مدل های هوش معنوی

مدلهای هوش معنوی
2-2-8-1 مدل ایمونز (2000)
ایمونز معتقد است که هوش معنوی، جنبه های بیرونی هوش را با جنبه های درونی معنویت تلفیق می کند و بدین ترتیب ظرفیت خارق العاده ای در فرد ایجاد می کند به گونه ای که می تواند معنویت را به شکل کاربردی مورد استفاده قرار دهد. وی برای افرادی که از نظر معنوی باهوش هستند 5 ویژگی را بر می شمارد. 1- ظرفیتی برای برتر بودن. 2- توانایی برای ورود به سطوح بالاتر آگاهی. 3- فعالیتها و روابط خود را با احساس معنویت انجام دادن 4- توانایی بهره برداری از منابع معنوی برای حل مشکلات زندگی 5- ظرفیت، برای رفتارهای پرهیزکارانه جهت نشان دادن بخشش، بیان سپاسگزاری، نشان دادن رحم و تواضع. مایر سال 2000 به این مدل انتقاد کرد مبنی بر اینکه تقوا و پرهیزکاری رفتاری است که به شخصیت و اخلاقیات داده می شود نه به هوش (ساغروانی، 1389) این مدل، هوش معنوی را فقط جستجو برای تقدس می داند و تفسیرهای دینی را وارد این مسئله کرده است که باعث می شود تئوری، محدود شده و قابل استفاده عمومی نباشد (نجفی ابیانه، عسکریان، 1392)
2-2-8-2 مدل زهر و مارشال(2000)
این مدل، مدل گل نیلوفر است. زیرا نیلوفر سمبل غایی از انسانی است که راه آشکاری جهت ترکیب سنن غربی و شرقی است. این مدل بر نوعی روانشناسی خویشتن مبتنی است و دیدگاههای روانشناسی غرب، فلسفه شرق و علم قرن بیستم را به هم پیوند می زند. 6 گلبرگ ارائه شده در این مدل عبارتند از : خدمت، پرورش، دانش، تغییر شخصی، برادری و اخوت، رهبری خدمتگزار(زارعی متین، خیراندیش، جهانی، 1390) این مدل فقط به بعد درون نگری هوش معنوی تاکید دارد. . (نجفی ابیانه، عسکریان، 1392) زهر و مارشال معتقدند که هوش معنوی فقط برای حل مسائل مفهومی و با ارزش بکار گرفته می شود. (حمیدی، صداقت،1391)
2-2-8-3 مدل نوبل (2001)
نوبل ضمن تایید مولفه های آیمونز ، دو مولفه زیر را به آن اضافه کرد: 1- تشخیص آگاهانه این موضوع که واقعیت فیزیکی درون یک واقعیت بزرگتر و چند بعدی که ما هشیارانه و ناهشیارانه با آن به طور لحظه به لحظه تعامل داریم، صورت بندی می شود. 2- پیگیری آگاهانه سلامت روان شناختی، نه تنها برای خودمان بلکه همچنین برای جامعه جهانی (سهرابی، 1387) این مدل، هوش معنوی را فقط جستجو برای تقدس می داند و تفسیرهای دینی را وارد این مسئله کرده است که باعث می شود تئوری، محدود شده و قابل استفاده عمومی نباشد (نجفی ابیانه، عسکریان، 1392)
2-2-8-4 مدل سیسک (2001)
از نظر وی ، هوش معنوی می تواند به عنوان یک خودآگاهی عمیق که در آن فرد بیش از پیش از ابعاد خویشتن آگاه می شود، تعریف شود. از نظر وی ابعاد هوش معنوی عبارتند از: دانش درونی، شهود عمیق، یکی شدن با جهان و طبیعت، حل مسئله( سهرابی، 1387) سیسک ریشه هوش معنوی را نوشته های باستان و عرفان شرق می داند و به تاثیر صوفی ها، اسلام، بودا و تائوئیسم اشاره کرده است. (ساغروانی، 1389) و تاکید زیادی بر تجارب درونی دارد(نجفی ابیانه، عسکریان، 1392)
2-2-8-5 مدل آمرام (2007)
آمرام با 71 نفر از پیروان سنتهای مختلف معنوی (بودیسم، مسیحیت، بت پرست، اسلام، صوفی، هندوئیسم، تائوئیسم و یوگا) که از نظر اطرافیانشان هوش معنوی داشتند، مصاحبه کرد. او با هر یک از آنها حداقل 4 مصاحبه کرد و از آنها خواست انتقادات خود را در مورد موضوعات مطرح شده در مصاحبه های قبلی مطرح کنند. آمرام با استفاده از نظریه داده بنیاد و از طریق کد گزاری، هفت بعد هوش معنوی و زیر شاخه های آنان را مشخص کرد. (کاملی، خیراندیش، مرادی، 1391) ابعاد هوش معنوی عبارتند از : هوشیاری، متانت، معناداری، تعالی، صداقت، تسلیم شدن صلح آمیز به خود، هدایت درونی(آمرام،2009) آمرام در این مدل نتوانسته بین رفتار، توانائیها و تجارب معنوی تفاوتی قائل شود.(کینگ، دسیکو، 2009)
2-2-8-6 مدل کینگ (2008)
هوش معنوی ظرفیت و تونائی منحصر به فردی را در شخص ایجاد می کند، تا معنا را در زندگی درک کند و به موقعیتهای معنوی بالاتری راه یابد. در این مدل چهار بعد برای هوش معنوی ارائه شده است: 1- تفکر انتقادی: ظرفیت تفکر انتقادی نسبت به مباحث متافیزیکی و مربوط به هستی از جمله حقیقت، جهان، زمان، فضا و مرگ است. 2- ایجاد معنای شخصی: توانایی استفاده از تجارب فیزیکی و روحی جهت ایجاد معنا و هدف شخصی است. 3- آگاهی متعالی: تواناییهای شناسائی جنبه های متعالی خویشتن، دیگران و جهان با استفاده از هوشیاری است. 4- ایجاد موقعیت هوشیاری: توانائی ورود به موقعیت های معنوی بالاتر از جمله تفکر عمیق، نیایش و مراقبه و خروج از آن است.(کینگ، 2009 و 2008)
کینگ بیان می کند: هوش معنوی ظرفیت انسان است برای جستجو و پرسیدن سوالات غایی درباره معنای زندگی و به طور همزمان تجربه پیوند یکپارچه بین هر یک از ما و جهانی است که در آن زندگی می کنیم. با هوش معنوی به حل مشکلات با توجه به جایگاه، معنا و ارزش آن مشکلات می پردازیم. هوشی که قادریم توسط آن به کارها و فعالیتهایمان معنا و مفهوم بخشیده و با استفاده از آن بر معنای عملکردمان آگاه شویم و دریابیم که کدام یک از اعمالمان از اعتبار بیشتری برخوردارند و کدام مسیردر زندگیمان بالاترو عالی تر است تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازیم. ( زارعی متین، خیراندیش، جهانی، 1390،)
مدلهای قبلی همه اشکالاتی داشتند ولی کینگ معتقد است که هوش معنوی نه تنها شامل ظرفیتهای وجودی است بلکه به صورت مجموعه ای از توانائیهای ذهنی است که از صفات و تجربیات رفتاری که معیارهای هوش را تشکیل می دهند، متمایز است. (نجفی ابیانه، عسکریان، 1392)به دلیل جامع تر بودن این مدل و اینکه این مدل اشکالات مدلهای قبلی را ندارد در این تحقیق از مدل کینگ استفاده شده است

مطلب مرتبط :   مفهموم خودکارآمدی