دانلود پایان نامه ارشد درباره جهان اسلام، عقل و نقل، افغانستان

شده است، به عنوان غزوات و جهادهای شیخ محمد بن عبدالوهاب و همچنین سپاه سعودی، آمده است و مخالفین آنها، نیز به عنوان کفارمهدور الدم و المال شمرده شده‌اند.
به‌سبب همین رویکرد، دو جلد نسبتاً بزرگ از کتاب «الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه» درباره جهاد است که تمام آن مربوط به جهاد با مسلمانان است و در آن، از جهاد با کفار اصلی، مانند یهود و نصاری و بت‌پرستان، سخنی به میان نیامده است.163
در مجموع، مفهوم جهاد، در اندیشه سلفی وهابی، از مفهوم اصلی خود خارج شده و معنای فرقه گرایی و جنگ‌های فرقه‌ای به خود گرفته است. امروز نیز چنین وضعیتی کاملا در سوریه، مصر، عراق، پاکستان و… دیده می‌شود و اعمال تروریستی به عنوان جهاد معرفی می‌شود.
1.3.2. جهاد در قرائت سلفی‌گری مصر
نظریه پردازی درباره سلفی‌گری جهادی ریشه در اندیشه اندیشمندان مصری دارد. سرچشمه این نوع از سلفی‌گری را نخست باید در اندیشه‌های «سید قطب»، جست‌وجو کرد. سید قطب با بر شمردن مفاسد عصر حاضر، جهان امروز را جامعه جاهلی معرفی کرد.
به عقیده سید قطب، جاهلیت قرن بیستم وخیم‏ترین نوع جاهلیتی است که در تاریخ بشر بر روی زمین ظاهر شده است. به نظر وی تلاش‏های پیامبر9 برای از بین بردن دشمنانش آسان‏تر از تلاش‏هایی است که باید برای پایان دادن به جاهلیت در عصر حاضر صرف شود. وی دلیل این امر را دشمنی دوگانه‏ای می‏داند که مؤمنان باید با آن مبارزه کنند؛ دشمن خارجی (عمدتاً فرهنگ غربی) و دشمن داخلی در میان دنیای اسلام (حاکمان غیر اسلامی).
وی در چنین شرایطی «جهاد» را مطرح می‌کند و بیان می‌کند که در این شرایط مسلمان وظیفه دارد برای برپایی دین ـ چه با کفار و چه با حاکمان دست نشانده کشورهای اسلامی ـ جهاد کند. چنین رویکردی موجب شد که «اخوانالمسلمین» با تأثیر از اندیشه‌های سید قطب، مواضعی جهادی در برابر دولت مصر بگیرد.
گروه مصری دیگری که در ایجاد اندیشه سلفی‌گری جهادی تأثیر داشت، «جماعت اسلامی مصر» بود که «عبدالسلام فرج» مانیفست جهادی آنان را نوشت. وی در سال 1979م. (1358 ش.) در کتاب «الفریضه الغائبه» جهاد را بهعنوان واجبی که فراموش شده است، مطرح کرد و میان گروه جهاد و جماعت اسلامی مصر، پیوندی ایجاد شد که سرانجام، به ترور «انور سادات» انجامید.
اما در دیدگاه‌های سید قطب و عبدالسلام فرج، جنگ‌ها و اختلاف‌ها‌ی فرقه‌ای وجود نداشت و عامه مردم و علما به علت اختلاف عقاید مورد حمله و کشتار قرار نمی‌گرفتند.
