مدیریت زنجیره تأمین

مدیریت زنجیره تأمین
از مدیریت زنجیره¬تأمین تعریف متعددی توسط صاحب¬نظران ارائه شده است؛ در این¬جا برخی از این تعاریف را ذکر می¬کنیم:
برنامه¬ریزی، سازمان¬دهی و کنترل فعالیت¬ها در زنجیره تأمین، مدیریت زنجیره تأمین نام دارد(مانیان و همکاران، 1389، ص 4).
مدیریت زنجیره¬تأمین، یکپارچگی فعالیت¬های مرتبط با انتقال و جریان کالاها و خدمات، شامل جریان-های اطلاعاتی آن¬ها، از منبع مواد خام تا مصرف¬کنندگان نهایی است(مانیان و همکاران، 1389، ص4).
مدیریت زنجیره¬تأمین بر یکپارچه¬سازی فعالیت¬های زنجیره¬تأمین و نیز جریان اطلاعات مرتبط با آن¬ها از طریق بهبود در روابط زنجیره برای دستیابی به مزیت رقابتی مشتمل می¬شود(الفت و همکاران، 1390، ص 126).
مدیریت زنجیره¬تأمین یکپارچه¬سازی فعالیت¬های زنجیره¬تأمین و نیز جریان¬های اطلاعاتی مرتبط با آن¬ها را از طریق بهبود در روابط زنجیره، برای دست¬یابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام کنترل می¬کند. مدیریت زنجیره تأمین عبارتست از، فرایند یکپارچه¬سازی فعالیت¬های زنجیره تأمین و نیز جریان¬های اطلاعاتی مرتبط با آن¬، از طریق بهبود و هماهنگ¬سازی فعالیت¬ها در زنجیره¬تأمین، تولید و عرضه محصول(قضاتی،1387، ص¬ص13و12).
زنجیره¬تأمین عبارت از؛ فرآیند کامل تهیه کالا و خدمات برای مصرف¬کننده نهائی است. طبعاً مدیریت زنجیره¬تأمین شامل هماهنگی بین کلیه فعالیت¬های مورد نیاز یک عملیات(بجز خود عملیات) از قبیل: بازاریابی، طراحی، خدمات مشتریان، نظارت بر تولید، سفارشات لجستیک، توزیع، انبارداری و غیره … می-گردد به¬عبارت ساده¬تر مدیریت زنجیره¬تأمین عبارتست از جریان کالا و خدمات جهت افزایش سوددهی(احمدی، 1384، ص 18).
مدیریت زنجیره¬تأمین مجموعه¬ای است از راهکارها جهت یکپارچه¬سازی اعضای زنجیره(تأمین کنندگان، تولیدکنندگان، توزیع کنندگان، خرده¬فروشی¬ها و مشتری نهایی) که هدف آن کاهش هزینه¬های سیستم و نیز افزایش سطح خدمت¬دهی به مشتریان است.
از این تعریف دو نکته روشن می شود:
نخست این¬که مدیریت زنجیره¬تأمین به هر راهکاری که باعث کاهش هزینه¬ها می¬شود و نقشی در برآورده کردن نیاز مشتری ایفا می¬کند ـ از تأمین¬کننده و امکانات تولید گرفته تا انبارهای مواد اولیه و مراکز توزیع و نیز خرده¬فروشی¬ها و انبارهای محصولات توجه می¬کند. در واقع در بعضی از تحلیل¬های زنجیره تأمین ضروری است که توجه خود را به تأمین¬کنندگان و مشتریان معطوف کنیم، زیرا آن¬ها در شکل¬گیری زنجیره-تأمین تأثیر بسیار زیادی دارند.
دوم این¬که منظور از مدیریت زنجیره¬تأمین افزایش کارایی و کاهش هزینه در کل سیستم است. با به-کارگیری رویکردهای مطرح در مدیریت زنجیره تأمین، هزینه کل سیستم که شامل هزینه¬های حمل و نقل، موجودی، جابجایی مواد و غیره است، کاهش می¬یابد. ولی تأکید بر این نیست که صرفاً هزینه¬های حمل و نقل و موجودی¬ها و… کاهش یابد، بلکه مدیریت زنجیره¬تأمین با استفاده از یک رویکرد سیستمی سعی دارد که کارآئی کل زنجیره را بهبود داده و سطح خدمت به مشتری را نیز افزایش دهد(تیموری و احمدی، 1388، ص 5).
فعالیت¬های زنجیره¬تأمین با سفارش مشتری شروع می¬شود و وقتی که مشتری پول خرید کالا و خدمات دریافتی خود را پرداخت می¬کند، خاتمه می¬یابد. اختلاف بین پولی که مشتری می¬پردازد با کل هزینه¬های متحمل شده توسط زنجیره برای تولید و توزیع کالا، میزان سوددهی زنجیره را نشان می¬دهد. بر همین اساس موفقیت یک زنجیره بر حسب میزان سوددهی آن تعریف می¬شود و مدیریت زنجیره تأمین مستلزم مدیریت جریان¬های بین مراحل و درون هر یک از مراحل زنجیره برای بیشینه کردن کل سوددهی آن است(تیموری و احمدی، 1388، ص4).
برای بررسی یک سازمان منحصر به¬فرد در چارچوب این تعاریف، باید هر دو شبکه تأمین¬کنندگان و مجاری توزیع در نظر گرفته شود.
تعریف ارائه شده برای زنجیره¬تأمین، موضوعات مدیریت سیستم¬های اطلاعات، منبع¬یابی و تدارکات، زمان¬بندی سفارش¬ها، مدیریت و کنترل موجودی، انبارداری و خدمت به مشتری را در بر می¬گیرد. ضروریست که تأمین¬کنندگان و مشتریان با یکدیگر و در یک روش هماهنگ و با مشارکت و ارتباطات اطلاعاتی و تعامل با یکدیگر کار کنند. این امر یعنی جریان سریع اطلاعات میان مشتریان و عرضه کنندگان، مراکز توزیع و سیستم¬های حمل و نقل و شرکت¬ها را قادر می¬سازد زنجیره¬های عرضه کارآیی ایجاد کنند عرضه کنندگان و مشتریان باید اهداف یکسان داشته، و نسبت به یکدیگر اعتماد متقابل داشته باشند. مشتریان در زمینه کیفیت محصولات و خدمات به تأمین کنندگان خود اعتماد می¬کنند(قضاتی، 1387، ص13).

مطلب مرتبط :   تعریف نهاد آمبودزمان و اهمیت