مقاله رایگان با موضوع حقوق بشر

دانلود پایان نامه

بشر در مقابله با تغییرات اقلیمی

با توجه به اینکه تاثیرات نامطلوب تغییرات اقلیمی که یک چالش زیست محیطی است، هماکنون بسیاری از حقوق بشر را در معرض تهدید مستقیم و غیر مستقیم قرار داده است، و عدم مقابله موثر با تغییرات اقلیمی حقوق نسلهای آینده بشر نسبت به برخورداری از شرایط مناسبزندگی بر روی کره زمین را نقض میکند، تحقق این حقوق، مستلزم حفاظت از محیط زیست میباشد که مقابله با تغییرات اقلیمی بخش مهمی از آن است. به همین جهت امروزه محیط زیست در چارچوب مسائل مربوط به حقوق بشر مورد بحث و بررسی قرار میگیرد. همچنین به دلیل وجود پیوند غیر قابل انکار بین حقوق بشر و محیط زیست، و ورود مسائل جدید به حوزه مباحث حقوق بشر، با عنوان «حقوق همبستگی» که حق بر محیط زیست یکی از مصادیق آن است، اتخاذ یک رویکرد حقوق بشری نسبت به این چالش زیست محیطی ضرورت مییابد.

بند اول: پیوند اساسی بین حقوق بشر و حقوق محیط زیست
پیوند حقوق بشر و محیط زیست در چارچوب حقوق بینالملل بشر و حقوق بینالملل محیط زیست مصداقی روشن از پیوند و ارتباط شاخههای مختلف حقوق بینالمللی است.
بر اساس مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر، «شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی، عدالت و صلح را در جهان تشکیل میدهد.» از سوی دیگر، اعلامیه کنفرانس سازمان ملل متحد راجع به محیط زیست (اعلامیه استکهلم)، نخستین سند بین‌المللی است که خیلی صریح رابطه‌بین حق فردی انسان و کیفیت محیط زیست را مورد شناسایی قرار می‌دهد: «انسان از حقوقی بنیادین برای داشتن آزادی، برابری و شرایط مناسب زندگی در محیطی که به او اجازه زندگی با حیثیت و سعادتمندانه را بدهد، برخوردار است. او رسما حفاظت و بهبود محیط زیست برای نسلهای حاضر و آینده را بر عهده دارد.» (اصل اول)