انحراف در اندیشه سلفی‌گری جهادی هنگامی آغاز شد که سلفیان تکفیری ـ قرائت وهابی از جهاد-کوشیدند این جریان را به نفع خود مصادره کنند. سازمان‌هایی مانند «القاعده» و «حزبالتحریر»، به جای مبارزه با کافران، وارد مبارزه‌های عقیدتی درون دینی شدند.164 این انحراف که تقریبا پس از جنگ افغانستان با شوروی سابق آغازشد، رفته رفته، بر جنبه‌های فرقه گرایی خود افزود و به آلتی در دست متعصبان و گروه‌های تکفیری سلفی تبدیل شد. به همین علت نیز برخی، سلفی‌گری جهادی را شکل منحرف شده اندیشه‌های سید قطب می‌دانند.165
دکتر «عبداللطیف هرماسی»، اندیشمند تونسی، ابعاد این انحراف را این گونه ترسیم می‌کند:
“سلفی‌گری جهادی، در فعالیت‌های خود به تعریف رایج میان علمای اسلام که جهان را به دو بخش اسلام و کفر تقسیم می‌کنند، توجهی ندارد؛ بلکه با توسعه در مفهوم شرک و کفر، گروه بزرگی از مسلمانان را نیز از دایره اسلام خارج می‌کند. از سوی دیگر، آنان در عین حال، رنگی کاملاً سیاسی به فعالیت‌های خود می‌دهند و روش آنان در مبارزه، جهاد است، که برای توجیه آن ناگزیر باید حکم کفر و ارتداد را برای مخالفین خود صادر کنند.”166
گروه‌های وهابی و تروریستی در کشورهای اسلامی که بسیاری از آن‌ها ریشه در القاعده دارند، در حالی که به شدت تکفیری‏اند، می‏کوشند خود را بهعنوان چهره‌های جهادی معرفی کنند و فجیع‌ترین جنایت‌ها به‌دست گروه‌های وابسته به این جریان در کشورهای اسلامی انجام می‌شود. گروه‌هایی مانند «الجماعه المسلحه» و «الجماعه السلفیه الدعوه والقتال» در الجزایر که کشتارهای آنان در جهان اسلام معروف است. «جماعه شبابالمجاهدین» در سومالی، «جماعه جند انصارالله» در رفح و «حزبالتحریر» که فعالیتی جهانی دارد، نمونه‌هایی از سلفی‌گری تکفیری هستند که از مفهوم مقدس «جهاد» سوء استفاده می‏کنند. بهعنوان نمونه «زرقاوی» که رسماً رهبری شاخه عراقی القاعده را در دست داشت، ابتدا با هدف مبارزه با اشغالگران وارد عراق شد، اما پس از چندی رسماً به تهدید شیعیان و حتی اهل سنت عراق پرداخت و بسیاری از بمب گذاری‌ها که مردم بی‌گناه را در کوچه و بازار به کام مرگ کشید، توسط او انجام می‌شد.167 مثله کردن و سربریدن شیعیان از فعالیت‌های این گروه است.
1.4. نقل‌گرایی سلفی
در اندیشه اسلامی برای شناخت معارف دین، جز روش کشف و شهود که دامنه استفاده از آن محدود است، از دو روش عقلی و نقلی استفاده می‌شود و هریک از این دو روش، مکمل دیگری و حتی تصحیح‌کننده آن است. هرچند در تقدم و اولویت یکی بر دیگری یا حد و مرز آن میان مسلمانان اختلاف وجود دارد، همواره از دو عنصر عقل و نقل، به‌عنوان روش‌های کشف حقیقت و معرفت، استفاده ‌شده ‌است.
اما مذهب سلفی‌گری، با نادیده گرفتن عقل، نگاهی افراطی به نقل دارد. در نگاه سلفیان، در کشف مسائل و معارف دینی، تنها روش نقلی مشروعی
ت دارد. تفاوتی که این گروه با دیگر مسلمانان دارند، در نگاه عام و استفاده مطلق و بدون قید و شرط از این روش است؛ به این معنی که شرط‌های لازم روش نقلی، مانند بررسی وضعیت ناقل، و شرایط نقل، سند و درایت، برای ایشان اهمیت ندارد.
