پایان نامه با واژگان کلیدی قرن نوزدهم، بخش اقتصاد، دانشگاهها

الگوهای فرهنگی در می آید ، یک حیوان هنگامی که گرسنه است ، اگر بتواند چیزی می خورد اما انسان صبر می کند تا هنگام نهار برسد ، اما در عین حال هنگامی که گرسنه و تشنه نیست ، می خورد و می نوشد بشر بال پرواز ندارد ، اما هواپیما می سازد. قادر به تند رفتن نیست ، اما اتومبیل می سازد ، اما می تواند در سه وعده غذا بخورد ، یا ?? را نحس بداند ، و یا با آداب خاصی وارد معبد شود ، عطسه کردن یک عمل زیستی است ، اما پس از آن واکنش های متفاوتی وجود دارد . که از فرهنگ های گوناگون پیروی می کند ، یکی می گوید ببخشید ، دیگری دعایی می خواند .
بیشتر مردم از الگوهای فرهنگی جامعه خود تبعیت می کنند ، زیرا مستقیم و غیر مستقیم آموزش دیده اند . آنان شاید به این طریق از تنهایی نجات یافته و با گروه همسو می شوند ، و ضمناً نظم در زندگی اجتماعی را مفید تشخیص می دهد .
تجزیه و تحلیل فرهنگ باید به طور آشکار و ضمنی تقسیم بندی شده و مورد تحقیق قرار گیرد. فرهنگ آشکار شامل قواعد ، گفتار و کرداری است که مستقیم از طریق گوش و چشم همگانی می شود و شامل رفتارهای با ثبات مردم است ، فرهنگ ضمنی ، انتزاع نظم ثانویه است . مردم شناس ، نقاط مشترک رفتاری کوچکی در هر جامعه را می یابد که شاخص محتواهای گوناگون فرهنگی است . فرهنگ ضمنی شامل شکل های ناب و فرهنگ آشکار در برگیرنده محتوا و ساختار است
به هر حال بیشتر مردم شناسان آمریکایی با قضایایی که هر سکوتیس در مورد نظریه فرهنگ بیان می کند ، اساساً موافقند او معتقد بود که :
* فرهنگ یاد گرفتنی است .
* فرهنگ ناشی از عوامل زیست شناختی ، محیط زیستی ، روان شناختی و تاریخ وجود بشر است .
* فرهنگ ساختاری است .
* فرهنگ پویا ( و متحول ) است .
* فرهنگ تغییر پذیر است .
* فرهنگ شامل قواعدی است که تجزیه و تحلیل آن را به روشهای علمی ممکن می کند .
* فرهنگ به جنبه های گوناگونی قابل تقسیم است .
* فرهنگ وسیله ای است که فرد به کمک آن با محیط خود سازگار می شود و برای ابراز خلاقیت خود ابزاری بوجود می آورد .
پیشینه فرهنگسرا و مجتمع های فرهنگی
باظهوردین مسیحیت ورسمیت یافتن آن ،سرنوشت نمایش هم تغییر کرد.در قرون وسطی ، کلیسا دشمن نمایش شد،اما محبوبیت نمایش در میان مردم به قدری بود که این عناد تاثیری نداشت و درنهایت ، کلیسا راه دیگری درپیش گرفت وآن ، همسویی وسازگاری با نمایش بود. به طوری که دیرها وکلیساها محل آفرینش درام شدند ونمایش زندگی پردردمسیح وتوانمندی های روحی او جایگزین نمایشهای شاد دهقانان شد.ولی نمایشها نیز، مانندآیین دعا ونیایشهای جمعی ،در کلیسا انجام می شد.اما به تدریج از قرن دوازدهم به بعد، نمایشهای مذهبی بغرنج تر ومفصل تر ازآن شد که بتوان آنها را درفضای سرپوشیده انجام داد.به همین دلیل در بیرون محوطه ی کلیسا سکویی برای اجرای نمایشها ساخته شد.با ضعیف شدن روحانیت وکاهش تسلط کلیسا برمسائل اجتماعی وهنری ، محل اجرای نمایشها نیزاز محوطه ی جلوی کلیسا به میدان شهرکه اغلب محل تجمع مردم وعرصه ی روابط اقتصادی نیز بود-کشیده شد.در این دوره هیچ تماشاخانه ای وجودنداشت وبرای برگزاری نمایشها، معمولاً ازصحنه های موقت استفاده می کردند با دور شدن تدریجی نمایشها وموضوعات آنها ازکلیسا ومطرح شدن مجدد مسائل عام واجتماعی درآن درنمایش به یک فعالیت شهری مبدل شد.