همانطور که ملاحظه میشود اعلامیه استکهلم که جزء قواعد و مقررات حقوق بین الملل محیط زیست است، بین حقوق بشر و حفاظت از محیط زیست رابطه قطعی برقرار میکند، به عبارت دیگر میتوان گفت که نقطه تلاقی بین حقوق بینالملل، حقوق بینالملل محیط زیست و حقوق بشر، حق بر محیط زیست است.
هماکنون طیف وسیعی از حقوق بشر شناسایی شده به صورت جهانی، مانند حق نسبت به غذا، حق نسبت به مسکن کافی، و حق نسبت به آب و در واقع حق نسبت به حیات در معرض تهدید مستقیم ناشی از تغییرات اقلیمی میباشند. بنابراین حقوق بشریت از حفاظت از محیط زیست، که مسئله مقابله با تغییرات اقلیمی نیز بخشی از آن میباشد، غیر قابل تفکیک است. به همین جهت امروزه محیط زیست در چارچوب مسائل مربوط به حقوق بشر مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.
تاثیرات نامطلوب تغییرات اقلیمی پیامدهای زیست ‌محیطی و آثاری سوء بر حیات بشر دارد. افزایش دمای زمین مدت‌هاست که در حال نقض حقوق انسان‌هاست و مادامی که گازهای گلخانه‌ای منتشر شده از سوی کشورهای صنعتی، حقوق اولیه میلیونها انسان را از حیات، امنیت، غذا، سلامت و سرپناه محروم میسازند، چنین نقضی ادامه دارد.
رویکرد حقوق بشری نسبت به مسئله زیست محیطی مانند تغییرات اقلیمی در جهت ارتقای اجرا و حمایت از حقوق بشر میباشد. این رویکرد به دنبال وارد کردن استانداردهای بینالمللی حقوق بشر در مذاکرات، اسناد و سیاستها و فرایندهایی است که به مسائل زیست محیطی میپردازند. این رویکرد بر حق برخورداری از محیط زیست سالم برای همه تاکید دارد. حقوق بینالملل محیط زیست و حقوق بشر هم اکنون رابطه نزدیکی با یکدیگر پیدا کردهاند. قواعد حقوقی مدرن بر این نکته تاکید دارند که یکی از حقوق اساسی بشر عبارت از حق زیست در محیطی سالم و پاکیزه است. یک محیط آلوده سبب نقض اساسی حقوق بشر میشود.
طبیعت رو به پیشرفت مسائل بینالمللی اقتضا میکند که حفاظت از محیط زیست برای انسان امروز و نسلهای آینده، مورد توجه جدی همگان قرار گیرد؛ اما این که چگونه این امر تحقق مییابد، سوالی است که پاسخ به آن را شاید بتوان در رابطه محیط زیست و حقوق بشر جستجو کرد؛ چرا که روند فعلی حقوق بینالملل علاوه بر آگاهی گسترده در باره نیاز به حفاظت و نگهداری محیط زیست و نیز ترغیب و حمایت از حقوق بشر، نمایانگر ارتباط نزدیک این دو و اهمیت آنها در قرن بیست و یکم میباشد. رییس کمیته حقوق بشر فرانسه در اینباره میگوید: «حقوقی که اکولوژیستها سعی دارند از آن محافظت کنند، جزئی جدا نشدنی از حقوق بشر است.»
پیش طرح سومین میثاق بینالمللی حقوق همبستگی (1982)، دارا بودن حق بر محیط زیست را یکی از اشکال حرمت و حیثیت انسانی تلقی کرده که مکمل حقوق بشر برای نسل حاضر و شرط تحقق آن برای نسلهای آینده است. (ماده 15)
اعلامیه کنفرانس ملل متحد راجع به محیط زیست و توسعه نیز به دو مسئله تخریب روبه فزونی محیط زیست و در نتیجه ضرورت حفاظت از حیات موجود؛ و برقراری تعادل میان دو نیاز اساسی بشر، یعنی پیشرفت اقتصادی و حفاظت از محیط زیست، میپردازد. علاوه بر این باید به ماده 24 کنوانسیون حقوق کودک و بند اول مقاولهنامه سازمان بینالمللی کار درباره اقوام بومی اشاره کرد.
کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای اروپا در سال 1996 تفسیر خود از رابطه حقوق بشر و محیط زیست را ارائه نمود. در این تفسیر حق به محیط زیست به عنوان یک روش و روند و نه به خودی خود یک هدف معرفی شده است. در اینجا حق به محیط زیست وسیله‌ای برای بهره‌مندی انسان از حق بنیادین زندگی قلمداد شده است. این جهت‌گیری در کنوانسیون آرهوس در سال 2001 مورد تأیید قرار گرفت و حق برخورداری از محیط زیست سالم مورد توجه قرار گرفت. این کنوانسیون حمایت از حقوق بشر و محیط زیست را با همدیگر مرتبط می‌داند.
در گزارش توسعه انسانی سال 2000، رابطه بین حقوق بشر و حقوق محیط زیست و توسعه یک رابطه درونی و پویا توصیف شده است. در چارچوب این گزارش تخریب محیط زیست، تجاوز به حقوق انسانی تلقی شده، فقر و توسعه نیافتگی، محیط زیست را تحت فشار قرار داده و نقض حقوق بشر را هم به دنبال آورده است. در این گزارش آمده است در حالیکه حقوق بشر در نهایت مسایل مربوط به حق فرد هستند، اجرای آنها بستگی به شرایط اجتماعی مناسب دارد. هدف از توسعه انسانی ایجاد محیطی زیستی است که در آن تواناییهای افراد بتواند رشد کند و گزینههای آنها برای انتخاب گستردهتر شود.