نقل گرایی سلفی در حوزه روش، آنان را به شدت حدیث گرا کرده است. چنین دیدگاهی به این معنی است که تنها منبع شناخت در حوزه مسائل دینی، حدیث است و نه چیز دیگر؛ تا آن‌جا که اگر درباره امری دو حدیث مختلف وجود داشته باشد، به دو حکم متفاوت در موضوع واحد فتوا داده می‌شود. به‌گفته «محمد عماره»:
“اگر صحابه در مسأله‌ای با یک‌دیگر اختلاف داشتند، ابن‌حنبل، در آن موضوع دارای دو حکم بود، چرا‌که در آن موضوع، دو حدیث وجود داشت”.168
به‌گفته ابن قیم: “احمد بن حنبل حدیث را «امام» می‌نامید. برای او بسیار سخت بود که نسبت به چیزی فتوا دهد که در آن حدیثی از سلف نباشد.”169
عبدالله، فرزند ابن‌حنبل، می‌گوید: “شنیدم که پدرم می‌گفت: «حدیث ضعیف برای من محبوب‌تر است از اجتهاد».”170
احمد به دلایل عقلی هیچ توجهی نداشت؛ حتی در تعارض میان احادیث، جهت ترجیح یکی بر دیگری نیز از عقل استفاده نمی‌کرد.171
البته در این‌که حدیث و مجموعه حدیثی، یکی از مهم‌ترین منابع شناخت است، شکی نیست؛ اما بی‌شک محدود کردن منبع شناخت به حدیث، مورد پذیرش مسلمانان نیست.
حدیث‌گرایی مفرط، سلفیان را در گرداب‌های عمیقی فرو افکنده است که برخی از آن‌ها عبارتند از:
(1) مقدم دانستن حدیث بر قرآن: در نگاه سلفیان احادیث بر قرآن تقدم دارند؛ به این معنی که اگر تعارضی میان قرآن و روایات باشد، سنت بر قرآن مقدم می‌شود. به گفتهی اشعری برخی قائلند:
“قرآن نمی‌تواند سنت را نسخ کند؛ ولی سنت، توان نسخ قرآن را دارد.”172
در این میان، روایت‌هایی وجود دارد که بر مقدم بودن قرآن بر روایات و عرض روایات بر آیات دلالت دارند، اما سلفیان ناچار شده‌اند با وجود اهتمام به حدیث، این روایت‌ها را جعلی تلقی کرده یا اعلام کنند که نیاز قرآن به سنت، بیش از احتیاج سنت به قرآن است؛173 و تا آن‌جا پیش رفته‌اند که گفته‌اند:
“عرضه داشتن احادیث بر قرآن، خطایی است که زنادقه آن را ساخته‌اند.”174
در همین راستا یکی از سلفیان، بابی را باعنوان «استقلال السنه بالتشریع» باز کرده و در آن به جعلی بودن روایات «عرض» اذعان کرده است.175
(2) عمل به خبر واحدِ غیرمفیدِ علم، حتی در مسائل اعتقادی: در زمینه اعتبار خبر واحد، حتی در فروعات، قید‌ها و شرایطی ذکر شده است که باید به آن‌ها توجه کرد؛ این در حالی است که تأکید بر حدیث، حتی نوع ضعیف آن، آسان‌گیری در شرایط پذیرش حدیث، و مقدم داشتن آن بر رأی و نظر، از جمله مبانی سلفیان است.176 جالب این‌که این گروه چنان به احادیث به‌صورت مطلق بها می‌دهند که نه‌تنها در فروعات فقهی، بلکه در مسائل اعتقادی نیز که جولانگاه عقل است، نقل را معتبر می‌شمارند. ایشان در این زمینه، کتاب‌هایی نگاشته‌اند که از میان آن‌ها می‌توان به کتاب‏های «الادله والشواهد علی وجوبالعمل بخبر الواحد فی الاحکام و العقاید»177 ، «اصل الاعتقاد»، 178 «اخبار الاحاد فی الحدیثالنبوی، حجیتها، مفادها، العمل بموجبها»179 و… اشاره کرد.
1.5. مرجعیت سلف(سلف‌گرایی افراطی)
همان گونه که عنوان سلفیه پیداست، سلف جایگاه ویژه‌ای در نزد سلفیان دارند که در صفحات گذشته تا حدودی به آن اشاره شد. در نگاه این گروه، عمل صحابه و تابعین، تشریع‌کننده است؛ سلف‌گرایی افراطی آنان، موجب می‌شود که هرگونه اندیشه‌ورزی در حوزه دین ممنوع و حد و مرز دین و معارف نیز صرفاً در عمل‌کرد سلف خلاصه شود. چنین نگرشی، نوعی مرجعیت سیاسی و علمی به سلف داده است.
