزول وحی (ص: 69) اشاره‌کرده است.
3-2-4-2-2-2- 1-1-3- رعایت ترتیب در بیان موضوعات داخلی ارتباط
در سیر بیان یک مطلب و به‌خصوص مطالب تاریخی، زمان ملاک ترتیب موضوعات یک بحث است. لذا در اینجا که بحث پیرامون تاریخ قرآن است در موضوعات داخلی آن ازجمله ارتباط باید ترتیب در بیان مطالب رعایت شود. أبیاری در ارائه‌ی مطالب پراکنده‌اش مباحث تحقق ارتباط شامل آغاز ارتباط در صفحه 27، تداوم ارتباط در صفحه 52 و پایان ارتباط در صفحه 78 را به ترتیب مطرح کرده است.

3-2-4-2-2-2- 1-2- نقد و بررسی محتوای مطالب
1- دوپهلو گویی در ارائه‌ی مطالب
2- تبیین و پذیرش غلط بعثت در هفدهم رمضان
3- عدم اعتقاد به نزول دفعی قرآن و پذیرش صرف نزول تدریجی
4- ادعای بدون استدلال در مورد شروع نزول قرآن با آیه‌ی 1 علق
5- فترت وحی؛ انقطاع سه‌ساله‌ی نزول وحی در نگاه أبیاری
6- ادعای بدون استدلال در مورد پایان نزول قرآن با آیه‌ی 281 بقره

3-2-4-2-2-2- 1-2-1- دوپهلو گویی در ارائه‌ی مطالب
أبیاری در صفحه 27 کتابش چنین آورده است: «پیامبر 9 بعد از دریافت وحی، دچار ترس و وحشت شد. مدهوش و حیران از داخل غار بیرون آمد و در آفاق دوردست آسمان خیره گشت؛ نه قادر بود قدم پیش نهد و نه می‌توانست بر جلو قدم بردارد تا اینکه بالاخره بعد از مدتی از آن حالت بیرون آمد، درحالی‌که می‌لرزید پیش خدیجه رفت و ماجرا را برایش تعریف کرد. خدیجه پیامبر 9 را بشارت و مژده داد و گفت مژده باد تو را که تو همواره دیگران را اطعام می‌دهی، صله‌رحم می‌کنی، صادق و راست‌گو هستی و امانت‌دار و امین مردم نیز هستی پس خداوند خیر و پاداش را بر تو ارزانی می‌دارد و جز خیر به تو نمی‌دهد. سپس خدیجه جامه‌بر تن کرد و به‌سوی پسرعمویش ورقه بن نوفل (که مرد مسیحی کتاب‌خوانی بود و جزء چهار تن از گروه اندک شمار آگاه و صاحب اندیشه و فکر بود.) روانه گشت تا ماجرا را برای او تعریف کند. ورقه بعد از شنیدن ماجرا گفت: اگر به من باور داری همانا ناموس اکبر آمده است. همان کسی که پیش موسی بن عمران نیز می‌آمد و اگر من آن روز را ببینم خداوند را چنان یاری‌خواهم نمود که فقط خدا حد و حدودش را می‌داند.»(صص: 27- 28)
این سخن مؤلف قابل تأمل است؛ زیرا اگر منظور این است که پیامبر 9 از نبوت و برگزیده شدن خویش به‌عنوان پیامبر الهی آگاهی نداشته و توسط خدیجه و ورقه از این امر مطلع شده است، این موضوع قابل‌پذیرش نمی‌باشد زیرا نمی‌شود شخصی که خداوند با او ارتباط برقرار کرده و به مقام نبوت رسیده، خود آن را نفهمد و توسط یک شخص عادی هرچند صاحب اندیشه و مسیحی، از نبوت و مقام خود آگاهی یابد و چنانکه پیش‌تر نیز بیان شد، در طی کسب آمادگی‌های لازم برای برقراری ارتباط، به پیامبر 9 الهاماتی القاء می‌شد و رؤیاهای صادقهای می‌دید و آوای فرشتگان را می‌شنید و فرشته‌ای مداوم ایشان را همراهی می‌کرد؛ این موارد نشان می‌دهد که پیامبر 9 به مژده‌ی حتی خدیجه و صدالبته ورقه نیازی ندارد؛ ولی اگر مقصود مؤلف این است که پیامبر 9 خود می‌دانسته و خدیجه و ورقه در مقام تأیید او برآمده‌اند حرف صحیحی است.
در مورد ترسی هم که بر پیامبر 9 عارض شده باید گفت اگر منظور أبیاری ترس به خاطر خشیت و ترس از جلال و جمال پروردگار است، سخن درستی است و این ترس ممدوحی است چنان‌که در قرآن آمده است (إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءْ24)؛ ولی اگر ترس مذموم است، سخن قابل قبولی نمی‌باشد زیرا روح پیامبر 9 از قبل، آمادگی دریافت وحی را پیداکرده بود.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهزمان پیامبر، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه تهران، اختلاف قرائات

