عوامل سازمانی مؤثر در پارادایم مدیریت اخلاقی

عوامل سازمانی مؤثر در پارادایم مدیریت اخلاقی

عوامل سازمانی مؤثر در شکل‌گیری اخلاق حرفه‌ای آنهایی هستند که پس از ورود فرد در سازمان بر میزان اخلاقی یا غیراخلاقی بودن رفتار جدید تأثیر دارند از عمده‌ترین عوامل سازمانی موارد زیر را می‌توان ذکر نمود.

1- ضوابط و مقررات سازمانی : ضوابط و مقررات سازمانی و سیستم‌های منابع انسانی یکی از عوامل اثر گذار بر وجدان کاری (کار و مدیریت اخلاقی) است. اگر فعالیت‌های سازمان براساس قوانین و ضوابط دقیق انجام نگیرد، فرد می‌آموزد که بدون رعایت ضوابط می‌تواند به اهداف خویش برسد (جدی، 1375) و لذا طرق غیراخلاقی کار، جای خود رابه اصول اخلاقی داده و سازمان به سمت غیراخلاقی شدن حرکت می‌کند.

2- فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی را می‌توان ترکیبی از باورها ، آموزش‌ها و پیش‌فرض‌هایی که در سازمان وجود دارد و همه اعضای سازمان کم و بیش بطور یکسان در معرض آن قرار دارند، تعریف نمود. بطور کلی تعاریف فرهنگ سازمان بین دو حد ” روش انجام کارها” و در روش فکر کردن درمورد کارها قرار می‌گیرد. جهت تعیین اخلاقی بودن یا نبودن رفتار مدیر باید به دو نکته توجه شود.

1-2. محتوای فرهنگ سازمانی : فرهنگ‌ها دارای یک سری مفاهیم و فنونی هستند که ویژگی‌ خاص آن فرهنگ محسوب می‌شود و هر سازمانی به لحاظ داشتن شرایط خاص خود دارای ویژگیهایی است. فرهنگی که استانداردهای عالی اخلاقی را به نمایش می‌گذارد دارای ویژگی‌هایی از قبیل آزادی عمل ، استقلال فردی ،هماهنگی و انسجام میان اعضای سازمان، ساختار کنترل مبتنی بر خود کنترلی به روشنی و وضوح اهداف و استراتژی‌ها ،سیستم صحیح پاداش مبتنی بر شایستگی ، تشویق نوآوری و خلاقیت الگوهای ارتباطی همه جانبه ،درستی و راستی ،تعهد کاری ،مسئولیت‌پذیری و پاسخگو بودن می‌باشد.

مطلب مرتبط :   روش ­های هموارسازی سود

2-2. قدرت فرهنگ: قدرت فرهنگی سازمان را می‌توان بر پایه دو معیار بسیار مهم، (الف:تعداد اعضای متعهد به فرهنگ، ب: میزان تعهد افراد به فرهنگ غالب) تعیین نمود. سازمان‌هایی که در آن ارزش‌ها و باورهای کلیدی به‌طور مشتاقانه و قوی حفظ شوند و به صورت گسترده‌ای پخش گردند، دارای تعداد اعضای متعهد بیشتری می‌باشند. (ممی زاده ، 1373) یکی از عناصر مهم فرهنگ سازمانی که در اخلاقی شدن مدیریت سازمان نقش زیادی دارد، نگرش مدیریت سازمان نسبت به انسان است. اینکه مدیریت عالی یک سازمان چقدر برای کارکنان سازمان اهمیت قائل باشد و یا اینکه نگرش مثبتی به انسانها داشته باشد، در حاکم شدن مدیریت اخلاقی تأثیر دارد. نگرش مدیریت سازمان نسبت به انسان از دو بعد در مدیریت اخلاقی تأثیر دارد یکی بعد احترام به انسان که احترام قائل شدن برای انسان شرط اساسی مدیریت اخلاقی بوده و زمینه کار مولد و خلاق را فراهم می‌نماید و دیگری دیدگاه  مثبت‌گرا نسبت به انسان است که این دیدگاه تعهد و دلسوزی افراد را نسبت به سازمان تقویت نموده و این تعهد سازمانی بار اخلاقی بدنبال دارد و سرچشمه بسیاری از ارزش‌هایی است که می‌تواند محیط مناسبی را برای پیاده‌سازی مدیریت اخلاقی فراهم نماید.

3- ساختار سازمانی: نوع ساختار سازمانی که ارگانیک ،مکانیکی و تیمی باشد در جاری کردن اصول اخلاقی دخیل هستند .معمولاً ساختارهای ارگانیک و تیمی به لحاظ اینکه انسانی و انعطاف‌پذیرند، زمینه را برای اعمال بیشتر و بهتر مدیریت اخلاقی فراهم می‌کند. وقتی ساختار سازمانی به گونه‌ای طراحی شده باشد که میزان مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری‌های مربوط به مسائل سازمان افزایش یابد ، زمینه‌های لازم برای مدیریت اخلاقی فراهم می‌شود زیرا مشارکت یک درگیری ذهنی ،عاطفی و اخلاقی افراد در کار گروهی است. خود درگیری ، یاری دادن و پذیرش مسئولیت از مؤلفه‌های اصلی مشارکت است (طوسی، 1372) که جنبه اخلاقی دارد، بنابراین کارکنان سازمان برای اینکه بیشتر اخلاقمند شوند و ارزش‌های اخلاقی را زنده کنند، بیشتر در کار مشارکت می‌کنند. بطور کلی مدیریت اخلاقی دارای ساختاری پویاست و از نظر بهبود ساختار دائماً ارزش‌های اخلاقی جدیدی تولید می‌نماید.

مطلب مرتبط :   میزان هم پوشانی نهادهای نظارتی فراقضایی با آمبود زمان در قانون اساسی

4- عوامل محیطی (فراسازمانی) مؤثر در پارادایم مدیریت اخلاقی: عوامل محیطی تمام عواملی است که در خارج از مرز سازمان وجود دارند و به تمام یا بخشی از سازمان اثرات بالقوه می‌گذارند معمولاً محیط خارجی شامل بخش‌های دولتی، اجتماعی، فرهنگی، شرایط اقتصادی و منابع مالی می‌گردد. این بخش‌ها به صورت تدریجی و یا در نهایت بر سازمان اثر می‌گذارند و در روند شکل‌دهی ارزش‌های اخلاقی سازمان اثر گذارند، مثلاً اگر در یک جامعه سیاست دولت در جهت توجه به رفاه و آسایش مردم و حفظ ارزشهای انسانی باشد این سیاست در شکل‌گیری مدیریت اخلاقی تأثیر فراوان دارد و یا اگر فلسفه مادی‌گرایی صرف بدون معنویت بر جامعه غالب شود این فلسفه ارزش‌های اخلاقی جامعه را خدشه‌دار می‌نماید.