فرهنگسرا در اروپا
با شروع دوره ی رنسانس در اروپا ، نمایش دوباره مطرح شدواهمیت یافت.پس از این دوره ، نحوه ی گسترش وتحولات نمایش دراروپا انسجام ویکدستی نداردودر هر کشوری ،با توجه به شرایط اجتماعی واقتصادی ،متفاوت است.درنیمه ی دوم قرن شانزدهم ،اولین مراکزفرهنگی تحت عنوان تماشاخانه های دائمی در انگلستان دوباره به مثابه ی یک گونه ی ساختمانی وارد شده به عرصه ی معماری ساخته شدند.در طول قرن های هفدهم وهجدهم ، تعدادسالنهای تماشاخانه در اروپا افزایش یافت وبه تدریج توجه جامعه به اپرا معطوف شد.درحقیقت،اپرا محصول تلاقی نمایشهای مذهبی قرون وسطی ونمایشهای تفریحی میدانهای شهری بود.معمولاً ایتالیا را خواستگاه اپرا می دانند وشهر ونیز را گهواره ی آن.اپراهای اولیه در ونیز ودرمیدان های عمومی شهر برگزارمی شد که به تدریج به داخل ساختمان کشیده شد.اولین خانه ی اپرا هم در سال1637در ونیز آغاز به کارکرد.اما پس از این دوره هنوز در مناطقی، اپرا همچنان در فضای باز برگزار می شد.برگزاری نمایش واپرا در فضاهای عمومی شهر،در مفاهیم طراحی شهری هم تاثیرگذار بود؛یعنی با اهمیت یافتن صحنه پشت صحنه وتوجه به تقارن وخط دیدکه تابع پیدایش پرسپکتیو درقرن پانزدهم بود-مفاهیم جدیدی در طراحی شهری مطرح شد که وجه تمایز طراحی شهری باروک به شمار می رفت.درگذرا ازقرن نوزدهم به قرن بیستم ، فضای جدیدی درعرصه ی معماری ظهور کرد: سینما، که امروز واژه ای آشنا برای همگان است، به دنبال پیدایش دوربین های فیلمبرداری در سال1895 به وجود آمد.سینما های اولیه ساختمان پیچیده ای نداشتند وفقط شامل یک تالار نمایش ، باجه ی فروش بلیط و آپاراتخانه برای امکانات جانبی بودند که در مقایسه با نیاز به پشت صحنه های تو در تو ومارپیچ ساختمان تماشاخانه ها ، بسیارساده وحقیر به نظر می رسیدند. به تدریج با توسعه ی امکانات وتجهیزات فنی،مفهوم تصویر وسینما پیچیده تر شد وفاصله ی بین دنیای مجازی وحقیقی بیش ازپیش افزایش یافت.به دنبال این تحول ، روش های تماشای فیلم ، نمایش وموسیقی نیز به دو گروه خانگی وشهری تقسیم شد ودر اندک زمان، شیوه ی خانگی در سایه ی پیشرفت های سریع رسانه ها وابزارهای الکترونیکی به قدری تقویت شدکه تمایل به تجربه حضور در تالارهای نمایش وسینما ها راکه آنها هم در سایه ی پیشرفت های تکنولوژیکی به محیطی مطلوب تر تبدیل شده بودندتحت شعاع خود قرار داد. با اوج گرفتن این دوگانگی،رابطه ی بین اجرا کننده وتماشاگر نیز تنوع بیشتری یافت وحتی می توان گفت که تعریف محیط ومفهوم حضور در محیط هم تغییرکرد.