مطلب مرتبط :   دانلود تحقیق در مورد برنامه های تلویزیونی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در وضعیت کنونی، زمینههای لازم برای پیوند حقوق بشر و محیط زیست در اندیشههای حقوقی فراهم شده است و اغلب حقوقدانان به خوبی واقفند که نگرانیهای حقوق بشر و زیست محیطی به هم پیوستهاند و چند بعدی بودن موضوعات مرتبط با این مسائل، مانع از بررسی یکجانبه و تک بعدی آنها و استمرار عملکرد نادرست گذشته در بررسی مستقل آنها میشود.
تنزل کیفیت محیط‌زیست یک تهدید جدی برای بقای انسان می‌باشد. حمایت از بهسازی محیط زیست مستقیما از نیازهای حیاتی برای حفاظت از زندگی انسان ناشی می‌گردد تا کیفیت و شرایط آن را تأمین کند و پیش شرط‌های غیرقابل اجتناب برای مراقبت از کرامت انسان و سعادت و توسعه شخصیت انسانی را تضمین نماید. از این رو احترام به حقوق بشر ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با حمایت و حفاظت از محیط زیست دارد. چرا که زندگی انسان و تداوم حیات او و کیفیت زندگی او منوط به سلامتی و شادابی محیط زیست است. از آنجا که نوع بشر در محیط ناسالم و آلوده در معرض انقراض و نابودی می‌باشد از این رو برای بقای نسل بشر محیط زیست می‌باید مورد حمایت قرار گیرد.

از آنجا که برای تضمین و تامین حقوق بشر در قرن بیست و یکم لازم است حقوق زمین به رسمیت شناخته شده و به آن احترام گذارده شود، لازم است بر مقابله با تغییرات اقلیمی همواره تاکید گردد. از آنجایی که لازم است اقدامات اضطراری برای جلوگیری از صدمه دیدن و آزرده‌تر شدن بیشتر بشریت، زمین و برقراری هماهنگی با طبیعت صورت گیرد، نهادهای بین‌المللی دفاع از حقوق بشر، باید در این خصوص چاره‌ای اندیشیده و به حمایت از گروهها و جوامع آسیب ‌پذیر برخیزند.
از آنجا که تغییرات جوی تهدیدی جدید و بی‌سابقه برای حقوق میلیونها انسان محسوب میشود، ضروری است تا قوانین و نهادهای حقوق بین‌الملل، به حمایت از این حق انسانی برخیزند. دولتها نیز میبایست در اقداماتی فوری مانع نقض جدی حقوق انسانها در این زمینه شوند..