تفاوتی که میان سلفیان در این بخش و دیگر اهل سنت وجود دارد، در این است که اهل سنت کلیات و اصول را در هنگام نبود نص، از صحابه می‌گیرند، اما هرگز به مواقف و عمل‌کردهای موردی آنان در زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، به دیده تشریعی نمی‌نگرند و آن را منبع تشریع نمی‌دانند؛ درحالی‌که نگاه سلفی‌گری، نگاهی تشریع‌آمیز است؛ یعنی عمل‌کرد صحابه را به‌عنوان تشریع می‌نگرد و عمل‌کردهای موردی و انفرادی را نیز منبع تشریع می‌داند؛ امری که در فصل گذشته به‌تفصیل پیرامون آن سخن گفته شد.
1.6. ظاهر گرایی
در حوزه معنی‌شناسی، ـ رابطه میان لفظ و معنا ـ سلفیان قائل به ظاهرگرایی هستند. ظاهرگرایی در دو بعد مطرح می‌شود: نخست؛ «معنی ظاهری» در برابر «معنی مؤوّل» (معنی تأویل‌شده)؛ دوم؛ «معنی حقیقی»، در برابر «معنی مجازی». سلفیان در بخش اول معتقد به معنی ظاهری هستند و تأویل آیات را درست نمی‌دانند؛ به‌همین دلیل نیز با هرگونه تفسیر قرآن مخالفند، مگر آن‌که با حدیث، قابل تخصیص یا تفسیر باشد. در نگاه آنان:
“برای هیچ‌کس تفسیر قرآن مطلقاً جایز نیست؛ اگرچه وی دانشمندی ادیب و دارای اطلاعاتی گسترده در ادله، فقه، نحو، اخبار و آثار باشد و فقط می‌تواند به روایات پیامبر9، صحابه و تابعین استناد جوید.”180
ظاهرگرایی در آیات و روایات موجب شده است که سلفیان، بسیاری از باورهای سخیف و بیپایه را که با توحید و عظمت خداوند متعال سنخیت ندارد، بپذیرند. حمل صفات خبری بر معانی ظاهری، از نمونه‌هایی است که به محذورات فراوانی برای سلفیان دامن زده و آنان را در دامن «تشبیه و تجسیم» انداخته است.
حمل آیاتی از قبیل «الرحمن علیا
لعرشاستوی» که معنی ظاهری آن نشستن خدا بر عرش است، و یا حمل معنی «یدالله» بر معنی ظاهری که همان «دست» باشد، مشکلات بسیاری را برای آن‌ها به وجود آورده است. نگاه ظاهرگرایانه، به تشبیه و تجسیم ختم می‌شود و به‌همین دلیل، به آن‌ها «مجسمه» یا «مشبهه» گفته می‌شود.
1.7. هستی‌شناسی سلفی‌گری (حس گرایی)
سلفی‌گری در حوزه هستی‌شناسی، حس‌گراست؛ یعنی ملاک آن در وجود، چیزی است که با حواس ظاهری قابل درک و لمس باشد؛ برای نمونه، ابن‌تیمیه در «نقض‌المنطق» بر حس مشهود تأکید می‌کند. وی معتقد است که تنها از راه حس می‌توان به یک امر واقعی خارجی شناخت پیدا کرد. او با بی‌اعتبار کردن قیاس برهانی، برای عقل در گسترش علوم، مجالی باقی نمی‌گذارد و حس و استقرا را فعال ما یشا می‌داند. وی تعمیم‌یافته‌های جزئی حسی را نیز کار قیاس تمثیل دانسته است که آن نیز در حس ریشه دارد.181
نخستین پی‌آمد حس‌گرایی سلفی، نزدیک شدن این مکتب به مکتب پوزیتیویسم یا اثبات‌گرایی است. اثبات‌گرایان معمولاً در ردیف ملحدان قرار دارند و از این نظر، با توجه به مبانی‌شان،

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوعمنابع قدرت

دیدگاهتان را بنویسید