فرهنگسرا در فرانسه
سرچشمه ی پیدایش فرهنگسرای فرانسه گردهمایی هایی است که از سال 1028ه.ش(1629م) درخانه ی “والانتن کنوار” در خیابان سن مارتن پاریس برگزارمی شد. فرهنگسرای فرانسه که شمار عضوهایش به چهل نفر می رسید سند زادروز خود رادر ژانویه ی 1635م با فرمان رسمی که به یادداشت لویی سیزدهم رسید دریافت کرد.در1672 م لویی چهاردهم پذیرفت که خود انجمن را زیر بال وپر بگیرد.از آن پس فرهنگسرا جان تازه گرفت ونشست های خود را در ساختمان لوور برگزار می کرد.با آغاز وپیروزی انقلاب فرانسه فرهنگسرا در سال 1793 م برچیده شدوبیشترعضوهای آن به زیر گیوتن رفتند وپس از آن در سال 1795 فرهنگسرای ملی فرانسه بازگشایی شد وراستاد(وظیفه) فرهنگسرای پیشین به گروه یا کلاس سوم این نونهاده سپرده شد که تنی چند از هموندها(عضوهای) فرهنگسرای پیشین نیز درآن پذیرفته شدند.
فرهنگسرا در اتحاد شوروی
فرهنگسرا در شوروی دارای 267سال پیشینه است.این فرهنگسرا در سال 1723 م به فرمان پتر پادشاه روسیه گشایش یافت وکار آن در سال 1725 م با نام” آکادمی علم وهنر” آغازشد،در سال 1803 م نام آکادمی علم امپراتوری برآن نهاده شد واز سال 1836 م ” آکادمی علوم امپراتوری سن پترزبورگ” نامیده شد وپس ازد گرش وانقلاب سال 1917 ” آکادمی علوم روسیه” نام گرفت. این نام پس از دگرش وانقلاب کمونیست به جا ماند تا آنکه در سال 1925 به نام ” آکادمی علوم اتحاد شوروی” به کار خود ادامه داد. در ابتدا فرهنگسرا دارای کتابخانه ای بزرگ ، موزه ی تاریخ طبیعی ،آزمایشگاه فیزیک ،رصدخانه وآزمایشگاه شیمی بود که پشتیبان گشایش آنها میخائیل لومونومرف دانشمند روسی بود.فرهنگسرا در آغاز چند گروه هنری را سرپرستی می کرد که در آغازسال1757 م فرهنگسرای دیگری به نام آکادمی هنر پدید آمد وپس از آن چندی با نام آکادمی هنر امپراتوری به شیوه ی خودفرمان به کار پرداخت.فرهنگسرا در سال 1745 م نخستین کشور نمای جغرافیایی سراسر روسیه را فراهم آورد.در سال1725 دانشگاهی در پترزبورگ گشایش یافت که در آن رشته های زبان اسلامی، یونانی، لاتینی وعلوم دینی آموخته می شد که در سال1747 بخشی از آکادمی روسیه شد.درپایان سده ی هجدهم با گشایش دانشگاهها ونهادهای گوناگون کاربر،کار فرهنگسرا سخت شد وپس از آنها همه ی این نهادها از وابستگی به فرهنگسرا بیرون رفته ، خود بسنده شدند.