بند دوم: توسعه مفاهیم حقوق بشر
در نگاهی اجمالی بر تحول حقوق بشر از زمان تبدیل آن به مفهومی جامع، نه یک دسته از مفاهیم مجزا و متفرق و جهانی (یعنی از زمان انقلاب فرانسه) مشاهده میشود که حقوق بشر در ابتدا تقریبا منحصر به حقوق مدنی و سیاسی یعنی«حقوق آزادیها» بوده است و بعد از انقلاب مکزیک و انقلاب روسیه، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، یعنی «حقوق برابری» شناسایی و به آن اضافه گردید.
به عبارت دیگر میتوان گفت که مفهوم اولیه حقوق بشر همان حقوق مدنی، سیاسی بود که به عنوان دفاع از حقوق و آزادیهای فردی مطرح میشد، اما گذشت زمان نیاز به توسعه حقوق بشر به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز آشکار کرد. با این حال، تحول و توسعه در مفهوم حقوق بشر در همین جا ماندگار نشد، زیرا شرایط و اوضاع و احوال کنونی، همراه با از بین رفتن رقابت بین بلوک شرق و غرب و نیز بیداری روزافزون کشورهای در حال توسعه، مسائل جدید دیگری را نیز به حوزه مباحث حقوق بشر کشانده است که از آنها به عنوان «حقوق همبستگی» نام میبرند، حقوقی که تا به حال جزء حقوق بشر تلقی نمیشد، اما امروزه به واسطه طبیعت رو به پیشرفت جامعه بینالمللی، در شمار حقوق بشر قلمداد شدهاند. پیش طرح سومین میثاق بینالمللی حقوق همبستگی، مقولات نسل سوم حقوق بشر را به چهار دسته تقسیم میکند که شامل «حق بر صلح»، «حق بر توسعه»، «حق بر محیط زیست»، «حق بر میراث مشترک بشریت» میباشند.
برشمردن سه نسل حقوق مدنی و سیاسی، حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و نهایتا حقوق همبستگی در عصر جهانگرایی موجب پیوند بین بانیان و طرفداران هر سه نسل گردیده است، به نحوی که رعایت هر یک، تضمین دیگری را سبب خواهد شد.
اعلامیه وین و برنامه اقدام که در کنفرانس جهانی حقوق بشر در سال 1993 در وین منتشر شد، در خصوص پیوند میان نسلهای مختلف حقوق بشر میگوید «تمام انواع حقوق بشر، جهانشمول و تقسیم ناپذیرند و با هم وابستگی متقابل و ارتباط تنگاتنگ دارند.» (بند پنجم بخش اول) آنچه از این عبارات استفاده میشود این است که کشورهای شرکتکننده در این کنفرانس بر موضوع پیوند میان توسعه یعنی حقوق نسل سوم، دموکراسی و حقوق مدنی و سیاسی و همینطور حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی صحه گذاشتند و برای تمامی این حقوق اهمیتی یکسان قائل شدند؛ بنابراین، هم اکنون جامعه بینالملل به این اجماع دست یافته است که نسلهای مختلف حقوق بشر با یکدیگر ارتباط متقابل دارند و از هم تفکیک ناپذیرند. این امر خود موجب بهوجود آمدن نسلی یکپارچه از نسلهای مختلف حقوق بشر میشود که به آن «نسل هزاره جدید حقوق بشر» میگویند.
حق برخورداری از محیط زیست سالم را میتوان در بنیادیترین حق شناخته شده در منشور ملل متحد، یعنی «حق حیات» یافت. مقابله با تغییرات اقلیمی، به عنوان یکی از اجزای تحقق «حق بر محیط زیست» لازمه و پیش نیازی برای دیگر حقوق بشر است، چرا که انسانها برای برخورداری از حقوق خود، لازم است از حداقل سلامتی و تندرستی برخوردار باشند. به عبارت دیگر، حق بر محیط زیست سالم زمینه ساز بهرهمندی از دیگر حقوق بشر میباشد.

