منبع پایان نامه ارشد درمورد آرامش خاطر، عزت نفس

به مسأله شادی در محیط خودمان توجه کنیم، در می‌یابیم که در جامعه پس از انقلاب، با دیده نفی و تردید به مسأله شادی نگریسته شده است. این روند شک و تردید بدانجا انجامیده است که ما به دشواری‌ تن به پذیرش فردی افراد دادیم و جامعه این امکان را نیافت تا روی شادیهای دسته جمعی فکر کند، طرح بدهد و مردم را به سوی شادی و نشاط هر چه بیشتر متمایل سازد.” (منطقی، 1383، ص.64).
“بایسته‌ بودن عرضه‌های شادی و نشاط اجتماعی فرا روی جوانان، ارضای هیجان جویی آنها در مسیر‌های غیر متعارفی محقق می‌شود. به این معنا که جوان جویای شادی و نشاط در صورت بسته دیدن عرصه‌های تحقق شادی به شکل صحیح آن، شادی را در شکل مرضی آن محقق کرده، از این رهگذر، به آرامش خاطر خویش می‌پردازد” (منطقی، 1383، ص.64).
“از طرف دیگر، جوامع مختلف درگذر سنت227 به تجدد228 نیز با تنگناها و دشواری‌های خاصی مواجه می‌شوند. به اعتقاد دورکیم 229در جوامع ابتدایی کارهای گروهی، از تنوع چندانی برخوردار نیست، اما در جوامع متمدن، در نتیجه پیدایش تخصص، تقسیم کار صورت گرفته، هر فرد یا دسته به کار مستقلی می‌پردازند. به عبارتی، بر خلاف همکاری که در جامعه ابتدایی، خود به خودی است، در جامعه متمدن همکاری آگاهانه و همراه با میل و اراده است ” (نقل از منطقی، 1383،ص.81).
دورکیم تصور می‌کرد که در صورت در هم شکسته شدن جامعه سنتی بر اثر تقسیم کار اجتماعی و نوسازی، جامعه جدید بلافاصله شکل نمی گیرد و گذر از جامعه سنتی به جامعه مبتنی بر همبستگی، ‌مدت زمانی دراز به طول می‌انجامد. که در این مرحله، جامعه در حال گذر از سنت به جامعه صنعتی، دچار بی هنجاری230شده، نظم، ارزش‌ها و اخلاق پیشین دچار تزلزل و فروپاشی می‌شود و این در حالی است که نظم، ارزش‌ها و اخلاق جدید نیز شکل نگرفته است. در این حالت شاهد فزونی گرفتن مواردی مانند اضطرار، بی قراری، سردرگمی، به خود وانهادگی، پوچی و مانند آنها می‌باشیم. با افزایش این موارد و نیز عدم توجه و حتی مقابله برخی از مسئولان فرهنگی جامعه به مسئله شادی و نشاط افراد، جوانان و مردم جامعه با حساسیت زیادی با مسئله اخیر برخورد کرده و در اثر کاهش آستانه تحریکشان در این زمینه، در برخورد با کمترین تحریکی بیشترین واکنش را از خود نشان می‌دهند، ثانیاً افراد در برخورد با عرصه‌های بسته، محدود و نفی شده شادی و هیجان، درصدد بر می‌آیند به شکل فردی به نیازهای طبیعی خودشان پاسخ دهند و دلیل فقدان امکانات، ارضای هیجان جویی آنان به شکل انحرافی و یا حتی مرضی انجام می‌پذیرد (منطقی، 1383، ص. 82).
لذا با توجه به این که بسیاری از اختلالات روانی از جمله اضطراب، فشار روانی، افسردگی و خودکشی در دوران نوجوانی و جوانی نمایان می‌شود و نوجوانان و جوانان نیز یک زمان در حالت شادی و یک زمان در حالت غم قرار دارند و جامعه ما هم به دلایلی که عنوان شد با محدودیت‌های بسیاری در ارضای هیجانات خوشایند که منجر به شادی و نشاط می‌شود ؛ روبروست، می‌بایست به این سازه توجه مبرمی داشته و آنرا از جنبه‌های مختلف مورد بررسی و پژوهش قرار دهد. تحقیق حاضر نیز برای به دست آوردن چنین رابطه ای انجام شده است.
به طور خلاصه : در این بخش احساس بهزیستی، مولفه‌های آن، ویژگی‌های افراد شاد، رویکردهای نظری، شیوه‌های ارزیابی بهزیستی، عوامل و همبسته‌های آن را از نظر گذراندیم.
مولفه بهزیستی در بر گیرنده احساس انسجام و پیوستگی در زندگی، تعادل عاطفی و رضایت کلی از زندگی است (ویسینگ و وان ادن، 1994؛ نقل از زنجانی طبسی، 1383) و به صورت ارزیابی‌های عاطفی و شناختی افراد از زندگیشان تعریف می‌شود (یوری231،نیتسچک232،دالسکی 233،جکسون234، دالتون235، مولر236،رزنکرانز237، ریف و سینگر، 2004). داینر (2000) چهار مولفه جدا را برای بهزیستی در نظر گرفته است که شامل ؛ رضامندی از زندگی، رضامندی در حیطه‌های خاص (مانند کار، ازدواج)، تکرار هیجانات خوشایند، عدم تکرار هیجانات ناخوشایند می‌باشند (نقل از یوری و همکاران، 2004).
در صورت وجود تعادل بین مولفه‌های بهزیستی، فرد خلق و خوی شاد پیدا می‌کند. طبق مطالعات انجام شده در جوامع غربی (بیسواس – داینر، داینر و تامیر، 2004)، این افراد معمولاً از عزت نفس و احترام به خود بالایی برخوردارند، از احساس کنترل بیشتری برخوردارند، خوشبین هستند، برون گرا بوده و در ارتباط و همکاری با دیگران توانمندند و بسیار اجتماعی می‌باشند.
بهزیستی از طریق خود گزارشی‌های ساده، نمونه گیری تجربی، پاسخ به تکالیف حساس هیجانی، روش‌های زیست شناختی و پرسشنامه‌ها از جمله پرسشنامه شادکامی آکسفورد و. .. ارزیابی می‌شود.
بر اساس تحقیقات داینر و سا (1967)، سن با کاهش احساس بهزیستی ارتباط خطی ندارد (نقل از ادینگتون و شامان، 2005).
میچالوس (1991)نشان داد که تفاوت‌های جنسی تأثیر بسیار ناچیزی روی احساس بهزیستی داد (نقل از ادینگتون و شامان، 2005).
میرز و داینر (1995) نشان دادند که در نژادهای مختلف احساس بهزیستی بطور متفاوت دیده نشده است.
درآمد، معمولاً پیش بینی کننده قوی برای بهزیستی نیست (داینر، سیدلیتز و داینر، 1993؛ نقل از داینر و داینر، 1995)، ولی با وجود این کشور‌های فقیر تر بهزیستی کمتری نسبت به کشورهای ثروتمند تر دارند (استدلین238،1974؛ و نهون، 1991 ؛ نقل از داینر و داینر، 1995).
بسیاری از تحقیقات که بر روی نمونه‌هایی از کشورهای مختلف صورت گرفته است، همبستگی چشمگیری را بین معنویت و مذهب و احساس بهزیستی نشان می‌دهند (الیسون، 1991؛ نقل از ادینگتون و شامان، 2005).
تحقیق در حیطه وراثت (مطالعه دوقل

مطلب مرتبط :   پایان نامه درموردفیلترینگ، اشتراکی، مبتنی

دیدگاهتان را بنویسید