در سال1928 م فرهنگسرا دارای9 گروه بود که در سال1934 م به25 گروه افزایش یافت. در سالهای 1929 م تا 1932 م در شهرهای بزرگ کشور نمایشهای دانشی برگزار شد وشاخه هایی از فرهنگسرا در جمهوری های آن گشایش یافت.در سال1934 م فرهنگسرای معماری در مسکو پدید آمد ودر سال1956 م ” آکادمی امور ساختمانی” نامیده شد.از نزدیک200سال پیش تا به اکنون بخش های بسیاری به فرهنگسرای شوروی گذشته افزوده شد : بخش آسیا شناسی، بخش زمین شناسی، موزه ی گیاه شناسی، جانورشناسی، رصدخانه، بیولوژی، خانه ی ادمی پوشکین، حقوق بین الملل، بخش اقتصاد، فلسفه وحقوق، روابط بین الملل، علوم تربیتی، هنر و… در شوروی7% بودجه ی کشور به فرهنگسرا می رسد.این مرکز در پی کارهای دانشوری زیاد (کاوشهای تازه، دست یابی به کانهای زیرزمینی، فروش اختراع ها) به نوعی مراکز بهره وری اقتصادی نیز هستند.در کشور شوروی فرهنگسراها بزرگترین وپرتوان ترین بنیادهای دانشی هستند،این توان را در سایه ی کارهای گروههای وابسته در دانشکده ها به دست آورده اند. هریک از فرهنگسراها گروههای پژوهشی وابسته به خود را دارند وتحقیقات پژوهشی خود را در قالب این گروهها انجام می دهند.
فرهنگسرا در ژاپن
“انجمن دانش ژاپن در سال1949 م بنیانگذاری شد.این انجمن از دید اداری وابسته دفتر نخست وزیری است ولی کارکردی خودفرمان دارد.انجمن برای رسیدن به زمینه های ویژه 180 گروه وابسته را پدید آورد تا دامنه ی پژوهش وپیوستگی در زمینه های دانش هاو هنرها ودانسته ها را افزایش داده آنها را سرپرستی کند.این انجمن همه ساله سرپرست شش همایش دانشی بین المللی است.افزون برآن پشتیبان سی همایش دانشی بین المللی است.افزون برآن پشتیبان سی همایش دانشی دیگر است که در ژاپن برگزار می شود.چاپ ونگاشت آثار برجسته بر دوش این انجمن است. راستاد(وظیفه) دادوستدآگهی ها باجهان امروز نیز با این انجمن است.”
پیشینه ی مراکز فرهنگی در ایران
اگر بخواهیم به طور کلی به موضوع فرهنگ ایران نگرشی داشته باشیم، شاید بتوان نخستین مساجد ،حسینیه ها ومیدان ها را به عنوان فرهنگسرا وفرهنگستان های اولیه نامید.مراکزمحله وفضاهای مذهبی خود به عنوان مکانی درجهت رشد وتوسعه ی مذهب وفرهنگ ، نقش موثرتری داشته اند.در این خصوص احداث ساختمان تکیه ی دولت که به دستورناصرالدین شاه درسمت جنوب تالار الماس در سال1285 ه-ق آغاز شد را می توان اولین بنای مذهبی وبه نوعی فرهنگی در ایران است که تحت تاثیر آمفی تئاترهای فرنگی بنیان نهاده شد.قرارداشتن غرفه های خواص جهت تماشای مراسم در اطراف صحنه وشکل مدور گونه ی تکیه ی دولت، در معماری سنتی ایران سابقه نداشته و این نوع طراحی به سالن های اجرای نمایش واپرا در فرانسه نظیر سالن اپرای پلیتر وسالن خانه ی اپرای پاریس شباهت زیادی دارد.در این تکیه محل نمایش واجرای مراسم در فضای میانی بنا بوده که حضاروتماشاچیان در گرداگرد سکوی وسط وافراد متشخص در غرفه های داخل بنا مراسم را تماشا می کردند.به مرور زمان فکرجدا کردن عملکردها مد نظر قرار گرفت و فضاهای فرهنگی آموزشی در مجموعه هایی جدا از هم تعریف شد.به طور کلی می توان گفت که فرهنگستان به عنوان یکی از پیامدهای قرن سیزدهم ،درطی دوران های مختلف، به عنوان یک فضای زیر بنایی در اشاعه ی فرهنگ ایران فعالیت می نمود.فعالیتهای فرهنگی وهنری در دوره

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهفعال نمودن

دیدگاهتان را بنویسید