مطلب مرتبط :   بیع بین المللی

بند سوم: ضرورت توجه به حقوق نسلهای آینده
در حقوق بینالملل محیط زیست، حقوق نسلهای آتی بشر برای برخورداری از شرایط مناسب زندگی بر روی کره زمین مورد توجه و شناسائی قرار گرفته است. بر همین اساس، تخریب محیط زیست، با توجه به تبعات منفی آن، تعدی به حقوق نسلهای آینده قلمداد میگردد و باید از آن اجتناب شود. حفاظت از حقوق نسلهای آینده یکی از مفاهیم اساسی در بسیاری از اسناد بینالمللی در زمینه محیط زیست است و از جمله در بیانیههای استکهلم و ریو نیز به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است.
بشریت امروز دریافته است که همه انسانها سرنوشت مشترک دارند و این سرنوشت که همان آینده بشریت است، در هر حال حاضر دچار بحران شده است و این یگانگی در عصر همگرایی جهانی به معنای آن است که همه انسانها زندگی، مرگ و سرنوشت مشترک دارند.
طبق اعلامیه استکهلم که نخستین پایهگذار این اصل تلقی میشود، «انسان … مسئولیت خطیر حفظ و بهبود محیط زیست برای نسل حاضر و نسلهای آینده را بر عهده دارد» (اصل اول) این اصل در معاهدات گوناگون و دیگر اسناد بینالمللی نیز تکرار شده است. کنوانسیون ساختاری ملل متحد راجع به تغییرات اقلیمی به موضوع حفاظت از محیط زیست برای نسلهای بشری توجه کرده است و متضمن این تعهد است که حتی در صورتی که سیستم اقلیمی متضمن منافع نسل فعلی باشد اما حقوق نسل آینده را در معرض خطر قرار دهد، کشورها وظیفه دارند با آن مقابله کنند. طبق کنوانسیون ساختاری ملل متحد راجع به تغییرات اقلیمی، «اعضا باید سیستم آب و هوا را به نفع نسلهای فعلی و آینده بشر بر مبنای تساوی و طبق مسئولیتهای مشترک ولی متفاوت و قابلیتهای خود مورد حمایت قرار دهند.» (بند 1 ماده 3)
اصل 3 اعلامیه ریو راجع به محیط زیست و توسعه، حقوق نسلهای آینده بشر را با حق توسعه مرتبط میداند و به موجب آن حق توسعه باید مشروط به این باشد که نیازهای نسل کنونی وآینده، با توجه به توسعه و محیط زیست، به طور عادلانه مراعات شود. همچنین بر اساس کنوانسیون تنوع زیستی، «دولتهای طرف معاهده مسئول حفظ تنوع زیستی کشور خود و استفاده پایدار از منابع زیستی شان… در راستای منافع نسل کنونی و آیندهاند.»
در گزارش توسعه انسانی در کپنهاگ، خانم هلن کلارک مدیر اجرایی برنامه توسعه ملل متحد پیش از همایش سازمان ملل متحد پیرامون توسعه پایدار در ژوئن 2012 در ریودوژانیرو، اعلام کرد که پایداری باید به عنوان مسئله نخست و مهم عدالت اجتماعی برای نسل کنونی و نسلهای آینده، دیده شود. «همان طور که این گزارش به طور بسیار قانع کننده میگوید، پایداری صرفاً یا حتی در اصل یک چالش زیست محیطی نیست. بلکه اساسا مربوط به آن میشود که ما چه نوع زندگی را انتخاب کنیم و در عین حال آگاه باشیم که هر چه ما انجام میدهیم پیامدهایی برای همه 7 میلیارد نفر و همچنین میلیاردها نفری دارد که در قرنهای آینده خواهند آمد.»

بند چهارم: محیط زیست انسان بهعنوان میراث مشترک بشریت
از آنجا که میراث مشترک در ارتباط با عموم بشریت هستند، لذا باید مورد حمایت نظامهای حقوقی ویژهای قرار گیرند. در مناطق و نواحی معینی این حق پذیرفته شده است، از جمله نظام حقوقی اعماق بستر و زیر بستر دریاها، قطب جنوب، کره ماه، اجرام سماوی، فضا، همین طور مناطق و محلها و بناهای تاریخی نیز که به عنوان آثار باستانی در بخش مربوط به امور فرهنگی به عنوان میراث مشترک بشریت تلقی میشوند. این مناطق نمیتوانند در اختیار حاکمیت انحصاری دولتها قرار گیرند، اما باید از آنها محافظت شده و بهرهبرداری از آنها به گونهای باشد که منافع همه بشریت (نسلهای حاضر و آینده) را بدون هیچ تبعیض تامین کند.
مفهوم میراث مشترک بشریت شامل پنج مفهوم اصلی میشود: عدم تخصیص، مدیریت بینالمللی مشترک، تقسیم منافع (به خصوص به سود کشورهای در حال توسعه)، شرط مقاصد صلح آمیز و حفاظت برای نوع بشر.
نخستین اصل پایهای در حقوق محیط زیست این است که محیط زیست را در ردیف میراثهای مشترک بشری محسوب کنیم. مفهوم میراث مشترک بشریت در مسائل جهانی محیط زیست، خصوصاً مسایلی نظیر شکاف لایه ازن، جنگلزدایی، گرم شدن کره زمین و تغییرات اقلیمی منطقیتر و قابل قبولتر است، چرا که تعدادی از منابع طبیعی (مانند اتمسفر زمین) قابل تقسیم و مالکیتپذیر نیست، به دولت یا گروه خاصی تخصیص نمییابد و مورد استفاده همه بشریت قرار گرفته است و میگیرد. بر اساس این اصل همه دولتها موظف هستند، تا از محیط

دیدگاهتان را بنویسید