3-2-4-2-2-2- 1-2-2- تبیین و پذیرش غلط بعثت در هفدهم رمضان
در تبیین زمان بعثت با تعیین سه زمان یعنی روز، ماه و سال بعثت روبه‌رو هستیم. أبیاری زمان بعثت را هفدهم رمضان می‌داند و برای آن به آیات (شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقرآن‏25) و (وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ26‏) استناد می‌کند و «الْجَمْعانِ‏» را روز برخورد دو گروه مسلمانان و مشرکین در جنگ بدر، مصادف با هفدهم رمضان سال دوم هجرت دانسته است. (ص: 27)
استناد أبیاری به آیه‌ی (شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقرآن) برای تعیین ماه نزول قرآن صحیح است، زیرا از آیات دیگری ازجمله (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ27) و (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهٍ مُبارَکَهٍ28) برمی‌آید که نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان بوده است29.
اما استفاده مؤلف از آیه‌ی 41 سوره‌ی انفال برای تعیین روز و سال بعثت پیامبر 9 به‌هیچ‌وجه صحیح نیست، شاید منظور أبیاری از «ما أَنْزَلْنا»، قرآن و از «یَوْمَ الْفُرْقانِ» و «یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ‏»، روز جدایی حق از باطل باشد (که در جنگ بدر مصادف با هفدهم رمضان، جبهه‌ی مسلمانان در مقابل مشرکان قرار گرفت)؛ اما این اشتباه است که آن را به ‌روز بعثت تعمیم دهیم و برای تعیین روز بعثت از آن استفاده کنیم، زیرا سبب نزول این آیه مربوط به شئون و غنایم جنگ بدر و کیفیت تصرف در آن است30 و اصلاً بحثی پیرامون زمان بعثت ندارد و به آن مربوط نمی‌شو
د. از طرف دیگر اشتباه فاحش أبیاری این است که سال دوم هجری یعنی چیزی حدود 15 سال31 بعد از بعثت پیامبر 9 و نزول قرآن را، به‌عنوان سال بعثت گرفته است؛ درحالی‌که می‌دانیم قرآن در سال 12- و یا 13- (قبل از هجرت) یعنی در سن 40 و یا 41 سالگی پیامبر 9 نازل شد.
3-2-4-2-2-2- 1-2-3- عدم اعتقاد به نزول دفعی قرآن و پذیرش صرف نزول تدریجی
أبیاری هیچ بحثی را به بررسی انواع نزول قرآن اختصاص نداده است و از لابه‌لای مطالب او فقط پذیرش نزول تدریجی استنباط می‌شود. او دیدگاه خود را این‌گونه آورده است:
«زمانی که محمد 9 در غار حرا مشغول عبادت بود، جبرئیل در برابرش مجسم شد درحالی‌که حامل وحی الهی از جانب پروردگارش بود و اینکه قومش را به‌سوی خداوند یکتا فراخواند و آنان را از پرستش بت‌ها بازدارد.»(صص: 26- 27) و در صفحه‌ی 97 آورده است: رسالت یک‌دفعه واقع نشد بلکه در طول 18 سال امتداد داشته است و همه آنچه نازل‌شده در لوح

دیدگاهتان را بنویسید